سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۴ آذر ۹۷، ۱۸:۵۷ - محمد محمودزاده
    جالبه
  • ۱۲ آبان ۹۷، ۱۴:۳۶ - بنده خدا
    لایک

شهید حاج حسین خرازی

به مناسبت ۸ اسفند

سالروز شهادت حاج حسین خرازی فرمانده لشگر 14 امام حسین (ع)

سردار رشید سپاه اسلام شهید حسین خرازى در سال 1336 ه ش در اصفهان به دنیا آمد. وى پس از اتمام دوران دبیرستان، در سال 1355 ش به خدمت سربازى اعزام شد و با فرمان امام خمینى مبنى بر فرار سربازان از پادگان ها، به سیل خروشان مردم پیوست. شهید خرازى درابتداى پیروزى انقلاب، با عضویت در کمیته دفاع شهرى اصفهان به حراست از جاده هاى حساس شهر مشغول بود. سپس یک سال پس از انقلاب، همزمان با توطئه گروهک هاى ضد انقلاب در گنبد و ترکمن صحرا، به آن منطقه اعزام شد و به فرماندهى نیروها در یکى از محورهاى منطقه پرداخت و سپس چندین ماه در منطقه کردستان در راه دفاع از کیان اسلامى جانفشانى نمود.

شهید حسین خرازى،همزمان با آغاز جنگ و سقوط خرمشهر، به خوزستان اعزام شد و در منطقه خط شیر، فرماندهى نیروهاى بسیج در مقابله با قواى متجاوز بعث را برعهده گرفت. عملیات هاى فرمانده کل قوا، ثامن الائمه، فتح المبین، بیت المقدس، خیبر، بدر، والفجر8 و کربلاى 4 و 5، صحنه هاى فراوانى از رشادت ها، ابتکار، خلاقیت و حسن فرماندهى این سردار رشید اسلام بود، ضمن آنکه وى در عملیات خیبر در اسفند 1362 نیز، دستِ راست خود را در راه خدا تقدیم کرد.

سرانجام شهید حسین خرازى این سردار رشید سپاه اسلام در جریان عملیات بزرگ و غرورآفرین کربلاى 5 در حالى که فرماندهى لشکر 14 امام حسین(ع) را برعهده داشت، در 8 اسفند 1365 در خاک پاک شلمچه به فیض عظماى شهادت نائل آمد و این عملیات، آخرین وداع با جهان مادى و آغاز حیات ابدى او را رقم زد. پیکر مطهر این شهید والا مقام پس از تشییعى با شکوه، در گلستان شهداى اصفهان تخت فولاد به خاک سپرده شد.

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-12/08/66834-200126-1393489202.png

از ترس گلوله
 «زمین گیر شده بودیم. دشت صاف بود، بی هیچ پستی و بلندی. حتی بوته ای هم نبود که بشود پشت آن پناه گرفت. همه درازکش به زمین چسبیده بودیم. شب بود و تاریکی آن، حداقل محافظ ما در برابر آتش سنگین عراقی ها. اگر سر بلند می کردیم، ترکش روی پیشانی مان می خورد. صورتم را روی خاک ها چسبانده بودم. یک عراقی پشت دوشکا نشسته بود و آتش می ریخت. چندتا از بچه ها هم رفتند خاموشش کنند، فایده ای نداشت. صبح داشت نزدیک می شد. می دانستم اگر هوا روشن شود، همه بچه ها قتل عام می شوند. در همین حال، ماشینی جلو آمد و آرام آرام به ما نزدیک شد و بعد ایستاد. خودی بود، اما چه کسی این همه پردل بود! راننده اش سریع و چابک از پشت فرمان پرید پایین. پشت سرش کسی که برآمدگی بی سیمش معلوم بود، شروع کرد با بی سیم چی به حرف زدن. در یک چشم به هم زدن، دیدم روی کاپوت ماشین ایستاده، فضایی که همه دراز کشیدند از ترس گلوله، او زیر تیربار ایستاد و دوربین دید در شب را جلوی صورت خود گرفت و شروع کرد به گِرا دادن به بی سیم چی. طوری روی ماشین با دست به مواضع و نقاط حساس دشمن اشاره می کرد که انگار در سنگر ایستاده و فرمان می دهد. او ایستاده بود و گویی تیرها و ترکش ها از او واهمه داشتند. آری حاج حسین بود که با یک دست، این چنین نیروها را هدایت می کرد».
- مرجان فولادوند، پروانه در چراغانی(قصه فرماندهان 5)، تهران، نشر شاهد و سوره مهر، 1380، چ2، ص 48.

منبع : مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما            1391/12/08

نمایش عشق و ارادت علاقمندان به شهدا در شلمچه- عید نوروز 89

شلمچه

نفربر شهید عزیز و بسیجی مخلص ، سرلشگر حاج حسین خرازی- شلمچه1389

شادی روح پاکش صلوات

نظرات  (۱)

سلام
درود بر حاج حسین ...
روحشان شاد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی