سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۱۳ مطلب با موضوع «مقام معظم رهبری» ثبت شده است

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/40245/C/13970522_4640245.jpg

دیدار اقشار مختلف مردم با رهبر معظم انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار هزاران نفر از قشرهای مردم از استان‌های مختلف در سخنان مهمی درباره‌ی اوضاع اقتصادی و معیشتی، شرارت‌های آمریکا و پیشنهاد مذاکره و نیز ضرورت وحدت عمومی مردم و مسئولان خاطرنشان کردند: مشکلات اقتصادی و راه‌حل‌های آن معلوم است، هیچ بن‌بستی در کشور وجود ندارد و مسئولان در هر سه قوه باید با تلاش، کار مشترک و استفاده از نظرات کارشناسان، مشکلات و فشارها را از دوش مردم بردارند.

ایشان همچنین درخصوص موضوع مذاکره با آمریکا تأکید کردند: با آمریکایی‌ها به علت وجود استدلال‌های دقیق، تجربه‌ی گذشته و ضررهای فراوان مذاکره با یک رژیم متقلب و زورگو مذاکره نمی‌کنیم و در پرتو وحدت و همدلی مردم و مسئولان، این مرحله را به‌خوبی پشت‌سر خواهیم گذاشت.

رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود با اشاره به مشکلات اقتصادی و معیشتی کشور و گرانی‌های فراوان اخیر که به بخش‌هایی از مردم به‌شدت فشار وارد کرده است، گفتند: اکثر کارشناسان اقتصادی و بسیاری از مسئولان متفق هستند که عامل همه‌ی این مشکلات تحریم‌ها نیست بلکه ناشی از مسائل درونی و نحوه‌ی مدیریت و سیاست‌گذاری اجرایی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: من نمی‌گویم تحریم‌ها اثر ندارد، اما عمده‌ی مشکلات اقتصادی اخیر مربوط به عملکردها است و اگر عملکردها بهتر و باتدبیرتر و بهنگام‌تر و قوی‌تر باشد، تحریم‌ها تأثیر زیادی نخواهد داشت و می‌توان مقابل آن ایستاد.

ایشان به نوسانات اخیر بازار ارز و سکه و کاهش ارزش پول ملی اشاره کردند و افزودند: در همین قضایای ارز و سکه گفته شد مبلغ ۱۸ میلیارد دلار از ارز موجود کشور آن‌هم درحالی‌که برای تهیه‌ی ارز مشکل داریم، بر اثر بی‌تدبیری، به افرادی واگذار شد و برخی از آن سوءاستفاده کردند. این موارد مشکلات مدیریتی است و ارتباطی با تحریم‌ها ندارد.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: وقتی ارز یا سکه به‌صورت غلط عرضه و تقسیم می‌شود، مشکلات فعلی به وجود می‌آید زیرا این قضیه دو طرف دارد: یک طرف آن فردی است که دریافت می‌کند و طرف دیگر آن کسی است که عرضه می‌کند. همه بیشتر به‌دنبال آن فردی هستند که ارز یا سکه را گرفته است درحالی‌که تقصیر عمده متوجه آن فردی است که ارز یا سکه را با بی‌تدبیری عرضه کرده است که اقدامات اخیر قوه‌ی قضائیه نیز در واقع برخورد با کسانی است که با یک تخلف و خطای بزرگ، زمینه‌ساز این مسائل و کاهش ارزش پول ملی شده‌اند.

ایشان به کمین گرفتن دشمن برای سوءاستفاده از این خطاها و بی‌تدبیری‌ها اشاره کردند و افزودند: ما به دلایل گوناگون، دشمنان خبیث و رذل کم نداریم؛ آن‌ها کمین گرفته‌اند تا همچون مگس بر روی زخم بنشینند و با سوءاستفاده از مشکلات ناشی از خطای برخی افراد، ناکارآمدی نظام و بن‌بست در کشور را القا کنند تا مردم ناامید شوند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: در کشور هیچ بن‌بستی وجود ندارد زیرا مشکلات کشور شناخته‌شده است و برای همه‌ی آن‌ها نیز راه‌حل‌های شناخته‌شده‌ای وجود دارد و فقط باید مسئولان کمر همت ببندند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به پیشنهادها و نامه‌های متعدد جوانان انقلابی، مؤمن و خوش‌فکر برای حل مشکلات گفتند:
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۳ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۴
ع . شکیبا

همزمان با ماه ذی‌القعده و ایام زیارت مخصوص رضوی، مراسم غبارروبی مضجع شریف ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام)، صبح امروز (پنجشنبه) با حضور رهبر انقلاب اسلامی برگزار شد.

در حال تکمیل ...

فیلم/وصف علی بن موسی الرضا(ع)در کلام رهبرانقلاب

رهبر معظم انقلاب: حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) ولی نعمت معنوی، فکری و مادی ملت ماست.

18 مرداد 1397

منبع: khamenei.ir

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۳۹
ع . شکیبا

http://media.jamejamonline.ir/Media/Image/1393/04/01/635390576092865799.jpg

گزارشی از ماجرای ترور 6 تیر 1360

مصطفی غفاری

   

چهار پنج روز از عزل بنی‌صدر می‌گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه‌ی شنبه‌ها، عازم یکی از مساجد جنوب‌شهر برای سخنرانی بودند.

خودرو حامل آیت‌الله خامنه‌ای که از جماران حرکت می‌‌کرد، آن روز مهمان ویژه‌ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می‌خواست درد دل‌هایش را با نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن‌ها نیم‌ ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت‌وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.‌

نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همان‌طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسش‌های نوشته‌ی مردم را به سخنران می‌دادند، اگرچه بعضی از پرسش‌ها تند و حتی گاهی بی‌ربط بود.

آقا در سخنرانی مقدمه‌ای ‌چیدند تا به این‌جا ‌رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می‌خواهم به بخشی از آن‌ها پاسخ بدهم.»

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته‌ریش مختصر که آن روزها کلیشه‌ی چهره‌ و تیپ خیلی از جوان‌ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ی Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه‌ی جوامع بشری -نه فقط در میان عرب‌ها- مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان‌های... انفجار!

آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه‌ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالایسر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.

امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت ‌افتاد که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود. روی جداره‌ی داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی».

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ‌ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می‌راندند.

در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می‌آمدند، زیر لب زمزمه‌ای می‌کردند؛ شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها تکان می‌خوردند؛ خیلی کم البته.

در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه‌ی خون‌آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و  آقا را روی دست این طرف و آن طرف ‌بردند.

با آن صورت خون‌آلود، کسی امام جمعه‌ی شهر را نشناخت. دکتری با گوشی، دکتری ضربان قلب را گرفت: «نمی‌شود کاری کرد.» محافظ‌ها با سرعت به سمت در خروجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید: «ایشان کی هستند‌؟ دارند تمام می‌کنند» اسم آقای خامنه‌ای را که شنید، گفت: «ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول اکسیژن هم با خودتان ببرید.»

انگار کسی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. «آقا این کپسول لازمتان است.» کپسول اکسیژن و  پایه‌ی آهنی چرخدار را نمی‌شد برد توی ماشین. پایه‌های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک اکسیژن را روی صورت آقا نگه داشت و به همه دلداری ‌داد.

یکی از محافظ‌ها پرسید: «حالا کجا برویم!؟» پرستار گفت: «بیمارستان بهارلو، پل جوادیه». ماشین انگار ترمز نداشت.

محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز 50- 50»؛ این رمزِ آماده‌باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.

محافظ یک‌دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم دکتر فیاض‌بخش و چند نفر دیگر از پزشک‌های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، ... بگو بیایند بیمارستان بهارلو.»

ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه‌. برانکارد آورند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. دکتر محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش‌ را تمام کرده بود. داشت دستش را می‌شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند.

سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از سینه کاملاً سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه به راحتی دیده می‌شد. 37 واحد خون و فراورده‌های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش‌های انعقادی را مختل ‌کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ‌ها را مسدود کنند. کیسه‌ها‌ی خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق ‌می‌کردند، اما باز هم خون‌ریزی ادامه داشت.

یک‌دفعه یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی‌راه نمی‌گفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟

فشار کم‌کم بالا آمد و دوباره شروع کردند.

دکتر منافی، همان‌ طور که می‌آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که دکتر سهراب شیبانی، جراح عروق و دکتر ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم دکتر زرگر را خبر کرده بود.

دکتر محجوبی که حال و روز دکتر زرگر را دید، گفت: «نگران نباش، من خون‌ریزی را بند آورده‌ام.»

عمل تا آخر شب طول کشید، اما دیگر نمی‌شد درمان را آن‌جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود. تنها بیمارستانی هم که می‌شد بعد از عمل مراقبت‌های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رئیس بیمارستان قلب دکتر میلانی‌نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند «بیمارستان قلب شهید رجایی».

هلی‌کوپتر خبر کردند. نمی‌توانستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی‌سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که نکند قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می‌گفتند «قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید.»

با هزار ترفند، هلی‌کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند. تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.

دکترها می‌گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته‌ و برگشته. یک‌بار همان انفجار بمب بود، یک‌بار خون‌ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یک‌بار هم جمع شدن پروتئین‌ها در ریه و حالت خفگی. همه‌ی این‌ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می‌‌انداختند روی‌ آقا. گاهی حتی دکترها بغلشان می‌کردند تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشأ این تب‌ها کجاست؟ ضایعه‌ی کوچکی هم در ریه دیده بودند.

آقا لوله‌ی تنفس داشتند و نمی‌توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی‌کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سؤال بود؛ «همراهان من چطورند؟» «مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟»

دکتر باقی روی سطحی از پوست بدن کار می‌کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت‌های آسیب‌دیده برداشته بودند. زخم‌ها زیاد بودند. درد زخم‌ها خیلی زیاد بود، اما دکترها می‌گفتند تحمل‌ آقا زیادتر است. می‌گفتند «اصلاً مسکّن‌ها به حساب نمی‌آیند.»

بحث دکترها این بود که بالاخره تکلیف این دست چه می‌شود؟ شکستگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ‌ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می‌کردند که دست قطع شود یا بماند.

***

امام مرتب پیغام می‌دادند و از اطرافیان می‌پرسیدند که: «آقاسیدعلی چطورند؟» پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش ‌شد. دکتر میلانی‌نیا رادیورا گذاشت بیخ گوش آقا. آن‌ موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه‌ای انگار در وجودشان دمید، جان گرفتند.

حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه‌ی هفتاد و دو تن را نمی‌دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند حالتان چطور است؟ گفتند: «من بحمدالله حالم خیلی خوب است» و شعر رضوانی شیرازی را خطاب به امام خواندند:

«بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت

سر خُمِّ می سلامت شکند اگر سبویی»

آقای هاشمی می‌گفت «اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می‌کنم چیزی کم دارم.» برای همین مرتب از ایشان احوال‌پرسی می‌کرد. حاج احمدآقا هم همین‌طور؛ مرتب احوال می‌پرسیدند و روزانه به حضرت امام خبر می‌دادند.

کم‌کم به اطرافیان فشار می‌آوردند که: «آقاجان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته‌اید، هم تلویزیون را.» دکترها بهانه می‌آوردند که امواج رادیویی، دستگاه‌های درمانی ما را به‌هم می‌ریزد و عملکردشان را مختل می‌کند!

خیلی از چهره‌های انقلاب برای عیادت می‌آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می‌پرسیدند: «چرا همه می‌آیند، اما ایشان نمی‌آید؟» شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور و بری‌ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. دکتر منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم‌کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند، اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی‌ دو نفر شهید شده‌اند.

آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ دکتر بهشتی و محمد منتظری. اولین کسی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک‌ مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو کردند به دکتر میلانی‌نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ دکتر گفت: «بله، از وضعشان باخبرم.» پرسیدند: «مراقبت جدی از حال ایشان می‌شود؟ آن‌جا هم سر می‌زنید؟» بعد هم دکتر را سؤال‌پیچ کردند. دکتر میلانی‌نیا با بغض از اتاق زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که‌ بچه‌های همراه را جمع کرده‌اند و ازشان بازجویی می‌کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه‌ی شهدای حزب را به آقا گفت.

***

شیرینی عیدی گروهک فرقان، به کام مردم نشست. هر وقت که در حزب جلسه بود، آقا آخرین نفری بود که از حزب می‌آمد بیرون.

منبع : پایگاه رهبری

لعنت بر منافین مزدور

ماجرای ترور آیت الله خامنه ای از زبان همسرش +پیام امام خمینی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۵:۴۴
ع . شکیبا

منافقین و امام عادل-1

رسول خدا صلى الله علیه و آله :

ثَلاثَةٌ لا یَستَخِفُّ بِهِم إلاّ مُنافِقٌ بَیِّنٌ نِفاقُهُ: ذو شَیبَةٍ فِی الإِسلامِ، و مُعَلِّمُ الخَیرِ، و إمامٌ عادِلٌ؛

سه نفر را هیچ کس سبک نمى شمرد، جز منافقى که نفاقش آشکار شده است: کسى که موى خود را در اسلام سپید کرده است و آموزگار نیکى و پیشوای عادل.

تاریخ بغداد : ۸ / ۲۷ ؛ علم و حکمت ج 2، ص 626

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۰
ع . شکیبا

و بدون شک، این رژیمی که بر پایه‌ی باطل تشکیل شده است، به توفیق الهی و با همّت ملّت های مسلمان نابود خواهد شد و از بین خواهد رفت.

به مناسبت عید سعید فطر (۱) 1397/3/25

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّیّبین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 تبریک عرض میکنم این عید سعید بزرگ را به شما حضّار محترم و گرامی و سفرای کشورهای اسلامی که در جلسه حضور دارند و به همه‌ی ملّت بزرگ و مؤمن ایران و به همه‌ی امّت اسلامی؛ از خداوند متعال مسئلت میکنیم که این عید را به معنای واقعی کلمه برای امّت اسلامی مبارک فرماید و عید قرار بدهد.

 عید فطر همان‌طوری که در دعای قنوت نماز آن وارد شده است و میخوانیم «وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اللهُ ‌عَلَیهِ ‌وَ آلِهِ ذُخراً وَ شَرفاً وَ کَرامَةً وَ مَزیدا»،(۲) مایه‌ی شرافت است، مایه‌ی کرامت است، ذخیره است برای وجود مقدّس نبیّ ‌مکرّم، یعنی برای اسلام و جامعه‌ی اسلامی. به نظر میرسد یکی از مهم‌ترین عوامل و عناصری که میتواند مایه‌ی شرافت و کرامت باشد برای رسول مکرّم اسلام و مردم مسلمان و جامعه و امّت اسلامی، اتّحاد امّت اسلام است، رفع اختلافات است.

 برادران عزیز، خواهران عزیز! امروز سیاست استکبار عبارت است از ایجاد شکاف و اختلاف بین ملّتهای مسلمان و حتّی در داخل ملّتها، بین آحاد آن ملّتها؛ امروز سیاست این است. و این نقشه‌ای است که نقشه‌پردازان و توطئه‌گران آمریکای جنایت‌کار و صهیونیست‌ها برای منطقه‌ی ما که یکی از مهم‌ترین مناطق اسلامی است، طرّاحی کرده‌اند و شما نشانه‌هایش را دارید مشاهده میکنید: حوادث رقّت‌بار یمن، حوادث سوریه، حوادثی که در عراق بود، و بقیّه‌ی کشورهای مسلمان. راه این است که ملّتهای مسلمان نقطه‌ی اصلی را کشف کنند؛ آن نقطه‌ی اصلی عبارت است از دشمنی استکبار با جامعه‌ی اسلامی و امّت اسلامی؛ این اساس قضیّه است. بِایستند در مقابل سیاستهای استکبار؛ این وظیفه‌ی دولتها است، وظیفه‌ی مسئولان سیاسی است، وظیفه‌ی زبدگان دینی و فرهنگی و سیاسی است در همه‌ی دنیای اسلام. و یک نقطه‌ی اساسی دیگر هم مسئله‌ی رژیم صهیونیستی است که اساساً در این منطقه این رژیم را در دل دنیای اسلام کار گذاشته‌اند برای ایجاد اختلاف، برای تفتین،(۳) برای مسئله‌سازی.


 و رژیم صهیونیستی هم ماندگار نیست؛ این را همه‌ی تجربه‌‌های تاریخی به ما به‌صورت قطعی املا میکند و تفهیم میکند. رژیم صهیونیستی مشکل اصولی دارد. آمریکایی‌ها و خود عوامل رژیم صهیونیستی و بعضی از دولتهای سست‌عنصر و دنبال‌روی آمریکا امروز خیال میکنند که با ایجاد رابطه‌ی دیپلماسی آشکار یا پنهان با رژیم صهیونیستی میتوانند مشکل او را حل کنند؛ نه، مشکل رژیم صهیونیستی، بودن یا نبودن رابطه‌ی دیپلماسی با دولتها نیست که اگر چنانچه حالا دو دولت، سه دولت -کمتر یا بیشتر- رابطه برقرار کردند، قبح رابطه‌ی با اسرائیل را شکستند و با رژیم صهیونیستی دست دوستی دادند، مشکل رژیم صهیونیستی حل بشود؛ نه، مشکل رژیم صهیونیستی اساس عدم مشروعیّت این رژیم است. رژیم صهیونیستی نامشروع است؛ تشکیل این رژیم بر یک اساس باطل انجام گرفته است. یک ملّت را از درون کشورِ خودش بزور، با کشتار، با تهدید، با نیروی مسلّح اخراج کرده‌اند، یک ملّت تاریخی را؛ ملّت فلسطین که ملّت جعلی و تازه به دوران رسیده‌ای نبود. کشور فلسطین هم همین‌جور؛ مگر میتوانند نقشه‌ی فلسطین را از حافظه‌ی تاریخی جغرافیای جهان حذف کنند؟ مگر این کار ممکن است؟ حالا بیایند چهار تا کشور سست‌عنصرِ در منطقه را هم وادار کنند که ارتباط دیپلماسی برقرار کنند با رژیم صهیونیستی، مشکلشان را حل نمیکند؛ مشکل آنها عبارت است از عدم مشروعیّت.

 پایه‌ی رژیم صهیونیست در این منطقه‌ یک پایه‌ی سست و متزلزل و غلطی است؛ این هم چیزی نیست که کلیدش دست دولتها باشد که بتوانند آن را حل بکنند. بعضی از کشورهای منطقه که سابقه‌ی بیشتری در ارتباط با رژیم صهیونیستی دارند -من اسم نمی‌آورم- اتّفاقاً احساسات مردمشان نسبت به رژیم صهیونیستی بسیار تندتر از بقیّه‌ی کشورها است. مسئله‌، مسئله‌ی ملّتها است؛ عدم مشروعیّت رژیم صهیونیستی در دل امّت اسلامی حک شده است و زایل‌شدنی نیست؛ با تلاش کاخ سفید و با انتقال سفارت به قدس و با این حرفها نمیتوانند این مشکل را حل کنند؛ این مشکل حل‌شدنی نیست. و بدون شک، این رژیمی که بر پایه‌ی باطل تشکیل شده است، به توفیق الهی و با همّت ملّتهای مسلمان نابود خواهد شد و از بین خواهد رفت.

 مثل همه‌ی کشورهای آزاد دنیا، مردم فلسطین -فلسطینیان واقعی- بایستی مورد سؤال قرار بگیرند؛ چه مسلمانشان، چه مسیحی‌شان و چه یهودی‌شان؛ آنهایی که فلسطینی‌اند، نه آنهایی که از جاهای دیگر وارد فلسطین شده‌اند. آراء آن کسانی که فلسطینی هستند باید مورد مراجعه قرار بگیرد و از آنها نظرخواهی بشود و آنها نظامِ حکومتیِ کشورِ فلسطین را معیّن کنند؛ آن نظام حکومتی نسبت به کسانی که وارد این منطقه شده‌اند، [یعنی] صهیونیست‌ها و رؤسایشان و بقیّه، تصمیم خواهد گرفت. راه‌حلّ فلسطین جز این نیست و این همان نابود شدن و از بین رفتن رژیم باطل و جعلی صهیونیستی است که امروز بر سر کار است؛ و این امر به‌طور قطعی در آینده‌ی نه‌چندان‌دوری -نمیشود زمان معیّن کرد؛ آینده‌ای که خیلی دور نیست- قطعاً به حول و قوّه‌ی الهی تحقّق پیدا خواهد کرد. اگر این شد، ملّتهای مسلمان در این منطقه خواهند توانست ان‌شاءالله وحدت خودشان را به دست بیاورند.

 عامل اختلاف در این منطقه وجود این دشمن است؛ همیشه دشمنِ مشترک ایجاد اتّحاد میکند، [امّا] در اینجا بعکس عمل کرده است؛ این دشمن مایه‌ی اختلاف، مایه‌ی نفاق، مایه‌ی وجود رگه‌های خیانت در بعضی از مسئولان کشورهای اسلامی شده است. وقتی این از بین برود، کشورها میتوانند به هم نزدیک بشوند و میتوانند اتّحاد و اتّفاق خودشان را حفظ کنند، و عزّت اسلامی هم در اتّحاد امّت اسلامی است؛ امّت اسلامی باید در سایه‌ی اتّحاد ان‌شاءالله به اوج تعالی برسد و خواهد رسید.

 امیدواریم که خداوند متعال در این عید فطر و در همه‌ی ایّام متبرّک و مبارک، برای امّت اسلامی خیر مقدّر بفرماید و به همه‌ی آحاد امّت اسلامی و به همه‌ی ملّتهای مسلمان توفیق حرکت جدّی در این راه را مرحمت کند.

والسّلام علیکم و‌ رحمة‌الله و‌ برکاته

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی امام خامنه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۳۲
ع . شکیبا

http://s5.picofile.com/file/8132506642/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%81%D8%B7%D8%B1_Www_ax2shot_r98_ir_3_.jpeg

http://axgig.com/images/83021216634434529303.jpg

http://media.mehrnews.com/d/2015/07/18/3/1768721.jpg?ts=1486462047399

http://www.iribnews.ir/files/fa/news/1395/4/15/255197_425.jpg

از همه عزیزان التماس دعا Image result for ‫گل‬‎

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۳
ع . شکیبا

عصر دیروز در حسینیه‌ی امام خمینی(ره) برگزار شد؛

دیدار جمعی از دانشجویان با رهبر انقلاب

در نشست صمیمانه، پرشور، پرنشاط و سه ساعته‌ی صدها نفر از دانشجویان دانشگاه‌های مختلف با رهبر معظم انقلاب اسلامی، نمایندگان تشکل‌های مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و صنفی دانشجویان، دیدگاه‌ها، انتقادها، پیشنهادها و مطالبات خود را از سه قوه و دستگاه‌های مختلف بیان کردند.

در این دیدار که عصر امروز (دوشنبه) برگزار شد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «روحیه‌ی جوانی، احساس هویت اثرگذار، انگیزه‌های ایمانی و آرمانی جریان‌های دانشجویی و مطالبه‌گری آرمان‌ها» را مایه‌ی امید به آینده خواندند و بر ضرورت «انقلابی بودن، انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن» البته با توجه به ظرائف و لوازم آن تأکید و خاطرنشان کردند: باید با توجه به ظرفیت‌ها و امکانات کشور، حرکت پرافتخار به سمت آرمان‌ها را با قدرت و شتاب بیشتر ادامه دهیم.

رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود، دیدار امروز و صحبت‌های دانشجویان را که شامل مسائل متنوعی از موضوعات کشور و دربردارنده‌ی پیشنهادها، گله‌ها و اعتراض‌ها بود، جلسه‌ای به معنی واقعی دانشجویی خواندند و گفتند: مهم‌ترین و برجسته‌ترین نتیجه‌ی این جلسه، نمایان شدن روحیه و حرکت پرنشاط، زنده و باانگیزه در میان دانشجویان با گرایش‌های مختلف است و این فضای واقعی، برخلاف القائات دشمنان و بیگانگان و برخی عناصر داخلی درباره‌ی افسردگی و یأس و ناامیدی در دانشگاه‌ها است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: وجود چنین روحیه‌ای موجب می‌شود دانشجو احساس اثرگذاری کند و بر مبنای همین احساس، سخن بگوید و مطالبه کند.



ایشان با اشاره به سخنان دانشجویان در این دیدار و اعتراض آنان به بسیاری از مسائل کشور، بیشتر این اعتراض‌ها را وارد دانستند و درعین‌حال خاطرنشان کردند: تحقق آرزوهایی که از طرف جوانان پرشور به‌راحتی بیان می‌شوند، با در نظر گرفتن واقعیات به این سادگی‌ها امکان‌پذیر نیست بلکه نیازمند کار و تلاش و برخی مقدمات است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: یکی از مقدمات لازم برای تحقق آرزوها، حضور جوانان پرشور و باانگیزه در صحنه و فکر و تلاش آن‌ها برای برطرف کردن مشکلات است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس به بعضی انتقادهای دانشجویان درخصوص برخی نهادها اشاره کردند و گفتند: مدیریت نهادهایی همچون نیروهای مسلح با رهبری است اما در قوه‌ی قضائیه و صداوسیما با وجود آنکه رؤسای آن‌ها از طرف رهبری منصوب می‌شوند، مدیریت آن‌ها با رهبری نیست و به‌عنوان مثال بنده در مواجهه‌ با صداوسیما -چه در مدیریت فعلی و چه در مدیریت‌های قبلی- همواره در موضوعات مختلف موضع انتقادی داشته و دارم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: راه‌حل اساسی برای برطرف کردن عیوب و مشکلات در برخی دستگاه‌ها همچون صداوسیما، تزریق عناصر جوان، فعال، مؤمن و پرانگیزه به این دستگاه‌ها است و من به آن‌ها در این خصوص تأکید کرده‌ام.

ایشان با تأکید بر اینکه حرکت نظام اسلامی و کشور، بدون هیچ تردیدی رو به جلو است، گفتند: بارها گفته‌ام که آینده بهتر از امروز و متعلق به جوانان است اما لازمه‌ی آن، باقی ماندن در صراط مستقیم و حرکت مستمر و خستگی‌ناپذیر است.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: این دیدار دانشجویی حامل یک بشارت و امیدواری بزرگ یعنی وجود جریانی از دانشجویان باایمان، باغیرت و باانگیزه و مصمم در دانشگاه‌ها است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین خصوص تأکید کردند: با توجه به این واقعیت، باید کسانی که نسبت به آینده و دانشگاه‌ها سخن از یأس و ناامیدیمی‌گویند، تفکر خود را تصحیح کنند.

ایشان در ادامه وارد بحث اصلی خود یعنی چگونگی «انقلابی بودن، انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن» شدند.
رهبر انقلاب اسلامی ابتدا به تبیین مراحل پنج‌گانه‌ی انقلاب پرداختند و گفتند: یک تفکر غلط از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشت مبنی بر اینکه انقلاب، بعد از تشکیل نظام به پایان می‌رسد و باید به سراغ شکل‌دهی نهادها و دیوان‌سالاری رفت. این تفکر غلط، انقلاب را به معنای تنش، نزاع و کارهای غیرقانونی می‌داند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۱
ع . شکیبا
امام خامنه‌ای: ترامپ ملت و نظام را تهدید کرد؛ از طرف ملت ایران می‌گویم: آقای ترامپ! شما غلط می‌کنید/ دیدید که هسته‌ای بهانه بود

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام‌معظم رهبری، حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی، صبح امروز (چهارشنبه) به‌ مناسبت هفته‌ گرامیداشت مقام معلم، با حضور در دانشگاه فرهنگیان، در دو دیدار جداگانه، در جمع مسئولان وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان و در اجتماع اساتید،‌ کارکنان و دانشجو معلمان این دانشگاه سخنرانی کردند.

گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار به شرح زیر است:

** دیشب شنیدید رئیس‌جمهور آمریکا حرف‌های سخیف و سبکی زد. شاید بیش از 10 دروغ در حرف‌های او بود. هم نظام را تهدید کرد، هم ملت را که چنین و چنان می‌کنم. بنده از طرف ملت ایران می‌گویم: آقای ترامپ! شما غلط می‌کنید.

** آن‌وقتی که مسئله‌ی هسته‌ای شروع شد، بعضی از معاریف کشور می‌گفتند که چه اصراری دارید که هسته‌ای را نگه دارید، بگذارید کنار... البته این حرف غلط بود، مسئله‌ی هسته‌ای نیاز کشور است و تا چند سال دیگر طبق بررسی کارشناسان، کشور به 20هزار مگاوات برق هسته‌ای نیاز دارد. آن روز می‌گفتیم مسئله‌ی آمریکا با ایران، مربوط به انرژی هسته‌ای نیست و این‌ها بهانه است؛ می‌گفتند نه، این‌جور نیست. حالا دیدید که این‌جوری نیست؛ ما برجام را پذیرفتیم اما دشمنی‌ها با جمهوری اسلامی تمام نشد. حالا مسئله‌ی حضور ما در منطقه و مسئله‌ی موشک‌ها را مطرح می‌کنند؛ اگر این‌ها را هم قبول کنیم، مسئله تمام نخواهد شد، مسئله‌ی دیگری را شروع می‌کنند. علت مخالفت آمریکا با نظام جمهوری اسلامی این است که آمریکا به‌طور کامل سلطه داشت و انقلاب دست آن‌ها را کوتاه کرد.

** [آمریکایی‌ها] می‌خواهند حکامی در کشورها باشند که پولشان را بگیرند و دستورات را انجام دهند و هروقت هم خواستند عوضشان کنند. همان‌طور که رضاخان را برداشتند و پسرش را آوردند؛ همچنان‌که در کشورهای خلیج فارس این حالت وجود دارد، مانند عبد ذلیل آمریکا.  چند روز پیش ترامپ نامه‌ای به رؤسای کشورهای خلیج فارس نوشته که ما به آن دست یافتیم. چنین می‌گوید که من 7 تریلیون دلار برای شما خرج کردم و شما باید این کار را بکنید. خرج کردی که به عراق و سوریه مسلط شوی؛ خب نتوانستی، به درک! 

** می‌گوید «باید» این کار را بکنید؛ می‌خواهد به جمهوری اسلامی هم «باید» بگوید. ملت ایران مستقل و عزیز است. حکام گذشته‌ی این ملت، عزت ملت را گرفتند و مردم را ذلیل کردند. حالا جمهوری اسلامی و انفلاب اسلامی آمده و آمریکایی‌ها نمی‌توانند تحمل کنند. برخی [از داخلی‌ها] می‌گفتند چه اصراری دارید که می‌ایستید... خدا از سر تقصیراتشان بگذرد. ( شعار مردم : مرگ بر سازشی)

** آنچه اتفاق افتاده، یعنی رفتار زشت و سخیف رئیس‌جمهور آمریکا خلاف انتظار ما نیست. این رفتار در دوران رؤسای جمهور قبل هم وجود داشت و در هر دوره‌ای یک‌جور بوده است. ملت ایران با قدرت ایستاده و آن [رؤسای جمهور] قبلی مُردند و استخوان‌هایشان هم پوسید و جمهوری اسلامی همچنان هست.
این آقا هم خاک خواهد شد و بدنش خوراک مار و مور می‌شود و جمهوری اسلامی همچنان خواهد ایستاد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۵۰
ع . شکیبا

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/35962/5-1.jpg

۱۳۹۵/۰۵/۱۱| بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم
برجام و این مذاکرات هسته‌ای، برای ما یک نمونه خواهد بود... در ظاهر وعده میدهند، با زبان چرب و نرم حرف میزنند امّا در عمل توطئه میکنند، تخریب میکنند، مانع از پیشرفت کارها میشوند؛ این شد آمریکا؛ این شد تجربه.

۱۳۹۵/۰۵/۱۱| بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم
شش ماه هم از امضای برجام میگذرد، هیچ تأثیر محسوس و ملموسی هم در وضع معیشت مردم به وجود نیامده است؛ [درحالی‌که] خب، برجام اصلاً برای برداشتن تحریمها بود.

۱۳۹۵/۰۵/۱۱| بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم
برجام اصلاً برای برداشتن تحریمها بود؛ برای اینکه تحریمهای ظالمانه برداشته بشود. مگر غیر از این است؟ خب برداشته نشده؛ حالا میگویند بتدریج، یواش یواش دارد درست میشود! مگر بحث سرِ یواش یواش بود؟

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=35964

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۴۷
ع . شکیبا
photo_2016-11-07_13-35-54
وبلاگ هم صف با ملائک

خودم را دوباره جمع و جور می کنم و ادامه می دهم: آقا افتخارم این است که فرزند سردار شهید گمنامی هستم که تنها در این دنیای خاکی نام یک کوچه کوچک در شهرستانی کوچک به نام اوست. آقا صحبتم را قطع می کند و می فرماید: پدر شما در بین اهالی آسمانها مشهور هستند. پاسخ می دهم: من هم از این گمنامی خوشحالم.

کد خبر: ۴۱۰۴
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۴۲

وبلاگ هم صف با ملائک نوشت :

جلوی آقا دو زانو نشسته ام. خودم را جمع و جور می کنم. لبخند آقا ادامه دار است. سی چهل نفری می شویم. همه خانواده های شهدا هستند. پدر و مادرهای شهدا را در صف اول نشانده اند. آقا لیست مدعوین را در دست می گیرند. نفر اولی که نامش را صدا می زنند من هستم. رضا کاوند..    بلند می شوم سر پا. نمی دانم چطور شروع کنم. آقا می فرمایند: شما هستید. با زبان و با سر جواب می دهم بله. می پرسن خوبید شما؟ جواب می دهم شکر. بلافاصله می گویم آقا چند کلام حرف دارم. اجازه می دهید؟ می فرمایند: بله بفرمایید. کمی دستم می لزد صدایم هم. سعی می کنم با صدای بلند صحبت کنم. در ذهنم سریع می گذرد جلوی نایب امامت ایستاده ای.   

 می گویم آقا جان من رضا کاوند دانشجوی دکتری سیاست گذاری فرهنگی هستم و مدرس دروس علوم انسانی دانشگاه تهران. آقا پر از لبخند می شود.می فرمایند ماشاالله ماشاالله. در شادی صورتش غرق می شوم.     خودم را دوباره جمع و جور می کنم و ادامه می دهم: آقا افتخارم این است که فرزند سردار شهید گمنامی هستم که تنها در این دنیای خاکی نام یک کوچه کوچک در شهرستانی کوچک به نام  اوست. آقا صحبتم را قطع می کند و می فرماید: پدر شما در بین اهالی آسمانها مشهور هستند. پاسخ می دهم: من هم از این گمنامی خوشحالم.    ادامه می دهم: مادرم که چند سال پیش به رحمت خدا رفت به ما یاد داده بود نه از نام پدرمان، بلکه از مرام او استفاده کنیم.    آقا جان، وقتی در دانشگاه تهران سر کلاسهایی که مبانی دروس آن افتخارش اعتقاد به محوریت انسان است از خدا برای دانشجویانم می گویم، وقتی از شهدا و انقلاب و رهنمونهای شما برای آنها سخن می گویم، وقتی که به دانشجویانم می گویم بچه ها انقلاب یک فرآیند است و تغییر  نظام شاهنشاهی همه انقلاب نیست بلکه انقلاب تمام نشده و تا زمانی که جامعه اسلامی، دولت اسلامی و تمدن اسلامی نداشته باشیم انقلاب ادامه دارد، صدای پدرم را در گوشم می شنوم که می گوید: رضا تازه اول عملیاته،بار سنگینی بر دوش داری.

 آقا دوباره لبخند می زنند و یکی دوبار احسنت جانانه ای می گویند.    دلم به احسنت آقایم قرص تر می شود.  ادامه می دهم. از پدر و عموی شهیدم می گویم: آقا پدر بزرگ من یک باربر بود ، مادر بزرگم می گوید خانه که می آمد جای طنابهای که روی شکمش می انداخت همیشه زخم بود و تاول زده. مادر بزرگم هم لباسهای مردم را می شست تا زندگی 5 فرزند خود را در یک اتاق کوچک بگذرانند.     در ادمه از مبارزات قبل از انقلاب پدرم و رنجهای او و شهادت عمویم و نحوه شهادت پدرم میگویم.    حرفهایم که تمام می شود. آقا دوباره لبخند می زنند می نشینم.    آقا به من نگا می کند . اولین جمله شان این است: ماشاالله مثل یک کلاس درس صحبت کردید با بیان خوب و مسلط.    می فرمایند: اینکه فرزندان یک باربر این همه رشد می کنند و متعالی می شوند از برکات انقلاب است. قدر این انقلاب را بدانید و از آن محافظت کنید.    آقا ادامه می دهند: مواظب باشید یک بار زاویه پیدا نکنید. یک زاویه کوچک در آینده فاصله شما را دورتر و دورتر می کند.    دو زانو نشسته ام و سعی می کنم به خاطر بسپارم همه جملات آقا را. چشمم را به لبهای پر برکت ایشان دوخته ام.    آقا می فرمایند: وظیفه شما گفتمان سازی است. باید گفتمان انقلاب را مانند دوران مبارزه سینه به سینه منتقل کنید. به هر اندازه که سهم تاثیر درجامعه دارید گفتمان انقلاب را ترویج دهید.   

 آقا دوباره صدایم می کنند تا هدیه ای به من بدهند. می روم جلو همه چیز انگار مثل خواب است. دست آقا را در دستم می گیرم. می بوسم. حالم دگرگون است. میروم کنار گوش آقا می گویم آقا یک جمله ای دارم آقا با شوخی می فرمایند این همه صحبت کردید هنوز هم حرفی دارید. می گویم فقط یک جمله است: آقا می خواهم ابراز شرمندگی کنم مرا ببخشید من ولی فقیه خودم را دیر شناختم. اشتباهاتی کردم.  آقا کریمانه پاسخم را می دهند: گذشته، دیگه بهش فکر نکن.    دلم آرام می شود.    جلسه تمام می شود هر کسی چیزی از آقا گرفته یکی سجاده، یکی چفیه و دیگری انگشتر. و من همین طور مات و مبهوت مانده ام. مبهوت لبخندهای آقا. بهترین هدیه ای که می توانستم از آقا بگیرم. 

زندگینامه سردار شهید جلال کاوند +تصاویر

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۱۵
ع . شکیبا

 کار آمریکا ایجاد ناامنی است؛ هرجا آمریکایی‌ها در این سالها پا گذاشتند ناامنی ایجاد کردند. در هر نقطه‌ای -چه نقطه‌ی غرب آسیا که ما هستیم، چه در نقاط دیگر عالم؛ هرجا که رفتند- ایجاد ناامنی کردند؛ یا جنگ داخلی راه انداختند، یا برادرکُشی راه ‌انداختند، برای مردم بدبختی آوردند هرجا که رفتند. برای همین هم هست که جای پای آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا باید برچیده بشود؛ آمریکایی‌ها بایستی از منطقه‌ی غرب آسیا بیرون بروند؛ آن ‌که باید پایش قطع بشود از اینجا آمریکا است، نه جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی خود ما هستیم، ما اهل اینجاییم، خلیج فارس خانه‌ی ما است، غرب آسیا خانه‌ی ما است !، اینجا خانه‌ی ما است !؛ شما بیگانه‌اید !، شما از راه دور آمده‌اید ! ، شما اهداف خباثت‌آمیز دارید، شما میخواهید فتنه ایجاد کنید، شما باید بروید.

و بدانید آمریکایی‌ها و بقیّه‌ی کسانی که مثل آنها هستند از این منطقه پایشان قطع خواهد شد.

متن کامل بیانات در ادامه مطلب ...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۰۸
ع . شکیبا

پنجم اردیبهشت، سالروز شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس است.


به گزارش رحماء در این حمله نظامی، شیطان بزرگ با مفتضحانه‏ ترین وضعی شکست خورد. شکست شیطان بزرگ در این عملیات، حمله فیل‌داران ابرهه را به خانه کعبه در ذهن‌ها زنده می‏کند.

لشگریان ابرهه، همچون نیروهای متجاوز آمریکایی، از فراوانی قدرت و شوکت، تصور نمی‏کردند کسی بتواند مانع حمله آنها به خانه کعبه شود، ولی آن هنگام که به سوی کعبه هجوم آغاز کردند، به فرمان خداوند متعالی پرندگانی در آسمان ظاهر شدند و سنگ‏هایی که در منقار داشتند، بر سر فیل‏‌سواران فرود آوردند و بدین وسیله، کافران یکی پس از دیگری به هلاکت رسیدند.

در پنجم اردیبهشت 1359 نیز دانه‌‏های ریز شن، دسیسه بزرگ آمریکا را فرو شکست.

بازخوانی یک سناریوی شکست خورده ( عملیات پنجه عقاب )

تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 1358 توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که با اسارت گرفتن 53 نفر از جاسوسان آمریکا به پایان رسید آن چنان ضربه ای به حیثیت آمریکا وارد کرد و سیاست های استعمار گرانه آن ها را از هم پاشید که کاخ سفید را بر آن داشت که به هر نحو ممکن این مساله را حل کند.
بنابراین آمریکا در گام اول با اقدامات دیپلماتیکی خود به تحریم روابط سیاسی و اقتصادی ایران زد و در گام دوم طرح تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرارداد

خلاصه اینکه برخورد با جاسوس خانه آمریکا در تهران که با اراده انقلابی دانشجویان مسلمان انجام پذیرفت، کاخ سفید را برای فرار از کابوس این ماجرای تحقیرآمیز با سردرگمی های زیادی مواجه نمود.

امریکا با طراحی عملیاتی پیچیده و دقیق برای حمله نظامی به ایران، به بهانه رهاسازی جاسوس های مستقر در محل سفارت روی اورد : آمریکایی ها با غرور و اطمینان ناشی از پیش بینی نیروی انسانی کارآزموده و تجهیزات مدرن و کارآمد در شبانگاه پنجم اردیبهشت ماه سال 1358 در حالی که خود را بر زمین طبس می‌دیدند، در اوج حیرت و ناباوری ها با وقوع طوفان شن و برخورد بالگردهای متجاوز به یکدیگر، شکست سنگین و غیرقابل تصوری را متحمل گردیدند و سرانجام با لغو عملیات مجبور به فرار از خاک ایران شدند.

● نقشه عملیات

در ابتدا بهترین روش در نظر نیروهای ویژه، وارد شدن به ایران از طریق کامیون‌ها و به وسیله مرز زمینی ترکیه بود ولی این روش به دلایل سیاسی و ریسک تلفات سنگین، کنار گذاشته شد. سپس موضوع عملیات از طریق هوا مطرح شد. در دسامبر ۱۹۷۹ گروهی از نیروهای ویژه انتخاب شده و تحت تمرینات مخصوص قرار گرفتند. این تمرینات تا مارس ۱۹۸۰ به طول انجامید. در تاریخ ۱۶ آوریل ۱۹۸۰ (۲۷ فروردین ۱۳۵۹) انجام عملیات تایید شد و دستور شروع آن داده شد. بین روزهای ۱۹ تا۲۳ آوریل (۳۰ فروردین تا ۲ اردیبهشت ۵۹) نیروهای ‌عمل‌کننده به جنوب غربی آسیا منتقل شدند. این نیروها تمرینات خود را در پایگاهی در مصر گذرانده بودند.
نیروهای شرکت‌کننده در ماموریت از هر ۴ نیروی مسلح آمریکا انتخاب شده بودند. ۸ فروند بالگرد RH-۵۳D مین روب از نیروی دریایی با خدمه از نیروی تفنگدار دریایی ۱۲ فروند هواپیما از نیروی هوایی ( ۳ فروندEC-۱۳۰E - ۴ فروند MC-۱۳۰E - ۳ فروند AC-۱۳۰ و دو فروند C-۱۴۱ ) و کماندوها نیز از ارتش آمریکا انتخاب شده بودند. تعدادی از رابطین نیز قبل از شروع عملیات به تهران فرستاده شده بودند. ناوهای هواپیمابر USS Nimitz (CVN۶۸) و USS Coral sea (CV۴۳) نیز در دریای عمان حاضر بودند و آمادگی پشتیبانی هوایی عملیات را با F-۱۴A - A-۶E و A-۷E های خود داشتند.
کلیات نقشه خیلی ساده بود. نیروهای عمل‌کننده شب قبل از حمله وارد ایران می‌شدند؛ به نحوی خود را به تهران می رساندند و تا شب حمله مخفی می‌شدند، حمله را انجام می‌دادند و سپس از ایران خارج می‌شدند.
ولی در جزییات نقشه کمی پیچیده‌تر به نظر می‌رسید. در شب اول عملیات ۳ فروند MC-۱۳۰E وارد ایران می‌شدند و در نقطه‌ای نزدیک شهر طبس فرود می‌آمدند. این ۳ فروند حامل نیروهای دلتا، فرماندهان عملیات، مترجمین و رانندگان کامیون‌ها بودند. ۳ فروند EC-۱۳۰E به دنبال هواپیماهای قبلی روانه می‌شدند و خود را برای سوخت رسانی به بالگردها در محل فرود آماده می‌کردند. زمانی که بالگردها سوخت‌گیری کردند، نیروهای دلتا را سوار کرده و عازم منطقه‌ای در نزدیکی تهران می‌شدند تا در آن جا با رابطینی که ازقبل در ایران حضور داشتند، دیدار کرده و در مکان امنی پنهان شوند. بالگردها نیز به مکان امنی در همان نزدیکی رفته و تا زمان فراخوانده شدن توسط نیروهای ویژه، در آن جا مخفی می‌شدند.
در شب بعد مجددا MC-۱۳۰E و EC-۱۳۰E ها به ایران پرواز می‌کردند. منتها این بار حامل تعدادی کماندو و هدف آنها فرودگاه منظریه می‌باشد. کماندوها به فرودگاه حمله و آن جا را تصرف می‌کردند تا دو فروند C-۱۴۱پیش بینی شده برای تخلیه گروگان‌ها و نیروهای دلتا بتوانند فرود بیایند.۳ فروند AC-۱۳۰E نیز به منظور پشتیبانی و پوشش کماندوهایی که به فرودگاه منظریه حمله می‌کردند وارد عمل می‌شدند. همزمان با حمله گروه دوم کماندوها به فرودگاه منظریه، نیروهای دلتا به محل سفارت حمله می‌کردند، گروگان ها را نجات داده و با کامیون‌ها به سمت استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) حرکت می‌کردند. بالگردهای RH-۵۳D در این مکان منتظر آنها بودند. کماندوها و گروگان‌ها سوار بر بالگردها شده و به سمت فرودگاه منظریه حرکت می‌کردند و با دو فروند C-۱۴۱ از ایران خارج می‌شدند و راهی پایگاهی در عربستان سعودی می‌شدند. البته چون بالگردها را نمی‌توانستند از ایران خارج کنند، قبل از ترک ایران آنها را منهدم می‌کردند.
همان‌طور که می‌بینید طرح عملیات به خوبی برنامه‌ریزی شده بود ولی تقدیر خداوند چیز دیگری بود و به شکست افتضاح‌آمیز نیروهای آمریکایی انجامید.

● بالگردها

چرا بالگرد RH-۵۳D برای این عملیات انتخاب شد؟

بالگرد RH-۵۳D نمونه ویژه ضدمین CH-۵۳ سیکورسکی می‌باشد. نیروی دریایی آمریکا اولین فروند از ۳۰ فروند سفارشی خود را در سال ۱۹۷۳ تحویل گرفت تا آن را با نمونه‌های قدیمی RH-۳A جایگزین کند. تصادفا تنها مشتری دیگر این بالگرد نیروی دریایی ایران با ۶ فروند سفارش بود. در ابتدا انتخاب نوع مشخصی از این بالگرد برای شرکت در عملیات مشکل بود، ولی همه بر سر شرکت این بالگرد در عملیات توافق داشتند. این بالگرد به خاطر ظرفیت زیاد حمل نفرات و حمل بار، مورد توجه بود. در حالت کاملا بارگیری شده قادر به حمل ۳۰ نفر و در حدود ۴۲۰۰۰ پوند بار (در حدود ۱۵ تن) و رسیدن به سرعت ۱۶۰نات بود. نوع RH-۵۳D به مخازن سوخت اضافی مجهز بود از این رو توانایی حمل مسافت بیشتری را نسبت به نمونه اصلی خود یعنی CH-۵۳ داشت.
یک سال قبل از این جریان، یک فروند RH-۵۳D اسکادران HM-۱۲ نیروی دریایی آمریکا پرواز بدون وقفه‌ای را از پایگاهی در ویرجینیا به پایگاهی در کالیفرنیا انجام داد. این پرواز حدودا ۱۸ ساعت و نیم طول کشید و بالگرد بیش از ۲۰۷۷ ناتیکال مایل را طی کرده بود. در طول مسیر بالگرد از یک فروند HC-۱۳۰ دفاع ملی هوایی آمریکا سوخت‌گیری می‌کرد. این پرواز که قابلیت‌های RH-۵۳D را در پروازهای طولانی مدت به خوبی نشان می‌داد، توسط ستوان رادنی دیویس انجام شده بود.
در اکتبر ۱۹۷۹ اسکادران HM-۱۶ نیروی دریایی آمریکا در یک رزمایش مشترک نظامی با کانادا شرکت داشت. در این رزمایش، هدف اصلی این اسکادران پاک‌سازی یک آبراه استراتژیک از مین‌ها بود. ۴ روز بعد از پایان رزمایش، به این اسکادران دستور داده شد تا در اسرع وقت خود را به اقیانوس هند برسانند. طی ۳۴ ساعت تمام پرسنل و تجهیزات از ویرجینیا به ناو هواپیمابر نیمیتز منتقل شدند. جایی که RH-۵۳D های آنها با رنگ قهوه‌ای پوشانده شده بود تا هم در صحرا استتار شوند و هم این که شبیه به بالگردهای نیروی هوایی ایران به نظر برسند. افراد اسکادران ۸ فروند بالگرد را برای عملیات آماده کردند و پس از ۱۹۳ روز حضور مستمر بر روی دریا، به خانه بازگشتند.

● شروع عملیات

در بعد از ظهر ۲۷ آوریل ۱۹۸۰، ۶ فروند C-۱۳۰ از پایگاهی در عمان برخاسته و راهی منطقه‌ای در نزدیکی طبس شدند که با کد Desert ۱ شناخته می‌شد. همزمان ۸ بالگرد هم از روی ناو نیمیتز برخاسته و عازم همان مکان شدند.۰


● اولین مشکلات

یک ماه قبل از شروع عملیات، یک متخصص نیروی هوایی آمریکا منطقه‌ای را برای فرود هواپیماها آماده کرده و اطراف آن را به چراغ‌های راهنمای فرود مجهز کرده بود. همچنین یک هواپیمای جاسوسی CIA در پروازی در آن منطقه امواج راداری را در ارتفاع ۳۰۰۰ پایی ردیابی کرده بود. با این وجود به خلبانان بالگردها دستور داده شده بود که زیر ارتفاع ۲۰۰ پایی پرواز کنند تا از شناخته شدن توسط رادار جلوگیری کنند.
این محدودیت ارتفاع باعث شد تا بالگردها دچار طوفان شن بشوند. این طوفان باعث شد تا دو بالگرد دچار نقص فنی شده و از ادامه عملیات بازبمانند. یکی از بالگردهای سالم بازگشت تا خدمه دو بالگرد معیوب را سوار کند که با این کار عملا ۲۰ دقیقه از برنامه عقب افتاد. اکنون عملیات با ۶ فروند بالگرد که حداقل مورد نیاز برای اجرای عملیات بود، بایست ادامه می‌یافت. اولین گروه ۳ فروندی از بالگردها ۱ ساعت دیرتر از برنامه به Desert ۱ رسیدند درحالی که گروه دوم نیز با ۱۵ دقیقه تاخیر به محل فرود رسیدند. بعد از استقرار بالگردها، معلوم شد که یکی از آنها سیستم هیدرولیک خود را از دست داده و از آن جایی که ادامه ماموریت با ۵ فروند امکان پذیر نبود، ماموریت لغو شد و بالگردها برای بازگشت به پایگاه مشغول سوخت‌گیری از EC-۱۳۰E ها شدند. مشکل دیگری نیز وجود داشت. یک اتوبوس با ۴۰ مسافر که از جاده‌ای در آن نزدیکی عبور می‌کردند، راننده و مسافرین تا لحظه‌ای که نیروهای آمریکایی ایران را ترک کردند، به عنوان گروگان دستگیر شده بودند.

● حادثه اصلی در صحرای طبس

درحالی که بالگردها وهواپیماها خود را برای بازگشت آماده می‌کردند، اتفاقی باعث شد که شرایط بدتر از قبل شود.
یک فروند بالگرد که سوخت‌گیری کرده بود تیک آف کرد تا جای خود را به بالگرد دیگری بدهد که به دلیل طوفان شن و عدم دید کافی به یک فروند MC-۱۳۰E برخورد کرد. هر دو بالگرد به تلی از آتش بدل گردیدند و باعث کشته شدن ۸ نفر و مجروح گردیدن ۴ یا ۵ نفر دیگر شدند.

کشته شدگان عبارت بودند از :
کاپیتان هارولد لوییس فرمانده MC-۱۳۰E
کاپیتان لین مکینتاش خلبان MC-۱۳۰E
کاپیتان ریچارد بیک خدمه MC-۱۳۰E
کاپیتان چارلز مک میلیان خدمه MC-۱۳۰E
سروان جویل مایو مهندس پرواز MC-۱۳۰E
ستوان روی جانسون خدمه RH-۵۳D
ستوان جان هاروی خدمه RH-۵۳D
جورج هلمز خدمه RH-۵۳D
به خاطر هرج و مرج پیش آمده پس از برخورد دو بالگرد، نیروهای امریکایی سعی در تخلیه منطقه در اسرع وقت داشتند. از این رو ۵ فروند بالگرد باقیمانده را سالم رها کرده و حتی مدارک و اسناد محرمانه موجود در آنها را نیز از بین نبردند. همین اسناد باعث شد که اکثر رابطین این عملیات که از قبل در تهران به سر می بردند، دستگیر شوند.

● بررسی عملیات
پس از بازگشت افتضاح آمیز (بخوانید فرار) نیروها، یک کمیسیون ۶ نفره مامور بررسی دلایل شکست شد. یکی از موضوعاتی که کمیسیون به آن انتقاداتی وارد کرد، انتخاب خدمه پروازی کم تجربه از نیروی تفنگداران دریایی برای خلبانی بالگردهای RH-۵۳D نیروی دریایی بود. به گفته این کمیسیون، این خلبان تجربه کمی در پروازهای دور از پایگاه و طولانی مدت داشته بودند؛ همچنین در سوخت گیری از C-۱۳۰ هم تبحر کافی نداشتند و این درحالی بود که صدها خلبان با تجربه H-۵۳ در نیروی هوایی و نیروی دریایی وجود داشت.موضوع دیگر تعداد بالگردها بود. به عقیده کمیسیون حداقل ۱۰ یا ۱۲ بالگرد باید از ناو نیمیتز پرواز می کردند تا وجود ۶ فروند الزامی برای اتمام عملیات تضمین می شد. همچنین کمیسیون معتقد بود اگر از روش سوخت گیری در هوا استفاده شده بود، شاید نتایج بهتری بوجود می آمد. کما این که اگر از این روش استفاده می شد، دیگر نیازی به فرود هواپیماها و بالگردها در نقطه Desert ۱ برای سوخت رسانی به بالگردها وجود نداشت.

بالگردها: بالگرد با رجیستر ۱۵۸۷۶۱ در برخورد با MC-۱۳۰E با رجیستر ۶۲-۱۸۰۹ نابود شد.
۵فروند بالگرد RH-۵۳D در منطقه Desert ۱ رها شدند.
رجیستر این بالگردها عبارت بود از: ۱۵۸۶۸۶-۱۵۸۷۴۴-۱۵۸۷۸۰-۱۵۸۷۵۸-۱۵۸۷۵۳
ذکر چند نکته ضروری است:
اول این که نباید نقش مقدرات الهی را دراین حادثه فراموش کنیم. این یکی از الطاف خفیه الهی بود که طعم چنین شکستی را به طراحان این نقشه چشاند. الحمدلله
دوم این که طراحان عملیات فکر می کرده‌اند که نیروی هوایی ما با خروج مستشاران آمریکایی کاملا فلج شده و به راحتی می‌توانند ۸ فروند بالگرد عظیم الجثه RH-۵۳D و بالغ بر ۱۰ فروند هواپیمای ترابری C-۱۳۰ و C-۱۴۱ را به راحتی در آسمان تهران پرواز دهند و کسی هم مزاحم کارشان نشود. ولی حتی اگر ماموریت به دلیل طوفان شن شکست نخورده بود، اولا کار آزادسازی گزوگان‌ها کار راحتی نبود و مسلما از دو طرف تلفات سنگینی می‌گرفت و ثانیا تیزپروازان نیروی هوایی ما مسلما اجازه خروج از فضای هوایی کشورمان را به هیچ کدام از این هواگردها نمی‌دادند.
چند نکته دیگر در مورد هواگردهای حاضر در عملیات:
AC-۱۳۰ نمونه‌ای از هواپیمای ترابری هرکولس است که جهت پشتیبانی از نیروی پیاده به ۴ عدد مسلسل سنگین در سمت چپ بدنه مجهز شده است.
پس از شکست این عملیات بود که نیاز به هواگردی که دارای مشخصات بالگرد و هواپیما باشد، احساس شد. از این رو طرح V-۲۲ یک سال بعد از واقعه طبس شروع شد.
خلاصه اینکه آمریکا باید امروز به این عبرت تاریخی بنگرد و شکست "عملیات پنجه عقاب" خود را در مقابل طوفان شن که از امدادهای غیبی الهی بوده به نظاره بنشیند تا اندکی از توهمات بلند پروازانه و جنگ طلبانه خود بکاهد.

تصاویر عجیب این حادثه و اجساد آمریکایی ها

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۳۵
ع . شکیبا
https://cdn.isna.ir/d/2018/04/14/3/57664216.jpg

در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: حمله به سوریه جنایت است/ آمریکا قطعاً شکست خواهد خورد

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند که رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس‌جمهور فرانسه و نخست‌وزیر انگلیس جنایتکارند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم، حمله سحرگاه امروز امریکا و دو کشور غربی به سوریه را جنایت دانستند و با دروغ خواندن ادعای آنها مبنی بر مخالفت با استفاده از سلاح شیمیایی، تأکید کردند: جمهوری اسلامی همچون گذشته در کنار گروه‌های مقاومت حاضر خواهد بود و آمریکا نیز قطعاً در اهداف خود در منطقه، شکست خواهد خورد.

در این دیدار که به مناسبت خجسته عید مبعث برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامی ضمن تبریک سالروز بعثت پیامبر اسلام(ص)، بازگشت به توحید و حاکم شدن علم و قدرت و فیض و هدایت الهی بر زندگی انسان و مقابله با منیّت و دیکتاتوری و استبداد را اصلی ترین پیام بعثت دانستند و گفتند: توحید در بردارنده کلیات و اصول مبارزه با ظلم و زورگویی است و بر همین اساس، جبهه حق باید همواره با باطل مبارزه کند و در این مبارزه، سرنوشت محتوم باطل، عقب نشینی است.

حضرت آیت الله خامنه ای مهمترین وظیفه امت اسلامی را بازگشت به پیام بعثت یعنی توحید، برشمردند و خاطرنشان کردند: اگر به توحید اعتقاد داشته باشیم زیر بار ظلم نمی رویم و از مظلوم حمایت می کنیم و به همین دلیل است که هر جا مظلومی نیازمند یاری باشد، جمهوری اسلامی در آنجا حاضر خواهد بود.

ایشان فلسفه اصرار جمهوری اسلامی ایران در حمایت از موضوع فلسطین را در همین چارچوب ارزیابی کردند و افزودند: ایستادگی در مقابل ظالم، قطعاً منجر به پیشرفت خواهد شد که نمونه بارز آن، ملت فلسطین است که در ابتدا ملتی ضعیف بودند اما براثر ایستادگی، اکنون آن ملت ضعیف به یک فلسطین قدرتمند تبدیل شده است که رژیم صهیونیستی را تهدید می کند و این رژیم در مقابل ملت فلسطین احساس ضعف و عجز می کند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: در این رویارویی، بدون تردید، فلسطینی ها بر صهیونیست ها غالب خواهند شد و سرزمین فلسطین به ملت آن باز خواهد گشت.

حضرت آیت الله خامنه ای، حضور جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا و در کنار گروههای مقاومت و در سوریه را در چارچوب حمایت از مظلوم دانستند و گفتند: اینکه گفته می‌شود جمهوری اسلامی ایران توسعه طلب است، سخنی دروغ و خلاف واقع است و ایرانِ بزرگ و آباد و یکپارچه، قصد توسعه طلبی در منطقه و هیچ نقطه ای از دنیا را ندارد.

ایشان افزودند: علت حضور ایران در سوریه و در منطقه غرب آسیا، یاری رساندن به مقاومتی بود که در مقابل ظلم وجود داشت و جبهه مقاومت به برکت یاری و کمک هایی که شد و با شجاعت نیروهای سوری توانست بر تروریست هایی که بوسیله آمریکا و غربی ها و مزدوران آنها همچون سعودی بوجود آمده بود، غلبه کند و آنها را شکست دهد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان بامداد امروز رئیس جمهور آمریکا که مدعی مقابله با داعش و شکست آن در سوریه شده بود، گفتند: این سخنان یک دروغ آشکار و فضاحت بار است زیرا آمریکایی ها با پول سعودی و امثال آن، این موجودات خبیث را در عراق و سوریه به‌وجود آوردند و هر جا که لازم بود از تروریست ها حمایت کردند و هنگامی هم که عناصر اصلی داعش در محاصره بودند، آنها را نجات دادند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: برغم حمایت های امریکا و عوامل آنها، اما جبهه مقاومت توانست سوریه و عراق را نجات دهند.

رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان و سفرا

ایشان حمله بامداد امروز به سوریه را یک جنایت خواندند و افزودند: بنده صریحاً اعلام می کنم رئیس جمهور امریکا، رئیس جمهور فرانسه و نخست وزیر انگلیس جنایتکار هستند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه امریکایی‌ها همچون سرنوشت عراق و افغانستان، از اینگونه جنایات در سوریه، سودی نخواهند برد، گفتند: رئیس جمهور امریکا چندی پیش اعلام کرد که در منطقه غرب آسیا، هفت تریلیون دلار هزینه کرده اند و چیزی عاید آنها نشده است. این سخن، صحیح است و از این پس هم امریکا هر قدر تلاش و هزینه کند، چیزی عاید آن در منطقه نخواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای، لزوم هوشیاری و بیداری ملت‌ها، کشورها و دولت‌های اسلامی را در مقابل این حوادث گوشزد کردند و افزودند: هدف امریکایی‌ها، فقط سوریه و عراق و افغانستان نیست بلکه آنها، بدنبال ضربه زدن به امت اسلامی و اسلام هستند، بنابراین دولت‌های اسلامی نباید خود را در خدمت اهداف امریکا و برخی کشورهای متجاوز غربی قرار دهند.

ایشان خاطرنشان کردند: برای یک کشور اسلامی همچون سعودی افتخار نیست که رئیس جمهور کنونی امریکا در تبلیغات انتخاباتی‌اش علناً در مورد آنها بگوید «گاو شیرده». ذلت از این بالاتر نمی شود که پول یک کشور را بگیرند و با چنین تعبیری آن را خطاب کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به دروغ‌گویی رئیس‌جمهور امریکا مبنی بر اینکه حمله به سوریه برای مقابله با بکارگیری سلاح های شیمیایی بوده است، افزودند: آنها با بکارگیری سلاح شیمیایی و یا هر سلاح دیگر ضد ملتهای اسلامی و ملتهای مظلوم مخالفتی ندارند، همچنانکه از بمباران روزانه علیه مردم یمن حمایت می کنند و در دوران جنگ تحمیلی نیز از صدام جنایتکار که با استفاده از سلاح شیمیایی هزاران نفر از مردم ایران و عراق را به شهادت رساند و یا مصدوم کرد، حمایت کردند.

رهبر انقلاب اسلامی، رفتارهای امریکا و برخی کشورهای غربی را ناشی از اهداف استعماری و «دیکتاتوریِ بین‌المللی» آنها دانستند و خاطرنشان کردند: البته دیکتاتورها در هیچ کجای دنیا کامیاب نخواهند شد و امریکا نیز قطعاً در اهداف خود در منطقه، شکست خواهد خورد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ایستادگی ملت ایران و پایدارتر شدن آن به دلیل تجربه ۴۰ ساله مقاومت و ایستادگی، گفتند: این تجربه به ما آموخته است که عقب نشینی، مشوق دشمن است و ایستادگی، موجب عقب رفت آن خواهد شد.

ایشان در پایان با تأکید بر اینکه عقب نشینیِ استکبار و زورگویان عالم به دلیل ایستادگی و مقاومت در مقابل آنها، یک «سنت الهی» است، ابراز امیدواری کردند ملت‌های عراق، افغانستان، سوریه، فلسطینِ مظلوم، میانمار و مردم کشمیر در آینده نه چندان دور، با مقاومت خود، دشمنان را به عقب برانند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله خامنه ای

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۳۳
ع . شکیبا

حمایت از کالای ایرانی 2

درباره‌ی سال ۹۷ آنچه مهم است، این است که همه باید سخت کار کنند. بنده در شعارهای سالها معمولاً مخاطب را مسئولین قرار میدادم؛ امسال مخاطب، همه‌ی آحاد ملّت و از جمله مسئولین خواهند بود. مقدّمتاً عرض کنم، مسئله‌ی اقتصاد و فرهنگ و مسائل گوناگون همه مطرح است لکن مسئله‌ی اصلی ما امسال هم مسئله‌ی اقتصاد و معیشت مردمی است. همه باید تلاش کنند، همه باید کار کنند و محور هم عبارت است از تولید ملّی؛ یعنی اگر چنانچه تولید ملّی را ــ با شرحی که ان‌شاءاللّه در سخنرانی عرض خواهم کرد ــ همه تعقیب کنند و دنبال‌گیری کنند، بسیاری از مشکلات اقتصادی، مشکلات معیشتیِ مردم ــ هم مسئله‌ی اشتغال، هم مسئله‌ی سرمایه‌گذاری و بقیّه‌ی چیزها ــ حل خواهد شد. آسیبهای اجتماعی به میزان زیادی کاهش پیدا خواهد کرد؛ یعنی محور، تولید ملّی است. بنابراین اگر تولید ملّی شتاب بگیرد، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. من این را محور قرار دادم برای شعار امسال؛ شعار امسال «حمایت از کالای ایرانی» است؛ سال «حمایت از کالای ایرانی». این فقط مربوط به مسئولین نیست؛ آحاد ملّت همه میتوانند در این زمینه کمک بکنند و به معنای واقعی کلمه وارد میدان بشوند.

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۷

حرم مطهر امام رضا-ع-نوروز 97

بخشی از سخنان رهبر انقلاب اسلامی در خصوص ضرورت و چگونگی استفاده بهتر از استعدادها و ظرفیت‌های فراوان طبیعی و انسانی برای پیشرفت ایران بود.
«جوانان تحصیل کرده و کوشا» اولین ظرفیتی بود که حضرت آیت الله خامنه‌ای به آن اشاره کردند.
ایشان با اشاره به ۲۳ برابر شدن جمعیت دانشجویی نسبت به قبل از انقلاب، و همچنین وجود جوانان فعال و نقش‌آفرین در حوزه‌های علمیه و سایر میادین علمی، صنعتی، فرهنگی و تربیتی، افزودند: متأسفانه از این جوانان به‌درستی استفاده نشده و نمی‌شود و به همین علت نیز اصرار دارم که جوانان در هر جای ممکن، خودشان به کار و تأسیس و ابتکار، اقدام کنند.
ایشان توصیه به فعالیت‌های «آتش‌به اختیار» را منحصر به فعالیت‌های فرهنگی ندانستند و گفتند: جوانان عزیز در همه زمینه‌های مورد نیاز برای پیشرفت کشور می‌توانند کار و نقش‌آفرینی کنند. البته مسئولان باید یک برنامه‌ریزی جامع در خصوص جوانان انجام دهند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری   سخنان نوروزی مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی 1397  

آلبوم تصاویر

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۲۸
ع . شکیبا