سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید مدافع حرم» ثبت شده است

شهید مدافع حرم پس از سه روز زنده شد

گفتگو با جانباز زین العابدین محمدی

شهید مدافع حرم پس از سه روز زنده شد

روایت مجاهدت عاشورایی رزمندگان مدافع حرم ، همواره شنیدنی و خواندنی است آنچه پیش روی شماست ناگفته های زین العابدین محمدی ، معروف به آقا زینال است شیر مردی از خطه مازندران سرزمین علویان که برای اولین بار خاطرات نابش را با هراز امروز در میان گذاشته، به گفته خودش به جز دو پسر و همسر فداکارش و چند تن از همرزمان مجاهدش تا به حال کسی روایت این کرامت معجزه آسا را نشنیده است .
اولین بار در چه سالی وبا چه هدفی به سوریه رفتید ؟

سال ۱۳۹۴ بود ، هدف از رفتن من پیرو اوامر مقام معظم رهبری ولایت فقیه حضور مستشاری بود و امیدوارم هر شیعه ای برای کمک به شیعه دیگر در هر کجای این زمین خاکی بتواند به ندای مظلومان با توصیه رهبری لبیک گفته و به یاریشان بشتابد.
این عکس شما با شهید سلطانی که روی دیوار نقش بسته مربوط به چه وقتی است ؟
زمان های گذشته است ، آخرین عکس از شهید سلطانی را من گرفتم چندین عکس از او انداختم گفتم عکس شهادت است. آن عکس کناری هم داستان دیگری دارد داستان چایی شیرین شهادت! که اکثر بچه هایی که از این چایی که من دم کردم خوردند، شهید شدند.
چه موقع با حاج روح الله سلطانی آشنا شدید؟
اولین بار در سال ۱۳۸۸روزی جوانی قد بلند وارد اردوگاه شد از او پرسیدم اهل کجایی گفت: من روح الله سلطانی و آملی هستم.
نحوه ی شهادت حاج روح الله را توضیح میدهید؟
دو روایت در مورد شهادت ایشان وجود دارد که در درگیری با پژاک و اشرار یا مورد اثابت گلوله قرار گرفته یا از سوی تک تیر انداز هدف قرار گرفته است .
از لحظه شهادتش بگویید؟
از لحظه اصابت گلوله تا لحظه شهادتش چند دقیقه طول نکشید، ابتدا عبارت السلام علیک یا ابا عبدالله را بر زبان آورد وسفارش کرد مراقب فرزندانم باشید و در حال گفتن ذکر بود که به شهادت رسید.
خوب برگردیم به سوریه چگونه اعزام شدید؟
(همسر زینال که به همراه دو تا پسرش کنار ما نشسته پیش دستی می کند به جای او به این سوال پاسخ می دهد،او می گوید: )چند ماهی آقا زین العابدین علاقمند به حضور در سوریه و دفاع از حرم حضرت زینب بود به همین خاطر چندین بار از حاج آقا بصیر خواست تا هماهنگی های لازم را برایش انجام دهد.
( زینال می خندد و در ادامه می گوید: ) بعد از شنیدن خبر هتک حرمت ها و احتمال حمله نیروهای تکفیری به حرم حضرت زینب(س) من هم برای مقاومت راهی سوریه شدم تا هم ابتدا به زیارت حضرت زینب (س) رفته باشم و هم برای جنگ با تکفیری ها.
خاطرم نیست در منزل ما بود یا حاج بصیر که از من پرسیدند آیا خانمتون اجازه رفتن به شما می دهد؟ به حاج بصیر گفتم دستت درد نکنه (با لبخند) رضایت خانم بامن.
همسرتان با این موضوع مشکل نداشتند؟
معمولا مشکل نداشتم چون همیشه در ماموریت بودم و خانم با این شرایط کنار آمده بود.
اولین بارکه وارد سوریه شدید به کجا رفتید؟
وارد سوریه که شدیم با اسکورت وارد اتوبوس شدیم و به زیارت حضرت رقیه رفتیم وکمتر از یک ساعت آنجا بودیم و از آنجا به زیارت حضرت زینب رفتیم،برخی می گویند امام رضا غریب است اصلا اینطور نیست وقتی وارد حرم حضرت زینب می شوید متوجه خواهید شد که حضرت زینب غریب است .
چه شد که جانباز شدید؟
در یکی از روزهای آذر ماه سال ۹۴ در ماموریت مستشاری در منطقه وادی الترک سوریه در یک باغ زیتون از ناحیه کمر و پا مورد اثابت گلوله مستقیم قرار گرفتم و شهید روح الله صحرایی هم که مسئول تدارکات و پشتیبانی ما بود همان روز به شهادت رسید .
لطفا در خصوص لحظه جانبازی توضیح دهید؟
من امدادگر بودم اما شرایط طوری شد که مجبور به درگیری با تکفیری ها شدیم ، در چاله یک نهال زیتون موضع گرفته بودم یک لحظه تصمیم گرفتم تا خشاب خالی ام را با خشاب پری که به همراه داشتم تعویض کنم حجم تیر اندازی از سوی دشمن بسیار زیاد بود اما ما انگار در دوران کودکی هستیم و داریم تفنگ بازی می کنیم (فرزند کوچک زینال می گوید: خوش بحالتان بابا)
یک داغی عجیبی در بدنم احساس کردم سلاح از دستم افتاد و به گوشه ای پرت شدم به سختی خودم را داخل گودال کشاندم دیگر فهمیدم که تیر خوردم از سایر بچه ها که اطرافم بودند درخواست کمک کردم نمی دانستم دقیقا کجای بدنم تیر خورد درد داشتم و خون از پشتم بر روی زمین جاری شده بود جالب اینکه من امداد گر بودم و کارم فقط امداد رسانی به مجروحان بود ده دقیقه تا یک ربع طول کشید تا آقااسماعیل در باران گلوله ها خود را به من برساند اسماعیل وقتی حال و روز مرا دید تقریبا روحیه اش را از دست دادهیچ کدام از بچه ها توقع نداشتند که من کوچکترین زخمی بردارم بچه های مدافع حرم آنقدر عزیزند که نمی توان تک تک آنها را وصف کرد .
اسماعیل سرم را روی پایش گذاشت و مدام مرا دلداری می داد از اسماعیل خواستم تا برود و کمک بیاورد ساعتی طول کشید تا یک نفربر زرهی برای انتقال من بیاید صدای نفربر را می شنیدم اما چون داخل چاله بودم آنها نمی توانستند مرا پیدا کنند ،بی سیم واسلحه من بالای چاله افتاده بود .
همه شما بی سیم داشتید؟
نه فقط چند نفرمان،من چون کارم امداد رسانی بود بی سیم داشتم هر طوری بود با هر سختی خودم را به بی سیم رساندم و متوجه شان کردم کجا هستم بالاخره مرا پیدا کردند راننده نفر بر از موقعیت من گلایه داشت که در این موقعیت ممکن است هر لحظه مورد اثابت موشک زد تانک تکفیری ها قرار گیرد چرا که قبل از او یکی از نفر برها را با موشک زده بودند بچه ها مرا سوار نفربر کردند و به عقب برگرداندند( پسر بزرگترش می گوید: این موشک ها به قدری قوی است که نفر بر را پودر می کند)در چاله های زیتون نفر بر با سرعت می رفت ومن از کف آن به سقف بالا و پایین می پریدم.

تیر دقیقا به کجایتان خورده بود؟
تیر به شکمم خورده بود چند عضو را پاره کرده بود و از کمر خارج شده بود از جمله عصب پایم کاملا قطع شده بود و دیگر پایم هیچ احساسی نداشت به بیمارستان منتقل شدم.
کدام بیمارستان؟
بیمارستانی در حلب،اینجا دیگر ضریب هوشی من یک تا دو بود و از آن به بعد را دیگر خاطرم نیست ظاهرا از احیای من ناامید شدند و مرا به بخش شهدا منتقل کردند .
یعنی فکر کردند شما شهید شدید؟
بله،مرا به بخش شهدا منتقل کردند به همین خاطر دوستان من در طول این سه روز که به بیمارستان مراجعه میکردند نمی توانستند مرا پیدا کنند چون در بیمارستان بستری نبودم.
یعنی شما ۳ روز نه غذا یا سرمی، یا هیچ مراقبتی از شما صورت نگرفت؟
نه فکر می کردند شهید شدم (همسر شهید می گوید: جایی بود جنازه شهدا را یکجا روی هم گذاشته بودند و ایشان هم بین این جنازه ها سه روز مانده بود.)
پس شما ظاهرا سه روز شهید شده بودید و کسی خبر نداشت؟
زین العابدین محمدی می گوید بالاخره ما هم هنرمندیم(با خنده)
از آن سه روزشهادت چیزی به خاطر دارید؟
نه اصلا،فقط از آنجایی که تیر خوردم و سوار نفر بر شدم چیزی دیگری به یاد ندارم فقط در آن لحظات که تیر خوردم توفیق داشتم تا شهادتین را بگویم .
خب چگونه شما را پیدا کردند؟
یکی از دوستان در بین شهدا جنازه من را پیدا کرد وقتی مرا بیرون کشید چون امداد گر بود متوجه خرخر خفیف من شد از پزشکان خواست تا دوباره مرا احیا کننداگرچه پزشکان به او گفته بودند او از این پس فقط زندگی نباتی خواهد داشت ولی او راضی نشد ۲۴ ساعت بعد به گفته دوستم چشم هایم را باز کردم ولی متوجه اطرافم نبودم اما روز بعد به طور معجزه آسایی به هوش آمدم .از دوستم سوال کردم که بچه ها چه شدند.گفت خوبند .
روح الله صحرایی هم با شما بود ؟ چگونه به شهادت رسید؟
به نظرم روح الله و رضا حاجی زاده آن موقع باهم بودند ،روح الله در حال پشتیبانی بود که گلوله ای به او اصابت می کند ،شهید مراد خانی هم برای کمک به روح الله بلند میشود که او هم از ناحیه ی سر مورد اصابت مستقیم گلوله قرار می گیرد.
برگردیم به بیمارستان وقتی به هوش آمدید چه شد؟
تقریبا روز دوم بود که رییس بیمارستان دست و رو و پای مرا میبوسید و می گفت زین العابدین تو کی هستی معجزه شد ظاهرا تا بحال چنین اتفاقی برایشان پیش نیامده بود.
این کرامت را کسی هم خبر دارد؟به بچه های صدا و سیما گفتید؟
نه غیر از اعضای اصلی خانواده و چند نفر از دوستان کسی با خبر نیست.
تا به اینجا خانواده شما خبر داشتند؟
نه آنها خبر نداشتند ،فکر می کنم اون موقع خانواده کربلا بودند.
به نظر شما اینکه سه روز در جمع شهدا بودید و برگشتید کرامتی صورت گرفت؟
در لحظه لحظه های مخاطرات انگار کسی به من می گفت: دراز بکش و یا بنشین ،نمی دانم چه کسی بود موقعی که تیر خوردم هم یک لحظه یک سفیدی مطلق را دیدم نه مانند این سفیدی ها یک سفیدی مطلق، فکر می کردم که دیگر رفتم ،بله تقریبا شبیه معجزه بود برگشتن من .
فکر می کنید حضرت زینب سلام الله علیها چقدر حامی بچه های مدافع حرم هست؟
اگر حضرت زینب نباشد که بچه ها هیچ هستند همه ی آنها به عشق حضرت زینب آنجا جمع شده اند اگر در محرم و صفر بر سر و سینه میزنیم و می گوییم اگر عاشورا بود ما با شما بودیم خب امروز در سوریه حرم آل الله نیاز به دفاع و حمایت دارد باید نشان بدهیم که حرف و عمل مان یکی است البته این وظیفه برای هر فردی متفاوت است اینکه امروز همسرم پرستاری مرا می کند ثواب خودش را دارد و نیاز نیست که به سوریه برود و شما وقتی پیام رسانی می کنید و ذهنیت ها را پاک می کنید و افکار عمومی را روشن می کنید اجر خودتان را دارید هر کسی وظیفه خود را انجام می دهدمثل من نظام برای ما هزینه کرد تا به عنوان پاسدار از حریم اسلام دفاع کنیم .
فکر می کنید اگر بچه های مدافع حرم نبودند چه اتفاقی برای مملکت ما می افتاد؟
اگر مدافعان حرم در سوریه جلوی این تکفیری ها را نمی گرفتند معلوم نبود الان در کجای ایران با آنها در حال جنگ بودیم امنیت و آسایش امروز شیعه مدیون رزمندگان مدافع حرم می باشد.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۹
ع . شکیبا

خالد غسان الخطیب یکی از جوانان استان حماه و سلمیه بود که پله های ترقی را به سرعت طی کرد و در مدت کوتاهی تبدیل به یکی از بهترین خبرنگارهای میدانی در سوریه و شبکه RT روسیه شد .

وی خبرنگاری را بصورت حرفه ای با تحصیل در آکادمی بین مللی سوریه در دمشق آغاز کرد و موفق به دریافت مدرک خود از این مرکز شد.

اولین گام حرفه ای او در عرصه خبرنگاری بعنوان خبرنگار در سایت شرق الاوسط در دمشق بود( که هم اکنون این بخش غیرفعال است) . سپس خالد بعنوان ویرایشگر در سایت عربی Sputnik مشغول به کار شد . پس از مدتی کوتاه و با توانایی هایی که از خود نشان داد به شبکه RT روسیه (بخش عربی) منتقل شد و بعنوان خبرنگار میدانی برای این این شبکه معتبر و معروف مشغول به کار شد .

خالد تنها یک برادر دارد .

شغل اصلی پدر او خیاطی میباشد.

نحوه شهادت:
خودروی وی و یکی از فرماندهان میدانی زمانی که در حال انتقال بین خطوط اصلی نبرد بود، توسط موشک ضد زره داعش مورد اصابت قرار گرفت و در پی این حادثه خالد الخطیب زمین را به مقصد آسمان ترک کرد .

لروحک سلام …

یاد و خاطره ی خالد و تمام شهدای خبرنگار گرامی باد و تا ابد در قلب های ما زنده خواهند ماند …

 خالد خبرنگاری شجاع و میهن دوست از سلمیة بود که در سالهای اخیر در پوشش اخبار جنگی در سوریه همکاری نزدیکی با گروه تحولات جهان اسلام داشت و در عملیات ارتش سوریه در شرق حمص به شهادت رسید. مرداد 96

*تصاویری از شهید خالد الخطیب*

به نقل از : تحولات جهان اسلام

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۹
ع . شکیبا

سیره حضرت زینب سلام الله علیها

ولادت

حضرت زینب کبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده، و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام، لقب و کنیه آن حضرت: نام مبارک آن بزرگوار زینب، و کنیه گرامیشان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الکبرى، شریکة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، کامله و ...

پدر بزرگوار آن حضرت، حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

همسر گرامى آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود. براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نامهاى على، عون، و جعفر و یک دختر به نام ام کلثوم ذکر شده است.

پرستارى مادر

روزهایى بر حضرت فاطمه زهرا (س ) گذشت که بر اساس دردهاى فراوان حدود90 روز بسترى بود. ناگفته پیداست که چنین بیمارى نیاز به پرستار دارد، لذا حضرت زینب در سن 5 سالگى از مادر پذیرایى و پرستارى مى کرد و متاءسفانه طولى نکشید که به فراق مادر مبتلا گردید.

القاب حضرت زینب (س )

عالمه غیر معلمه : داناى نیاموخته فهمة غیر مفهمه : فهمیده بى آموزگار کعبة الرزایا: قبله رنجها.

نائبة الزهراء: جانشین و نماینده حضرت زهرا (س ) نائبة الحسین : جانشین و نماینده حضرت حسین (ع ) ملیکة الدنیا: ملکه جان ، شهبانوى گیتى

عقیلة النساء: خردمند بانوان .

عدیلة الخامس من اهل الکساء: همتاى پنجمین نفر از اهل کساء.

شریکة الشهید: انباز شهید.

کفیلة السجاد: سرپرست حضرت سجاد.

ناموس رواق العظمه : ناموس حریم عظمت و کبریایى .

سیة العقائل : بانوى بانوان خردمند.

سر ابیها: راز پدرش على (ع )

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۰۶
ع . شکیبا

دسته‌گُلی دیگر از جرگه دلاوران نکا به قافله شهدا پیوست/ «محمد معافی» ششمین شهید مدافع حرم شهرستان نکا+عکس

از شام بلا خبر آوردند

دسته‌گُلی دیگر از جرگه دلاوران نکا به قافله شهدا پیوست/ «محمد معافی» ششمین شهید مدافع حرم شهرستان نکا+عکس

شهید محمد معافی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) در کشور سوریه در زمان انجام مأموریت مستشاری به درجه رفیع شهادت نائل شد.

شادی روح این شهید عزیز و همه شهدا صلوات

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۴۹
ع . شکیبا

https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/08/27/139408271255226146536884.jpg

زندگی نامه شهید مصطفی صدرزاده

به گزارش ستاد خبری کنگره ملی شهدای دانشجو دانشجوی شهید مصطفی صدرزاده بعنوان شهید شاخص سال۱۳۹۶ سازمان بسیج دانشجویی انتخاب گردید.

نام و نام خانوادگی: مصطفی صدرزاده نام پدر: محمد
محل تولد: شوشتر تاریخ تولد: ۱۹/۰۶/۱۳۶۵
فعالیت ها: فراگیری فنون رزمی- فعالیت فرهنگی و هنری در بسیج
رشته تحصیلی: کارشناسی ادیان و عرفان دانشگاه: آزاد اسلامی تهران مرکز
محل شهادت: حومه حلب سوریه تاریخ شهادت: ۱/۸/۱۳۹۴
سمت: فرمانده گردان عمار لشکر فاطمیون

مصطفی صدرزاده در ۱۹ شهریور۱۳۶۵ در شهرستان شوشتر استان خوزستان در خانواده ای مذهبی متولد شد. پدرش پاسدار و جانباز جنگ تحمیلی و مادرش از خاندان جلیله سادات هستند.
ایشان دوران نوجوانی خود را با شرکت در مساجد و هیئت های مذهبی، انجام کارهای فرهنگی و عضویت در بسیج و یادگیری فنون نظامی سپری کردند، دردوران جوانی درحوزه علمیه به فراگیری علوم دینی پرداخت، سپس در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی دانشجوی رشته ادیان و عرفان شدند، همزمان مشغول جذب نوجوانان و جوانان مناطق اطراف شهریار و برپایی کلاسها و اردوهای فرهنگی و نظامی وجلسات سخنرانی و…. برای آنان بودند.


ایشان در سال ۸۶ ازدواج کردند.. ثمره ی این ازدواج دختری به نام “فاطمه” و پسری به نام “محمد علی” است.


شهید مصطفی صدرزاده در سال ۹۲ برای دفاع از دین و حرم بی بی زینب(س) با نام جهادی “سید ابراهیم” داوطلبانه به سوریه عزیمت و به علت رشادت در جنگ با دشمنان دین، فرماندی گردان عمار و جانشین تیپ فاطمیون شد، سرانجام پس از چندین بار زخمی شدن در درگیری با داعش، ظهر روز تاسوعا مقارن با ۱ آبان ۹۴ در عملیات محرم در حومه حلب سوریه به آرزوی خود رسید و به دیدار معبود شتافت و در گلزار شهدای بهشت رضوان شهریار آرام گرفت.

منبع: کنگره ملی شهدای دانشجو

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۶ ، ۱۰:۳۲
ع . شکیبا


شهید محمودرضا بیضائی در ۱۸ آذرماه سال ۱۳۶۰ در خانواده‌ای مذهبی و دارای ریشه روحانیت در تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدائی، راهنمایی و دبیرستان را در تبریز گذراند. در دوره تحصیلات دبیرستان به عضویت پایگاه مقاومت شهید بابایی – مسجد چهارده معصوم (ع) شهرک پرواز تبریز – درآمد و حضور مستمر در جمع بسیجیان پایگاه، اولین بارقه‌های عشق به فرهنگ مقاومت و ایثار و شهادت را در او بوجود آورد. در همین ایام با رزمنده هنرمند بسیجی، حاج بهزاد پروین قدس، آشنا شد. این آشنایی، بعدها زمینه ساز آشنایی مبسوط با میراث مکتوب و تصویری دفاع مقدس و انس با فرهنگ جبهه و جنگ شد. دیدار و مصاحبه با خانواده شهدا و گردآوری خاطرات شهدا و جمع آوری کتاب‌ها و نشریات حوزه ادبیات دفاع مقدس از ثمراتی بود که آشنایی با حاج بهزاد با خود داشت.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۰۷:۰۹
ع . شکیبا

در گفتگوی تفصیلی تسنیم با مرضیه علمی عنوان شد

همسر شهید مدافع حرم: فکر نمی‌کردم با دعای من شهید بشود/روز خواستگاری گفت هر کجا مظلوم باشد من آنجایم

شناسه خبر: 1051435 سرویس: فرهنگی
همسر شهید احمد اعطایی

مرضیه علمی همسر شهید مدافع حرم احمد اعطایی می‌گوید: آرزویش، شهادت بود. همیشه می‌گفت: «برایم دعا کن تا شهید شوم.» برایم خیلی سخت بود ولی به قدری زیاد می‌گفت که بعد از نمازها، دعا می‌کردم ولی هیچ وقت، فکر نمی‌کردم که دعا کنم و شهید بشود.

خبرگزاری تسنیم: اهل تساهل و تسامح نبود که بگوید به خاطر تفکرات مخالف، سکوت می‌کنم و از ارزش‌ها نمی‌گویم. سر هر مسأله‌ای هم که کوتاه می‌آمد سر موضوع ولایت و رهبری کوتاه نمی‌آمد. ولایت فقیه را با هیچ مصلحت اندیشی معامله نمی‌کرد. همسرش می‌گوید: «به قدری به حضرت آقا ارادت داشت و ولایی بود که یک تابلو درست کرده و جلوی ورودی منزل نصب کرده بود که روی آن نوشته شده بود:"هر که دارد بر ولایت بدگمان، حق ندارد پا گذارد در این مکان" و می‌گفت: "کسی که آقا را قبول ندارد، مدیون است که نان من را بخورد. آقا یعنی علی و علی یعنی اهل بیت(ع) و همه این‌ها به هم وصل هستند."»

احمد روز خواستگاری یک شرط گذاشت. انگار آینده را می‌دید و برنامه ریزی می‌کرد. با همسرش شرط گذاشت و تاکید کرد: هر کجا ظلم باشد، آرام نمی‌نشیند و برای دفاع می‌رود. با قبول این شرط همسر هم در اجر جهاد او شریک شد و البته هفت سال زندگی مشترک حاصل همین از خودگذشتگی بود. هرچند همسر جوانش شرط او را پذیرفته بود اما معتقد است: «هیچ وقت فکر نمی‌کردم من دعا کنم و او شهید بشود.» مرضیه علمی همسر شهید مدافع حرم احمد اعطایی این روزها راوی مرد میدان‌های مقاومت و مردانگی است که آرزویش شهادت در راه خدا بود. در صبوری و مقاومت این زن همین بس که می‌گوید:«خیلی سخت بود از کسی که دوستش داری، دل بکنی و او را راهی کنی. البته به همسرم گفته بودم که من یک زن هستم، احساسات دارم و گریه می‌کنم، ولی شما برای دفاع برو. راضی بودم.»

پاسدار بسیجی شهید مدافع حرم«احمد اعطایی» متولد 7 شهریور 1364 و ساکن محله فلاح تهران بود و مهندسی برق می‌خواند. او داوطلبانه برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم و مردم مظلوم سوریه، راهی آن دیار می‌شود که در 21 آبان ماه 94 و آخرین روز ماه محرم الحرام، همراه با سه تن دیگر از دوستانش«سید مصطفی موسوی»، «مسعود عسگری» و «محمدرضا دهقان امیری» به شهادت می‌رسد. گفتگوی تفصیلی مرضیه علمی همسر شهید اعطایی با تسنیم را در ادامه می‌خوانید:

*تسنیم: چطور با احمد آقا آشنا شدید؟

با همسر برادر شوهرم، دوست بودیم که ایشان، من را به خانواده همسرم معرفی کرد و برای خواستگاری آمدند.

روز خواستگاری تاکید کرد هر کجا ظلم باشد، آرام نمی‌نشیند و برای دفاع می‌رود/من هم این شرط را قبول کردم

*تسنیم: قبل از ازدواج، به این که همسفر زندگی مشترکتان چه خصوصیتی داشته باشد، فکر می‌کردید؟ ویژگی خاصی برای شما مهم بود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۰
ع . شکیبا

شهید دانشجو «احمد قاسمی کرانی» در آزمون کارشناسی ارشد رشته مکانیک پذیرفته شده بود که عشق به دفاع از اسلام او را به دانشگاه جهاد کشاند تا اینکه در 16 آذر سال 94 به شهادت رسید.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، 16 آذرماه سال 1332 یادآور مبارزه دانشجویان انقلابی در برابر کودتای آمریکایی و شهادت سه تن از این دانشجویان به نام‌های احمد قندچی، مهدی شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیاست. این روز که روز مبارزه با استکبار و استبداد است، به عنوان روز دانشجو نامگذاری شده و سال‌هاست در تقویم تاریخ جمهوری اسلامی ایران نقش بسته است.

بیش از 60 سال از واقعه 16 آذرماه سال 32 می‌گذرد، هنوز هم نام دانشجو با مقاومت و عدالت‌طلبی و حق‌خواهی عجین شده است. دانشجویان آن روزها در برابر استبداد و خودکامگی دست‌نشانده‌های آمریکا در کشور فریاد برآوردند و امروز هم در برابر ناحقی گروه‌هایی که با نام اسلام تیشه به ریشه اسلام می‌زنند، فریاد سر می‌دهند و به مبارزه با این گروه‌ها گام بر می‌دارند. 

درست در روز 16 آذر سال 94 دانشجوی جوان رشته مکانیک در مبارزه با تکفیری‌های داعش به شهادت رسید. «احمد قاسمی کرانی» اردیبهشت ماه سال 1369 همزمان با میلاد پیامبر اکرم(ص) در یکی از روستاهای توابع شهرستان فارسان متولد شد. تحصیلاتش را تا پایان دوران دبیرستان در رشته مکانیک در شهرکرد گذراند تا اینکه در رشته مهندسی مکانیک سیالات دانشگاه آزاد واحد شهر مجلسی مشغول به تحصیل شد. پس از پایان دوران کارشناسی و در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه شیراز پذیرفته شد. قرار بود بهمن ماه سال 94 در این دانشگاه مشغول به تحصیل شود که جهاد در سوریه علیه تروریست‌ها او را به دانشگاه جهاد در برابر تکفیری‌ها کشاند.

وی پس از معرفی از گردان فتح لشکر عملیاتی هفت ولیعصر (عج) خوزستان به تیپ پانزده تکاوری امام حسن مجتبی(ع) در بهبهان رفت و آموزش‌های تخصصی و عملیاتی لازم را با مسئولیت آرپی چی زن زیر نظر مربیان و تکاوران نیروی زمینی و یگان صابرین سپاه گذراند و در سحرگاه 25 آبان ماه سال 1394 به همراه گردان امام حسین ع تیپ تکاور جهت دفاع از حرم آل الله به سوریه اعزام شدند و در 16 آذرماه، روز دانشجو به دست تروریست‌های تکفیری در منطقه لاذقیه سوریه به شهادت رسید.

شادی روح پاکش صلوات

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۱:۲۳
ع . شکیبا

شهید حججی -راهی که از سر گرفتیم

راهی که از سر گرفتیم...

شهید محسن حججی

mzerafati.blog.ir
۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۶ ، ۰۹:۳۰
ع . شکیبا
محسن حججی, شهادت محسن حججی, شهید محسن حججی, لحظه شهادت محسن حججی, نحوه شهادت محسن حججی, تصاویر شهادت محسن حججی, عکس شهادت محسن حججی, اسیر ایرانی داعش, شهید مدافع حرم محسن حججی, شهید حججی,

شهادت محسن حججی | سخنگوی الحشد الشعبی درباره نحوه اسارت شهید محسن حججی توضیحاتی داد. وی به نقش آمریکا در اسارت اسیر ایرانی داعش اشاره کرد. به گفته وی، اسارت شهید محسن حججی در حمله داعش، بلافاصله پس از حمله هوایی آمریکا به مواضع الحشد الشعبی اتفاق افتاده است...

بیشتر ببینید: تصاویر لحظه شهادت محسن حججی به دست داعش

گروه تروریستی داعش که در عملیاتی مشترک با آمریکا علیه مواضع الحشد الشعبی در عراق، تعدادی از رزمندگان را به شهادت رسانده و یک رزمنده ایرانی را به اسارت گرفته بودند، این اسیر ایرانی را به شهادت رساند.

ایلنا به نقل از المیادین نوشت: «کریم النوری» از سخنگویان بسیج مردمی عراق حمله روز گذشته به مواضع نیروهای عراقی و رزمندگان محور مقاومت در نزدیکی گذرگاه مرزی «التنف» را یک عملیات مشترک میان آمریکا و داعش توصیف کرد.

وی تصریح کرد در ابتدا جنگنده‌های آمریکایی اقدام به هدف قرار دادن مواضع نیروهای بسیج مردمی عراق موسوم به حشد‌الشعبی در نزدیکی گذرگاه مرزی التنف روی داد منجر به شهادت جمع زیادی از رزمندگان و زخمی شدن تعداد دیگر شد.

النوری ادامه داد همزمان به این حمله هوایی آمریکا به مواضع حشد الشعبی عناصر گروه تروریستی داعش حملات خود از سه محور را به سوی مواضع حشد الشعبی آغاز کردند که در نتیجه آن جمعی از رزمندگان محور مقاومت به شهادت رسیدند.

عناصر گروه تروریستی داعش در این حمله «محسن حججی» رزمنده مدافع حرم ایرانی را نیز به اسارت درآوردند که در جدید‌ترین تصاویر و اخبار منتشر شده توسط خبرگزاری اعماق وابسته به گروه تروریستی داعش این رزمنده مدافع حرم به دست عناصر گروه تروریستی داعش به شهادت رسیده است.

کریم النوری تاکید کرد این حمله آمریکا به صورت عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده بود و قطعا بدون پاسخ نخواهد ماند.

وقتی می گیم مرگ بر آمریکا  نگید چرا شعار مرگ سر میدید؟!

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۲۰
ع . شکیبا
محسن حججی
به زودی انتقام خونت را از داعشی های ملعون می گیریم.

گفت: مؤمن باید زرنگ باشد. از همه‌ی اعضای بدنش به‌درستی استفاده کند. وقت و پول بیت‌المال هدر نرود؛ و جسم ما هم آماده برای روزهای سخت باشد؛ و وقتی خوب توجه کردم دیدم به کوشی که سخنرانی حاج‌آقا عالی را پ

سرویس جهاد و مقاومت مشرق - این روزها کمتر کسی هست که محسن را نشناسد. حتی آنهایی که زیاد با دنیای مجازی سر و کاری ندارند محسن را می شناشند. وقتی خدا بخواهد به بنده ای عزت بدهد و او را بزرگ کند؛ می شود همین محسن حججی. با رفتن محسن خیلی ها از خواب غفلت بیدار شدند و برعکس تصور دشمن اتحادی عجیب در بین آحاد مردم به وجود آمد. که حقیقت زنده بودن شهید را می توان به خوبی درک کرد. امروز با دوستان و همرزمان محسن هم صحبت شده ایم تا چندخاطره‌ هرچندکوتاه برای مخاطبان مشرق بیان کنند.

همرزم و فرمانده محسن حججی : از زمان حضور محسن در سپاه مدت زیادی نمی‌گذرد. بعد از دوره‌ی آموزشی به‌عنوان نیروی جدید پیش من آمد. یک روز برای اینکه ایشان را نسبت به زرهی توجیه کنم به همراه هم در آشیانه تانک‌ها رفتیم. قرار بود از دریچه‌های زیر تانک بازدید کنیم و برای سرویس تعدادی از آن‌ها را بازکنیم. به همراه هم داخل پاچال رفتیم بعد از اینکه کارمان تمام شد برای بستن دریچه‌های زیر تانک نیاز بود باهم همکاری کنیم. چون هم بد جا قرار داشتند و هم سنگین بودند. زمانی که ایشان دریچه‌ها را نگه داشتند و من می‌بستم با یکدست دیگر پیچ‌های قسمت دیگر را محکم می‌کرد. به او گفتم: آن‌ها را بعد محکم می‌کنم. گفت: مؤمن باید زرنگ باشد. از همه‌ی اعضای بدنش به‌درستی استفاده کند. وقت و پول بیت‌المال هدر نرود؛ و جسم ما هم آماده برای روزهای سخت باشد؛ و وقتی خوب توجه کردم دیدم به گوشی که سخنرانی حاج‌آقا عالی را پخش می‌کند گوش می‌دهد. زیر لب هم ذکر یا ستارالعیوب می‌گوید. گفتم: ما کجا و روح بلند شما کجا. تا اینکه بعد از شهادت با خودم فکر می‌کردم پی بردم که آن آمادگی و رشادت در زمان دستگیر شدن حاصل زحمت‌های فروان بود که متحمل می‌شد. تا توانست این‌گونه سربلند باشد.

در مرحله آخر که ما باهم به سوریه رفته بودیم یک روز روی یک‌تکه سنگ روی تپه‌ای نشسته بود، رفتم کنارش و گفتم: چرا غمگینی؟ اینجا برای چی نشستی؟ گفت: دنبال یک ترکش سر گردونم یا یک تیر که بیاید به سینه من بخورد. آمادگی اعتقادی بسیار خوبی داشت با توجه به اینکه نیروی جدید بود و اولین بار بود در سوریه حاضرشده بود واقعاً شجاع بود و هر کس ایشان را می‌دید فکر می‌کرد چند سال هست در سوریه می‌جنگد به لحاظ تخصص زرهی هم خیلی زود خودش را رسانیده بود به خیلی از بچه‌های زرهی که سابقه‌های زیادی داشتند. ازلحاظ دینی هم شد سالار شهدای مدافع حرم در تمام زمینه‌ها واقعاً مجاهدانِ تلاش کرد و درنهایت به آرزویش رسید.

همرزم محسن : مهر و آبان سال ۹۴ همان روزهایی که بچه‌های لشگر زرهی هشت نجف یکی‌یکی پرپر می‌شدند. (موسی جمشیدیان و حسن احمدی و کمیل قربانی و محمدجواد قربانی و حمیدرضا دائی تقی و پویا ایزدی.) محسن هم همراهشان در سوریه بود. یک دریچه زیر تانکشان باز شد با یکی بچه‌ها زیر تانک رفتند. باید بسته می‌شد. همین‌طور درازکش زیر تانک شروع کردند به درست کردنش. خاک آنجا خیلی ناجور بود ما به او میگیم خاکِ مرده که در اثر تردد زیاد ادوات زرهی شنی دار به این شکل درمی‌آید.

درست یادم نیست ولی فکر کنم یکی دوساعتی طول کشید تا به‌سختی و با زحمت درستش کردند. بااینکه تازه از یک شهر دیگر در فاصله خیلی دور تانک را آورده بودند. وقتی کارشان تمام شد و بلند شدند تمام بدن و لباس‌هایش و حتی ریش و موی سرشان با خاک یکی بود جوری که انگار مجسمه گلی‌اند. سردار امینی هم آنجا بود آن‌قدر از این خلوص در کارشان خوشحال و بی‌قرار بود که تا مدت‌ها هر جا می‌رفت از حججی و دوستش می‌گفت. جاهای مختلف. انگار ایشان هم یک‌چیزی در وجود محسن دیده بود. بعد هم تانک را که مدل نسبتاً جدیدی بود بردند بالای تپه و ده‌ها گلوله با دقت بالا نصیب دشمن کردند و تلفات زیادی هم دادند. آن روزها سردار دل‌ها خودش مستقیماً عملیات را زیر نظر داشت و خیلی از این عملیات راضی بود و کلی برای بچه‌ها پیام تشکر فرستاد؛ و البته محسن ماقبل از شهادتش ضربه سنگینی به تروریست‌ها وارد کرده و خدا فقط می‌داند که چندتایی را آن روز هلاک کرد. این جمله‌اش هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که به فرمانده می‌گفت حاجی هر کاری که دستور بدید من انجام می‌دهم فقط شما به من بگو کجا را باید بزنم.

البته این جمله را در خط مقدم و در برابر موشک‌های تاو آمریکایی گفتن کار هرکسی نبود. چند روز بعد هم دشمن تانکش را با موشک هدف قرارداد که به اذن خدا آسیب جدی ندید و مثل‌اینکه خدادوست داشت محسن را حسین وار ملاقات کند.     /۲۵ مرداد ۱۳۹۶

شادی روح شهید محسن حججی و نابودی دشمنانش صلوات بفرستید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۱
ع . شکیبا

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/5/21/6612811_186.png

 کورش شجاعی در خراسان نوشت:

جنایت و آدم کشی، کریه ترین و زشت ترین جلوه قساوت و بی رحمی و خون خواری است و کشتن اسیر،قهقرای پستی و رذالت و بی وجدانی خون خواران داعشی که این روزها و در پی شکست‌های متوالی در عراق و سوریه به هر وسیله‌ای چنگ می‌زنند تا شاید چند گاهی بیشتر بمانند و خون بریزند.


حالا حتی از سربریدن اسیران هم ابا نمی‌کنند، این ره گم کرده‌های مزدور و جاده صاف کن‌های صهیونیسم و حامیان غربی عربی تروریسم که اکنون به واپسین روزهای سیطره و حضور خود در بسیاری از مناطق عراق و سوریه رسیده اند، هر جنایتی که بتوانند انجام می‌دهند تا شاید خللی در اراده محور مقاومت و جبهه حق ایجاد کنند و حالا برای رسیدن به این دلخواسته و آرزوی دست نیافتنی، پیشانی و چشم مقاومت را نشانه گرفته اند.


و کیست که نداند و تشخیص ندهد که چشم بصیر و بینای جبهه حق و مقاومت،  ایران اسلامی و فرزندان دلیر و دل سپرده به قرآن و عترت این سرزمین است. پس داعشیان این «ابرخونخواران» تاریخ و روسفیدکنندگان چنگیزیان و مغولان و صلیبیون در نهایت بی وجدانی و قساوت به بی رحمانه ترین شکل از «محسن» عزیز ایران، جان ستاندند تا شاید رعب و ترس و وحشتی در دل هزاران هزار جوان در آرزوی پوشیدن لباس پرافتخار «مدافعان حرم» ایجاد کنند و خللی در اراده مجموعه جبهه حق و مقاومت.


اما چقدر جاهل و نادان و کوته بینند این دست پروردگان فرقه وهابیت و تکفیر و بازیچه‌های صهیونیسم و استکبار که اولا نه تنها عبرت آموز سرنوشت دیگر خون ریزان و آدم کش‌های قرون و اعصار گذشته نیستند بلکه حتی از سرنوشت و سرانجام جنایتکاران سده‌ها  و دهه‌های اخیر هم نمی‌خواهند درس عبرت بگیرند و ثانیا به خاطر کوته بینی و جمود و دگماتیسم و گوش بستن بر صدا و سخن حق و چشم بستن بر حقایق جهان هستی خود را از درک و فهم این حقیقت آشکار محروم کرده اند که اگر چه شاید بتوان با دروغ و شست‌وشوی مغزی و طرح ادعاها و وعده‌های خلاف عقل و سنت و دین حقیقی و با زور و تحمیل جنگ و خون ریزی مدتی بر چهره خورشید حق و حقیقت خاک پاشید اما نمی‌توان جوشش و زایش و روشنی بخشی ذاتی خورشید حقیقت را تعطیل و خاموش کرد.


داعشیان مزدور خون ریز و حامیان غربی و عربی شان گرچه نمی‌فهمند و عده‌ای از اینان خود را به نفهمی و خواب زده اند اما بدانند که نه فروغ جاودان آیین اسلام ناب محمدی خاموش شدنی است و نه جوشش عشق و غیرت و ایمان مردان و زنان حق باور و حق یاور و آزاده و با وجدان جهان باز ایستادنی است و تا ظلمت جهل و نادانی و عصبیت و وهابیت تکفیری و تروریسم و ظلم و آدم کشی و خاک پاشی بر چهره حقیقت جاهلانه و ناجوانمردانه جولان می‌دهد، در جای جای دنیا هستند انسان‌های حق مدار آزاده‌ای که به اشکال گوناگون به یاری حقیقت بشتابند هرچند در راه بر گرفتن غبار از جلوه زیبای حق و حقیقت و وجدان و انسانیت،جان‌ها  داده شود و سرهای جوانمردان سرافراز ایثارگر حق یاوری امثال محسن حججی از تن‌های مطهرشان جدا شود.


و مگر یزیدیان توانستند با جدا کردن سر از پیکر مطهر فرزند پیامبر (ص) و یاران بزرگوارش نور حق را خاموش کنند که داعشیان بتوانند با جنایت‌ها  و سربریدن از یاوران حق نور حق را خاموش کنند؟!

نماهنگ/ «مرد می‌خواهد» با صدای عصار

عکس: محسن حججی در سوریه | عکس های شهید حججی که تا کنون ندیده اید! +گزارش تصویری

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۳۸
ع . شکیبا

http://www.aftabir.com/news/extra/2017/08/13/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%AC%D8%AC%DB%8C_%D8%B9%DA%A9%D8%B3.jpg

شجاع دلی که با شهادتش الگویی شد برای جوانان و نامش در تاریخ جاودانه ماند.

 برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۳
ع . شکیبا
محسن حججی ، اسیر ایرانی داعش
شهید محسن حججی به دست نیروهای تکفیری صهیونیستی داعش پس از 2 روز اسارت به شهادت رسید که در این خبر اولین واکنش همسر شهید محسن حججی را میخوانید.
تاریخ انتشار : 20 مرداد 1396

همسر شهید محسن حججی

همسر شهید محسن حججی طی پیامی در پی شهادت شهید حججی به دست نیروهای تکفیری داعش تأکید کرد:محسن حججی

محسن حججی

همسرم رفت که بگوید امام خامنه ای تنها نیست...
رفت که بگوید هنوز هم مردان خدایی هستند...
اگه کسی خواست اشکی برای همسرم بریزد به اشکش هدف بدهد.
برای حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) گریه کند...
همه زیر لب فقط بگوئید امان از دل زینب(س)...
راهش را ادامه بدهید...
دعا کنید خدا به من هم صبر بدهد...
التماس دعا

همسر شهید محسن حججیفرزند شیرخوار و همسر شهید محسن حججی

 
طرح گرافیستی برای محسن حججی

طرح گرافیستی از استقبال امام حسین (ع) از شهید محسن حججی

شهادت این عزیز را به همسر و فرزند و خانواده و دوستانش و به محضر رهبر عزیز انقلاب تبریک عرض می کنیم.

مصاحبه اختصاصی با همسر شهید حججی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۵
ع . شکیبا

جمله تأثیرگذار دختر خردسال شهید مدافع حرم مفقودالاثر + عکس

مدرسه المهدی (ع) لبنان با برگزاری یک مسابقه از دانش آموزان خود خواسته بود تا یک جمله ۸ کلمه ای در وصف رزمنده بنویسند.

به گزارش ـ مدافعون ـ جملۀ دختر یک شهید مدافع حرم مفقودالاثر در یک مدرسه ابتدایی به عنوان زیباترین جمله انتخاب شد.

مدرسه المهدی (ع) لبنان با برگزاری یک مسابقه از دانش آموزان خود خواسته بود تا یک جمله ۸ کلمه‌ای در وصف رزمنده بنویسند.

«فاطمه دقیق» دختر خردسال «علی دقیق» رزمنده مفقود الاثر حزب الله و دانش آموز این مدرسه ابتدایی با نوشتن جمله ای تأثیرگذار تحسین همگان را برانگیخت.

وی در وصف رزمنده نوشته است :

" اگر شما گُلی را در صحرای حلب دیدید خاک آن را ببوسید ممکن است پدرم آنجا دفن شده باشد."

مدیر مدرسه المهدی با اعلام برگزیده شدن جمله فاطمه دقیق به این دختر یک لوح تندیس اهداء کرد.

سال گذشته سید حسن نصرالله برای پایان دادن به هرگونه گمانه زنی و شایعه ای درباره تلفات سنگین حزب الله در حلب گفت: «تلفات حزب الله در حلب ۲۶ شهید، یک اسیر و یک مفقود بوده است. این تعداد واقعی تلفات حزب‌الله در حلب بوده و هر سخنی غیر از آن نادرست و غیر دقیق است.

شهر حلب پس از پنج سال اشغال تروریست‌ها، سال گذشته به دست نیروهای ارتش سوریه و مقاومت کاملاً آزاد شد. دستاورد بزرگی که حیرت دشمنان غرب و ارتجاع عرب آن را به سر برد.

از پایگاه مدافعون
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۴۸
ع . شکیبا