سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدای مدافع حرم» ثبت شده است

تصویر منتشر نشده از «شهـید مصطفی صدرزاده» در لباس غواصی

پدر شهید صدر زاده گفت: مصطفی در روز تاسوعای‌ حسینی سال گذشته آن طوری که خودش دلش می‌خواست شهید شد و خودش قبل از شهادت به دوستانش گفته بود که فقط با یک گلوله شهید می‌شوم و حتی ساعت شهادت خودش را به دوستان خود گفته بود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم«پویا»؛ نمایندگان جامعه قرآنی کشور در پازدهمین دیدار خود طی سال جاری, در راستای تجلیل از خانواده‌های معظم شهدای قرآنی و آشنایی با زندگینامه و سبک زندگی آنها به دیدار خانواده شهید مدافع حرم «مصطفی صدر زاده» در شهریار رفتند. شهید مصطفی صدرزاده متولد 1365 دانشجوی ترم آخر رشته ادیان و عرفان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز بود. او فرمانده ایرانی گردان عمار لشکر فاطمیون با نام جهادی «سید ابراهیم» بود که در ظهر تاسوعا حین درگیری با نیروهای تروریست توسط تیر تک‌تیرانداز نیروهای تکفیری در حلب سوریه و در عملیات محرم به شهادت رسید.

شهید مصطفی صدرزاده به‌مدت دو سال و نیم در درگیری‌های علیه تروریست‌های تکفیری به دفاع از حرم حضرت زینب(س) پرداخته و طی این مدت هشت‌بار مجروح شده بود. از وی دختری هفت‌ساله به‌ نام فاطمه و پسری شش‌ماهه به‌نام محمدعلی به یادگار مانده است. او چند روز پس از شهادت به دست تروریست‌های تکفیری در شهریار به خاک سپرده شد.

مصطفی هرجایی که خطری برای انقلاب بود در آنجا حاضر می‌شد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۷ ، ۱۴:۰۳
ع . شکیبا---: ۱۲
عاشقانه‌های یک همسر شهید مدافع حرم

عاشقانه‌های یک همسر شهید مدافع حرم

فاطمه دربندی همسر شهیدمحمد زهره‌وند نخستین شهید مدافع حرم اراک می‌گوید: شب غدیر با محمد عقد کردیم و آخرین دیدارمان هم پاییز ۹۴ بود که او باهمه عشقش به دخترمان ریحانه٬ هستی‌اش را فدای حضرت زینب و دفاع از حریم اهل بیت (ع) کرد.

به‌گزارش مشرق٬ مدتی است که کشور حال و هوای روزها و سال‌های دفاع مقدس را به خود گرفته و چند روز یکبار در هر کوچه ای از کشور عکس زیبایی را درقاب می‌بینیم که کنار اسم آن نام بلند و مقدس شهید را به خود گرفته است.

این روزها در تمام کشور فرزندان این آب و خاک به خاطر دفاع از حریم اهل بیت همانند سروقامتان دفاع مقدس قدم در راه مبارزه گذاشته و مردانه به مبارزه با ظلم و کفر شتافتند این پرستوهای عاشق و سبک بال از نسل همان دلاوران دیروزند که زر و زیور رنگین دنیا نتوانست روح بلند اهورایی‌شان را تحت سیطره خود در آورده و اسیر کند.

این بزرگ مردان امروزی با حضور محکم و دفاع پیروزمندانه خود لقب مدافعان حرم را به خود نسبت دادند و توانستند خود را به عاشقان و شیفتگان هشت سال دفاع مقدس برسانند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۷ ، ۰۰:۳۶
ع . شکیبا---: ۱۵

شهید علم الهدی

شهید علم الهدی از ولادت تا شهادت

شهید سید محمدحسین علم الهدی
فرزند سید مرتضی
محل ولادت – اهواز
سال ولادت – ۸/۷/۱۳۳۷
محل شهادت – اهواز ( هویزه )
تاریخ شهادت – 16/۱۰/۱۳۵۹
مزار – خوزستان – هویزه ( گلزار شهدای هویزه )
در سال 1337 در خانواده مجاهد بزرگ آیت الله سید مرتضی علم‌الهدی در اهواز دیده به جهان گشود. از 6 سالگی به فراگیری قرآن پرداخت. وی بسیار اهل مطالعه بود. در دبیرستان با تشکیل انجمن اسلامی و سخنرانی فعالیت‌های خود را آغاز نمود. در سال 1356 در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد تحصیل خود را ادامه داد. در دوران دانشجویی علاوه بر تحصیل، در رشته تاریخ دانشگاه مشهد به تدریس نهج‌البلاغه، عقاید و تاریخ اسلام می‌پرداخت. وی از مبارزان دوران ستم‌شاهی بود و در شهرهای مشهد، کرمان و اهواز فعالیت سیاسی انجام می‌داد و در سنین 14 تا 21 سالگی چند بار توسط رژیم ستم‌شاهی، زندانی و شکنجه شد.
از جمله اقدامات او در زمان طاغوت تشکیل سازمان موحدین بود، این سازمان با هدف مبارزه مسلحانه برای سست کردن بنیانهای رژیم منفور پهلوی، به دور از تئوریهای گروهها و سازمانهایی که مبنای علمی آنها از تئوریهای مارکسیستی نشات می‌گرفت، برنامه‌های خود را در تحقق بخشیدن فرامین حضرت امام (رحمه الله علیه) تنظیم نمود و حرکتی نو را از اواخر سال 1356 شروع کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی عضو اولین شورای تشکیل دهنده سپاه پاسداران در خوزستان بود. قبل از شروع جنگ وقت خویش را صرف امور فرهنگی می‌نمود. از اوایل جنگ در اهواز مستقر بود و سازماندهی بسیجیان اعزامی از سراسر کشور به جبهه‌های نبرد را به عهده داشت. پس از گذشت دو ماه از جنگ نقطه حساس مرزی یعنی هویزه را برای خود انتخاب کرد و برای تشکیل سپاه پاسداران و سازماندهی عشایر عازم این منطقه شد.

او و جمعی از دانشجویان پیرو خط امام در حماسه هویزه (16 دی ماه 1359) به دریای تانک‌های دشمن که آنها را محاصره کرده بودند حمله‌ور شدند.حسین پس از شهادت همرزمانش با فریاد الله اکبر، آخرین گلوله‌های باقیمانده آرپی‌جی را به سوی دشمن شلیک نمود و چند تانک مهاجم را منهدم کرد، اما با تمام شدن مهمات و تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، چون مولایش امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید و جان به جان آفرین تسلیم نمود.

ده خاطره جالب از شهید علم الهدی

خاطره سید علی

روزهای ابتدای جنگ ، شبی تعدادی از بسیجیان طرح شبیخون به ارتش عراق را داشتند . ارتش عراق در اطراف اهواز بود . حسین وصیت نامه ای نوشت و به من داد . این برگه تاچندروز درجیب من بود . روزی مشغول مطالعه کاغذهای جیب خود بودم که ناخودآگاه نامه ی حسین را خواندم . حسین در وصیت نامه نوشته بود، به شاگردانم سفارش وتأکید می کنم که مطالعه نهج البلاغه را ادامه دهند.

لانه جاسوسی آمریکا

خواهر داعی پور می گوید :" سال 1358 یکی از خواهران اطلاع داد که استانداری خوزستان چند نفر خواهر پاسدار می خواهد . قرار شد من وایشان به استانداری برویم . منتظر ماشین بودیم که یک ژیان جلوی ما ایستاد وراننده با دوست من ، سلام وعلیک کرد وگفت :" شمارامی رسانم ." دربین راه راننده صحبت می کرد واز دولت موقت انتقاد می کرد .من ناراحت شدم .ایشان اصرار کرد که کجا می خواهید بروید . بااصرار فراوان سرانجام دوستم به ایشان گفت :" قصد همکاری با استانداری را داریم ". ایشان بلافاصله ماشین را حرکت داد وما را به ساختمان سپاه واقع در باغ معین اهواز برد ، در آنجا چند کتاب به من داد وگفت :" این کتاب ها را مطالعه وفیش برداری کنید ." مدتی بعد ، همان برادربه من گفتند :" برای انجام کار بسیار ضروری باید همراه ایشان به تهران بروم" ، به تهران آمدیم وبا هم به سفارت آمریکا ، که مدتی قبل توسط دانشجویان پیرو خط امام تسخیر شده بود ، رفتیم. ایشان با دوستان خودش در سفارت مذاکره کرد وقرار شد مدارک سفارت را در اختیار من قرار دهند تااگر مطالبی در رابطه با مدنی استاندار خوزستان ، پیدا کردم ، جمع آوری نمایم . حدود یک ماه من در سفارت بودم ومطالبی را پیدا کردم .آن برادری که در این خاطره از او یاد کردم ، سید حسین علم الهدی بود که در حماسه هویزه به شهادت رسید.

کلاس حج

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۶ دی ۹۷ ، ۰۰:۱۱
ع . شکیبا---: ۲۲۴
اگر می‌خواهید آمریکا را درست بشناسید به دولتمردان و رئیس‌جمهور آمریکا نگاه کنید/رویش‌ها چند برابر ریزش‌هاست؛ این معجزه انقلاب است

رهبر انقلاب در دیدار جمعی از خانواده‌های شهیدان مطرح کردند؛

مسئولان مراقب باشند فریب زبان‌بازی دشمن را نخورند

رهبر معظم انقلاب فرمودند: ملت ایران ۲۲بهمن امسال، ۴۰سالگی انقلاب اسلامی را با شکوه بسیار برگزار خواهد کرد.


 حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار جمعی از خانواده‌های شهیدان دفاع مقدس و مدافع حرم و دفاع از مرزها و امنیت کشور، بازآفرینی روحیه شجاعت و شهادت در نسل جوان مؤمنِ انقلابی امروز را «معجزه انقلاب» برشمردند و با دعوت مردم و جوانان و همچنین مسئولان به بیداری و هوشیاری در مقابل توطئه های جبهه استکبار و در رأس آن امریکا، گفتند: همه باید تلاش خود را برای تقویت اقتصاد کشور و تولید ملی مضاعف کنند و مسئولان نیز باید مراقب باشند تا فریب ظاهرسازی و زبان بازی دشمن را نخورند و دشمن خبیثی که از در بیرون شده است، از پنجره وارد نشود.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به کلام امام بزرگوار مبنی بر اینکه «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد»، تأکید کردند: ملتی که به استقبال خطر رفتن در راه خدا و شهادت در راه او را، سعادت و یک موفقیت بزرگ می داند، هیچ نیرویی توانایی ایستادگی در مقابل آن را ندارد و آن ملت همواره برنده است و پیش خواهد رفت.
حضرت آیت الله خامنه ای ملت ایران را نمونه بارز این تفکر دانستند و افزودند: اینکه ملت ایران در طول ۴۰ سال گذشته در راه بسیار پُر خطر و پُر زحمت خود در مقابل همه قدرتمندان ظالم ایستاد و آنها نتوانستند هیچ غلطی بکنند به دلیل اعتقاد به شهادت و این سرنوشت افتخارآمیز است.

ایشان استمرار این تفکر و روحیه در جوانان انقلابی را نشانه رویش های چند برابری انقلاب در مقابل ریزش ها خواندند و خاطرنشان کردند: امروز جوان مؤمن و انقلابی با همان روحیه جوانان اول انقلاب و روحیه شهیدان همت و خرازی و دیگر بزرگان به وسط میدان می آید و با احساس مسئولیت و شجاعت همچون ستون انقلاب، در مقابل دشمن می ایستد و به استقبال شهادت می‌رود، و این معجزه نظام جمهوری اسلامی است که توانسته این روحیه فولادین را بازآفرینی کند و استمرار دهد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اگر این شهادتها و شجاعتها و صبر خانواده های شهدا نبود، مستکبران عالَم و امریکای جنایتکار همچون دوران طاغوت بر کشور مسلط می شدند، گفتند: ملت ایران قدردان شهدا و خانواده های آنان است که نمونه های آن را در حضور پرشکوه مردم در تشییع شهدای مدافع حرم و دفاع از امنیت و مرزها شاهد بوده و هستیم.

آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: برخلاف تحلیل های بی ربط برخی افراد کج فهم و دلبسته به غرب، جمهوری اسلامی نیرومند و توانا است و این قدرت به‌واسطه معنویت و فکر و تلاش انسانهای فداکار و ایمان جوانان و خانواده های شهدا به‌دست آمده است.

دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم

ایشان با تأکید بر اینکه دشمنان سرشناس ایران اسلامی، غرق در فساد اخلاقی و سیاسی هستند، افزودند: اگر می خواهید چهره واقعی امریکا را بشناسید، به رئیس جمهور و دولتمردان کنونی امریکا بنگرید زیرا این افراد، چهره زشت و نفرت انگیز همیشگی دولتمردان امریکا را اکنون به‌صورت صریح و آشکار نمایان کرده اند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ایستادگی ملت ایران در مقابل چنین دشمنی، خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها در طول این سالها، همواره به دنبال این بودند که همانند قبل از انقلاب بار دیگر بر ایران مسلط شوند و همان شرایطی را که برای برخی کشورهای ضعیف منطقه به‌وجود آورده اند و آنها را گاو شیرده خود نامیده اند، برای ایران عزیز، بزرگ و پرافتخار نیز بوجود آورند اما به این هدف نرسیدند و از این به بعد هم قطعاً نخواهند رسید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه امام بزرگوار، امریکا را «شیطان بزرگ» خواندند، افزودند: امام(ره) با این نامگذاری، در واقع همه موحدان و ملتهای با انصاف جهان را در مقابل امریکا بسیج کردند و توفیقات زیادی هم در این راه به‌دست آمده و بیشتر هم خواهد شد اما دشمن تلاش دارد تا ملت ایران را از مسیر پیشرفت و ایستادگی در مقابل قدرتها، منصرف کند.

ایشان با اشاره به تحرکات و اقدامات دو سال اخیر امریکایی‌ها به‌ویژه وضع تحریم‌های همه‌جانبه و کمک به دشمنان گوناگون ایران، نقشه های آنها را لو رفته خواندند و تأکید کردند: هدف آنها این بود که به وسیله تحریم و اقدامات ضد امنیتی، در کشور دو دستگی، اختلاف و جنگ گروهها به‌وجود آورند و عده ای را به خیابانها بکشانند و نام آن را هم «تابستان داغ» گذاشته بودند اما به کوری چشم دشمنان، تابستان امسال یکی از بهترین تابستانها بود.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به اظهارات مقامات امریکایی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی «چهل سالگی» خود را نخواهد دید، گفتند: ملت ایران با استحکام تمام ایستاده است و به توفیق الهی در ۲۲ بهمن، چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی را با شکوه بسیار بیشتر از سالهای قبل برگزار خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به بیداری ملت ایران، مسئولان را به تلاش بیشتر توصیه کردند و افزودند: اگرچه نقشه دشمن لو رفته است اما همه باید هوشیاری خود را حفظ کنند زیرا امریکا، دشمنی خبیث و حیله گر است و ممکن است قصد فریب داشته باشد تا برای سال ۹۷، جنجال کند اما مثلاً برای سال ۹۸ نقشه ای بکشد.

ایشان، صهیونیست‌ها و مرتجعین منطقه را شریک امریکا در توطئه و دشمنی با ملت ایران دانستند و تأکید کردند: البته ما قوی تر از آنها هستیم زیرا تاکنون نتوانسته اند در مقابل جمهوری اسلامی، هیچ غلطی بکنند و از این پس هم نخواهند توانست.

رهبر انقلاب اسلامی در عین حال تأکید کردند: نباید لحظه ای غافل شد و همه باید بیدار و هوشیار باشند. توصیه من به ملت ایران به‌ویژه جوانان و مجموعه های گوناگون کشور اعم از همه صنوف و جریانهای سیاسی این است که مراقب باشند میدان را برای دشمن آماده نکنند زیرا اگر غافل شویم، همان دشمن ضعیف، زهر خود را خواهد ریخت.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: امروز، مهمترین وظیفه مردم و مسئولان، در کنار هوشیاری، تلاش برای تقویت اقتصاد کشور تولید داخلی است.

ایشان، مسئولان را به افزایش تلاشها و فریب ظاهرسازی و زبان بازی دشمن را نخوردن، توصیه مؤکد کردند: دشمن انواع ترفندها را به‌کار می برد و مسئولان باید مراقب باشند، دشمن خبیثی که از در بیرون شده است، از پنجره داخل نشود.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تأکیداتی که به مسئولان در خصوص مسائل اقتصادی و حل مشکلات مردم کرده اند، افزودند: اگر مسئولان به موضوع تقویت تولید داخلی توجه جدی کنند، مشکلات اقتصادی مردم کم خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دست دوستی آل سعود با دشمنان اسلام و جنایت آنها در یمن، امریکا را شریک این جنایت ها خواندند و خاطرنشان کردند: سعودی ها تصور می کردند می توانند ظرف چند روز یا چند هفته، بر یمن مسلط شوند اما اکنون حدود چهار سال است که نتوانستند کاری از پیش ببرند و هرچه زمان بگذرد، ضربه ای که به آنها وارد خواهد شد، سخت تر خواهد بود.

ایشان سیاست آل سعود در یمن و بحرین را، سیاستی ابلهانه دانستند و تأکید کردند: خادم حرمین شریفین باید «اشداءُ علی الکفار» باشد، نه اشداء در مقابل مؤمنان و در مقابل مردم یمن و مردم بحرین.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ملت ایران باید با بصیرت کامل، اوضاع را زیر نظر داشته باشد و موضع خود را مستحکم نگه دارد، افزودند: امروز در این دنیای طوفانی که طوفان آن به اروپا و فرانسه نیز رسیده است، ملت ایران به برکت اسلام در کشتی امن محبت اهلبیت علیهم السلام قرار گرفته و پیروزی متعلق به این ملت است.

همه تصاویر این مراسم

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۷ ، ۱۰:۱۲
ع . شکیبا---: ۲۵
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، همسر شهید مدافع حرم «مصطفی صدرزاده» به بیان خاطره‌ای از سید ابراهیم (نام جهادی شهید صدرزاده در سوریه) و حضور وی در صحنه درگیری با فتنه‌گران عاشورای سال 88 پرداخت و چنین روایت کرد:

صبح عاشورای ۸۸ زمانی که برای نماز صبح بیدار شدم دیدم آقا مصطفی با تسبیح در دستش استخاره می‌کند، بعد از کلی استخاره موبایل را برداشت و شروع کرد به شماره گرفتن، گفتم: «آقا این وقت صبح...» هنوز حرفم تمام نشده بود که شروع به صحبت با شخص آن طرف گوشی کرد و گفت: «خوبی داداش؟ میای بریم تهران؟ راستش خیلی استخاره کردم که برویم؛ استخاره خیلی خوب آمد. مراسم مسجد بمانیم پشیمانی دارد

روایت همسر «سید ابراهیم» از استخاره روز عاشورا که به جانبازی مصطفی ختم شد 

صحبتش که تمام شد گفتم: «کجا؟ با کی؟ چرا؟ پس مسجد و دسته و مراسمات چه؟» همه پرسش های من را بایک کلمه جواب داد: «دوباره در شبکه های اینترنتی قرار گذاشته اند که جمع شوند؛ هرچه استخاره کردم بمانم نشد.»

بعد که نگرانی من را دید، گفت: «نگران نباش؛ می رویم مراسم سعید حدادیان بعد از مراسم به حق حضرت زهرا (سلام الله علیها) خبری نمی شود و زود برمی‌گردیم، ان‌شاءلله نماز ظهر عاشورا را هم مسجد خودمان می‌خوانیم.»

آقا مصطفی رفت. من هم تا ظهر منتظر ماندم. خط تلفن های همراه خراب شده بود و امکان تماس هم نداشتم. مثل هفت ماه گذشته، روز عاشورا با دلشوره و استرس غروب شد. وقتی اخبار۲۰:۳۰ را نگاه می کردم علت تمام دلشوره ها را فهمیدم، عاشورا و شام غریبان تکرار شده بود. علت استخاره های آقا مصطفی برای من مشخص شد.

شب که برگشت از اتفاقات روز عاشورا با یک بغض غیرقابل وصفی تعریف می کرد. وقتی می گفت یکی از بسیجی ها را داخل سطل زباله انداختند و زنده زنده آتش زدند، اشک در چشمانش حلقه می زد، اینکه واقعا تکرار واقعه شام غریبان را با چشم دیده بود. این جمله از ذهنم گذشت که: «کارشان تمام شد، هرکس به خاندان کرم بی حرمتی کند کارش تمام شده است، مردم در برابر بی حرمتی به امام حسین (علیه السلام) سکوت نخواهند کرد.» واقعا به عینه دیدم که در ۹دی ماه مردم در برابر این بی حرمتی چگونه ایستادند.

 

 روایت همسر «سید ابراهیم» از استخاره روز عاشورا که به جانبازی مصطفی ختم شد

آقا مصطفی در فتنه ۸۸ دو بار مجروح شدند؛ بار اول ۲۵ خرداد با پنج ضربه چاقو به پای چپ و یک ضربه قمه به بازوی دست چپ آسیب دید، با آن همه جراحت، فتنه گران اجازه نمی دادند که آمبولانس به آنها کمک کند و تهدید به آتش زدن آمبولانس کردند و آقا مصطفی با تمام این جراحت و خونریزی از ساعت پنج بعدازظهر تا ۱۲ شب کف خیابان در میدان آزادی تهران افتاده بود، بعد از هفت ساعت خونریزی به بیمارستان منتقل شد. خون‌ریزی آنقدر شدید بود که تا ۲ روز توان ایستادن نداشت. مجروحیت بعدی وی در روز ۱۶ آذر از ناحیه انگشت دست بود که دچار شکستگی شد.

منبع: دفاع پرس

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۴
ع . شکیبا---: ۱۰

خاطرات همسر شهید سید نورخدا موسوی

شبی، سید حال بدی داشت و من در کنار تخت او نشسته بودم و قرآن می خواندم، لحظه‌ای دلم غصه‌دار شد و از وضعیت خود و همسرم شاکی شدم و آنقدر گریه کردم که در کنار تخت همسرم به خواب رفتم.

در خواب سید را بسیار خوشحال و شاداب دیدم که با لباسی سفید مرا نگاه می‌کند. صورت زیبایش خندان بود، از او پرسیدم که چه زمانی این عشق‌بازی به پایان می‌رسد و او خندید و گفت زمانی که دست تو را در دست عمه‌ام زینب (س) بگذارم.

او در عالم رؤیا فهرستی به من نشان داد که اسامی‌ای در آن نوشته شده بود و اسم من در آن فهرست بود، او گفت که این اسامی بهشتیان است، فهرستی که نام اولش، نام فاطمه زهرا (س) بود.

هنگامی که از خواب بیدار شدم خدا را به خاطر وجود برکت و نعمتی چون سیدنورخدا شکر کردم و برایم همین کافی بود که صدای نفس‌های مرد خانه‌ام و پدر فرزندانم را بشنوم و به هرم نفس‌هایش تکیه کنم.

ای نورخدا بعد از ۱۰ سال عشق‌بازی با خدایت در بالین ، چه مظلومانه رفتی. کاش می ماندی و همدم شب‌های تنهایی محمد می شدی و ای کاش می ماندی و زهرایت را در لباس بخت می‌دیدی...

شهادتت مبارک کبوتر آسمانی‌ام

سیدنورخدا موسوی ۱۷ اسفندماه سال ۸۷ در منطقه لار استان سیستان و بلوچستان، مورد اصابت گلوله گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی ملعون قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و به کما رفت. جانباز ۱۰۰ درصد لرستانی که به شهید زنده کشور مشهور بود ۱۰ سال در کما به‌سر می‌برد تا اینکه در شب رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) آسمانی شد.

17 آبان 1397 - روز تشییع پیکر پاک شهید سید نورخدا

منبع: درددل‌های دختر و همسر شهید نورخدا موسوی

139412170840328267287084

نورخدا محو تماشای خدا/ با جان و دل از سید پرستاری می کنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۷ ، ۱۴:۵۴
ع . شکیبا---: ۴۸
سهیل سنقر : شهدای مدافع حرم تربیت‌یافتگان مکتب اهل بیت هستند و این روزها سربازی اهل بیت پاداشی به ارزشمندی شهادت دارد. شهید ابوذر امجدیان که نام خود را به عنوان اولین شهید مدافع حرم شهرستان سنقر کرمانشاه به ثبت رسانده است، عشق به اهل بیت را از روضه‌هایی به عاریه دارد که از کودکی پای آنها بزرگ شده بود.

به گزارش سهیل سنقر، شهدای مدافع حرم تربیت‌یافتگان مکتب اهل بیت هستند و این روزها سربازی اهل بیت پاداشی به ارزشمندی شهادت دارد. شهید ابوذر امجدیان که نام خود را به عنوان اولین شهید مدافع حرم شهرستان سنقروکلیایی به ثبت رسانده است، عشق به اهل بیت را از روضه‌هایی به عاریه دارد که از کودکی پای آنها بزرگ شده بود. چنین عشقی بود که باعث شد او در آبان ماه سال 94 مصادف با تاسوعای حسینی به شهادت برسد. در گفت و گو با مریم امجدیان همسر شهید نگاهی گذرا به زندگی یکی دیگر از ستارگان آسمان دفاع از حرم می‌اندازیم.

گویا شهید ، زاده روستا بودند؛ آشنایی‌تان هم در محیط روستا صورت گرفت؟

بله، من و همسرم هر دو اهل روستای سهنله از توابع شهرستان سنقر استان کرمانشاه هستیم. خانه ما و خانه پدری همسرم چند کوچه با هم فاصله داشت. خودش بر حسب اتفاق یک بار من را دیده و با خانواده‌اش مسئله را در میان گذاشته بود. ابوذر پاسدار بود. من همیشه آرزو داشتم که با یک پاسدار ازدواج کنم. همان روز از سختی‌های زندگی با یک نظامی برایم گفتند و اینکه احتمالاً پیش بیاید که چند ماهی در مأموریت باشند و من هم پذیرفتم. اما هرگز فکر نمی‌کردم که ابوذرم به شهادت برسد و همسر شهید شوم. در نهایت من و ابوذر با مهریه 72 سکه، در اول آبان ماه سال 1389 ازدواج کردیم. من توفیق داشتم شش سال در کنار بهترین همراه و همسنگرم باشم.

شهید امجدیان را هم به عنوان همسر و هم به عنوان یک انسان که لیاقت شهادت در دفاع از اهل بیت را پیدا کرد چطور شناختید؟

ابوذرم بسیار مهربان و دلسوز و بسیار شوخ طبع و خیلی متواضع بود. همیشه من را می‌خنداند و می‌گفت خوشحالم که می‌توانم بخندانمت و شاد ببینمت. به من خیلی احترام می‌گذاشت و در کارهای کشاورزی کمک حال خانواده‌اش بود. با هر کسی متناسب با سن و سالش رفتار می‌کرد. چیزی که در شهید بیشتر به چشم می‌آمد عشقش به اهل بیت بود.

همسرم به ظواهر خانه و زندگی اهمیت می‌داد اما دلبسته مال دنیا و مادیات نبود. با توجه به ویژگی‌هایی که از ایشان سراغ داشتم شهادت لایقش بود. ابوذر عاشق شهدا بود. عکس شهید چمران را داخل کیف سامسونتش چسبانده بود.

به نظر شما این گذاشتن و گذشتن برای رزمندگان مدافع حرم دشوار نیست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۷ ، ۰۰:۲۶
ع . شکیبا---: ۵۴

گنبد حرم حضرت رقیهگنبد حرم حضرت رقیه (س)- سوریه - دمشق

نوحه شنیدنی در مورد حضرت رقیه (س) با صدای حاج صادق آهنگران

دانلود-سبز دریافت      حجم: 12 مگابایت
عنوان: من کیستم دیوانه رقیه / کنج دلم شد خانه رقیه
این پست را برای توسل گذاشته ام. هم برای خودم و هم برای شما -التماس دعا
حضرت رقیه(س) خیلی مظلومه! همین که تصور می کنی یه دختر کوچیک سه چهارساله برا باباش بی تابی کنه و سر باباش رو براش بیارن دل آدم سخت می شکنه ! لعنت بر یزید و خاندانش.
۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۷ ، ۱۴:۵۶
ع . شکیبا---: ۱۵۷۸

http://www.isaar.ir/images/docs/000193/n00193274-b.jpg

به گزارش ایثار، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران ورامین در همین ارتباط گفت: این مراسم به منظور تکریم فرزند شهید مدافع حرم احمد گودرزی با حضور خانواده این شهید و جمعی از مسئولان این شهرستان برگزار شد.
وی گفت: این جشن جذاب که با هدف شاد کردن دل این فرزند شهید برگزار شد با یاد و خاطره شهید شهید احمد گودرزی  همراه بود.


اسم مهنا را خودش انتخاب کرد؛ مثل همه خانه‌‌هایی که در آن بحث انتخاب اسم برای مسافر کوچک خانه که در راه است، وجود دارد. داخل این خانه هم نظرات مختلفی برای انتخاب اسم یکی یکدانه بابا وجود داشت. مادر مهنا می‌گوید این اسم را خود احمد آقا  گذاشت. دو  روز بعد از اعزام به سوریه به دنیا آمد. پدری که مشتاق دیدن دخترش بود و با دیدن لباس نوزادی که برای او خریداری می‌شد، دلش غنج می‌رفت، خیلی زود از او دل کند و رفت. حتی صبر نکرد تا چیده شدن اتاق نوزاد را ببیند و به یاد بسپارد که همه مهیای آمدن دختر کوچک او هستند. صبر نکرد چون عشقش به حضرت زینب(س) بیشتر از این حرف‌ها بود. چون ظلم به حرم اهل بیت(ع) و مردم مظلوم سوریه توسط تروریست‌های تکفیری غیرتش را به جوش آورده بود و در این شرایط تعلل کردن را جایز نمی‌دانست.
در سوریه بود که تلفنی به مادر پا به ماه مهنا گفت: «سپردمتان به حضرت زینب(س) و از خانم خواسته‌ام به شما سر بزند».
 خانم جعفری مادر مهنا می‌گوید: «بعد از شهادت احمدآقا خیلی دلم می‌خواست فرزندش شبیه او بشود تا هر وقت می‌بینمش خیلی زود یاد همسرم بیفتم.» حالا مهنا درست شبیه پدر شده است. شباهت او با پدر آنقدر زیاد است که همه را شگفت‌زده کند. مهنا حالا یک ساله است. جشن تولد یک سالگی او متفاوت‌تر از کودکانی که والدینشان این روزها با زرق و برق مادی، جشن شاهانه‌ای برایشان ترتیب می‌دهند، با حضور یک پدر به رنگ مدافعان حرم برگزار شد.
شهید مدافع حرم احمد گودرزی  از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اثنای انجام یکی از مأموریت‌های محوله در تاریخ 17 اسفند سال 94در کشور سوریه  به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

منبع: پایگاه بنیاد شهید و امور ایثارگران

تنها آرزوی شهید مدافع حرم

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، شهید احمدی گودرزی از نیروهای لشکر 27 محمد رسول الله(ص) بود که داوطلبانه عازم جبهه های سوریه شد. وی متولد سال 1357 و ساکن شهرستان ورامین بود که چندی پیش در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) در حومه حلب به شهادت رسید.

ظهر دیروز دوشنبه 17اسفندماه خانواده شهید احمد گودرزی در معراج الشهدای تهران با پیکر شهیدشان دیدار و وداع کردند، قرار است فردا پیکر این شهید مدافع حرم با حضور خانواده و دوستانش در ورامین تشییع و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شود. در کلیپ پیش رو شهید احمد گودرزی از تنها آرزوی خود صحبت می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۷ ، ۱۸:۰۹
ع . شکیبا---: ۲۳

خالد غسان الخطیب یکی از جوانان استان حماه و سلمیه بود که پله های ترقی را به سرعت طی کرد و در مدت کوتاهی تبدیل به یکی از بهترین خبرنگارهای میدانی در سوریه و شبکه RT روسیه شد .

وی خبرنگاری را بصورت حرفه ای با تحصیل در آکادمی بین مللی سوریه در دمشق آغاز کرد و موفق به دریافت مدرک خود از این مرکز شد.

اولین گام حرفه ای او در عرصه خبرنگاری بعنوان خبرنگار در سایت شرق الاوسط در دمشق بود( که هم اکنون این بخش غیرفعال است) . سپس خالد بعنوان ویرایشگر در سایت عربی Sputnik مشغول به کار شد . پس از مدتی کوتاه و با توانایی هایی که از خود نشان داد به شبکه RT روسیه (بخش عربی) منتقل شد و بعنوان خبرنگار میدانی برای این این شبکه معتبر و معروف مشغول به کار شد .

خالد تنها یک برادر دارد .

شغل اصلی پدر او خیاطی میباشد.

نحوه شهادت:
خودروی وی و یکی از فرماندهان میدانی زمانی که در حال انتقال بین خطوط اصلی نبرد بود، توسط موشک ضد زره داعش مورد اصابت قرار گرفت و در پی این حادثه خالد الخطیب زمین را به مقصد آسمان ترک کرد .

لروحک سلام …

یاد و خاطره ی خالد و تمام شهدای خبرنگار گرامی باد و تا ابد در قلب های ما زنده خواهند ماند …

 خالد خبرنگاری شجاع و میهن دوست از سلمیة بود که در سالهای اخیر در پوشش اخبار جنگی در سوریه همکاری نزدیکی با گروه تحولات جهان اسلام داشت و در عملیات ارتش سوریه در شرق حمص به شهادت رسید. مرداد 96

*تصاویری از شهید خالد الخطیب*

به نقل از : تحولات جهان اسلام

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۹
ع . شکیبا---: ۱۶۰

• یک روز دیدم آمده دانشگاه دنبال من. چند بار همدیگر را آنجا دیده بودیم. برای من زیاد غیرعادی نبود که آمده. فقط وقتی که گفت آمده خواستگاری من‌، تعجب کردم. خنده‌ام گرفت، فکر کردم لابد شوخی می‌کند، منِ شلوغ کجا و حمیدِ ساکت و محبوب کجا! مطمئن بودم که خانواده‌ام هم زیاد راضی نیستند. خندیدم، گفتم: « باید فکر کنم، باید خیلی فکر کنم.» گفت: « اگر غیر از این بود سراغت نمی‌آمدم ».

 شهید حمید باکری

• دفتری داشتیم که قرار گذاشته‌ بودیم هرکسی هر موردی از آن یکی دید، در آن دفتر بنویسد. این دفتر همیشه از اشکالاتی که درباره من بود، پرمی‌شد. حمید می‌گفت: « تو چرا این‌قدر به من بی‌توجهى! چرا هیچی از من نمی‌نویسى؟» چه داشتم که بنویسم؟...

• آن روزها هر بار که می‌خواست برود، بدجوری بی‌طاقتی نشان می‌دادم و گریه می‌کردم. تا اینکه یک‌ بار رفتم سر وقت آن دفترچه یادداشت و دیدم نوشته هر وقت که می‌روم،‌ به جای گریه بنشین برایم قرآن بخوان! این‌طوری هم خودت آرام می‌گیرى، هم من با دل قرص می‌روم.»

• خانه ساده و کوچک، آن خانه قشنگمان را که به یاد می‌آورم، دلم از غرور و شادی پر می‌شود. ما برای شروع زندگی‌مان، ‌از هیچ‌کس هدیه‌ای نگرفتیم؛ چون فکر می‌کردیم اگر هدیه بگیریم، بعضی چیزها تحمیلی وارد زندگی‌مان می‌شوند، حتی اسباب و اثاثیه‌ای را که به نظر ضروری می‌آیند، نگرفتیم. تمام وسایل زندگی ما همین‌ها بود:‌ یکی دو تا موکت، یک کمد، یک ضبط و چند جلد کتاب، یک اجاق گاز دو شعله کوچک هم خریدم، که تا همین اواخر داشتم.

وقتی که گفت آمده خواستگاری من‌، تعجب کردم. خنده‌ام گرفت، فکر کردم لابد شوخی می‌کند، منِ شلوغ کجا و حمیدِ ساکت و محبوب کجا!

• همه می‌دانستند وقتی حمید از جبهه برگردد، امکان ندارد جای دیگری برود و فقط می‌توانند در خانه پیدایش کنند. تمام وقتش را می‌گذاشت برای من و بچه‌ها. سعی می‌کرد همان وقت کم را هم با ما باشد .

• برادر حمید [شهید مهدی باکرى]، از تبریز زنگ زد و پرسید:« بچه چیه؟» گفتم:‌« دختر». گفت: « برای جبهه فرمانده گردان می‌خواهیم. دختر می‌خواهیم برای چه؟» شوخی می‌کرد. من هم به شوخی گفتم:« می‌روم پس می‌دهم.» به حمید گفتم که مهدی چه گفته، گفت: «[تو هم] می‌گفتی اگر پاسدار نشود، زن پاسدار می‌شود... می‌گفتی زن پاسدار شدن، خیلی سخت‌تر از پاسدار شدن است».

شهید حمید باکری

• یک ‌بار گفت:« می‌آیی نماز شب بخوانیم؟» گفتم:‌« بله.» او ایستاد به نماز و من هم پشت سرش نیت کردم. نماز طولانی شد، من خسته شدم، خوابم گرفت، گفتم:« تو هم با این نماز شب خواندنت... چقدر طولش می‌دهى؟ من که خوابم گرفت،‌ مؤمن خدا... .» گفت: ‌« سعی کن خودت را عادت بدهى. مستحبات، انسان را به خدا نزدیک ‌ترمی‌کند».

• می‌گفت :‌« امام باید فقط فکر کند. ما دست‌های امامیم و هر فکری کرد، ما باید عمل کنیم.» می‌گفت :‌ «  امام فکرهای بزرگی دارد و باید دست‌های خوبی داشته باشد تا بتواند فکرش را عملی کند.» وقتی امام برای بار اول وصیت‌ نامه نوشت، حمید خیلی گریه کرد (این را از قول دوست‌هایش می‌گویم).

• زندگی‌مان خیلی ساده بود. هیچ‌ وقت از دنیا حرف نمی‌زدیم. اگر هم خریدن وسیله‌ای ضرورت پیدا می‌کرد، به خصوص بعد از به دنیا آمدن بچه‌ها، درست یک ربع قبل از رفتن حمید، از نیازم به آن وسیله می‌گفتم و او هم سریع می‌رفت می‌خرید و می‌آورد. همیشه به من می‌گفت:« درست زمانی برو خرید که واقعاً‌ معطل مانده باشی».

دفتری داشتیم که قرار گذاشته‌ بودیم هرکسی هر موردی از آن یکی دید، در آن دفتر بنویسد.

• حمید کسی نبود که بتوان او را ندیده گرفت. صبور و به معنای واقعی کلمه سنگ صبور بود. کسی بود که می‌توانستی راحت با او زندگی کنی و هرگز احساس ناراحتی نکنى. همیشه سعی می‌کرد همه چیز را خوب درک کند و سؤال به وجود نیاورد. احساس می‌کردیم او و مهدی به جایی رسیده‌اند که همان ارتباط با خداست. به روحیه توکل حمید که فکر می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که هر چه به دنیا توجه کنیم، به جایی نمی‌رسیم، اما حمید با آن دست خالی و دل قرصش، این راه را خندان می‌رفت و این اصلاً شعار نیست.

شهید حمید باکری

من کنارش بودم و این را در عمل درک کردم که چه توکلی داشت و چطور به ائمه عشق می‌ورزید. همچو آدمی که هر کسی را، هر قدر هم که ضعف داشته باشد، دنبال خودش می‌کشد. من حالا افتخار می‌کنم که دنبال او کشیده شدم... .

•  به من خیلی محبت داشت اصلاً‌ یادم نمی‌اید با من بلند حرف زده باشد... وقتی اعتراض مرا می‌شنید، می‌گفت: «من آدم ضعیفی هستم، ‌فاطمه! تو از آدم ضعیف چه انتظاری دارى؟»

• تمام آنهایی که من و حمید را می‌شناسند، می‌گویند: « احساس می‌کنیم حمید خیلی سخت شهید شده.» نه اینکه دوست نداشته باشد شهید شود، نه، بلکه منظورشان این بود که او در اوج علاقه‌اش به من و بچه ها شهید شده و خودش هم این را خیلی خوب می‌دانسته است. نه او، ‌که حاج همت هم... و حمید،‌ حمید، حمیدِ من... .

• حرفِ تربیت بچه‌ها که می‌شد، اصلاً ‌از خودش حرف نمی‌زد و تمام فعل‌ها را مفرد ادا می‌کرد. یک‌ بار عصبانی شدم و حتی کارمان به دعوا کشید، گفتم:‌«چرا همه‌اش می‌گویی تو؟ بگو باهم بزرگشان می‌کنیم!» گفت: ‌«من یقین دارم که تنها بزرگشان می‌کنی».

• من از حمید، فقط چشم‌هایش را یادم می‌اید که همیشه قرمز بود... من سفیدی چشم‌های حمید را ندیده بودم. احساس می‌کردم این چشم‌ها دیگر سفیدی ندارند. وقتی گفتند شهید شده، اولین چیزی که گفتم این بود که:« بهتر.» گفتم: «الحمدلله... حالا دیگر می‌‌خوابد،‌ خستگی‌اش درمی‌اید».

‌« امام باید فقط فکر کند. ما دست‌های امامیم و هر فکری کرد، ما باید عمل کنیم.»

• یک بار به حمید گفتم:‌ «خوش به حال احسان که پدری مثل تو دارد.» گفت:‌ «حسودی می‌کنى؟» گفتم:‌ « برای اولین بار می‌خواهم اعتراف کنم، آره حسودی می‌کنم.» گفت:‌ «منظور؟» گفتم:‌ «حیف نیست همچین پسرى... بی‌پدر، بزرگ بشود؟» گفت:« من فقط برای احسان خودم جبهه نمی‌روم. من برای تمام احسان‌ها می‌روم.» این‌طوری نبود که به بچه‌اش بی‌علاقه باشد، او در اوج محبت و علاقه‌اش به آنها و من رفت.

• هجدهم بهمن رفت و آخرهای بهمن تماس گرفت. دیگر از یک زمان نامعین احساس‌شدنی که می‌گذشت، به ثانیه‌شماری می‌افتادم تا با همان سر و صورت و لباس و پوتین خاکی بیاید و بگوید: « اگر بدانی چه بوی گندی می‌دهم، ‌فاطمه!» این روزها به خودم می‌گویم: « دیگر لیاقت شستن لباس‌هایش را هم ندارم.»

شهید حمید باکری

• اول گفتند مهدی زخمی شده و بعد که مقدمه‌ها را چیدند و گفتند شهید شده و من خیلی رک گفتم:‌ « نه. آقامهدی شهید نشده؛ حمید من شهید شده، من خودم می‌دانم.» .... فکر می‌کردم دیدن جنازه حمید خیلی برایم فاجعه‌آمیز است.

 احساسم این بود که حمید را برده‌اند ارومیه و من دارم پشت سرش می‌روم آنجا. در راه مرتب گریه می‌کردم. می‌گفتم: « باز تو دوان‌‌دوان رفتی و من دارم پشت‌ سرت می‌آیم،‌ چرا باز زودتر از من رفتى؟...» تازه آنجا [ارومیه] بود که خبر دادند حمید مفقود شده و جنازه ندارد. اصلاً‌ فکرش را هم نمی‌کردم که ممکن است حمید جنازه نداشته باشد. بعد به خودم تسلی دادم که حمید می‌دانسته برای من سخت است جنازه‌اش را ببینم، برای همین شاید آرزو کرده مفقودالاثر باشد.

• اگر قرار بود یک ‌بار دیگر زندگی کنم... باز با حمید باکری ازدواج می‌کردم... . باز بعد از شهادتش می‌رفتم قم... و باز افتخار می‌کردم که فقط چهار سال با حمید زندگی‌ کرده‌ام و همه چیز را از او یاد گرفته‌ام. من حاضر نیستم این چند سال زندگی با حمید را با هیچ چیز گران‌بهایی عوض کنم. به آسیه هم همین را گفتم. حتی به او گفته ام «هر وقت یک حمید پیدا کردی با او ازدواج کن، ‌ولی برو یک حمید پیدا کن!»


منبع : تبیان  - بر گرفته از سایت حوزه

6 بهمن ، سالروز شهادت سردار حمید باکری قائم مقام لشکر31 عاشورا در جزیره مجنون (1362 ش)

شادی روح مطهرش صلوات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۴۱
ع . شکیبا---: ۱۴۱

به گزارش جهان نیوز،حجت‌الاسلام سیدابراهیم رئیسی در دیدار ‌ابراهیم حاتمی‌کیا اظهار داشت: مجاهدان دوران دفاع مقدس و جبهه مقاومت باید از سوی همه فارغ از مذهب و قومیت مورد توجه و تقدیر قرار بگیرند، چرا که این عزیزان قهرمانان ملی هستند.

تولیت آستان قدس رضوی(ع) ادامه داد: دفاع از سرزمین بین همه ملت‌های جهان جزو حماسه‌های ملی محسوب می‌شود و نسل‌های مختلف به‌عنوان یک افتخار ملی از آن یاد کنند، اما متأسفانه برخی در کشور ما نسبت به هشت سال دفاع مقدس چنین نگاهی ندارند.

رئیسی افزود: سخنان آقای حاتمی‌کیا، جشنواره فیلم فجر امسال را کاملاً تحت‌الشعاع قرار داد. این سخنان برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی یک قوت قلب بود که نشان داد خط‌شکن‌های عرصه هنر فاخر پای ارزش‌های انقلاب اسلامی ایستاده‌اند؛ هجمه‌ها به فیلم «به‌وقت شام» نشانه تأثیرگذاری این اثر هنری است.

در همین حال، براهیم حاتمی‌کیا نیز در دیدار اظهار داشت: آیا اگر فیلمی در نفی نظام اسلامی ساخته شود، سینمای مستقل است ولی اگر از رشادت‌ها و جانفشانی‌های این ملت سخنی بیان شود، سینمای وابسته است؟

وی افزود: اگر این وابستگی است، همچنانکه در جشنواره فجر گفتم به وابستگی به ارزشها و از جان‌گذشتگی مردم کشورم افتخار می‌کنم.

حاتمی کیا تصریح کرد: برخی می‌خواهند با هجمه به آثار هنری انقلابی، فیلم‌سازان جوان را دلسرد و از رویش‌های پر توان در عرصه هنر انقلاب اسلامی جلوگیری کنند.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۳۹
ع . شکیبا---: ۱۲۹

دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان سیستان و بلوچستان

یاد شهدا را باید گرامی داشت. این کشور و این نظام همچنان نیازمند ذکر و یاد شهدای عزیز ما است؛ همه به این نیازمندیم. با نام شهدا و یاد شهدا است که افتخاراتِ تولیدشده‌ی به‌وسیله‌ی جمهوری اسلامی، خودش را نشان میدهد. جمهوری اسلامی یک نظامی است که در طول این سالهای متمادی در مقابل نظام جاهلیّت مدرن ایستادگی و مقاومت کرده است، لذا جاهلیّت مدرن با همه‌ی ابزارهای خودش به دشمنی با او برخاسته؛ با ابزار سلاح نظامی، با سلاح فرهنگی، با ابزارهای نوپدید و جدید، با ابزار تحریم اقتصادی. همین جاهلیّت جدید -این باطل مستقرّ و سراسری‌ای که در دنیا متأسّفانه وجود دارد- همه نوع ابزاری را علیه جمهوری اسلامی به کار برده است. همه علیه جمهوری اسلامی قیام کردند و نتوانستند جمهوری اسلامی را شکست بدهند؛ نتوانستند [آن را] وادار به عقب‌نشینی کنند؛ نتوانستند جمهوری اسلامی را از حرفهای خودش برگردانند که بگوید «من از این حرفم برگشتم، از این خواسته برگشتم»؛ نتوانستند. چرا نتوانستند؟ چون جمهوری اسلامی خیلی قوی است. علّت قوّت چیست؟ قوّت ایمانها و ایستادگی‌ها. اینجا که میرسیم، شما می‌بینید آخرِ این زنجیره‌ی بسیار مهم، منتهی میشود به شهدا، به جانبازان، به فداکاران، به ایثارگران؛ به اینها منتهی میشود. آن چیزی که موجب شده است این جمهوری اسلامی بحمداللّه ابّهت خودش را در دنیا حفظ بکند و روزبه‌روز جلوه‌ی بیشتری در دنیا بکند و این‌همه توطئه و مانند اینها نتواند تأثیر بگذارد، فداکاری‌های مردم است؛ علّت، این ایمانهای راسخ است که مظهر کامل و عالی آن عبارت است از شهدا. و شما دارید شهدا را تعظیم میکنید و تکریم میکنید و نامشان و یادشان را زنده میدارید. ما به این احتیاج داریم؛ جمهوری اسلامی به این تعظیم و تکریم شهدا نیازمند است. بنابراین، کارتان کار بسیار خوبی است، کار کاملاً درست و لازمی است.

و همه همکاری کنند؛ شیعه و سنّی هم ندارد، عالم و جاهل ندارد؛ قشرهای مختلف، همه‌ی کسانی که میتوانند، در این قضیّه همکاری کنند و یاد این عزیزان را باقی بدارند، بزرگ کنند، برجسته کنند یاد این شهدا را. من البتّه بعضی از شهدای معروف سیستان و بلوچستان را از نزدیک می‌شناختم، بعضی را هم شرحِ‌حال‌شان را در یادداشت‌ها و کتابها و نوشته‌ها خوانده‌ام؛ لکن درعین‌حال همه‌ی این شهدا و این برجسته‌ها و بخصوص این نوجوان‌ها را -نوجوان دوازده‌ساله، نوجوان چهارده‌ساله را ما نمی‌شناسیم و از حالاتشان خبر نداریم- معرّفی کنید تا اینها را همه بشناسند و بدانند. ان‌شاءاللّه که خداوند همه‌ی شما را موفّق بدارد.

http://www.leader.ir/media/album/original/57630_816.jpg

خبر کامل و تصاویر

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۲۴
ع . شکیبا---: ۱۸۹

دسته‌گُلی دیگر از جرگه دلاوران نکا به قافله شهدا پیوست/ «محمد معافی» ششمین شهید مدافع حرم شهرستان نکا+عکس

از شام بلا خبر آوردند

دسته‌گُلی دیگر از جرگه دلاوران نکا به قافله شهدا پیوست/ «محمد معافی» ششمین شهید مدافع حرم شهرستان نکا+عکس

شهید محمد معافی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) در کشور سوریه در زمان انجام مأموریت مستشاری به درجه رفیع شهادت نائل شد.

شادی روح این شهید عزیز و همه شهدا صلوات

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۴۹
ع . شکیبا---: ۱۹۴

https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/08/27/139408271255226146536884.jpg

زندگی نامه شهید مصطفی صدرزاده

به گزارش ستاد خبری کنگره ملی شهدای دانشجو دانشجوی شهید مصطفی صدرزاده بعنوان شهید شاخص سال۱۳۹۶ سازمان بسیج دانشجویی انتخاب گردید.

نام و نام خانوادگی: مصطفی صدرزاده نام پدر: محمد
محل تولد: شوشتر تاریخ تولد: ۱۹/۰۶/۱۳۶۵
فعالیت ها: فراگیری فنون رزمی- فعالیت فرهنگی و هنری در بسیج
رشته تحصیلی: کارشناسی ادیان و عرفان دانشگاه: آزاد اسلامی تهران مرکز
محل شهادت: حومه حلب سوریه تاریخ شهادت: ۱/۸/۱۳۹۴
سمت: فرمانده گردان عمار لشکر فاطمیون

مصطفی صدرزاده در ۱۹ شهریور۱۳۶۵ در شهرستان شوشتر استان خوزستان در خانواده ای مذهبی متولد شد. پدرش پاسدار و جانباز جنگ تحمیلی و مادرش از خاندان جلیله سادات هستند.
ایشان دوران نوجوانی خود را با شرکت در مساجد و هیئت های مذهبی، انجام کارهای فرهنگی و عضویت در بسیج و یادگیری فنون نظامی سپری کردند، دردوران جوانی درحوزه علمیه به فراگیری علوم دینی پرداخت، سپس در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی دانشجوی رشته ادیان و عرفان شدند، همزمان مشغول جذب نوجوانان و جوانان مناطق اطراف شهریار و برپایی کلاسها و اردوهای فرهنگی و نظامی وجلسات سخنرانی و…. برای آنان بودند.


ایشان در سال ۸۶ ازدواج کردند.. ثمره ی این ازدواج دختری به نام “فاطمه” و پسری به نام “محمد علی” است.


شهید مصطفی صدرزاده در سال ۹۲ برای دفاع از دین و حرم بی بی زینب(س) با نام جهادی “سید ابراهیم” داوطلبانه به سوریه عزیمت و به علت رشادت در جنگ با دشمنان دین، فرماندی گردان عمار و جانشین تیپ فاطمیون شد، سرانجام پس از چندین بار زخمی شدن در درگیری با داعش، ظهر روز تاسوعا مقارن با ۱ آبان ۹۴ در عملیات محرم در حومه حلب سوریه به آرزوی خود رسید و به دیدار معبود شتافت و در گلزار شهدای بهشت رضوان شهریار آرام گرفت.

منبع: کنگره ملی شهدای دانشجو

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۶ ، ۱۰:۳۲
ع . شکیبا---: ۱۶۴