سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳۰ مطلب با موضوع «امام زمان (عج) و انتظار ظهور» ثبت شده است

جهان در انتظار توست

علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف: علائم حتمی و قطعی؛

ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.

علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اند. بعضی از این علائم قطعی عبارتند از:

1. خروج سفیانی: پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمینهای اسلام را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در نزدیکی حلب) و منطقة عراق سیطره می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند آنگاه که از ظهور امام زمان باخبر می شود با سپاهی گران به جنگ وی می رود که در منطقه بیداد (بین مکه و مدینه) با سپاه امام (ع) برخورد می کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند. [1]

 2. خسف در بیداء: خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با امام عصر(عج) آمده است در زمین فرو می روند. [2]

3. خروج یمانی: سرداری از یمن قیام می کند و مردم را به حق و عدل دعوت می کند این نشانه در منابع عامه نیست ولی در مصادر شیعه روایات فراوانی در این باره وجود دارد. امام صادق (ع) فرمود: قیامهای سه گانه خراسانی، سفیانی، یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود و هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی دعوت حق و هدایت نمی کند و هم فرمود که یمانی از علائم حتمی است. [3]

 4. قتل نفس زکیه: زکیه یعنی فرد پاک و بی گناه و کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد.  در آستانه ظهور مهدی (عج) در گیرودار مبارزات زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) فردی پاکباخته و مخلص از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) در راه امام می کوشد و در این راه مظلومانه به قتل می رسد. روایات گاهی نفس زکیه و گاهی «سید حسنی» گفته اند امام باقر (ع) فرمود: بین ظهور مهدی (عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست.[4]

5. صیحه آسمانی: منظور از صیحه آسمانی صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی در آسمان شنیده می شود و همه مردم آن را می شنوند در روایات تعبیر به «نداء» «فزعه» «صوت» نیز بکار رفته است که ظاهر آن نشان می دهد که هر یک از اینها نشانه جداگانه ای است که پیش از ظهور واقع می شود لکن به نظر می رسد که اینها تعبیر از یک واقعیت است و ممکن هم هست که از سه حادثه جدای از هم خبر داده باشند که اول صداهای هولناکی برآید و همه را به خود متوجه کند (صیحه) و به دنبال آن صدای مهیب و هولناکی شنیده شود که دلهای مردم را به وحشت اندازد (فزعه) و آن گاه از آسمان صدایی شنیده می شود که مردم را به سوی مهدی(عج) فرا می خواند (نداء) روایاتی که از این معنا خبر داده اند از طریق شیعه و سنی فراوان هستند. امام باقر (ع) می فرماید: ندا کننده ای از آسمان نام قائم را ندا می کند پس هر که در شرق و غرب است آن را می شنود و از وحشت این صدا خوابیده ها بیدار و ایستادگان نشسته و نشستگان بر دو پای خویش می ایستند رحمت خدا بر کسی که از این صدا عبرت گیرد و ندای وی را اجابت کند زیرا صدای نخست، صدای جبرئیل روح الأمین است.

آنگاه می فرماید: این صدا در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید، در آخر روز شیطان فریاد می زند که «فلانی مظلوم کشته شد» تا مردم را بفریبد و به شک اندازد. و امام صادق (ع) می فرماید: در ابتدای روز گوینده ای در آسمان ندا می دهد که آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. پس از آن در پایان روز شیطان که لعنت خدا بر او باد از روی زمین فریاد می زند که حق با عثمان و پیروان اوست پس در این هنگام باطل گرایان به شک می افتند هرگاه گوینده ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد(ص) است در آن هنگام ظهور مهدی(عج) به سر زبانها می افتد به گونه ای که غیر از او یاد نمی کنند. [5]

6. خروج دجال: این نشانه در کتب اهل سنت از علائم برپایی قیامت شناخته شده است [6]   ولی در منابع روایی شیعه از نشانه های ظهور است. و اشکال ندارد که هم علامت ظهور و هم علامت معاد باشد. چون خود ظهور امام عصر (عج) هم از علائم آخرالزمان می باشد.

دجال فردی است که در آخر الزمان و پیش از قیام مهدی (عج) خروج می کند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می فریبد و سرانجام به دست عیسی مسیح (ع) در کنار دروازه ”لد“ در منطقه شام به هلاکت می رسد. در مورد دجال نظریه های متعددی طرح شده است مثلا گروهی آن را فردی نامیده اند و دسته ای آن را جریانی می دانند و نه شخص معین که مطرح کردن این امور مجال دیگری را می طلبد. [7]

http://www.mihanfal.com/wp-content/uploads/2014/06/121.jpg

[1] کمال الدین، ص 651. و بحار الأنوار، ج 52، ص 215؛ و کنز العمال، ج 14، ص 272؛ تاریخ غیبت کبری، ص 518 الی 520.

[2] مراصد الاطلاع، ج1، ص239؛ وافی، ج2، ص 442؛ مسائل العشره چاپ شده در مجموع مصنفات شیخ مفید، ج 3، ص 122 و غیبت نعمانی، ص 252، منتخب الأثر، ص 459؛ کتاب الغیبه نعمانی ص 252، تاریخ غیبت کبری ص 499 ـ 520.

[3] تاریخ غیبت کبری، ص 525، کتاب غیبت  نعمانی 252.

[4] منتخب الأثر، 459، تاریخ الغیبه الکبری، ص 511؛ الارشاد، ج2، ص374؛ اعلام الوری، ص 427.

[5] تاریخ ما بعد الظهور/176 ـ کشف الغمه ج3،  ص 260 ، وافی، ج 2، ص 445 ـ 446، کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 435 و454 و453 – ارشاد، ج2، ص 371؛ کمال الدین / 651 بحار الأنوار، ج52، ص204-288-290؛ منتخب الاثر، ص 459، غیبت نعمانی/254.

[6] سنن ترمذی، ج4، ص 507 ـ 519؛ سنن ابی داوود؛ ج4، ص 115؛ صحیح مسلم، ج 18، ص 46 و 81.

[7] بحارالأنوار، ج 52، ص 193و209؛ کمال الدین 525 و 526؛ کشف الغمه، ج 3، ص 281؛ المسائل العشر، چاپ شده در مصنفات شیخ طوسی، ج3، ص 122؛ ارشاد، ج2، ص 371، کنز العمال، ج 14، ص 198ـ200.

 منبع: پایگاه حوزه نت

۱۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۵۲
ع . شکیبا

  

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۴۹
ع . شکیبا

 http://bayanbox.ir/view/4610434466259411695/2561-657.jpg

مستحب است پس از مغرب دعاى افتتاح که از ناحیه مقدسه امام زمان علیه السلام به شیعیان سفارش شده در هر شب از ماه رمضان خوانده شود . دعایی که حاوی مضامین بلند و مورد تاکید اهل معرفت است برای مشاهده متن دعا و ترجمه به ادامه مطلب بروید

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِکَ وَ اَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِکَ وَ اَیْقَنْتُ اَنَّکَ اَنْتَ

خدایا من ستایش را به وسیله حمد تو مى گشایم و تویى که به نعمت بخشى خود بندگان را به درستى وادارى و یقین دارم که براستى تو

اَرْحَمُ الرّاحِمینَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَهِ وَ اَشَدُّ الْمُعاقِبینَ فى

مهربانترین مهربانانى اما در جاى گذشت و مهربانى ولى سخت ترین کیفرکننده اى در

مَوْضِعِ النَّکالِ وَالنَّقِمَهِ وَ اَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرینَ فى مَوْضِعِ الْکِبْریآءِ

جاى شکنجه و انتقام و بزرگترین جبارانى در جاى بزرگى و

وَالْعَظَمَهِ اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِکَ وَ مَسْئَلَتِکَ فَاسْمَعْ یا سَمیعُ

عظمت خدایا تو به من اجازه دادى در این که بخوانمت و از تو درخواست کنم پس اى خداى شنوا

مِدْحَتى وَ اَجِبْ یا رَحیمُ دَعْوَتى وَ اَقِلْ یا غَفُورُ عَثْرَتى فَکَمْ یا

مدح و ثنایم را بشنو و پاسخ ده اى مهربان خواسته ام را و نادیده گیر اى آمرزنده لغزشم را اى

اِلهى مِنْ کُرْبَهٍ قَدْ فَرَّجْتَها وَ هُمُومٍ قَدْ کَشَفْتَها وَ عَثْرَهٍ قَدْ اَقَلْتَها

معبود من چه بسیار گرفتارى که برطرف کردى و چه بسیار اندوه که زدودى و لغزشها که چشم پوشیدى

وَ رَحْمَهٍ قَدْ نَشَرْتَها وَ حَلْقَهِ بَلاَّءٍ قَدْ فَکَکْتَها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۵۶
ع . شکیبا

ظهور قائم در روایت امام محمد باقر (ع)

قائم آل محمد  

چرا به امام زمان (عج) قائم آل محمد می گویند؟
ابوحمزه ثمالی می گوید: از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) پرسیدم: اى فرزند رسول خدا! مگر شما ائمه، همه قائم به حق نیستید؟
فرمود: بلى!
عرض کردم: پس چرا فقط امام زمان (علیه السلام) قائم نامیده شده است؟
فرمودند: هنگامى که جدّم امام حسین علیه السّلام کشته شد فرشتگان گریستند و ضجّه زده و به درگاه الهى نالیده و گفتند: اى خدا و اى سرور ما آیا از کسى که برگزیده و فرزند برگزیده و بهترین خلق تو را کشته غافل هستى؟
خداى عزّ و جلّ به ایشان وحى نمود: اى ملائکه من آرام باشید قسم به عزّت و جلال خودم از قاتلین او انتقام خواهم گرفت اگر چه در زمان بعد باشد، سپس ائمّه ‏اى که از فرزندان امام حسین علیه السّلام هستند را به ایشان نشان داد، آنها مسرور و خوشحال شدند در بین فرزندان حضرت یکى از آنها ایستاده و نماز مى‏ خواند، حقّ تعالى فرمود: با این قائم از قاتلین او انتقام خواهم گرفت.


محمد بن على،ابن بابویه، علل الشرائع ، ترجمه: محمد جواد ذهنى تهرانى،انتشارات مؤمنین‏، قم‏،1380ش،ص531.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۴۱
ع . شکیبا

یکی از علما، آرزوی زیارت حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه را داشت و از عدم موفقیت خود، رنج می برد. مدتها ریاضت کشید و آنچنان که در میان طلاب حوزه نجف مشهور است، شبهای چهارشنبه به «مسجد سهله» می رفت و به عبادت می پرداخت، تا شاید توفیق دیدار آن محبوب عاشقان نصیبش گردد.

مدتها کوشید ولی به نتیجه نرسید. سپس به علوم غریبه و اسرار حروف و اعداد متوسل شد، چله ها نشست و ریاضتها کشید، اما باز هم نتیجه ای نگرفت. ولی شب بیداری های فراوان و مناجات های سحرگاهان، صفای باطنی در او ایجاد کرده بود، گاهی نوری بر دلش می تابید و حقایقی را می دید و دقایقی را می شنید.

روزی در یکی از این حالات معنوی به او گفته شد: «دیدن امام زمان(ع) برای تو ممکن نیست، مگر آنکه به فلان شهر سفر کنی». به عشق دیدار، رنج این مسافرت توانفرسا را بر خود هموار کرد و پس از چند روز به آن شهر رسید. در آنجا نیز چله گرفت و به ریاضت مشغول شد. روز سی و هفتم و یا سی و هشتم به او گفتند: «الان حضرت بقیة اللّه ، ارواحنافداه، در بازار آهنگران، در مغازه پیرمرد قفل سازی نشسته اند، هم اکنون برخیز و به خدمت حضرت شرفیاب شو!» با اشتیاق ازجا برخاست. به دکان پیرمرد رفت. وقتی رسید دید حضرت ولی عصر(ع) آنجا نشسته اند و با پیرمرد گرم گرفته اند و سخنان محبت آمیز می گویند. همین که سلام کرد، حضرت پاسخ فرمودند و اشاره به سکوت کردند.

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTUw4xuJjpjMmwoqMIRClZGiZDnWFOqh5hvb6ElD_5IqKL6y-uMjA

در این حال، دید پیرزنی ناتوان و قد خمیده، عصا زنان آمد و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: اگر ممکن است برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی بخرید که من به سه شاهی پول نیاز دارم. پیرمرد قفل را گرفت و نگاه کرد و دید بی عیب و سالم است، گفت: خواهرم! این قفل دو عباسی (هشت شاهی) ارزش دارد؛ زیرا پول کلید آن، بیش از ده دینار نیست، شما اگر ده دینار (دو شاهی) به من بدهید، من کلید این قفل را می سازم و ده شاهی، قیمت آن خواهد بود!

پیرزن گفت: نه، به آن نیازی ندارم، شما این قفل را سه شاهی از من بخرید، شما را دعا می کنم.

پیرمرد با کمال سادگی گفت: خواهرم! تو مسلمانی، من هم که مسلمانم، چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حق کسی را ضایع کنم؟ این قفل اکنون هشت شاهی ارزش دارد، من اگر بخواهم منفعت ببرم، به هفت شاهی می خرم، زیرا در معامله دو عباسی، بیش از یک شاهی منفعت بردن، بی انصافی است. اگر می خواهی بفروشی، من هفت شاهی می خرم و باز تکرار می کنم: قیمت واقعی آن دو عباسی است، چون من کاسب هستم و باید نفعی ببرم، یک شاهی ارزانتر می خرم!

شاید پیرزن باور نمی کرد که این مرد درست می گوید، ناراحت شده بود و با خود می گفت: من خودم می گویم هیچ کس به این مبلغ راضی نشده است، التماس کردم که سه شاهی خریداری کنند، قبول نکردند؛ زیرا مقصود من با ده دینار (دو شاهی) انجام نمی گیرد و سه شاهی پول مورد احتیاج من است.

پیرمرد هفت شاهی به آن زن داد و قفل را خرید؛ همین که پیرزن رفت امام(ع) به من فرمودند: «آقای عزیز! دیدی و این منظره را تماشا کردی؟! اینطور شوید تا ما به سراغ شما بیاییم. چله نشینی لازم نیست، به جفر متوسل شدن سودی ندارد. عمل سالم داشته باشید و مسلمان باشید تا من بتوانم با شما همکاری کنم! از همه این شهر، من این پیرمرد را انتخاب کرده ام، زیرا این مرد، دیندار است و خدا را می شناسد، این هم امتحانی که داد. از اول بازار، این پیرزن عرض حاجت کرد و چون او را محتاج و نیازمند دیدند، همه در مقام آن بودند که ارزان بخرند و هیچ کس حتی سه شاهی نیز خریداری نکرد و این پیرمرد به هفت شاهی خرید. هفته ای بر او نمی گذرد، مگر آنکه من به سراغ او می آیم و از او دلجوئی و احوالپرسی می کنم.»1

پی نوشتها:

*برگرفته از: محمدرضا باقی اصفهانی، عنایات حضرت مهدی(ع) به علما و طلاب، ص204-202، به نقل از: سرمایه سخن، ج1.

1 .ملاقات با امام عصر، ص268.

http://s8.picofile.com/file/8297254600/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D9%82%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%B21396_3_19.jpg

داستان پیرمرد قفل ساز و ملاقات با امام زمان (عج)

برای ما هم دعا کنید...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۵۷
ع . شکیبا

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۳۰
ع . شکیبا

خبرگزاری فارس: می‌نویسم تا آیندگان بدانند فرمانده جبهه کیست

 گفتم آقاجان تو که هستی که من تو را نمی‌شناسم؛ از فرماندهان ما هستی؟ پس من چرا تو را نمی‌شناسم؛ وی به آرامی گفت: من کسی هستم که قبل از حمله، تو با گریه مرا صدا می‌کردی که ما را در این حمله یاری کن!

به گزارش گروه حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، مطلبی که در ادامه خواهید خواند، روایتی زیبا از کرامات یک شهید است؛ شهیدی گمنام مانند هزاران فرزند گمنام حضرت روح‌الله که شاید تا امروز کسی نامی از او نشنیده باشد؛ او که در کربلای خیبر آسمانی شد، در دوران حضورش در جبهه خاطرات روزانه‌اش را ثبت می‌کرد به امید اینکه برای آیندگان بماند. او در یکی از خاطراتش ماجرای دیدارش با امام عصر (عج) را بعد از مجروحیت‌ روایت کرده است که معصومه سپهری نویسنده کتاب «نورالدین پسر ایران» آن را در وبلاگش منتشر کرده است:

****

 آخرین عکس شهید ورمزیاری پیش از عملیات خیبر

اولین بار دفتر شماره 10 را در بهار 75 دیدم. دفتری که بی شک یکی از اسناد زنده و ماندگار و ارزشمند دفاع جانانه مردم ما خواهد بود. دفتری که شهید «بایرامعلی ورمزیاری» شرح عملیات مسلم بن عقیل ـ مجروحیت شدیدش - گم شدن در منطقه به مدت سه روز - دیدار امام زمان - کرامات متعدد در این سه روز و ... را به قلم ساده‌اش در این دفتر باز گفته است. (به گمانم تحصیلات او تا کلاس سوم راهنمایی بوده است.) ماجرای این سال‌ها و اتفاقی که برای دفترهای دست نویس این شهید غریب آمد، بماند برای بعد؛ امروز می‌خواهم گوشه کوچکی از این دفتر را برایتان بنویسم. امروز که دیدم در دنیای گسترده اینترنت فقط سه بار نام این شهید یافت می‌شود!!!! خدا ما را ببخشد!

*******

باز هم خمپاره‌ای به میان ما آمد و منفجر شد و دو نفر از ما را گرفت. ما فقط شش نفر ماندیم. لحظات شیرین و بسیار خوبی بود... .ناگهان باز هم خمپاره‌ای به جلو ما افتاد که یک ترکش از این خمپاره به سینه حقیر اصابت کرد. خون همه جای بدنم را قرمز کرد. اسلحه و مهماتم را از کمرم باز کردم و پیراهن فرم پاسداریم را از تنم بیرون آوردم تا زخمم را ببندم. دیدم که خون زیادی می‌رود و جایی که زخمی شده امکان بستن را ندارد. دیگر امیدی به زنده ماندن نداشتم. سوره‌های کوچک قرآن را تلاوت می‌کردم و شهادتین را از زبانم دور نمی‌کردم. 

برادر اسدالله رجب‌پور می‌گفت اگر وصیتی داری برایم بگو و ما را هم اگر شهید شدی شفاعت کن. گفتم که از برادر محمد برزگر مواظبت کنید چون یک برادرش شهید شده و فرزندی دارد. مواظبش باشید که زنده بماند. از برادران برایم حلالیت بگیرید به خصوص از برادران رحیم شهرتی و صفر حبشی. از صفر حبشی برایم حتماً حلالیت بگیر چون قبل از حمله با او یک برخورد بدی کرده بودم. ... برادر اسدالله رجب پور و حسین حاج حسنلو مرا برداشتند و از بالای تپه پایین آوردند. در همین حال من بیهوش شدم.

صبح شده و خورشید تازه طلوع کرده بود (12/7/61)... بعد از چند ساعتی بیدار شدم. دیدم یک سیدی با لباس رزم که شمشیر به طرف چپش بسته است و عمامه سبزی به سر دارد به طرف من می‌آید وقتی به چند متری من رسید من هر چقدر خواستم از جایم بلند شوم تا خودم را از این مرد پنهان کنم به خاطر زخم‌های شدیدم نتوانستم. من خیال می‌کردم شاید عراقی‌ها هستند که آمده‌اند و می‌خواهند سرم را با شمشیر ببرند چون در روزنامه‌ها خوانده بودم که عراقی‌ها سر پاسداران را می‌برند و از فرماندهانشان جایزه می‌گیرند.

سردار عاشورایی خیبر در جمع یاران/شهید ورمزیاری نفر سوم نشسته از راست

 وقتی این مرد به نزدیکی من رسید از ترس و وحشت خدا را طلب می‌کردم و راز و نیاز و استغفار می‌کردم... در حالی که برای نجات خودم تقلا می‌کردم و سعی می‌کردم خودم را بغل سنگی قایم بکنم باز هم نتوانستم تکان بخورم. شهادت را در نظرم مجسم می‌کردم... زمانی دیدم این مرد با سمایی که نور بسیار روشنی داشت به سرعت به طرف من آمد و در دست راستم نشست و دستش را به صورتم کشید به او گفتم آقا چرا ما را نمی‌برند من تشنه‌ام. او دو دستش پر از آب بود که به من داد و خوردم و تشنگی‌ام یک مرتبه برطرف شد  باز هم من به او گفتم آقا چرا ما را نمی‌برند. گفت صبر کن که خبر داده‌ام می‌آیند و تو را می‌برند. گفتم آقاجان تو که هستی که من تو را نمی‌شناسم از فرماندهان ما هستی پس من چرا تو را نمی‌شناسم. وی به آرامی گفت من کسی هستم که قبل از حمله تو با گریه مرا صدا می‌کردی که ما را در این حمله یاری کن. در همین لحظه دانستم که او امام زمان است از جایم یک مرتبه بلند شدم تا او را ببوسم و به پایش بیفتم که دیدم هیچ کس کنارم نیست فقط چند اسلحه و مهمات کنارم است ....... در حالی که قبل از این جریان نمی‌توانستم از جایم بلند شوم.

بعد از اینکه آقا امام زمان دستش را به صورتم کشید همچون شیری از جایم بلند شدم و با دقت و حوصله به منطقه دشمن نگاه کردم. کسی را نمی‌دیدم. به خودم جرأت دادم به راه بیفتم و عقب بیایم. چند قدمی آمدم و به چند مجروح رسیدم که تکه تکه شده بودند و در حال جان دادن بودند. خیلی گریه و ناله می‌کردند آنها هم به من گفتند که یک سیدی از اینجا می‌رفت و به ما گفت که بهشت منتظر شماست. حسین علیه السلام در بهشت منتظر شماست. آنها هم امام زمان را دیده بودند اما نمی‌دانستند او امام زمان است.

در همین حال در کنار آن مجروحان دراز کشیده بودم که صدای بلندی شنیدم که به زبان ترکی می‌گفت برادران بیایید بالا نترسید ما از خود شما هستیم بالای تپه را نگاه کردم دیدم حدود 15 نفر هستند که یکی بلندگوی دستی دارد و دیگران مسلح به سلاح سبک هستند. خواستم بلند شوم و به طرف آنها بروم خوب به چهره آنها نگاه کردم دیدم اصلاً ریش ندارند و همه سبیل کلفت دارند. مشکوک شدم و زمین نشستم. فهمیدم اینها عراقی هستند که می‌خواهند ما را فریب دهند و به اسارت بگیرند این چند مجروح با صدای بلند ناله می‌کردند اما آن عراقی‌ها نه ما را می‌دیدند و نه صدای ناله و گریه ما را می‌شنیدند. اینها را من به خوبی می‌دیدم که آمدند و از یک قدمی ما رد شدند اما ما را ندیدند.

عملیات خیبر در اسفند سال 62/از راست به چپ:

روحانی شهید رضا ظفرکش، سردار شهید ورمزیاری و روحانی شهید مهدوی

 آنها رفتند و من هر چه تلاش کردم تا از این مجروحین با خودم عقب ببرم نتوانستم چون خون زیادی از من رفته بود. بالاخره کمی پایین آمدم در جایی که آب از بالای تپه جای کانال مانندی درست کرده بود دراز کشیدم. شب شده بود. من بسیار خسته و ناراحت بودم. نصف شب بیدار شدم و دیدم گشتی‌های عراقی در منطقه مشغول گشت زنی هستند خواستم اسلحه‌ای پیدا کنم اما نتوانستم. گروه دشمن از نزدیکی من رد شد. من بسیار تشنه بودم بر سر شهیدی رفتم که جنازه‌اش در آن منطقه مانده بود. قمقمه‌اش را برداشتم که پر از آب بود خوردم و باز سیر نشدم. بالای سر شهید دیگری رفتم و قمقمه او را که پر از آب بود خوردم باز هم سیر نشدم ...بسیار تشنه‌ بودم. دوباره رفتم بالای جسد شهیدی که بار اول قمقمه او را برداشته بودم ... دیدم قمقمه او باز هم پر است. خوردم و به خود گفتم خدایا این چه جریان است ... تا صبح هر وقت آب قمقمه آن شهید را برداشتم پر از آب بود که می‌خوردم و باز تشنه‌ام می‌شد و بر می‌داشتم می‌دیدم پر از اب است ... هر قدر خواستم آن شهید را بشناسم نتوانستم.

این خاطرات را در حالی می‌نویسم که اشک‌های چشمانم قطره قطره بر روی کاغذ می‌چکد و مانع از این می‌شود که قلم روی کاغذ بنویسد. این خاطرات را در حالی که می‌لرزم می‌نویسم اما به خاطر ریا و خودنمایی نمی‌نویسم فقط به خاطر این می‌نویسم که بعد از شهادت، این خاطرات روح بخش منتشر گردد تا آیندگان بدانند جبهه چیست و کی‌ها این جبهه را نگه داشته‌اند و فرمانده جبهه کیست ....."

****

شهید «بایرامعلی ورمزیاری» دو روز بعد نیز با حوادث شگفتی زنده ماند و در روز سوم دوستانش که به جستجوی زخمی‌ها بودند او را پیدا می‌کنند. او یک سال بعد در عملیات خیبر در حالی که فرمانده گردان «علی اکبر» لشکر عاشورا بود در جزیره مجنون شهید و دفتر پانزدهم خاطراتش ناتمام ماند.

او سال‌ها مفقودالجسد بود تا اینکه در سال 74 بقایای جسم مطهرش در تفحص به دست آمد و در زادگاهش سلماس کنار برادر شهیدش عبدالله به خاک سپرده شد... او مثل بسیاری از دوستانش همچنان گمنام است... .

شادی روح مطهر این شهید و ارواح طیبه تمامی شهدا صلوات

خبرگزاری فارس

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۵۷
ع . شکیبا

entezar313

ویژگی هاى همراهان حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

1- خداجویی : خداجویى و توحید، سرلوحه عقاید و خصال یاران مهدى است. امام صادق علیه السلام درباره اینان مى فرماید:مردانى که گویا دل هایشان پاره هاى آهن است. غبار تردید در ذات مقدس ‍ خداى، خاطرشان را نمى آلاید ... همانند چراغ هاى فروزانند، گویا دل هایشان نور باران است. از ناخشنودى پروردگارشان هراس دارند. براى شهادت دعا مى کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند.(1)
امیر المومنان علیه السلام یاران مهدى را گنج هایى مى داند؛ آکنده از معرفت خدایى.(2)

ویژگی هاى همراهان حضرت مهدى  (عجل الله تعالی فرجه الشریف)2- عبادت و بندگى : یاران مهدى، مردان عبادتند و نیایش؛ آن هم نه عبادتى عادت گونه و یا چون پرستش مزدوران و تاجران، بلکه نیایشى عارفانه و پاکبازانه. روح بندگى و راز و نیاز با جانشان در هم آمیخته، همواره خود را در محضر خدا مى بیند و از یاد او لحظه اى غفلت نمى ورزند. از ترس خداوند، نیمه شب، چونان مادران فرزند مرده مى گریند.(3)
3- حفاظت از حدود الهی: نخستین شرط بیعت امام با یاران، حفاظت از حدود خدا است .
على علیه السلام مى فرماید:یاران با این شرایط با امامشان بیعت مى کنند که دست پاک باشند و پاکدامن. زبان به دشنام نگشایند و خون کس، به ناحق نریزند. به سکونت گاه مردم هجوم نبرند و کس را به ناحق نیازارند. بر مرکب هاى ممتاز سوار نشوند و لباس هاى فاخر نپوشند. مسجدى را خراب نکنند و بر مردم راه نبندند. به یتیم ستم روا ندارند و راهى را نا امن نکنند و شراب ننوشند. در امانت، خیانت نکرده و پیمان شکن نباشند. احتکار نکنند و پناهنده را نکشند. فراریان را دنبال نکرده، مجروح را نکشند. ساده بزیند و در راه خدا به شایستگى جهاد کنند. امام نیز متعهد مى شود، بسان همراهان زندگى کند، دربان و حاجت براى خود نگیرد. به اندک قانع باشد و به یارى خدا در راه استقرار عدالت بکوشد و خدا را به شایستگى عبادت کند.(4)
امام، بر رفتار کارگزاران خود و مواظبت آنان بر اجراى وظایف خود نظارت دو چندان دارد.(5) اگر کارگزاران نظام توحیدى، با فضیلت باشند و وظیفه شناس، مردم نیز حرمت دین نگه دارند.
از ویژگی هاى بارز همراهان مهدى، ایثار و مواسات است. آنان براى یکدیگر خود را به رنج افکنند و در بهره گیرى از زیبایی هاى زندگى، دیگران را بر خود پیش دارند و باید چنین باشند. آن کس که خود ساخته نباشد، نمى تواند سازندگى کند و آن که بر دوست خود، مهر نورزد؛ دیگران را شایسته ترحم نبیند
4- بصیرت و آگاهى : یاران مهدى، در بصیرت و خردمندى سرآمدند. در فتنه هایى که زیرکان در آن فرو مى مانند، هوشیارانه راه می جویند و حق را از باطل باز می شناسند.
5- شجاعت : یاران مهدى، دلیرمردند. امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: گویا، آنان را مى نگرم، سیصد و اندى مرد بر بلنداى نجف کوفه ایستاده اند. دل هایى چون پولاد دارند. در هر سو، تا مسافت یک ماه راه، ترس بر دل هاى دشمنان سایه مى اندازند. در سوار کارى و تیر اندازى بى نظیرند. در رزمگاه، نشان شجاعان بر تن دارند و چونان پیامبر(صلی الله علیه و آله) در نبرد بدر، نشانه ویژه بر سر نهاده اند.(6)
6- فرمانبرى : یاران امام، عاشقان مولاى خودند و پاکبازان راه او. در انجام دستورهاى وى، بر یکدیگر پیشى مى گیرند. به فرموده پیامبر (صلی الله علیه و آله)، تلاش گر و کوشا در پیروى از اویند.(7)
پیروى آنان نه برخاسته از زور، بلکه عشق و علاقه قلبى به مهدى، آنان را به فرمانبرى وا مى دارد. لبخند او را، جلوه رضاى خدا و عتابش را تازیانه خشم خدا مى شمرند. او را بیش از هر کس، دوست مى دارند و پیروى از او را بدون قید و شرط بر خود لازم مى شمارند. سوارانى با نشان و پرچم، براى تبرک دست بر زین مرکب امام مى سایند و در گرد امام در چرخشند. با جان و دل، او را در جنگ ها یارى مى کنند.(8)
7- ایثار و مواسات : از ویژگی هاى بارز همراهان مهدى، ایثار و مواسات است. آنان براى یکدیگر خود را به رنج افکنند و در بهره گیرى از زیبایی هاى زندگى، دیگران را بر خود پیش دارند و باید چنین باشند. آن کس که خود ساخته نباشد، نمى تواند سازندگى کند و آن که بر دوست خود، مهر نورزد؛ دیگران را شایسته ترحم نبیند.
برید عجلى نقل مى کند: به امام باقر گفته شد؛ یارانمان در کوفه بسیارند. اگر فرمان دهى از تو اطاعت خواهند کرد. فرمود: چنان هستند که کس بدون اجازه برادر دینى، از مال او نیازمندى خود را بر طرف کند؟ گفت خیر. فرمود: پس آنان که از بذل مال دریغ کنند، در نثار جان بخیل ترند . . . زمان قیام قائم دوران رفاقت فرا رسد؛ مرد به سراغ مال برادر رفته حاجت خود برگیرد و کس او را منع نکند.(9)

در روایات، از یاران مهدى علاوه بر تعبیر مزامله به رفقا، نیز نام برده شده اند،(10) به معناى دوستان همدل و همراز، با لطف و صفا، دوستان بزم و رزم، دوستیشان، چنان محکم است که گویا برادران تنى اند. گویا یک پدر و مادر آنان را پروریده اند. دل هاى آنان از محبت و خیر خواهى به یکدیگر آکنده است.(11)
یاران مهدى، مردان عبادتند و نیایش؛ آن هم نه عبادتى عادت گونه و یا چون پرستش مزدوران و تاجران، بلکه نیایشى عارفانه و پاکبازانه. روح بندگى و راز و نیاز با جانشان در هم آمیخته، همواره خود را در محضر خدا مى بیند و از یاد او لحظه اى غفلت نمى ورزند. از ترس خداوند، نیمه شب، چونان مادران فرزند مرده مى گریند
8- زهد و ساده زیستى : زهد و ساده زیستى، زینت کارگزاران مهدى است .غذایشان ساده و لباسشان بى پرایه است. زندگی شان از معیشت درویشان فراتر نمى رود. با دردهاى جامعه آشنا و رنج هاى بشر در احساس لطیفشان، بازتاب دارد. نمى توانند تن به آسایش و شادکامى سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام مصلح جهان بر خویش نهند؛ چرا که آن که با عشرت طلبان همسو شوند و دل در گرو آز و طمع بندند، نمى توانند مروج دین باشند و کارگزارى شایسته براى حکومت عدل و داد.(12)
در حجاز، فرودستان و بینوایان در انتظار ظهور مهدى لحظه مى شمارند(13)و در سایر سرزمینها نیز، غیر مسلمانان براى رهایى از ستم بیدادگران، امام را مى جویند.(14)
9- نظم و انضباط : نظم در زندگى و کار، از ارزش هاى انسانى و از رموز کامیابى است. انسانهاى موفق، برنامه دارند و بر اساس اصول مشخص، حرکت مى کنند. یاران امام زمان نیز، داراى نظم و تشکیلاتى مناسب با حکومت جهانى اند. با این که روابط گرمى با مردم دارند، بسان پدر و فرزند، ولى کارها را بر اساس اصولى محکم و روشن پیش مى برند و تشکیلاتى بر اساس معیارهاى اسلامى در میانشان برقرار است .
از یاران امام برخى سمت نقابت و نمایندگى دارند.(15)دیگران ، در اختیار این گروهند. سپاهیان امام ، لباس یکسان استفاده مى کنند. نیروهاى متحدالشکل و منظم مهدى، منظم ترین نیروهاى رزمى جهانند.


بیاییم با خود بیندیشم اگر انشاءالله امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) همین جمعه بیاید، می توانیم در صف یاران او بایستیم و بگوییم ای یوسف زهرا ما چشم انتظار آمدنت بودیم؟
دلا بکوش مگر دامنش به دست آری
که وصل، بی‌طلب و انتظار ممکن نیست

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۴۳
ع . شکیبا

http://oshagholhosein.org/wp-content/uploads/2017/05/590af186a0542.jpg

دهه فجر انقلاب اسلامی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۱۷
ع . شکیبا

زیارت آل یاسین          

زیارت آل یاسین

سلام علی آل یس

درود بر آل یاسین

زیارت آل یاسین، یکی از زیارتهای مشهور حضرت صاحب الامر، علیه السلام، است. راوی و ناقل این زیارت جناب ابوجعفر محمد بن عبدالله بن جعفر بن الحسین بن مالک جامع الحمیری القمی است که همه علمای رجال و بزرگان راوی شناس از او به بزرگی و قداست یاد کرده اند.
او صاحب کتابهای متعددی بود که ظاهرا چیزی از آنها در دست نیست و چون در اواخر دوران غیبت صغری می زیسته مکاتبات بسیاری با ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامر، علیه السلام، داشته و به افتخار جواب نائل آمده است. توقیعات متعددی به وسیله او نقل شده است که جمله آنها توقیعی است که متضمن زیارت شریف آل یاسین است.
زیارت آل یاسین با صدای استاد فرهمند و حاج مهدی سماواتی خدمتتان تقدیم می گردد. التماس دعا

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۶ ، ۰۰:۲۰
ع . شکیبا
امام رضا و ظهور

امام رضا(ع) پس از آنکه سه ندای آسمانی در آخرالزمان را معرفی کرد، فرمود: در این موقع فرج (و آزادى) مردم فرا مى‌‏رسد و آنان که مرده‌‏اند دوست مى‏‌داشتند که در آن وقت زنده مى‌‏بودند و خداوند دل‌هاى مردم باایمان را التیام و شفا مى‌‏بخشد.

از مهم‌ترین موضوعاتی که هر کدام از اهل‌بیت(ع) در زندگی بابرکتشان با آن مواجه بودند و در آن فضا زندگی می‌کردند، موضوع مهدویت و امر ظهور بود، از این رو در دسته‌بندی موضوعی احادیث ائمه(ع) موضوع آخرالزمان و ظهور بیشترین تعداد احادیث را به خود اختصاص داده‌اند، بنابراین بجاست که توجه بیشتری به این گنجینه‌های عظیم معرفتی شود و روی آن مطالعات کاربردی صورت گیرد تا بتوان معارف آن را وارد زندگی شیعیان کرد.

به‌مناسبت ایام شهادت امام رضا(ع) یکی از احادیث منسوب به آن‌حضرت درباره مهدویت و امر ظهور مورد بررسی قرار می‌گیرد.

حسن‌بن محبوب از امام رضا(ع) نقل می‌کند: «لاجرم آشوب «صمّاء صیلم» رخ مى‏‌دهد که زیرکان و اشخاص بااحتیاطى که از خواص ما هستند به آن ورطه کشیده مى‏‌شوند و این به‌هنگامى است که شیعیان، سومین (امام) از اولاد مرا از دست بدهند.
اهل آسمان و زمین بر وى مى‌‏گریند و چه بسیارند مؤمنینى که موقع از دست رفتن «ماء معین» آب صاف و زلال و جارى (قائم) متأسف و تشنه و حیران و محزون هستند. گویا آنان را مى‏‌بینم که ندایشان مى‌‏کنند و آن صدا از دور شنیده مى‌‏شود؛ چنان که از نزدیک شنیده مى‌‏شود و آن صدا براى اهل ایمان رحمت و براى کافران عذاب است.

حسن‌بن محبوب عرض کرد: آن صدا چیست؟ فرمود: در ماه رجب سه صدا از آسمان شنیده مى‏‌شود:
صداى اول اینست: «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ» [یعنى: آگاه باشید لعنت خدا بر ظالمین باد] (هود18)
صداى دوم مى‌‏گوید: «أَزِفَتِ الْآزِفَة؛ نزدیک‌شونده نزدیک شد». (نجم53)
و در صداى سوم شخصى را آشکارا در سمت خورشید مى‌‏بینید که مى‏‌گوید: «این امیرالمؤمنین است که براى کشتن بیدادگران حمله مى‌‏آورد».

و در روایت حمیرى آمده است: در صداى سوم بدنى از نزدیک خورشید دیده مى‏‌شود که مى‏‌گوید: «خداوند فلانى را فرستاد، سخنان او را بشنوید و از او پیروى کنید؛ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ فُلَاناً فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا».

و هر دو راوى گفته‏‌اند: در این موقع فرج (و آزادى) مردم فرا مى‌‏رسد و آنان که مرده‌‏اند دوست مى‏‌داشتند که در آن وقت زنده مى‌‏بودند و خداوند دل‌هاى مردم باایمان را التیام و شفا مى‌‏بخشد؛ وَ یَشْفِی اللَّهُ‏صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ.(توبه14)

در ادامه، به برخی نکات نهفته در این حدیث اشاره می‌کنیم:

الف) برخی علمای اهل حدیث درباره این جمله امام رضا(ع): «شیعیان، سومین (امام) از اولاد مرا از دست بدهند». این‌طور گفته‌اند: باید توجّه داشت که امام زمان فرزند و پشت چهارم آن حضرت است، پس لابدّ مراد فقدان امام عسکرىّ است که او پشت سوم آن حضرت می‌باشد و یا اینکه «رابع» به «ثالث» تحریف شده است و ترجمه آن طور آمده که با هر دو بسازد».

ب) با کمی تأمل در روایت، متوجه می‎شویم که امام رضا علیه السلام سه دوره را معرفی می‌کنند:
1 ــ دوران غیبت  2 ــ دوران قبل از ظهور و یا دورۀ آخرالزمان با آغاز شدن ماجراهای غیرعادی و شنیده شدن صداهایی از آسمان در پهنه عالم 3 ــ دوران ظهور (بند آخر حدیث).

ج) وقتی حسن‌بن محبوب از کیفیت صداها از امام رضا(ع) سؤال می‌کند، امام(ع) اشاره به صداهایی در ماه رجب می‌کنند که دو صدای آن تحقق قسمت‌هایی از آیات قرآن است. در صدای سوم، مردم دعوت به اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) می‌شوند؛ بنابراین این مسأله گویای رجعت حضرت در آخرالزمان و نقش بزرگشان در امر فرج است.

د) کلّیت برنامۀ خداوند در این حدیث مشخص است و آن امر فرج است؛ بنابراین امر فرج، هم اسباب ظهور امام زمان(عج) را فراهم می‌کند که فرج اهل‌بیت علیهم السلام است و هم رحمت بر مؤمنین جاری می‌کند که به‌صورت شفای صدور است. با این توضیحات این حدیث که «انْتِظَارِ أَمْرِنَا وَ أَمْرِکُمْ وَ فَرَجِنَا وَ فَرَجِکُم؛ انتظار امر ما و امر شما فرج ما و فرج شماست» بیشتر برای ما ملموس می‌شود.  

منابع روایت: غیبت طوسی، ص440 / الخرائج، ج3، ص1169.

منبع: تسنیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۴:۲۷
ع . شکیبا

 به نقل از کانال تلگرامی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام و المسلمین حسین هاشمی نژاد، کارشناس مذهبی اظهار کرد: میرزای نایینی، زمانی که روس ها از ناحیه خراسان، ایران را اشغال کردند، توسلاتی به امام عصر(عج) انجام داد که سرانجامِ دوستان شما چگونه خواهد شد؟

وی اضافه کرد: میرزای نایینی، شب امام زمان(عج) را در خواب زیارت کرد که حضرت(عج) کنار دیواری کج و متزلزل ایستاده اند و هر زمان دیوار بنا می کند تا بیفتد، حضرت(عج) با انگشت اشاره می کنند و دیوار می ایستد.

امام زمان(عج) به میرزا فرمودند: «این دیوار، کشور ایران است، این کشور کج می شود اما خراب نمی شود، ما با انگشت خود ایران را حفظ کرده ایم زیرا ایران، کشوری شیعه و خانه جدم علی بن ابی طالب (ع) است و ما آن را حفظ می کنیم.»

 این کارشناس مذهبی اضافه کرد: هر زمان بلای بزرگی بنا بوده است برای ایران به وجود آید، دست غیبیِ امام زمان(عج) از آستین خارج شد و بلا را دور کرد.

یا صاحب الزمان ، امان از دست این دیوار کج !

اللهم عجل لولیک الفرج

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۷
ع . شکیبا