سخن بلاگ

نوشته های فرهنگی اجتماعی - سبک زندگی اسلامی

سخن بلاگ

نوشته های فرهنگی اجتماعی - سبک زندگی اسلامی

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

۱۲ مطلب با موضوع «امام زمان (عج) و انتظار ظهور» ثبت شده است

چگونه از فرصت اربعین برای ترویج مهدویت استفاده کنیم؟

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت‌الاسلام غلامرضا شاهینی یکی از شرایط ظهور را رویکرد عمومی در جهان نسبت به امام زمان (علیه السلام) عنوان کرد و گفت: روایات زیادی در خصوص علائم ظهور وجود دارد که یکی از آن روایات آمادگی و زمینه‌ای است که باید در مردم شکل بگیرد، و در هر شرایطی نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بیشتر بر سر زبان و در اذعان و یاد مردم باشد. این اقبال و رویکرد مردم یکی از زمینه‌های ظهور است.
وی محرم و عزاداری‌ برای امام حسین (علیه‌السلام) را یکی از این زمینه‌ها خواند و بیان کرد: مردم با اظهار علاقه‌ای که به اباعبدالله (علیه‌السلام) نشان می‌دهند، و از طرفی اظهار تأسف که چرا قیام حضرت ناتمام ماند و خون ایشان ریخته شد و به شهادت رسیدند، به دنبال قیام کننده و منتقیم خون ایشان هستند.
محقق و پژوهشگر حوزوی نقش موکب جمکران در مسیر پیاده روی اربعین را در این فرهنگ سازی را بسیار موثر خواند و بیان کرد: با توجه به اینکه در چند سال اخیر خیل عظیم جمعیت عاشق و عزادار به سوی کربلا می‌روند، می‌توان گفت بینش، آگاهی و هدفی که مردم از برگزاری این راهپیمایی‌ها دارند کاملاً روشن است.
شاهینی فرصت اربعین را برای ارائه بحث‌های فرهنگی جهت آگاهی و شناخت مردم نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بسیار مناسب دانست و اظهار کرد: مردم با عشق به امام حسین (علیه‌السلام) خود را از کار، زندگی و مشغله‌های روزانه‌‌ رها کرده‌ و از دنیا فارغ می‌شوند و پا در این مسیر می‌گذارند. بنابراین فرصت بسیار خوبی است که در راستای اهداف اباعبدالله (علیه-اسلام) و ظهور ولی عصر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و ایجاد آگاهی و شناخت مردم نسبت به آن حضرت، فعالیت‌های در موکب جمکران در اولویت قرار گیرد.

برگرفته از سایت جمکران

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۰۹:۴۵
ع . شکیبا

http://www.azmezohoor.loxblog.com/upload/a/azmezohoor/image/azmezohoor%20(89).jpg

در فرهنگ پرافتخار شیعه، دو قیام و نهضت جایگاه ویژه و برجسته ای دارد: یکی «حماسه جاودانه حسینی» است که در گذشته روی داده و دیگری «انقلاب جهانی مهدوی» است که در آینده تحقق خواهد یافت. رهبر هر دو قیام، امام معصوم و از خاندان مطهّر پیامبر گرامی اسلام (ص) است.

«واقعه عاشورا» سرآغازی برحیات، پویایی و بالندگی شیعه و «ظهور موعود»، نقطه اوج، رشد، کمال و سعادت شیعه (و همه یکتاپرستان و صالحان) است. بین این دو نهضت، پیوند و ارتباط وثیق و ناگسستنی وجود دارد و هر دو در امتداد هم و تکمیل کننده یکدیگرند. مهم ترین جلوه هر دو قیام، بروز و ظهور کامل «حق» و تشکیل جبهه «حق» در برابر گروه «باطل» است.

از نظر شیعه، مصاف نهایی حق (نور و ایمان و خیر) در برابر باطل (کفر و ظلمت و شرّ) در عصر ظهور و هنگام قیام جهانی امام مهدی علیه السلام روی خواهد داد. این نهضت، فراگیر، جهانی، گسترده و کوبنده خواهد بود و بسیاری از ملت ها و شریعت ها منتظر آن هستند. وعده این مصاف نهایی ـ که منجر به نجات و رستگاری انسان ها می شود ـ در همه کتاب های آسمانی و بعضی از ادیان دیگر بیان شده است.

با این حال این قیام جهانی، متأثر از نهضت عاشورا و تکمیل و تمام کننده آن است. برای تببین این موضوع و فهم تأثیرگذاری و نقش حماسه حسینی بر قیام مهدوی و مصاف نهایی حق و باطل، چند رهیافت و تحلیل ارائه می شود.

1. رهیافت فلسفی ـ تاریخی (بررسی پیوند هر دو قیام براساس فلسفه نظری تاریخ و بررسی نزاع و ستیزش حق و باطل در طول تاریخ).

2. رهیافت نظامی (بررسی و ارائه روایاتی که نهضت مهدوی را در جهت انتقام و خونخواهی از دشمنان خدا و کشندگان امام حسین علیه السلام معرفی می کند).

3. رهیافت سیاسی ـ دینی (بررسی آموزه ها، پیام ها، اهداف، انگیزه و برنامه های مشترک و همسان هر دو قیام و تبیین نقش و تأثیر آموزه های عاشورا بر قیام مهدوی).

براساس این چند رهیافت و تحلیل، درصدد پاسخ گویی به این سؤال هستیم که : «آیا نهضت عاشورا، نقشی در مصاف نهایی حق و باطل دارد؟»

واقعه عاشورا، نمادی از یک امتداد تاریخی است که در آن حسینیان و یزیدیان، همواره با هم در نبرد هستند. عاشورا و قیام خونین حسین علیه السلام، آینده گری مثبت پیامبران الهی را تحقق بخشیده و انگیزة اصلی حفظ دین و آینده اسلام شد که به قیام جهانی امام زمان متصل می گردد. آینده بشریت، همه مرهون خون های عاشورا است و عاشورا حلقه متصل کننده آغاز ظهور پیامبران آسمانی، با پایان راه تکاملی ادیان و استقرار عدل جهانی است، زیرا اگر راه پیامبران تداوم یافت و سیره آنان در مقابله با اشرار و گروه باطل حفظ شد و اگر دین اسلام پاینده و استوار ماند، به برکت خون های عاشورا است. این قیام، در نهضت جهانی مهدوی، ادامه یافته و اهداف و پیام های آن به طور کامل ظهور و بروز خواهد یافت.

بین این دو قیام و نهضت، پیوندها و ارتباط هایی گسترده و مستقیمی وجود دارد و تکمیل کننده و تداوم بخش و در امتداد همدیگر هستند. هر دو قیام، در جبهه «حق» بوده و در برابر آنها گروه «باطل» (مفسدان، ستمگران، دین ستیزان و زرمداران) قرار دارد. هر دو برای اصلاح جامعه فاسد و رو به تباهی صورت گرفته و مهم ترین برنامه آنها، احیای آموزه های و الای دینی و انسانی و ریشه کنی ناهنجاری ها و موانع رشد و کمال انسان است.

پیام سیاسی ـ دینی آنها مبارزه با حکومت های جور و فساد و عدم سازش با جباران و طاغوت ها است و هدف اصیل آنها رساندن جامعه بشری به تعالی و کمال نهایی (عبودیت و قرب خدای متعال) و ایجاد انقلاب و دگرگونی در اخلاق و رفتار ناپسند مردم است. یکی آغازگر جهادی خونبار و حماسه ای بی نظیر علیه ظلم و فساد و بی دینی و دیگری پایان بخش طومار عمر باطل و رهبر مبارزه نهایی علیه شرّ و کفر است.

هر دو قیام در تداوم نهضت ها و انقلاب های پیامبران و صالحان در طول تاریخ بوده و خود نیز منشأ و سرچشمه بسیاری از قیام های حق طلبانه و ظلم ستیزانه بوده اند و ...

قیام امام حسین علیه السلام و مهدی موعود علیه السلام حلقه ای از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود. سر منزل و مقصد نهایی این مبارزه نیز حاکمیت اهل حق برجهان، گسترش فضیلت های اخلاقی، ریشه کنی شرارت و رذالت و رسیدن انسان به کمال اخلاقی و عقلی است.

براین اساس نهضت امام حسین علیه السلام، در امتداد قیام های پیامبران و صالحان و یکی از حساس ترین و مهم ترین این مبارزات بوده است. این حماسه جاودانه، رویارویی گروه حق در مقابل گروه باطل و برای تحقق آرمان های الهی ـ دینی بوده است.

مهم ترین شاخصه و ویژگی آن ـ که در همان مسیر قیام های انبیا قرار دارد- حق محوری و تلاش برای احیای حق و خیر و ایمان بوده است؛ همان گونه که مهم ترین شاخصه و ویژگی قیام مهدوی نیز، حق طلبی و تلاش برای حاکمیت خیر و ایمان و حق خواهد بود.

براساس آیات و روایات و ادله دیگر، کشمکش و مبارزه حق و باطل، نور و ظلمت ایمان و کفر، خیر و شرّ و ... همیشگی و پایدار نیست و سرانجام باید با پیروزی و غلبه نهایی گروه حق و حزب خدا و شکست و اضمحلال گروه باطل و حزب شیطان پایان یابد.

این پیروزی و غلبه کامل حق بر باطل، در عصر مهدی موعود، تحقق خواهد یافت و این اوج حرکت تاریخ و رسیدن به آخرین منزل مبارزه است. رسیدن به این منزل، نزدیک شدن به مرحله والا و متکامل تاریخ (عبودیت و قرب خدای متعال) و دوری از استکبار، افساد و ابلیس گرایی است.

براساس فلسفه نظری تاریخ (از دیدگاه اسلام)، با قیام و پیروزی امام مهدی علیه السلام حق و ایمان، به طور کامل تحقق خواهد یافت و سپاه ظلمت و کفر از بین خواهد رفت. در این عصر، تمامی نیروهای اهریمنی و شیطانی، فرجام ذلّت باری یافته و قدرت و شوکت ظاهری و باطل آنها فرو خواهد پاشید. حربه های شیطنت و فسادگری ابلیس و زمینه های انحراف و استکبار انسان از بین خواهد رفت... .

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، رهبری گروه حق را در دست می گیرد و با تمام توان، به جنگ نهایی با جبهه کفر و باطل می پردازد و در تحقق وعده الهی ـ مبنی بر حاکمیت عدالت، معنویت امنیت، عقلانیّت و دیانت- پیروز می شود. بدین ترتیب، تاریخ زندگی بشری نیز به شکوه مندترین فرجام خود می رسد.

یکی از اساسی ترین ابعاد و وجوه حماسه عاشورا، درس ها، عبرت ها و پیام های جاودانه و فراگیر آن است. این آموزه ها و پیام ها، همواره حیات بخش، حرکت آفرین، تأثیر گذار و ماندگار بوده است. این قیام هر چند در مکان و زمان خاص روی داده؛ ولی آثار و برکات آن، همیشگی و گسترده بوده و مرزهای زمانی و مکانی را در نوردیده است.

شعار «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، ارائه الگو و برنامه برای همه ملت ها و فرهنگ های حق طلب و عدالت خواه است. حماسه حسینی؛ یعنی، ذلت ناپذیری و عزّت نفس؛ ظلم ستیزی و افشای ستم کاران؛ حق گرایی و دعوت به رهبری ائمه؛ عدالت و برابری؛ آزادی و آزادگی؛ احیای دین و سنت های اسلامی؛ رسوا سازی باطل و مبارزه با بدعت؛ اقامه حق و عدل و امر به معروف و نهی از منکر؛ اصلاح جامعه و پیکار با مفاسد؛ ضرورت فداکاری و جهاد در راه عقیده و مرام؛ بایستگی تشکیل حکومت دینی؛ روشن شدن مظلومیت اهل بیت علیه السلام؛ شکست سلطه ها در برابر سلاح شهادت و مظلومیت؛ الهام بخشی به آزادگان و حق طلبان، موج آفرینی مثبت در تاریخ؛ ضرورت اصلاح جامعه فاسد و منحرف و ... .

امام حسین علیه السلام و یزید در سرزمین کربلا، رویاروی هم قرار گرفته و با هم جنگیدند و هر چند در ظاهر غلبه و چیرگی از آن یزید و یزیدیان بوده؛ اما در واقع و سرانجام شخصیت امام حسین علیه السلام پیروز شد و اندیشه و پیام خود را برای همه عصرها و ملت ها به یادگار نهاد و در این راه جان خود را نیز فدا کرد.

به همین جهت است که راه و آرمان او در نهضت مهدوی هویدا و اندیشه و پیامش احیا خواهد گردید؛ یعنی، الگو و اسوه انقلاب جهانی امام مهدی علیه السلام، قیام خونین حسینی است و برنامه ها و اهداف آن در عصر ظهور تحقق خواهد یافت.

پس هر دو قیام وجوه و ابعاد مشترک فراوانی دارند و در واقع هر دو دارای اهداف، برنامه ها و خواست های همسانی هستند که بعضی از آنها در قیام عاشورا محقق شد؛ ولی همه آنها در عصر ظهور و در پرتو نهضت جهانی مهدوی علیه السلام تحقق خواهد یافت.

حق خواهی و باطل ستیزی، عدالت خواهی و برپاداشت قسط، نابودی حکومت های فسق و جور و ستم، هدایت گری و نجات بخشی، اصلاح گری و تحول گرایی مثبت، احیای آموزه های متعالی دین و در نهایت تشکیل حکومت و تحقق ولایت سیاسی امامان، بعضی از این وجوه مشترک است.

قیام امام حسین علیه السلام، نقش ویژه و تأثیرگذاری در ارائه این اهداف و برنامه ها به صورت پیام ها و عبرت های جاودانه و جهانی داشته و تحقق کامل آنها نیز به دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.

منبع: http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/6024/6033/63197

http://www.mysulduz.ir/media/k2/items/cache/f0ba2bfd8f936a77d3b146acfe9443c7_XL.jpg

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۵ ، ۱۱:۳۴
ع . شکیبا

 دحوالارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید. از این روز، بخشهایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا ...


۲۵ ذیقعده، روز «دحوالارض» است. در متون و روایات دینی، ‌برای این روز و شب پیش از آن آثار و برکاتی ذکر شده است.

دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.

از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت الله الحرام بود.

به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.

 روز دحوالارض روز قیام امام زمان (عج)-دعای روز دحوالارض

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۳۰
ع . شکیبا

  

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۴۹
ع . شکیبا

جهان در انتظار توست

علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف: علائم حتمی و قطعی؛

ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.

علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اند. بعضی از این علائم قطعی عبارتند از:

1. خروج سفیانی: پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمینهای اسلام را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در نزدیکی حلب) و منطقة عراق سیطره می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند آنگاه که از ظهور امام زمان باخبر می شود با سپاهی گران به جنگ وی می رود که در منطقه بیداد (بین مکه و مدینه) با سپاه امام (ع) برخورد می کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند. [1]

 2. خسف در بیداء: خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با امام عصر(عج) آمده است در زمین فرو می روند. [2]

3. خروج یمانی: سرداری از یمن قیام می کند و مردم را به حق و عدل دعوت می کند این نشانه در منابع عامه نیست ولی در مصادر شیعه روایات فراوانی در این باره وجود دارد. امام صادق (ع) فرمود: قیامهای سه گانه خراسانی، سفیانی، یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود و هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی دعوت حق و هدایت نمی کند و هم فرمود که یمانی از علائم حتمی است. [3]

 4. قتل نفس زکیه: زکیه یعنی فرد پاک و بی گناه و کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد.  در آستانه ظهور مهدی (عج) در گیرودار مبارزات زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) فردی پاکباخته و مخلص از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) در راه امام می کوشد و در این راه مظلومانه به قتل می رسد. روایات گاهی نفس زکیه و گاهی «سید حسنی» گفته اند امام باقر (ع) فرمود: بین ظهور مهدی (عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست.[4]

5. صیحه آسمانی: منظور از صیحه آسمانی صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی در آسمان شنیده می شود و همه مردم آن را می شنوند در روایات تعبیر به «نداء» «فزعه» «صوت» نیز بکار رفته است که ظاهر آن نشان می دهد که هر یک از اینها نشانه جداگانه ای است که پیش از ظهور واقع می شود لکن به نظر می رسد که اینها تعبیر از یک واقعیت است و ممکن هم هست که از سه حادثه جدای از هم خبر داده باشند که اول صداهای هولناکی برآید و همه را به خود متوجه کند (صیحه) و به دنبال آن صدای مهیب و هولناکی شنیده شود که دلهای مردم را به وحشت اندازد (فزعه) و آن گاه از آسمان صدایی شنیده می شود که مردم را به سوی مهدی(عج) فرا می خواند (نداء) روایاتی که از این معنا خبر داده اند از طریق شیعه و سنی فراوان هستند. امام باقر (ع) می فرماید: ندا کننده ای از آسمان نام قائم را ندا می کند پس هر که در شرق و غرب است آن را می شنود و از وحشت این صدا خوابیده ها بیدار و ایستادگان نشسته و نشستگان بر دو پای خویش می ایستند رحمت خدا بر کسی که از این صدا عبرت گیرد و ندای وی را اجابت کند زیرا صدای نخست، صدای جبرئیل روح الأمین است.

آنگاه می فرماید: این صدا در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید، در آخر روز شیطان فریاد می زند که «فلانی مظلوم کشته شد» تا مردم را بفریبد و به شک اندازد. و امام صادق (ع) می فرماید: در ابتدای روز گوینده ای در آسمان ندا می دهد که آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. پس از آن در پایان روز شیطان که لعنت خدا بر او باد از روی زمین فریاد می زند که حق با عثمان و پیروان اوست پس در این هنگام باطل گرایان به شک می افتند هرگاه گوینده ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد(ص) است در آن هنگام ظهور مهدی(عج) به سر زبانها می افتد به گونه ای که غیر از او یاد نمی کنند. [5]

6. خروج دجال: این نشانه در کتب اهل سنت از علائم برپایی قیامت شناخته شده است [6]   ولی در منابع روایی شیعه از نشانه های ظهور است. و اشکال ندارد که هم علامت ظهور و هم علامت معاد باشد. چون خود ظهور امام عصر (عج) هم از علائم آخرالزمان می باشد.

دجال فردی است که در آخر الزمان و پیش از قیام مهدی (عج) خروج می کند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می فریبد و سرانجام به دست عیسی مسیح (ع) در کنار دروازه ”لد“ در منطقه شام به هلاکت می رسد. در مورد دجال نظریه های متعددی طرح شده است مثلا گروهی آن را فردی نامیده اند و دسته ای آن را جریانی می دانند و نه شخص معین که مطرح کردن این امور مجال دیگری را می طلبد. [7]

اللهم عجل لولیک الفرج

[1] کمال الدین، ص 651. و بحار الأنوار، ج 52، ص 215؛ و کنز العمال، ج 14، ص 272؛ تاریخ غیبت کبری، ص 518 الی 520.

[2] مراصد الاطلاع، ج1، ص239؛ وافی، ج2، ص 442؛ مسائل العشره چاپ شده در مجموع مصنفات شیخ مفید، ج 3، ص 122 و غیبت نعمانی، ص 252، منتخب الأثر، ص 459؛ کتاب الغیبه نعمانی ص 252، تاریخ غیبت کبری ص 499 ـ 520.

[3] تاریخ غیبت کبری، ص 525، کتاب غیبت  نعمانی 252.

[4] منتخب الأثر، 459، تاریخ الغیبه الکبری، ص 511؛ الارشاد، ج2، ص374؛ اعلام الوری، ص 427.

[5] تاریخ ما بعد الظهور/176 ـ کشف الغمه ج3،  ص 260 ، وافی، ج 2، ص 445 ـ 446، کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 435 و454 و453 – ارشاد، ج2، ص 371؛ کمال الدین / 651 بحار الأنوار، ج52، ص204-288-290؛ منتخب الاثر، ص 459، غیبت نعمانی/254.

[6] سنن ترمذی، ج4، ص 507 ـ 519؛ سنن ابی داوود؛ ج4، ص 115؛ صحیح مسلم، ج 18، ص 46 و 81.

[7] بحارالأنوار، ج 52، ص 193و209؛ کمال الدین 525 و 526؛ کشف الغمه، ج 3، ص 281؛ المسائل العشر، چاپ شده در مصنفات شیخ طوسی، ج3، ص 122؛ ارشاد، ج2، ص 371، کنز العمال، ج 14، ص 198ـ200.

 منبع: پایگاه حوزه نت

۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۳:۵۲
ع . شکیبا

http://mahdidlan.loxblog.com/upload/m/mahdidlan/image/f337854b2156bb9ca0b0b42404f77115.jpg

مرحوم آیة اللَّه شیخ على اکبر نهاوندى مى‏ نویسد : شیخ على اکبر تهرانى – ساکن مشهد مقدّس – براى ما قضیّه‏ اى تعریف کرد و گفت : عالم متّقى شیخ محمّد تقى تربتى – که از دانشمندان بزرگ و علماى اخلاق و از شاگردان علّامه میرزا حبیب اللَّه رشتى بود و اجازه‏ اى از ایشان داشت – فرمود : یکى از شاگردان متدیّن من – که از سادات شهر تربت بود – براى من تعریف کرد و گفت :

از زیارت عتبات عالیات که برمى‏ گشتم ، همراه طلبه‏ اى از خانقین خارج شدم و پیاده به دنبال قافله به طرف قصر شیرین حرکت کردیم ، از شدّت تشنگى و خستگى ناتوان شده ، و با زحمت زیاد خود را به قافله رساندیم ، دیدیم قافله را دزدها غارت کرده و اموالشان را برده بودند، افرادى مجروح شده و در بیابان افتاده بودند، و محمل ‏ها شکسته و روى زمین افتاده بود . ما از ترس به کنارى رفته و به بالاى تپّه‏ اى رفتیم ، ناگاه دیدیم سیّد بزرگوارى کنار ما ایستاده ، به ما سلام فرمود ، بعد هفت دانه خرماى زاهدى به من داد و فرمود : چهار دانه را خودت بخور ، و سه دانه آن را به شیخ بده .

چون خرماها را خوردیم تشنگى ما برطرف شد ، و فرمود : این دعا را به جهت رهایى از سختى‏ ها ، و محفوظ بودن از شرّ دزدها بخوانید :

أَللَّهُمَّ إِنّی أَخافُکَ ، وَأَخافُ مِمَّنْ یَخافُکَ ، وَأَعُوذُ بِکَ مِمَّنْ لایَخافُکَ .

بارالها ؛ من از تو مى‏ ترسم؛ و از هر کسى که از تو مى‏ ترسد نیز مى‏ ترسم؛ و از کسانى که از تو نمى‏ ترسند به خودت پناه مى‏ برم .

پس از آن؛ اندکى با آن سیّد بزرگوار راه رفتیم، ناگاه اشاره کرد و فرمود: این منزل شماست! نگاه کردیم، دیدیم منزل پایین آن تپّه بود ، و چون وارد منزل شدیم از شدّت خستگى خواب بر ما غلبه کرد ، خوابیدیم ، و متوجّه آنچه براى ما اتّفاق افتاده بود نشدیم ، چون بیدار شدیم دانستیم که آن بزرگوار حضرت ولىّ عصر ، صاحب الزمان عجّل اللَّه فرجه بوده است .

——————————————————-

منبع : العبقرىّ الحسان : 117/1 المسک الأذفر .

به نقل از اذکار الهی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۲:۴۹
ع . شکیبا

خبرگزاری فارس: می‌نویسم تا آیندگان بدانند فرمانده جبهه کیست

خبرگزاری فارس: گفتم آقاجان تو که هستی که من تو را نمی‌شناسم؛ از فرماندهان ما هستی؟ پس من چرا تو را نمی‌شناسم؛ وی به آرامی گفت: من کسی هستم که قبل از حمله، تو با گریه مرا صدا می‌کردی که ما را در این حمله یاری کن!

به گزارش گروه حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، مطلبی که در ادامه خواهید خواند، روایتی زیبا از کرامات یک شهید است؛ شهیدی گمنام مانند هزاران فرزند گمنام حضرت روح‌الله که شاید تا امروز کسی نامی از او نشنیده باشد؛ او که در کربلای خیبر آسمانی شد، در دوران حضورش در جبهه خاطرات روزانه‌اش را ثبت می‌کرد به امید اینکه برای آیندگان بماند. او در یکی از خاطراتش ماجرای دیدارش با امام عصر (عج) را بعد از مجروحیت‌ روایت کرده است که معصومه سپهری نویسنده کتاب «نورالدین پسر ایران» آن را در وبلاگش منتشر کرده است:

****

 آخرین عکس شهید ورمزیاری پیش از عملیات خیبر

اولین بار دفتر شماره 10 را در بهار 75 دیدم. دفتری که بی شک یکی از اسناد زنده و ماندگار و ارزشمند دفاع جانانه مردم ما خواهد بود. دفتری که شهید «بایرامعلی ورمزیاری» شرح عملیات مسلم بن عقیل ـ مجروحیت شدیدش - گم شدن در منطقه به مدت سه روز - دیدار امام زمان - کرامات متعدد در این سه روز و ... را به قلم ساده‌اش در این دفتر باز گفته است. (به گمانم تحصیلات او تا کلاس سوم راهنمایی بوده است.) ماجرای این سال‌ها و اتفاقی که برای دفترهای دست نویس این شهید غریب آمد، بماند برای بعد؛ امروز می‌خواهم گوشه کوچکی از این دفتر را برایتان بنویسم. امروز که دیدم در دنیای گسترده اینترنت فقط سه بار نام این شهید یافت می‌شود!!!! خدا ما را ببخشد!

*******

باز هم خمپاره‌ای به میان ما آمد و منفجر شد و دو نفر از ما را گرفت. ما فقط شش نفر ماندیم. لحظات شیرین و بسیار خوبی بود... .ناگهان باز هم خمپاره‌ای به جلو ما افتاد که یک ترکش از این خمپاره به سینه حقیر اصابت کرد. خون همه جای بدنم را قرمز کرد. اسلحه و مهماتم را از کمرم باز کردم و پیراهن فرم پاسداریم را از تنم بیرون آوردم تا زخمم را ببندم. دیدم که خون زیادی می‌رود و جایی که زخمی شده امکان بستن را ندارد. دیگر امیدی به زنده ماندن نداشتم. سوره‌های کوچک قرآن را تلاوت می‌کردم و شهادتین را از زبانم دور نمی‌کردم. 

برادر اسدالله رجب‌پور می‌گفت اگر وصیتی داری برایم بگو و ما را هم اگر شهید شدی شفاعت کن. گفتم که از برادر محمد برزگر مواظبت کنید چون یک برادرش شهید شده و فرزندی دارد. مواظبش باشید که زنده بماند. از برادران برایم حلالیت بگیرید به خصوص از برادران رحیم شهرتی و صفر حبشی. از صفر حبشی برایم حتماً حلالیت بگیر چون قبل از حمله با او یک برخورد بدی کرده بودم. ... برادر اسدالله رجب پور و حسین حاج حسنلو مرا برداشتند و از بالای تپه پایین آوردند. در همین حال من بیهوش شدم.

صبح شده و خورشید تازه طلوع کرده بود (12/7/61)... بعد از چند ساعتی بیدار شدم. دیدم یک سیدی با لباس رزم که شمشیر به طرف چپش بسته است و عمامه سبزی به سر دارد به طرف من می‌آید وقتی به چند متری من رسید من هر چقدر خواستم از جایم بلند شوم تا خودم را از این مرد پنهان کنم به خاطر زخم‌های شدیدم نتوانستم. من خیال می‌کردم شاید عراقی‌ها هستند که آمده‌اند و می‌خواهند سرم را با شمشیر ببرند چون در روزنامه‌ها خوانده بودم که عراقی‌ها سر پاسداران را می‌برند و از فرماندهانشان جایزه می‌گیرند.

سردار عاشورایی خیبر در جمع یاران/شهید ورمزیاری نفر سوم نشسته از راست

 وقتی این مرد به نزدیکی من رسید از ترس و وحشت خدا را طلب می‌کردم و راز و نیاز و استغفار می‌کردم... در حالی که برای نجات خودم تقلا می‌کردم و سعی می‌کردم خودم را بغل سنگی قایم بکنم باز هم نتوانستم تکان بخورم. شهادت را در نظرم مجسم می‌کردم... زمانی دیدم این مرد با سمایی که نور بسیار روشنی داشت به سرعت به طرف من آمد و در دست راستم نشست و دستش را به صورتم کشید به او گفتم آقا چرا ما را نمی‌برند من تشنه‌ام. او دو دستش پر از آب بود که به من داد و خوردم و تشنگی‌ام یک مرتبه برطرف شد  باز هم من به او گفتم آقا چرا ما را نمی‌برند. گفت صبر کن که خبر داده‌ام می‌آیند و تو را می‌برند. گفتم آقاجان تو که هستی که من تو را نمی‌شناسم از فرماندهان ما هستی پس من چرا تو را نمی‌شناسم. وی به آرامی گفت من کسی هستم که قبل از حمله تو با گریه مرا صدا می‌کردی که ما را در این حمله یاری کن. در همین لحظه دانستم که او امام زمان است از جایم یک مرتبه بلند شدم تا او را ببوسم و به پایش بیفتم که دیدم هیچ کس کنارم نیست فقط چند اسلحه و مهمات کنارم است ....... در حالی که قبل از این جریان نمی‌توانستم از جایم بلند شوم.

بعد از اینکه آقا امام زمان دستش را به صورتم کشید همچون شیری از جایم بلند شدم و با دقت و حوصله به منطقه دشمن نگاه کردم. کسی را نمی‌دیدم. به خودم جرأت دادم به راه بیفتم و عقب بیایم. چند قدمی آمدم و به چند مجروح رسیدم که تکه تکه شده بودند و در حال جان دادن بودند. خیلی گریه و ناله می‌کردند آنها هم به من گفتند که یک سیدی از اینجا می‌رفت و به ما گفت که بهشت منتظر شماست. حسین علیه السلام در بهشت منتظر شماست. آنها هم امام زمان را دیده بودند اما نمی‌دانستند او امام زمان است.

در همین حال در کنار آن مجروحان دراز کشیده بودم که صدای بلندی شنیدم که به زبان ترکی می‌گفت برادران بیایید بالا نترسید ما از خود شما هستیم بالای تپه را نگاه کردم دیدم حدود 15 نفر هستند که یکی بلندگوی دستی دارد و دیگران مسلح به سلاح سبک هستند. خواستم بلند شوم و به طرف آنها بروم خوب به چهره آنها نگاه کردم دیدم اصلاً ریش ندارند و همه سبیل کلفت دارند. مشکوک شدم و زمین نشستم. فهمیدم اینها عراقی هستند که می‌خواهند ما را فریب دهند و به اسارت بگیرند این چند مجروح با صدای بلند ناله می‌کردند اما آن عراقی‌ها نه ما را می‌دیدند و نه صدای ناله و گریه ما را می‌شنیدند. اینها را من به خوبی می‌دیدم که آمدند و از یک قدمی ما رد شدند اما ما را ندیدند.

عملیات خیبر در اسفند سال 62/ازراست به چپ: روحانی شهید رضا ظفرکش، سردار شهید ورمزیاری و روحانی شهید مهدوی

 آنها رفتند و من هر چه تلاش کردم تا از این مجروحین با خودم عقب ببرم نتوانستم چون خون زیادی از من رفته بود. بالاخره کمی پایین آمدم در جایی که آب از بالای تپه جای کانال مانندی درست کرده بود دراز کشیدم. شب شده بود. من بسیار خسته و ناراحت بودم. نصف شب بیدار شدم و دیدم گشتی‌های عراقی در منطقه مشغول گشت زنی هستند خواستم اسلحه‌ای پیدا کنم اما نتوانستم. گروه دشمن از نزدیکی من رد شد. من بسیار تشنه بودم بر سر شهیدی رفتم که جنازه‌اش در آن منطقه مانده بود. قمقمه‌اش را برداشتم که پر از آب بود خوردم و باز سیر نشدم. بالای سر شهید دیگری رفتم و قمقمه او را که پر از آب بود خوردم باز هم سیر نشدم ...بسیار تشنه‌ بودم. دوباره رفتم بالای جسد شهیدی که بار اول قمقمه او را برداشته بودم ... دیدم قمقمه او باز هم پر است. خوردم و به خود گفتم خدایا این چه جریان است ... تا صبح هر وقت آب قمقمه آن شهید را برداشتم پر از آب بود که می‌خوردم و باز تشنه‌ام می‌شد و بر می‌داشتم می‌دیدم پر از اب است ... هر قدر خواستم آن شهید را بشناسم نتوانستم.

این خاطرات را در حالی می‌نویسم که اشک‌های چشمانم قطره قطره بر روی کاغذ می‌چکد و مانع از این می‌شود که قلم روی کاغذ بنویسد. این خاطرات را در حالی که می‌لرزم می‌نویسم اما به خاطر ریا و خودنمایی نمی‌نویسم فقط به خاطر این می‌نویسم که بعد از شهادت، این خاطرات روح بخش منتشر گردد تا آیندگان بدانند جبهه چیست و کی‌ها این جبهه را نگه داشته‌اند و فرمانده جبهه کیست ....."

****

شهید «بایرامعلی ورمزیاری» دو روز بعد نیز با حوادث شگفتی زنده ماند و در روز سوم دوستانش که به جستجوی زخمی‌ها بودند او را پیدا می‌کنند. او یک سال بعد در عملیات خیبر در حالی که فرمانده گردان «علی اکبر» لشکر عاشورا بود در جزیره مجنون شهید و دفتر پانزدهم خاطراتش ناتمام ماند.

او سال‌ها مفقودالجسد بود تا اینکه در سال 74 بقایای جسم مطهرش در تفحص به دست آمد و در زادگاهش سلماس کنار برادر شهیدش عبدالله به خاک سپرده شد... او مثل بسیاری از دوستانش همچنان گمنام است... .

شادی روح مطهر این شهید و ارواح طیبه تمامی شهدا صلوات

خبرگزاری فارس

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۵۷
ع . شکیبا

 


مرحوم آیت الله العظمی 'محمدتقی بهجت' که دوای دردها را در دعای تعجیل در ظهور امام زمان(عج) می دانست، فرمود: مهمتر از دعا برای تعجیل در ظهور حضرت مهدی(عج)، دعا برای بقای ایمان و ثابت قدم بودن در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور اوست.

به اعتقاد این مرجع تقلید، اگر برای فرج دعا می کنید، نشانه آن است که هنوز ایمانتان پا برجاست، زیرا در آخرالزمان گرفتاری اهل ایمان خیلی سخت می شود.

وی با بیان اینکه 'سبب غیبت امام زمان(عج) خود ما هستیم' به روایتی اشاره کرده و فرمود: بیشتر کسانی که اعتقاد به امامت آن حضرت دارند، او را انکار می کنند. یعنی بیشتر مردم از اعتقاد و ایمان به امامت برمی گردند.

به همین علت این عارف وارسته به نقل از ائمه معصومین(ع) سفارش کردند تا این دعای فرج را که دعای تثبیت در دین است، بخوانیم 'یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک' ای خدا، ای رحمت گستر، ای مهربان، ای زیر و رو کننده دل ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان. یعنی آن مرتبه ای از ایمان را که به من منت نهادی، حفظ کن، نه این که مسلمان باشد و به همان باقی باشد، چون این معنا، تثبیت در دین نیست.
http://s6.picofile.com/file/8189596742/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D9%82.jpg

آیت الله بهجت افزود: این توسلات، عزاداری ها، سوگواری ها و زیارت قبور اهل بیت(ع) علامت آن است که اهل ایمان به آنها اتصال و الصاق دارند و هنوز از آنها منحرف نشده اند، از این رو کفار و دست نشانده های آنها دستور داشتند که بین مسلمانان و قرآن ـ تا چه برسد به مساجد و تکایا و مجالس عزا و روضه خوانی ـ جدایی بیاندازند. زیرا همه اینها ضد خواسته های سلاطین جور بود، لذا فرمان نابودی قبور یا تعطیلی مجالس روضه خوانی را دادند.

این مرجع تقلید در پاسخ به این سووال که 'چرا به امام زمان دسترسی نداریم' فرمود: چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستید و او به همین از ما راضی است، زیرا طبق حدیث پرهیزکارترین مردم، کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد. بنابراین ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

ایشان در جایی دیگر فرمودند: ما باید انتظار فرج حضرت غائب(عج) را داشته باشیم و فرجش را فرج عموم بدانیم و در هر وقت و هر حال باید منتظر باشیم ولی آیا می شود انتظار فرج آن حضرت را بدون مقدمات و تحمل ابتلائاتی که برای اهل ایمان پیش می آید، داشته باشیم؟ با این حال، چه اشکالی دارد که تعجیل فرج آن حضرت را با عافیت بخواهیم. یعنی این که بخواهیم بیش از این بلاها، که تا به حال بر سر مومنین آمده، بلای دیگری نبینند.

این استاد اخلاق همچنین فرمود: دعای تعجیل در فرج، دوای دردهای ما است و در روایت است که در آخرالزمان همه هلاک می شوند، مگر کسانی که برای (تعجیل) فرج دعا کنند. ائمه ما با این بیان، خیلی به اهل ایمان و شیعیان عنایت کرده اند تا خود را بشناسند.


آیت الله بهجت در کلامی دیگر توسل به امام زمان(عج) را از این جهت مهم دانستند که آن حضرت مجری امور در این زمان هستند.

این فقیه و استاد وارسته فرمود: اهل بیت(ع) همه، نور واحد هستند. لذا انسان به هر کدام متوسل شود، از دیگری جواب می گیرد. البته مصححی در کار است. همچنان که از حضرت رسول(ص) حاجت خواسته اند و ایشان به حضرت امیر(ع) و آن حضرت به امام حسن(ع) تا امام زمان(عج) حواله داده اند. زیرا، مجری امور در این زمان، آن حضرت است.

از طرف دیگر این مرجع تقلید به تبیین ضرورت ملازمت قرآن و اهل بیت پرداخته و فرمودند: وای بر ما از آن روزی که قرآن یا عترت را از ما بگیرند. گرفتن هر کدام گرفتن دیگری هم هست. زیرا این دو از هم جدا نمی شوند تا اینکه در کنار حوض کوثر بر پیامبر(ص) وارد شوند. تنها کسانی از حوض خواهند نوشید که با قرآن و عترت باشند.
http://yaali63.kowsarblog.ir/media/blogs/yaali63/images%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA_1.png

آیت الله بهجت برای معرفت یافتن به نورانیت ائمه اطهار(ع) به مردم سفارش کردند تا بعد از نمازهای خود این دعا را بخوانند: اللهم عرفنی نفسک ... یعنی پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمی توانم پیغمبرت را بشناسم.

پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمی توانم حجت تو را بشناسم.

پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست می دهم و گمراه خواهم شد.

هرچند چهار سال است که سایه رهنمودها و کرامات این استاد اخلاق از سر دوستداران اهل بیت(ع) و حق طلبان مسیر رشد و سعادت می گذرد ولی هنوز شعاع هدایت های معنوی این مرجع تقلید بر بلندای دل شیفتگان معارف الهی می تابد.

حجت الاسلام 'محمد روحی' که ۲۷ سال افتخار شاگردی این معلم اخلاق را داشته، در این زمینه می گوید: هدایت معنوی آیت الله بهجت، نه تنها قطع نشده، بلکه بیشتر هم شده است.
وی می افزاید: هدایت ایشان در خواب و بیداری ادامه دارد ولی این مساله به این معنا نیست که هر شخصی خوابی دید؛ بگوید که آن خواب صحیح است و کسانی که اهل عمل باشند و به آموزه های او عمل کنند، بطور قطع مورد راهنمایی و هدایت قرار می گیرند.

البته به گفته این شاگرد آیت الله بهجت، نباید به خواب و مشاهده اعتنا کرد و ملاک در این زمینه، اعمال و رفتار ماست و به همین دلیل آیت الله بهجت تاکید داشت که 'عمل خودتان را درست کنید.'

هرچند کرامت های آیت الله بهجت همچنان در زندگی سالکان کوی دوست همچنان ادامه دارد ولی برخی معتقدند که بایستی کرامت های عارفان را رمزگشایی کرد و در زندگی آن را سرمشق قرار داد.

حجت الاسلام 'محمد عمومی' از شاگردان آیت الله بهجت می گوید: بیان کرامت های عارفان بسیار شیرین است و گاهی باعث تقویت ایمان انسان می شود اما باید این کرامت ها را رمزگشایی کرد و در زندگی سرمشق قرار داد.

 http://hw8.asset.lenzor.com/lp/5534094-6689-l.jpg

وی می افزاید: برخی افراد ممکن است برای شناخت عارفان و بزرگان، به جای رمزگشایی از این شخصیت ها و گنج بزرگی که در آنان وجود دارد، خود را مشغول کرامت های نقل شده کنند و از سرمشق قرار دادن آنان در زندگی خود غافل شوند.


این استاد حوزه، هدف از بیان کرامات بزرگان و عارفان را تقویت ایمان مردم دانسته و می گوید: باید برای رسیدن به مراتبی بالاتر از کرامات بیاندیشیم، چون خود آن بزرگان نیز تاکید دارند که هدف آنان مراتبی بزرگتر از کرامت است.

شاید برخی وظیفه خود را بعد از به جا آوردن هر نماز واجب و مستحب، قرائت دعای تعجیل در ظهور امام زمان بدانند اما نباید فراموش کرد که در کنار درخواست از درگاه الهی، 'عمل خودمان را درست کنیم' و از خدا بخواهیم تا ما را در ایمان و ثابت قدم بودن در عقیده، همچنان مستحکم و پربرجا نگه دارد.
۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۵۶
ع . شکیبا
http://masaf.ir/images/%D8%AD%D8%B1%D9%85%20%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA%20%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8-%D8%B3-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-23867-shia%20muslim-53.jpg

گریه امام زمان (عج الله تعالی فرجه) بر اسیری زینب (سلام الله علیها)

حاج ملا سلطانعلی، که از جمله عابدان و زاهدان بود، می گوید:

«در خواب به محضر مبارک امام زمان (ع) مشرف شدم، عرض ‍ کردم: مولای من! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده است که «فلانذبنک صباحا و مساء و لابکین عینک بدل الدموع دماء» صحیح است؟

فرمود: آری!

گفتم: آن مصیبتی که در سوگ آن، به جای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آن مصیبت علی اکبر (ع) است؟ فرمود: نه! اگر علی اکبر زنده بود، او هم در این مصیبت، خون گریه می کرد!

گفتم: آیا مقصود مصیبت حضرت عباس (ع) است؟ فرمود: نه! بلکه آن حضرت عباس هم در حیات بود، او نیز در این مصیبت خون گریه می کرد!

پرسیدم: پس این کدام مصیبت است؟ فرمود:«مصیبت اسیری عمه ام زینب (س) است.»

منبع :http://www.ashoora.ir 

15 رجب ،سالروز وفات حضرت زینب کبری (س) را بر حضرت امام زمان (عج) ، رهبر معظم انقلاب و همه مدافعین حرم و ارادتمندان به آن بانوی مظلومه تسلیت عرض می کنیم.

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۴۰
ع . شکیبا

مومنان صادق

این پوستر . جدیده و به نیت حمایت و دفاع از خط اصیل انقلاب و حامیان ولایت و رهبری و مومنان واقعی و علمای راستین طراحی شده است. و مخصوصا برای تنبه و سرزنش آن کسانی که در انتخابات سال 94 مجلس و خبرگان ، مؤمنین را نشناختند ؛ بویژه تهرانی ها !

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۱۵
ع . شکیبا

چند صیحه آسمانی تا زمان ظهور شنیده می شود؟

خبرگزاری شبستان: آیت الله نجم الدین مروجی طبسی، مدرس مرکز تخصصی مهدویت در برنامه "نشان صبح" به بررسی تحقیقی روایات نشانه های مهدویت می پردازد.

بحث ما راجع به یکی دیگر از جزییات و ویژگی های صیحه آسمانی است که در چه شبی و در چه روزی از ایام هفته است. معلوم شد که در ماه رمضان و روز 23 است و در شب اتفاق می افتد، البته یک صیحه دیگر هم است که در روز شنیده می شود.

سوال این است که در چه روزی از ایام هفته است. در این خصوص ۲ روایت داریم که تاکید دارند، شب جمعه است. روایت اول از نظر سندی مشکل ندارد، در روایت اول مرحوم صدوق در کمال الدین آورده است که حارث بن مغیره از امام صادق(ع) نقل می کند صیحه ای که در ماه رمضان اتفاق می افتد، شب جمعه است.

اما اینجا نکته ای است که باید حل کرد. صیحه شب 23 است یا شب 24، شب 23 است. ولی این روایت دارد که 23 شب از ماه مبارک گذشته باشد و شب جمعه ماه رمضانی که 23 شب از آن سپری شده است یعنی می شود روز 24 با این توضیح که اگر 23 شب گذشته باشد، یعنی شده روز 24.

روایت دوم را مرحوم نعمانی از ابوبصیر نقل می کند. در این روایت مفصل امده است که امام باقر(ع) فرمودند: آن ندا و صوت در ماه رمضان است. در شب جمعه شب 23 ماه مبارک روی می دهد.

بنابراین تا اینجا دو روایت داریم که مانعی هم نیست، اما اینکه آیا در ماه های دیگر هم صیحه ای است یا نیست. باید بگوییم آن صیحه ای که مهم است و بر آن تاکید شده و در روایات اهل سنت هم آمده، صیحه ماه رمضان است. اما نداهای دیگری هم است یا نیست که از لابلای روایات استفاده می شود.

در کتاب کمال الدین جلد دوم آمده است: نخستین کسی که دست بیعت به طرف امام زمان(ع) دراز می کند، حضرت جبرئیل است. او مانند پرنده ای سفید بر فراز بیت المقدس و مسجد الحرام قرار می گیرد و با امام بیعت می کند، این صدا را ادامه می دهد و همه خلایق می شنوند، بنابراین این هم یک صیحه است و زمانی اتفاق می افتد که امام ظاهر شدند.

این بیعت و اعلام در ماه محرم است. به طوری که در ارشاد، شیخ مفید از ابوبصیر نقل می کند که می بینم امام زمان(ع) در روز عاشورا بین رکن و مقام ایستاده و حضرت جبرائیل سمت راست آقا ایستاده و ندا می دهد که بیعت با این بزرگوار بیعت با خداست و بعد از این ندا در محرم شیعیان حضرت به هر نحوی که شده خود را به مکه می رسانند و با طی الارض خدمت آقا می رسند. این روایت نشان می دهد که ندای جبرئیل در ماه محرم جدای از ندای ماه رمضان است.

در کتاب اسباط الهداه جلد سه هر دو ندا را در یک روایت آورده. هم ندای جبرئیل در 23 رمضان و هم در روز عاشورا، این مساله در یک متن و روایت است و اشاره به دو صیحه دارد. با این مضمون که حضرت جبرئیل شب 23 ماه رمضان به اسم مهدی ندا می کند، ( ندای ماه رمضان زمینه سازی و اطلاع رسانی است و ندای روز عاشورا که روز ظهور است)، می بینم حضرت را بین رکن و مقام ایستاده است و جبرئیل ندا سر می دهد، بیایید با خدا بیعت کنید و شیعیان خود را تا مکهمی رسانند و با آقا بیعت کنند.

روایت بعدی را مرحوم طوسی در غیبت از ابن مهزیار و از امام جواد(ع) در این خصوص نقل می کند، این سه رویات نشان می دهد که یک ندای دیگری هم است.

یک ندای دیگر هم است که در ماه رجب است، در کفایه الاثر روایتی است که امام علی(ع) می فرماید: از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که سه صوت در آستانه ظهور رخ می دهد که یکی از آنها در ماه رجب است، روایت بعدی را نعمانی از از امام رضا(ع) نقل می کند. مبنی بر اینکه ندای آسمانی را کسانی که دور هستند و کسانی که نزدیک هستند، همه یکسان می شنوند و بعد از آن درهای رحمت به روی مومنان باز می شود. بعد ادامه می دهند که سه صوت و ندا است که اول آن در ماه رجب است.

بنابراین نداها منحصر به ندای ماه رمضان نیست و آن ندایی که سرنوشت ساز است و تاکید شده و بیش از 10 روایت دارد. ندای ماه رمضان است. ولی باید دید که آیا این ندا در کتب عامه هم آمده یا نه از اختصاصات شیعه است؟

کتاب هایی که در دسترس ما است. از قدما یا معاصران هر دو به مساله ندا اشاره کردند، حتی بعضی ها در این موضوع بابی دارند، کتاب اطحاف الجماعه در جلد سه صیحه آسمانی را با قیامت تطبیق می کند و می گوید: مرده و زنده این صدا را می شنوند و طبق مبانی خودشان این مساله را تفسیر می کند.

ابن عباس نقل می کند: به زودی آن مطلع می آید و برنامه اش را اجرا می کند و منادی ندا می دهد، همه می شنوند. کتاب المتفق یعنی روایاتی که مورد اتفاق می باشد نیز این بحث را نقل کرده است.

عقبه بن عامر که قاتل عمار یاسر نیز است، می گوید: قبل از قیام قیامت یک ابر سیاهی در آسمان دیده می شود. از جانب مغرب مثل سپری می ماند تا اینکه آسمان را فرا می گیرد تا سیاه شود و ترس همه را می گیرد. بعد از آن منادی ندا سر می دهد، ای مردم شنیدید، مردم می گویند نه، برای بار دوم می گوید: ای مردم شنیدید این بار همه می گویند، شنیدیم و بار سوم می گوید امر خدا رسید.

منبع: استاد پناهیان

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۰۵
ع . شکیبا