سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۵ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

https://images.kojaro.com/2018/2/6a202ed6-cd47-4577-8e3f-0776ae2d74fe.jpg

ترانه شاه خراسانیم با نوای دلنشین خواننده تاجیکستان“دولتمند خُلف”

تقدیم شما و عاشقان حضرت مولا :

شاه پناهم بده ؛

              خسته ی راه آمدم

                                آه نگاهم مکن ؛

                                                 غرق گناه آمدم ...

                                                                    غرق گناه آمدم !

 

 دانلود

منبع:  تحولات جهان اسلام

متن کامل شعر شاه خراسانیم

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۶:۵۰
ع . شکیبا

https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/05/19/139405191608446955853034.jpg

نگاهی به نحوه شهادت امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر و ضعیف شده بود و به تعبیر یکی از افرادی که امام را درآن روزگار دیده بود از او چیزی نمانده بود جز سرش، کنایه ازاینکه بدن کاملاً فرسوده و نحیف شده بود. سراسر زندگیش به دشواری و سختی و رنج آفرینی گذشته بود. و درسالهای آخر عمر بر میزان محدودیت و احضار و تهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی و رنجش می افزود.

روزی منصور به وزیر دربارش « ربیع » گفت همین اکنون جعفر بن محمد (امام صادق (علیه السلام)) را در اینجا حاضر کن .

ربیع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق(علیه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندی به آن حضرت رو کرد و گفت:

« خدا مرا بکشد اگر تو را نکشم آیا در مورد سلطنت من اشکال تراشی می کنی ؟»

امام: آنکس که چنین خبری به تو داده دروغگو است ...

ربیع میگوید: امام صادق(علیه السلام) را دیدم هنگام ورود لبهایش حرکت می کند، وقتی که کنار منصور نشست، لبهایش حرکت می کرد و لحظه به لحظه از خشم منصور کمتر می شد .

وقتی که امام صادق(علیه السلام) از نزد منصور رفت، پشت سر امام رفتم و به او عرض کردم:

وقتی که شما وارد بر منصور شدید منصور نسبت به شما بسیار خشمگین بود ولی وقتی که نزد او آمدی و لبهای تو حرکت کرد خشم او کم شد . شما لبهایتان را به چه چیز حرکت می دادی ؟

امام صادق(علیه السلام) فرمود : لبهایم را به دعای جدم امام حسین (علیه السلام) حرکت می دادم و آن دعا این است :

یا عُدَّتی عِندَ شِدَّتی وَ یا غَوثِی عِندَ کُربَتی اَحرِسنِی بِعَینِکَ الَّتی لا تَنامُ وَ اکنِفنِی بِِرُکنِکَ الذَّی لایُرام

« ای نیرو بخش من در هنگام دشواری هایم و ای پناه من هنگام اندوهم، به چشمت که نخوابد مرا حفظ کن و مرا در سایه رکن استوار و خلل ناپذیرت قرار بده »

آتش کشیدن خانه امام صادق(علیه السلام)

مفضّل بن عمر می گوید: منصور دوانیقی برای فرماندار مکه ومدینه حسن بن زید پیام داد: خانه جعفر بن محمد (امام صادق (ع)) را بسوزان، اواین دستور را اجرا کرد و خانه امام صادق(علیه السلام) را سوزانید که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق (علیه السلام) آمد و میان آتش گام برمی داشت و می فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّری اَنا بنُ اِبراهِیمَ خَلیلِ اللهِ

« منم فرزند اسماعیل که فرزندانش مانند رگ و ریشه در اطراف زمین پراکنده اند ، منم فرزند ابراهیم خلیل خدا (که آتش نمرود بر او سرد و سلامت شد )»

برنامه قتل امام صادق (علیه السلام)

سرانجام منصور نتوانست پیشرفت امام را ببیند و عظمت او را تحمل نماید. طرح قتل او را از طریق مسموم کردن تهیه نمود.

این نکته را ناگفته نگذاریم که بنی عباس درس مسموم کردن امامان را از پیشوایان واقعی خود، یعنی بنی امیه آموختند. معاویه بارها گفته بود خداوند از عسل لشکریانی دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود میداد.

منصور توسط والی خود در مدینه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند و بعد حیله گرانه به گریه و زاری و عزاداری او پرداخت.  اینکه در امر شهادت امام، منصور دست داشته جای شکی نیست، زیرا که خود بارها گفته بود که او چون استخوانی در گلویم گیر کرده است.

شاید بعضی گفته اند منصور جداً و قلباً دوست نداشت امام را بکشد ولی چه می توان کرد که مقام است و سلطنت! پُست است و موقعیت! مگر هرکسی می تواند از آن بگذرد؟ امر شهادت او را توسط منصور، برخی چون ابوزهره انکار کرده اند، به دلیل ابراز تأسف منصور از مرگ او ؛ و هم گفته اند که این امر خلاف تحکیم پایه های حکومت او بود.  دیگران هم همین افکار را داشته اند  و یا برخی دیگر از آن به تردید یاد کرده اند.  ولی باتوجه به سابقه برخورد و احضار و تهدید منصور، و با توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم می شود بنی عباس چون بنی امیه در خط امام کشی بودند و آنها شش تن از امامان ما را مسموم کرده اند. آری او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد و آن مصلحتی و ظاهری بود.

 منبع: تبیان
لعنت خدا و رسولش بر منصور دوانقی و قاتلین اهل بیت (ع)

قبر متبرک امام حسن مجتبی(ع)امام سجاد(ع)امام محمد باقر(ع)امام جعفر صادق(ع)
شهادت امام جعفر صادق(ع) را به همه شیعیات و دوستداران اهل بیت (ع) تسلیت عرض می کنیم.
۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۸
ع . شکیبا

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTodsMnaCQ2av9nj72kaQHFWuSBWZBhMp4qSZELF2uRLR8Wca3e

مرحوم آقا شیخ عباس قمى در همین کتاب مفاتیح الجنان مى گوید: هر کس بخواهد مرده خود را خواب ببینید، این دعا را بخواند و این کار را بکند، بعد مرده خود را در خواب ببیند.

 یک کسى تمام این کارهایى را که شیخ عباس قمى گفته بود، انجام داد، ولى مرده خود را درخواب ندید. براى همین، از دست شیخ عباس خیلى ناراحت شد و پیش خود گفت: آخر شیخ عباس این چه مطالبى بود که که در کتابت مفاتیح نوشتى. عمل این مطالب سودى نداد و نتیجه اى در برنداشت. از این بابت خیلى عصبانى شده بود.

 شب شیخ عباس به خواب او آمد و گفت: من هم این مطالب را درست نوشتم. آن فرد گفت: پس من آن ها را غلط انجام دادم. شیخ عباس گفت: نه، تو اتفاقاً هم آن کارها را هم درست انجام دادى. آن فرد گفت: پس چرا مرده ام به خوابم نیامد؟

 

شیخ عباس گفت: حالا چرا معطل این هستى که او به خوابت بیاید. من با این که مرده ام، به این طرف آمده ام و آلان هم من در عالم بعد هستم. خداوند متعال نمى گذارد مرده هایى که به خاطر گناهان و اشتباهاتى داشتند، اکنون دچار رنج اند، به خواب بیداران در دنیا بیایند؛ مبادا که آبروى مرده بریزد. به این که آن مرده در خواب آن زندگان بیاید و بگوید، بله، ما را به زنجیر کشیدند و ما را داخل آتش بردند. براى همین خداوند متعال اصلًا نمى گذارد که آن مردگان به خواب زنده ها بیایند. با این پرده پوشى خداوند، زندگان مى گویند، این بند خدا که مرده، عجب آدم خوبى بوده است و خدا او را رحمت کند، و همان مرد گرفتار که خداوند نمى گذاشت به خواب کسى بیاید، اگر همین طور چهل نفر آدم خوب دربار او بگویند، خدایا او را بیامرز، خطاب مى رسد که عذاب او را بردارید؛ چون چهل نفر از بندگانم از من درخواست آمرزش او را کردند. این خداست.


منبع : پایگاه عرفان

پ.ن:دو نکته هست یا در خواب می بیند که جایشان خوب است یا بد:

اما وقتی آدم اموات خودش را در حالت خوبی و خوشی و سلامت ببیند دیگر خیالش راحت می شود و برای آنها خیرات نمی فرستد و تلاشی نمی کند.

اما در حالت دوم :  افراد تحمل دیدن عذاب عزیزان خود را ندارند و خداوند نمی خواهد با دیدن وضعیت آنها اینها را هم عذاب بدهد!

پس برای اموات بیشتر ثواب بفرستید: نماز، قرآن، فاتحه ،صلوات ،صدقه، انجام کار خیر و محبت به فامیل و بستگان ...

همین الآن سه تا صلوات برای اموات خودتان و ما بفرستید .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۹
ع . شکیبا

زن ها دو وقت آدم را خیلی دوست دارند:

یکی  در   بیمارستان

یکی هم در قبرستان !

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۲
ع . شکیبا

http://citar.ir/wp-content/uploads/2017/09/%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1.jpg

1)   برای ادای قرض و گرفتن طلب ها و ثروت

 از حسین بن خالد : در بغداد سیصد هزار درم بدهکار شدم و چهار صد هزار درم طلبکار بودم‏. طلبکاران فرصت نمیدادند که طلبم را بازستانم و بایشان دهم، وقت حج رسید، پنهانى از بغداد خارج شدم تا بخدمت موسى بن جعفر (ع) برسم، ولى نتوانستم، شرح حالم را براى حضرت نوشتم، امام (ع) در پشت نامه ام جواب نوشت پس از هر نماز سه بار بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْحَمَنِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْضِیَ عَنِّی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَغْفِرَ لِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ

(خداوندا اى آنکه جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست مسألت دارم که بحق لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ، بر من رحمت آر، و اى خدائى که جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست به برکت آنکه جز تو خدائى نیست از من‏ خشنود و راضى شو .... مرا ببخش‏...)

 بدرستیکه حاجت تو برآورده خواهد شد

 حسین بن خالد می گوید :  بر این دعا مداومت کردم و چهار ماه نشد که طلبم را وصول و بدهیم را اداء کرده و صد هزار درهم برایم ماند.

منبع : مکارم الاخلاق صفحه ۳۴۷

   مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى، ج‏2، ص: 175

یادداشت مرتبط:

نویسنده سالها قبل قرضی به یک همکار برای یک ماه داد. آن همکار اما یکسال بود که نمی اورد. روزی بعد از نماز جماعت ظهر و عصر به کتابخانه محل کارم امدم و کتاب ناسخ التواریخ را برداشتم باز کردم این حدیث را دیدم ... تازه نماز عصر را خوانده بودم گفتم وقتشه .. دعا را خواندم قبل از پایان وقت اداری دوستم قرض یکساله را پس آورد.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۱۵:۱۹
ع . شکیبا

https://razavitv.aqr.ir/plus/upload/global/2018-02/22747/large_5a9503bfcb9fd.jpg

 

۱) ابوحمزه می گوید: 

امام محمدباقر (علیه السلام) به من فرمود: هر گاه پیشامدی برای تو رخ داد که موجب ترس و اندوه تو شد، به گوشه ای از خانه ی خود برو و بعد از خواندن دو رکعت نماز، هفتاد بار این دعا را بخوان: 

یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ‏ وَ یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ وَ یَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِینَ وَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

الکافی، ج۲، ص۵۵۶

توجه: در نیت نماز می توانید بگویید: دو رکعت نماز نجات از غم و اندوه به جا می آورم قربة الی الله    

       

۲) ابن منذر می گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) از وحشت و (ترس و اندوه و تنهایی) خودم گفتم. حضرت فرمود: اگر این ذکر را بگویید، چه در شب و چه در روز، از تنهایی هراسی نداشته باشید.  

بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ وَ بِاللَّهِ‏ وَ تَوَکَّلْتُ‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ وَ أَنَّهُ‏ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‏ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی کَنَفِکَ وَ فِی جِوَارِکَ وَ اجْعَلْنِی فِی أَمَانِکَ وَ فِی مَنْعِک‏

الکافی، ج۲، ص۵۶۹ 

منبع : هم اندیشی دینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۲:۰۴
ع . شکیبا
http://mofateh.ghasam.ir/h140/images/news/689513/thumbs/689513.jpg
لا إِلهَ إِلّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین

ذکر یونسیه

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

حضرت یونس علیه السلام مدت ها در میان قومش به ارشاد مردم پرداخت ولی در مدت سی و سه سال فقط دو نفر به او ایمان آوردند او هم قوم خود را نفرین کرد و خداوند به او وعده داد که در فلان تاریخ عذاب خود را بر آنان خواهد فرستاد  یونس از شهر خارج شد اما یکی از دوستانش در شهر ماند و مردم را از عذاب خدا ترساند و از آنها خواست توبه کنند و آنها که نشانه های عذاب وعده داده شده را دیدند  از ترس عذاب توبه و ناله کردند تا خدا عذابش را از آنان بر گرداند یونس به امید اینکه مردم نابود شده اند به شهر بازگشت و وقتی دید همه چیز عادی است و مردم به کارشان مشغول  عصبانی شد و شهر را بدون اجازه خداوند ترک کرد و با یک کشتی راهی دریا شد.

در بین راه ماهی غول پیکری به کشتی حمله کرد و به خواست خداوند متعال حضرت یونس را بدون اینکه به او آسیب برساند بلعید حضرت یونس وقتی به هوش آمد متوجه اشتباه خود شد و با ناله و تضرع به درگاه خداوند توبه کرد که توبه او در قرآن آمده است و بخشی از آیه به عنوان ذکر یونسیه مشهور شده است که علما و عرفا خواص بیشماری را برای آن نقل میکنند .

 قرآن میفرماید : «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» ؛ ذوالنون را ، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد : هیچ خدایی جز تو نیست ، تو منزه هستی و من از ستمکاران هستم.

ذکر یونسیه یعنی گفتن: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»

آثار و برکات ذکر یونسیه

1- پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله وسلم : هر بیمار مسلمانى که این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى از دنیا رفت پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت ، خوب شده در حالى که تمام گناهانش آمرزیده شده است .

2-. رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم : آیا به شما خبر دهم از دعایى که هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش ‍ حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس که طعمه ماهى شد: «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین»

3- امام صادق علیه السلام : عجب دارم از کسى که غم زده است چطور این دعا را نمى خواند «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین» چرا که خداوند به دنبال آن مى فرماید: ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم .

4- مرحوم کلینى نقل مى کند: مردى خراسانى بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخود و عرضه داشت : فدایت شوم من تا کنون فرزند دار، نشده ام ، چه کنم ؟حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى آیه ( 78 سوره انبیا) را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد .

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

ختم های ذکر یونسیه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۱:۵۷
ع . شکیبا

به بهانه سالگرد آغاز جنگ هشت ساله می خواهیم مروری داشته باشیم بر زندگی یکی از غیورمردان این آب و خاک. فرمانده رشید لشکر ۲۶ نوهد (نیروی ویژه هوابرد)، شیر صحرا، تیمسار سرلشکر شهید حسن آبشناسان. او که نامش لرزه بر پشت دشمن می انداخت و جسارتش شهره خاص و عام بود. شهیدی که برغم خلق حماسه های بسیار آن چنان که شایسته اوست به نسل امروز معرفی نشده است.

تولد: نازی آباد - جنوب تهران - 1315 

شهادت: منطقه سرسول- بانه کردستان  1364/7/8

نوشتن نامه به صدام

آن موقع که عراق خیلی شهرها را موشک باران می‌کرد، حسن نامه‌ای به صدام نوشت:
«اگر جناب صدام حسین ژنرال است و فنون نظامی را خوب می‌داند و نظریه‌پرداز جنگی است، پس به راحتی می‌تواند در دشت عباس با من و دوستان جنگ آورم ملاقات کند و با هر شیوه‌ای که می‌پسندد، بجنگد؛ نه این‌که با بمب افکن های اهدایی شوروی محله‌های مسکونی و بی‌دفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد.»
در جواب نامه حسن، صدام، ژنرال قادر عبدالحمید را با گروه ویژه‌اش به دشت عباس فرستاد تا عبدالحمید به حسن یک جنگ تخصصی را نشان بدهد. سالها قبل در اسکاتلند، حسن، عبدالحمید و گروهش را در مسابقه کوهنوردی ارتشهای منتخب جهان دیده بود. آن‌جا گروه او اول شد و عراقیها هفتم شدند. حالا در میدان جنگ حقیقى، حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانى، لشکرش را شکست داد و ژنرال عبدالحمید را اسیر کرد.

چهل کیلومتر نفوذ در قلب دشمن
یکی از همرزمانش، داستانی از شجاعت سرهنگ را برای دیگران این گونه بازگو می کرد: باور نمی‌کنید اگر بگویم چهل کیلومتر پیشروی کردیم. مطمئن هستم که باور نمی‌کنید. خود ما هم باور نمی‌کردیم، اما سرهنگ بی‌توجه به اضطراب ما و موقعیت دشمن تا آن‌جا جلو رفته بود. طی یک کمین در محور دشت عباس، دو خودروی عراقی را منهدم کردیم و حدود پانزده نفر از آنها را اسیر گرفتیم و برگشتیم عقب. در تمام طول راه، سرهنگ با نقشه راه را کنترل می‌کرد که گم نشویم. وقتی برگشتیم و سرهنگ گزارش کار را ارائه کرد، دهان فرماندهان از تعجب باز مانده بود. این کار با هیچ قاعده‌ای جور در نمی‌آمد و سرهنگ با طرح و فکر خودش آن را به انجام رسانده بود؛ بدون دادن حتی یک نفر تلفات. یکی از افسران جلو آمد و با حالتی ناباورانه که عمق حیرت و بهت او را آشکار می‌کرد، پرسید: «جناب سرهنگ، من اصلا متوجه نمی‌شوم. آخر چطور می‌شود که شما چهل کیلومتر وارد خاک دشمن بشوید، بکشید و بگیرید، بدون حتی یک کشته؟»
او دستی به ته‌ ریش چند روزة صورتش کشید و لبانش را به خنده باز کرد. صدای مردانه و پر هیبتش در گوشمان پیچید: «من یک افسر نیروی مخصوص هستم. انجام عملیات نفوذی و ضربه‌زدن به دشمن در خاک خودش با حداقل نفرات و تلفات، جزء وظایف من است. من کاری بیشتر از وظیفه خودم انجام نداده‌ام.»

برخورد با اسیر عراقی

امید نیکدل، یکی از همرزمان آبشناسان، تعریف می کرد: "در یک عملیات، چند عراقى را اسیر کرده بودیم. یکى از اسیرها تیر خورده بود به زانویش و نمى‌توانست راه برود. باید مى‌کشتیمش. والا امکان داشت خودمان هم تو دردسر بیفتیم. سرهنگ تک و تنها آن اسیر را حدود 8 کیلومتر تا مقرمان کول کرد. فقط به خاطر اینکه زنده بماند. آن عراقى بعد از تمام شدن جنگ همیشه از آبشناسان یاد مى‌کرد. حتى وقتى اسرا آزاد شدند، رفت بهشت‌زهرا سر مزار آبشناسان."


آن شهید در آخرین روزهای عمر خود نیز با وجود ‌۴٨ سال سن به گواهی همرزمانش هر روز صبح در محل کار به ورزش و آماده نمودن جسم خود می‌پرداخت و همیشه این شعر در دفتر کارش نقش بسته بود و هم اکنون نیز زینت‌بخش سنگ مزارش است:


ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ---  موجیم که آسودگی ما عدم ماست

شادی روح پاکش صوات

 

زندگی نامه تیمسار سرلشکر شهید حسن آبشناسان (شیر صحرا )

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۱:۵۰
ع . شکیبا

http://media.isna.ir/content/erfan-15-8.jpg/4

فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی از وجود مافیا در کنکور خبر داد و از چرایی حذف کنکور گفت.

به گزارش خبرگزاری آنا ؛ رئیس دانشگاه آزاد اسلامی دراین‌باره گفت: «یک لولا میان نظام پرورشی و آموزش عالی کشور وجود دارد که بر این اساس هشت هزار میلیارد تومان گردش مالی کنکور است، یعنی کلاس‌های کنکور و برگزاری آزمون و مسائل این چنینی دارای هشت هزار میلیارد تومان گردش مالی است که افرادی اجازه نمی‌دهند کنکور حذف شود.»

او از پیشنهاد دانشگاه آزاد اسلامی در بحث کنکور صحبت به میان آورد و تصریح کرد: «یکی از پیشنهادهای دانشگاه آزاد اسلامی این است که به‌جای برگزاری یک کنکور در سال و وارد کردن استرس به خانواده‌ها چندبار در سال امتحان بگیریم و بالاترین نمره فرد ملاک پذیرش باشد؛ اما چرا این اتفاق نمی‌افتد؟»

اصل خبر

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۷ ، ۰۱:۰۲
ع . شکیبا
https://www.chaabok.com/wp-content/uploads/2017/08/730237_338.jpg

انتقاد مخبر دزفولی از معضل کنکور/ شر کنکور باید کم شود

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا مخبر دزفولی به مناسبت سی و سومین سالگرد تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست خبری که صبح امروز برگزار شد، با اشاره به برگزاری کنکور گفت: کنکور در حال حاضر  یک معضل است و باعث می شود استعدادها و توانایی های دانش آموزان سرکوب شود.

** جوانان را از شر کنکور نجات دهید
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به خبرنگاری درباره مصوبات این شورا پیرامون موضوع کنکور گفت: عوامل گوناگونی در حذف کنکور مداخله می کنند، البته قوانینی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده ولی گاهی دستگاه‌های اجرایی توجه به قوانین نمی کنند ولی واقعیت این است که ما باید به سمت حذف کنکور برویم و راهی جز حذف نداریم.
وی دلایلی را برای حذف کنکور برشمرد و گفت: کنکور ذهن فرزندان ما را از اینکه خلاقیت ها و توانمندی های خود را بروز دهند جلوگیری می کند چون با این روند تست زنی و تفکر اینکه فقط برای کنکور برنامه ریزی کنیم یک آفت جدی در آموزش و پرورش است. 
مخبر افزود: از طرف دیگر معلوم نیست بهترین ها را با تست زدن چند ساعته بتوانیم برای دانشگاه انتخاب کنیم چون دانش آموزان با استرس در آزمون شرکت می کنند در حالی که دانش آموزان در دوره زمانی چند ساله می توانند ارزیابی شوند.
وی مشکلات کنکور را نه فقط مربوط به دانش آموزان که به چند میلیون خانواده دانست و گفت: مردم را نگران می کنیم و هزینه‌های بسیاری را به خانواده‌ها تحمیل می‌کنیم در حالی که بسیاری از خانواده ها توان پرداخت پول های گزاف برای آموزش های گوناگون کنکور را ندارند. 
مخبر دزفولی همچنین گفت: ما باید روش های گوناگون دیگر را جایگزین سنجش دانش دانش‌آموزان و استعدادهای آنها کنیم که از سال 92 قرار بوده به تدریج و سال به سال سهم معدل و ظرفیت های دوره تحصیلی از 15 درصد به 80 یا 85 درصد برسد در حالی که الان این گونه نیست و بیش از 90 درصد از ارزیابی با همان تست چند ساعته کنکور است.
وی افزود: بنابراین به دنبال آن هستیم که رویکرد خود را درباره کنکور عوض کنیم و من چند سال است که مطرح می کنم افرادی وارد این قضیه شوند و جوانان ما را از این آفتی که گریبانگیر نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی شده نجات دهند.
قانون حذف کنکور در آبان ماه 1386 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و قرار شد سوابق تحصیلی دانش آموزان، جایگزین آن شود ولی تاکنون این اقدام عملیاتی نشده و در سالهای 91 و 95 نیز اصلاحیه هایی از طرف مجلس برای این قانون درنظر گرفته شد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۷ ، ۱۵:۲۹
ع . شکیبا

خجسته

استیضاح روحانی تا ۱۵ روز دیگر کلید می‌خورد

  نماینده مردم همدان گفت: ما ۱۰ تا ۱۵ روز به دولت فرصت می‌دهیم تا برنامه‌های خود را برای مقابله با توطئه‌های دشمن در جنگ اقتصادی را به مجلس ارائه کند و اگر نتواند ما در مجلس استیضاح وزرای اقتصادی دولت و موضوع عدم کفایت رئیس جمهور را در مجلس کلید خواهیم زد.

به گزارش«نماینده»، امیر خجسته نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی گفت: صحبت‌های آقای جهانگیری درمورد مسائل اقتصادی امروز پایه و اساسی ندارد و حرف‌هایی که می‌زند این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که گویا اطلاعی از وضعیت موجود اقتصادی کشور ندارد. 

وی افزود: ما امروز در شرایط جنگ اقتصادی به سر می‌بریم و فرمانده جنگ اقتصادی امروز ما آقای جهانگیری و دوستانشان هستند و این فرماندهان جنگ اقتصادی هیچ برنامه‌ای را برای مقابله با این جنگ ارائه نکرده است و ما را در مجلس ناامید کرد. 

رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: اگر این آقایان عملیاتی در جنگ اقتصادی داشتند دشمن نفوذ نمی‌کرد،‌ امروز دلار در کشور ما از ۳۵۰۰ تومان به ۶ هزار تومان رفت و بعد از صحبت‌های آقای جهانگیری در مجلس به ۹ هزار تومان رسید، این چه عملیات جنگ اقتصادی است که فرمانده جنگ اقتصادی انجام می‌دهد آن هم در برابر آمریکایی که وزارتخانه خود را با ۵۰۰ نفر از نیروهای نخبه و اثرگذار بسیج کرده،‌متاسفانه ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی ما برنامه‌ای برای این جنگ ندارد و خدا کند چیزی غیر از این باشد و این دوستان برنامه‌ای داشته باشند و ما ندیده باشیم. 

خجسته خاطرنشان کرد: آیا نتیجه عملیات ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی این است که دلار به ۹ هزار تومان و یورو به ۱۱ هزار تومان و سکه به حدود ۳ میلیون تومان برسد این وضعیت جای تعجب دارد. این چه وضع کنترل جبهه جنگ اقتصادی است که قیمت ارز خارجی ۵ دقیقه به ۵ دقیقه افزایش پیدا می‌کند. 

وی افزود: در حوزه فرماندهی جنگ اقتصادی ما هیچ برنامه‌ای برای مقابله با آمریکا ارائه نشده و کار به گونه‌ای نباشد که ما با فرصت‌سوزی کاری کنیم که دستمان مقابل دشمن خالی بماند. 

رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: ما در بحث واردات کالا نیز شاهد ثبت سفارش‌های صوری هستیم و وارداتی انجام نمی‌شود و در مقابل ارز مبادله‌ای برای کالای وارد نشده را دریافت می‌کنند و بالغ بر ۲۵ میلیارد دلار بابت این ثبت سفارش‌های صوری از سوی برخی اشخاص دریافت شده است. 

خجسته خاطرنشان کرد: ما ۱۰ تا ۱۵ روز به دولت فرصت می‌دهیم تا برنامه‌های خود را برای مقابله با توطئه‌های دشمن در جنگ اقتصادی را به مجلس ارائه کند و اگر نتواند ما در مجلس استیضاح  وزرای اقتصادی دولت و موضوع عدم کفایت رئیس جمهور را در مجلس کلید خواهیم زد و صد البته این استیضاح و عدم کفایت نه با اهداف سیاسی بلکه به خاطر ناتوانی در حوزه اقتصادی است، این خواسته مردم است و ما از آن یک درصد هم عقب‌نشینی نخواهیم کرد. 

وی افزود: در این وضعیت جنگ اقتصادی شاهد حضور آقای رئیس‌جمهور در توچال هستیم ، ما در جنگ اقتصادی به سر می‌بریم، جنگ تفریحی که نداریم. 

رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: قطعا دست‌هایی در کار است که با برخی اقدامات بخواهند نظام و ولایت را به ناکارآمدی برسانند. آقای جهانگیری نه نظام ناکارآمد است و نه ولایت و نه نیروهای انقلابی، اگر ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی ناکارآمد است به ما گزارش دهید ما از ستاد جنگ اقتصادی کارآمدی ندیده‌ایم. 

خجسته در پایان خاطرنشان کرد: مستنداتی به ما رسیده که برخی از کالاهای غیرضروری و ممنوعه با ارز مبادله‌ای وارد کشور می‌شوند که این خود یک جنگ اقتصادی بر علیه مردم است. وقتی که خاک زیر پای گربه و غذای سگ  و لوازم آرایشی را را با ارز مبادله‌ای وارد کشور می‌کنند نمی‌توان آن را یک جنگ اقتصادی بر علیه کشور دانست. 

سایت نماینده به نقل از خبرگزاری فارس

سه‌شنبه ۵ تیر ۱۳۹۷

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۳۹
ع . شکیبا

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/1/12/89630_479.jpg

وصیت نامه شهید دکتر بهشتی


اینجانب محمد حسینی بهشتی، دارنده شناسنامه شماره ۱۳۷۰۷ از اصفهان وصیت می کنم به همسرم و فرزندانم و سایر بستگانم که در زندگی بیش از هر چیز به فروغ الهی که در دل انسانهاست اهمیت دهند و با ایمان به خدای یکتای علیم، قدیر، سمیع، بصیر، رحمان و رحیم و پیامبران بزرگوارش و پیروی از خاتم پیامبران و کتابش قرآن و از ائمه معصومین سلام ا… علیهم اجمعین و اهتمام به ذکر و یاد خدای و نماز با حضور قلب، روزه، عبادات دیگر و انفاق و ایثار و صدق و جهاد بی امان در این راه و حضور پیگیر در جماعت و انس بامردم راه سعادت را به روی خود باز گردانند. و وصیت می کنم که پس از ارتحال من بسوی خدا یک سوم از خانه مسکونی ام در تهران، قلهک، خیابان تورج، کوچه منطقی ۸ و ۹ و اثاث خانه متعلق به همسرم خانم عزت‌الشریفه مدرس مطلق است و از خدای متعال برای او و فرزندانم سعادت در راه خدا زیستن را خواستارم.
۲۷ رجب ۱۴۰۰ هجری محمد حسینی بهشتی


ما بی شناسنامه نیستیم، ما از مردم جدا نمی باشیم، محل مهر جیره بندی قند و شکر، مهر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری.
ما بی شناسنامه نیستیم، اولاد زجر کشیده آل عبا، فرزندان زندان های بی نام و نشان و حبس ها و دخمه های فراموش، ما بی شناسنامه نیستیم ،اهل قنوتیم، ساکن دهستان نیایش و بچه جنوب عشقیم، کبوتران قباپوشی که بال در خون شهیدان کربلا نهاده ایم و عمری بر شاخه ها مرثیه خوان ذبح بنی آدم ، ما از امتزاج دو ایمان بدوی روستائی از تصادم دو عدم ساده بوجود آمده ایم، با هیچ کس هیچ فرقی نداریم و نمازمان را اول وقت می خوانیم.
ما محصول آن لحظاتی هستیم که خسته از بیل و رنجور از داس خیمه دعائی برافراشته اند، ما ساده‌نشینان کاخ ویرانه فقر و فنائیم. پنجره هائی که روبسوی افق سبز توکل باز می شوند، ما مثل کتابی در هر گوشه خاک و در هر لحظه از روزگار باز می شویم و دیگران را از خود باخبر می کنیم.
ما مثل وضو ساده و پاکیم، عین افطار بی آلایش و معصومیم، ما را می‌شود در هر گوشه مسجد پیدا کرد. در هر جنسی جستجو نمود، با هر دردی دریافت، ما مثل تلاوت غمگینیم، مثل تکبیر حالت خنجر داریم، و دوستان ما شیران روز و پارسایان شبند، از نوح به بعد تا کربلا و هویزه وتا هویزه حضور داریم، پشت هر سنگی روییده ایم، با هر بوته ای رسیده ایم، بر هر شاخی بر داده ایم، ما در این آب و خاک سبز می شویم ما بی شناسنامه نیستیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۷ ، ۰۷:۰۳
ع . شکیبا

http://media.jamejamonline.ir/Media/Image/1393/04/01/635390576092865799.jpg

گزارشی از ماجرای ترور 6 تیر 1360

مصطفی غفاری

   

چهار پنج روز از عزل بنی‌صدر می‌گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه‌ی شنبه‌ها، عازم یکی از مساجد جنوب‌شهر برای سخنرانی بودند.

خودرو حامل آیت‌الله خامنه‌ای که از جماران حرکت می‌‌کرد، آن روز مهمان ویژه‌ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می‌خواست درد دل‌هایش را با نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن‌ها نیم‌ ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت‌وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.‌

نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همان‌طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسش‌های نوشته‌ی مردم را به سخنران می‌دادند، اگرچه بعضی از پرسش‌ها تند و حتی گاهی بی‌ربط بود.

آقا در سخنرانی مقدمه‌ای ‌چیدند تا به این‌جا ‌رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می‌خواهم به بخشی از آن‌ها پاسخ بدهم.»

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته‌ریش مختصر که آن روزها کلیشه‌ی چهره‌ و تیپ خیلی از جوان‌ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ی Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه‌ی جوامع بشری -نه فقط در میان عرب‌ها- مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان‌های... انفجار!

آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه‌ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالایسر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.

امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت ‌افتاد که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود. روی جداره‌ی داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی».

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ‌ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می‌راندند.

در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می‌آمدند، زیر لب زمزمه‌ای می‌کردند؛ شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها تکان می‌خوردند؛ خیلی کم البته.

در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه‌ی خون‌آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و  آقا را روی دست این طرف و آن طرف ‌بردند.

با آن صورت خون‌آلود، کسی امام جمعه‌ی شهر را نشناخت. دکتری با گوشی، دکتری ضربان قلب را گرفت: «نمی‌شود کاری کرد.» محافظ‌ها با سرعت به سمت در خروجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید: «ایشان کی هستند‌؟ دارند تمام می‌کنند» اسم آقای خامنه‌ای را که شنید، گفت: «ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول اکسیژن هم با خودتان ببرید.»

انگار کسی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. «آقا این کپسول لازمتان است.» کپسول اکسیژن و  پایه‌ی آهنی چرخدار را نمی‌شد برد توی ماشین. پایه‌های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک اکسیژن را روی صورت آقا نگه داشت و به همه دلداری ‌داد.

یکی از محافظ‌ها پرسید: «حالا کجا برویم!؟» پرستار گفت: «بیمارستان بهارلو، پل جوادیه». ماشین انگار ترمز نداشت.

محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز 50- 50»؛ این رمزِ آماده‌باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.

محافظ یک‌دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم دکتر فیاض‌بخش و چند نفر دیگر از پزشک‌های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، ... بگو بیایند بیمارستان بهارلو.»

ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه‌. برانکارد آورند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. دکتر محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش‌ را تمام کرده بود. داشت دستش را می‌شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند.

سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از سینه کاملاً سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه به راحتی دیده می‌شد. 37 واحد خون و فراورده‌های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش‌های انعقادی را مختل ‌کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ‌ها را مسدود کنند. کیسه‌ها‌ی خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق ‌می‌کردند، اما باز هم خون‌ریزی ادامه داشت.

یک‌دفعه یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی‌راه نمی‌گفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟

فشار کم‌کم بالا آمد و دوباره شروع کردند.

دکتر منافی، همان‌ طور که می‌آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که دکتر سهراب شیبانی، جراح عروق و دکتر ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم دکتر زرگر را خبر کرده بود.

دکتر محجوبی که حال و روز دکتر زرگر را دید، گفت: «نگران نباش، من خون‌ریزی را بند آورده‌ام.»

عمل تا آخر شب طول کشید، اما دیگر نمی‌شد درمان را آن‌جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود. تنها بیمارستانی هم که می‌شد بعد از عمل مراقبت‌های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رئیس بیمارستان قلب دکتر میلانی‌نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند «بیمارستان قلب شهید رجایی».

هلی‌کوپتر خبر کردند. نمی‌توانستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی‌سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که نکند قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می‌گفتند «قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید.»

با هزار ترفند، هلی‌کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند. تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.

دکترها می‌گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته‌ و برگشته. یک‌بار همان انفجار بمب بود، یک‌بار خون‌ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یک‌بار هم جمع شدن پروتئین‌ها در ریه و حالت خفگی. همه‌ی این‌ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می‌‌انداختند روی‌ آقا. گاهی حتی دکترها بغلشان می‌کردند تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشأ این تب‌ها کجاست؟ ضایعه‌ی کوچکی هم در ریه دیده بودند.

آقا لوله‌ی تنفس داشتند و نمی‌توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی‌کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سؤال بود؛ «همراهان من چطورند؟» «مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟»

دکتر باقی روی سطحی از پوست بدن کار می‌کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت‌های آسیب‌دیده برداشته بودند. زخم‌ها زیاد بودند. درد زخم‌ها خیلی زیاد بود، اما دکترها می‌گفتند تحمل‌ آقا زیادتر است. می‌گفتند «اصلاً مسکّن‌ها به حساب نمی‌آیند.»

بحث دکترها این بود که بالاخره تکلیف این دست چه می‌شود؟ شکستگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ‌ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می‌کردند که دست قطع شود یا بماند.

***

امام مرتب پیغام می‌دادند و از اطرافیان می‌پرسیدند که: «آقاسیدعلی چطورند؟» پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش ‌شد. دکتر میلانی‌نیا رادیورا گذاشت بیخ گوش آقا. آن‌ موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه‌ای انگار در وجودشان دمید، جان گرفتند.

حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه‌ی هفتاد و دو تن را نمی‌دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند حالتان چطور است؟ گفتند: «من بحمدالله حالم خیلی خوب است» و شعر رضوانی شیرازی را خطاب به امام خواندند:

«بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت

سر خُمِّ می سلامت شکند اگر سبویی»

آقای هاشمی می‌گفت «اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می‌کنم چیزی کم دارم.» برای همین مرتب از ایشان احوال‌پرسی می‌کرد. حاج احمدآقا هم همین‌طور؛ مرتب احوال می‌پرسیدند و روزانه به حضرت امام خبر می‌دادند.

کم‌کم به اطرافیان فشار می‌آوردند که: «آقاجان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته‌اید، هم تلویزیون را.» دکترها بهانه می‌آوردند که امواج رادیویی، دستگاه‌های درمانی ما را به‌هم می‌ریزد و عملکردشان را مختل می‌کند!

خیلی از چهره‌های انقلاب برای عیادت می‌آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می‌پرسیدند: «چرا همه می‌آیند، اما ایشان نمی‌آید؟» شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور و بری‌ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. دکتر منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم‌کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند، اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی‌ دو نفر شهید شده‌اند.

آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ دکتر بهشتی و محمد منتظری. اولین کسی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک‌ مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو کردند به دکتر میلانی‌نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ دکتر گفت: «بله، از وضعشان باخبرم.» پرسیدند: «مراقبت جدی از حال ایشان می‌شود؟ آن‌جا هم سر می‌زنید؟» بعد هم دکتر را سؤال‌پیچ کردند. دکتر میلانی‌نیا با بغض از اتاق زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که‌ بچه‌های همراه را جمع کرده‌اند و ازشان بازجویی می‌کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه‌ی شهدای حزب را به آقا گفت.

***

شیرینی عیدی گروهک فرقان، به کام مردم نشست. هر وقت که در حزب جلسه بود، آقا آخرین نفری بود که از حزب می‌آمد بیرون.

منبع : پایگاه رهبری

لعنت بر منافین مزدور

ماجرای ترور آیت الله خامنه ای از زبان همسرش +پیام امام خمینی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۵:۴۴
ع . شکیبا

http://reba.ir/site/wp-content/uploads/2015/12/Ayat-makarem.jpg

به گزارش مشرق، آیت‌الله مکارم شیرازی در دیدار با رئیس و جمعی از معاونان و مدیران ارشد رسانه ملی اظهار داشت: رسانه ملی با تلاش فراوان همواره چهره پلید آمریکا را به مردم نشان داده است، اما در این مقطع باید بیشتر و با برنامه‌های ویژه‌تر به این موضوع متمرکز شوید.

مرجع تقلید شیعیان به خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد اشاره و افزود: این حرکت آمریکا نشان می‌دهد آن‌ها غیر از صهیونیست‌ها کسی را به‌عنوان بشر قبول ندارند.

آیت‌الله مکارم شیرازی با انتقاد از نامه‌نگاری‌های برخی‌ها برای لزوم مذاکره با ترامپ در شرایط کنونی خطاب به آن‌ها تأکید کرد: از آن‌ها باید پرسید با این شروطی که ترامپ گذاشته است می‌خواهید درباره چه با او مذاکره کنید، آیا می‌خواهید فعالیت موشکی خود را تعطیل کنید؟ یا اجازه دهید از همه اماکن نظامی‌تان بدون قید و شرط بازدید کنند؟ یا اینکه می‌خواهید اسرائیل را به رسمیت بشناسید.

وی با تقدیر از تلاش‌های صداوسیما در ترویج مناسک و مراسم‌های مذهبی گفت: به نظرم می‌توانید از این ظرفیت خیلی بیشتر و بهتر استفاده کنید.

آیت‌الله مکارم شیرازی همچنین خواستار ادامه تولید سریال‌های دینی و مذهبی شد و افزود: سریال‌های مذهبی شما همچون امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام رضا(ع)، حضرت یوسف، مختارنامه و... آن‌چنان تأثیرگذار و جهانی شده است که هیچ‌گاه کهنه نمی‌شوند و امیدواریم به‌رغم مضایق مالی که می‌دانم به‌شدت با آن مواجهید دوباره ساخت این سریال‌ها را از سر بگیرید.

رئیس رسانه ملی نیز در این دیدار از اولویت‌های رسانه ملی برای معرفی معارف اسلامی در شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی خبر داد و گفت: اولویت اصلی رسانه ملی در حال حاضر، معرفی اسلام، احکام، اخلاق و معنویات است و برای تحقق این امر، برنامه‌های متنوعی در صداوسیما پیش‌بینی‌شده است و گروه‌های اندیشه‌ورز در رسانه ملی نیز در حال بررسی راه‌های انتقال مفاهیم اسلامی به مخاطبان داخلی و خارجی هستند.

علی عسکری با اشاره به حملات دشمنان برای دین زدایی در جامعه خاطرنشان کرد: اولویت اصلی رسانه ملی، حفظ دین است و در این مسیر نیازمند یاری مراجع عظام تقلید و طلاب علوم اسلامی هستیم.

رئیس رسانه ملی با تأکید بر اهمیت آموزش رسانه‌ای طلبه‌ها برای پاسخگویی به شبهات دینی خاطرنشان کرد: رسانه ملی آمادگی دارد تا با آموزش طلبه‌های علاقه‌مند به حوزه رسانه، شخصیت‌هایی تربیت کند تا در آینده پاسخگوی نیازهای رسانه‌ای مخاطبان باشند.

وی افزود: شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی با پوشش مناسک اسلامی، گام بزرگی در مسیر گسترش دین در میان جوامع برداشته‌اند.

عسکری در بخش دیگری از سخنانش به تولید سریال‌های مذهبی و الف ویژه در سیما خبر داد و گفت: مراحل پیش‌تولید سریال‌های «حضرت موسی» و «حضرت سلمان» به پایان رسیده است و به‌زودی با تأمین منابع مالی آن‌ها، ساخت این سریال‌های تاریخی و ماندگار، آغاز خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

واکنش‌ها به "تسلیم‌نامه" اصلاح‌طلبان تندرو برای مذاکره

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۷ ، ۰۹:۳۶
ع . شکیبا

واکنش آصفی به نامه مشترک برخی اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون درباره مذاکره با ترامپ

سخنگوی وزارت امور خارجه دولت اصلاحات نامه مشترک برخی اصلاح‌طلبان با اپوزیسیون خارج کشور به مسئولان عالی نظام برای مذاکره مستقیم با ترامپ را غیرقابل قبول خواند.

۲۷ خرداد ۱۳۹۷

حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه دولت اصلاحات در گفت‌‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم با اشاره به نامه مشترک برخی اصلاح‌طلبان با اپوزیسیون خارج کشور به مسئولان عالی نظام برای مذاکره مستقیم با ترامپ، گفت: بین امضاء کنندگان این نامه، فردی با عنوان آصفی نیز وجود دارد که بنده ایشان را اصلاً نمی‌شناسم و به هیچ عنوان چنین نامه‌ای را ندیده و امضا نکرده‌ام.

بیشتر بخوانید:

نامه عجیب برخی اصلاح‌طلبان با "تِم تسلیم" در برابر ترامپ؛ خیانت از داخل؟

وی با بیان اینکه درخواست‌ مذاکره مستقیم با ترامپ به هیچ‌ عنوان قابل قبول نیست، تصریح کرد: تجربیات ما می‌گوید که دولت آمریکا به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست و این شرایط برای ترامپ مضاعف است.

آصفی با انتقاد از کسانی که تصور می‌کنند مذاکره مستقیم با آمریکا راهگشاست، تأکید کرد: آمریکایی‌ها با خروج از برجام ثابت کردند که به هیچ توافقی پایبند نیستند؛ در همین توافقی که با کره‌ شمالی داشتند نیز می‌بینیم که هنوز جوهر این توافق خشک نشده اما آمریکایی‌ها قید "اما" و "اگر" برای این توافق آورده‌اند.

انتهای پیام/*

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۷ ، ۰۹:۲۰
ع . شکیبا