سخن بلاگ

نوشته های فرهنگی اجتماعی - سبک زندگی اسلامی

سخن بلاگ

نوشته های فرهنگی اجتماعی - سبک زندگی اسلامی

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

۲۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

 شناخت ساعات و روزهای سَعْد و نحس

در این جا در مورد شناخت زمانهای خوب و بد یا همان سعد و نحس برایتان مطالبی را قرار میدهم اما مورد مهمی که در علم شناخت زمانهای سعد و نحس باید از آن آگاه بود شناخت ساعات مختلف شبانه روز میباشد، یعنی اینکه بدانید کدام ساعت و زمان برای چه کاری مناسب است.


یکی از موارد مهمی که می توان از دانستن این موضوع  در آن استفاده نمود، امور ادعیه و نذورات است. بدین معنی که وقتی شخصی برای مشکل و موردی دست به دعا برداشته و یا نذر و نیازی انجام می دهد اگر این کار را در ساعت مناسب آن انجام دهد بدلیل شرایط روحی و آرامش معنوی بیشتر در این ساعات (حاصل از تاثیر پرتوهای کیهانی بر ذهن و جسم) احتمال اجابتش نیز بیشتر خواهد بود. پس بدیهی است یکی از شرایط مهم در انجام امور مربوط به این علم، آگاهی از چند وچون این ساعات میباشد .

روز های هفته و سیارات منسوب به آنها را در اینجا قرار میدهم که بطور کلی روزهای هفته و ساعات شبانه روز هر کدام به دو قسمت سعد و نحس تقسیم میشوند که هردو آنها شامل بخش های اکبر و اصغر هستند و به یکی از سیارات منسوبند.

 

روزهای هفته

سیاره

سعد یا نحس

شنبه

زحل

نحس اکبر

یک شنبه

شمس

سعد اکبر

دو شنبه

قمر

سعد اصغر

سه شنبه

مریخ

نحس اصغر

چهار شنبه

عطارد

سعد اصغر

پنج شنبه

مشتری

سعد اکبر

جمعه

زهره

سعد اکبر

برای ما و سایت ما همین قدر کافی است و اگر کسی مایل به مطالعه بیشتر است برای دیدن زمانهای سعد و نحس و سیاره مربوط به هر ساعت به وبلاگ زیر مراجعه شود.

 منبع:http://tamrinatmemari.persianblog.ir/post/18
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۳۴
ع . شکیبا

«قمر در عقرب» چیست و چه احکامی بر آن مترتب است؟

حجت‌الاسلام وحید واحدجوان،  مدرس دانشگاه تهران درباره مسأله چیستی «قمر در عقرب» و احکام آن، یادداشتی نوشته و در اختیار فارس گذاشته است:

 

 

1. «قمر در عقرب» یعنی چه؟

مراد از «قمر» یعنی کره ماه و مراد از عقرب یعنی «برج عقرب»  یا «صورت عقرب»، و منظور این است که کره ماه در برج «عقرب» قرار گیرد یا کره ماه مقابل صورت فلکى «عقرب» قرار گرفته باشد.

توضیح اینکه؛

دانشمندان، دایرة‌البروج در آسمان را به دوازده قسم که هر یک 30 درجه مى‌‌‌‏شود و مجموعا 360 درجه می‌شود، بخش نموده‌‌‏اند، و در مدارات اختران هر قسم را «برج» نامیده‌‌اند.

چون در هر «برجى» برخی از ستاره‌ها و به اصطلاح ثوابت (مراد، کواکب ثابت نسبی است چون نسبت به زمین، بسیار آهسته حرکت می‌کنند و مانند ثابت‌اند) گرد آمده‌‌‏‌اند که از هیئت اجتماع آنها صورت جانورانى تصویر رفته بود، آن «برج» را به نام صورت آن جانور نامیده‌‌‌اند که اول آنها «حمل» و آخر آنها «حوت» است؛ چنانکه به نظم گفته شده:

برج‌ها دیدم که از مشرق بر آوردند سر            /   جمله در تسبیح و در تهلیل حیّ لا یموت‏

چون حمل چون ثور چون جوزاء و سرطان و اسد / سنبله میزان و عقرب ، قوس و جدى و دلو و حوت

ملاحظه می‌شود که برج‌ها 12 تا هستند و هر یک به خاطر ستاره‌هایی که در آن «برج» دیده می‌شود نامی دارند و یکی از برج‌ها، برج «عقرب» است که برج هشتم از این برج‌‌هاست.

پس نام برج‌های دوازده‌ گانه دائرةالبروج با (معانی) عبارت است از:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۰۶
ع . شکیبا

سلام به همه دوستان و عزیزان

این دو روز عرفه و عید قربان ، خیلی به ما سخت گذشت و بد گذشت. شیطان لعین یک حمله ای به من کرد که نفهمیدم از کجا خوردم !

بدتر از حمله ای که برج های دوقلو کردند. ( آخه 11 سپتامبر بود!) خلاصه حسابی داغ دلیشو سر ما درآوورد.

جوری کرد که به سختی در مراسم روز عرفه شرکت کردم ولی کم بهره و با خلق تنگ و ناراحتی.

هر سال برای هزاران نفر دعا می کردیم . بلایی سرمان آورد که برا خودمم نمیتونستم دعا کنم !!!

شاید این حرفها برای شما عجیب باشد. خوب حق دارید چون برای خودمم عجیب بود.

راستش روزهای دهه اول ذیحجه تا تونستم اعمالشو طبق دستورات مفاتیح انجام دادم . یک درمیان روزه گرفتم . دعاهاشو خوندم . نماز هاشو خوندم بیشترم خوندم.... مسجد هم رفتم ...  روز اول ذیحجه که اعمال زیادی هم داره کلی انجام دادم... خوب کم و کسری هم بود ...  اما این دو روز آخر که می خواستم نتیجه بگیریم همه چی خراب شد  ...

ولی خلاصه نمیدونم شیطون از کجا بهم ضربه زد . و نفهمیدم چوب چیو دارم می خورم.

خیلی سخت گذشت...

امیدوارم که به شما خوش گذشته باشه ، اعمالتون قبول درگاه حق و و آرزوهای خوبتون برآورده بشن. ان شاءالله

اگه کسی چیزی میدونه بهم بگه ممنون میشم.

یک دعایی هم درحق ما بکنید. یا علی

http://photos02.wisgoon.com/media/pin/photos02/images/o/2016/1/27/12/500x640_1453884510239844.jpg

مرا دردی است اندر دل ، اگر گویم زبان سوزد

وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

پناه بر خدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۳۵
ع . شکیبا

http://karbobala.com/files/news/files/1048/p193daco271ioigfikqh6ok1pee5.JPG


مسلم فرزند عقیل بن ابیطالب؛ پسرعموى امام حسین علیه السّلام و نماینده اعزامى آن حضرت از مکّه به کوفه براى بررسى اوضاع و بیعت گرفتن از مردم بود. او به علت خیانت کوفیان در کوفه بی یاور ماند و عاقبت به چنگ عبیدالله بن زیاد لعنه الله گرفتار شده، به شهادت رسید.

اصالت و شرافت مسلم بن عقیل

مسلم، فرزند عقیل بود و عقیل نیز فرزند بزرگ ابوطالب. با این حساب، مسلم بن عقیل، برادرزاده على بن ابى طالب علیه السلام و پسرعموى سیدالشهدا علیه السلام است.

او از خاندانى پاک، شجاع و با فضیلت برخاست و زیر نظر عموى گرامى‌اش، على علیه السلام، و پسر عموهاى خود امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام پرورش یافت و از علم، تقوى و دیگر فضائل آن بزرگواران بهره‌مند گردید.مسلم در میان جوانان بنى‌هاشم، یکى از رشیدترین و مؤمن‌ترین چهره‌ها بشمار می‌‌رفت.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله‌‌، او و پدرش را ستوده است. در سخنى که از عقیل و پدرش یاد می‌‌کند، از مسلم هم ستایش می‌‌کند و خطاب به امام على علیه السلام می‌‌فرماید: «فرزند او (مسلم) کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشک می‌‌ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود می‌‌فرستند».[۱]

دامادی امام علی علیه السلام

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۳۶
ع . شکیبا

Image result

آیت الله شهید مدنی در آیینه خاطرات


آغاز مبارزات

شهید بزرگوار آیت الله مدنی ، مبارزه سیاسی و اجتماعی خود را از دوران تحصیل در قم، شهر قیام و شهادت آغاز کرد و در اولین فعالیت های خود به ستیز با بهائیت به عنوان ابراز تفرقه و انحراف در منطقه آذرشهر پرداخت. وی با سخنرانی های روشنگرانه، مردم را علیه طرفداران تبلیغ کنندگان مرام بهائیت بسیج و با تحریم مصرف برق آن و خرید وفروش با این فرقه گمراه ، جو مبارزات ضدبهائیت را شدیدتر کرد تا اینکه سر انجام شهر مذهبی آذرشهر را از لوث این فرقه استعماری پاک نمود. هنگامی که شهید نواب صفوی در نجف اشرف به فکر مبارزه با کسروی گری افتاد، آیت الله مدنی که از اساتید حوزه نجف بود، مطلع می شود که نواب صفوی هزینه این مبارزه را ندارد. بدین رو، کتابهای خود را می فروشد و پولش را در اختیار نواب صفوی می گذارد ، به گونه ای که دوستانش می گویند ،اسلحه نواب از پول کتاب های شهید آیت الله مدنی بوده است.

مبارزات در نجف اشرف

مرحوم آیت الله مدنی در حوزه علمیه نجف در کنار فعالیت های علمی، لحظه ای از فعالیت های سیاسی غافل نبود و همواره در مسائل سیاسی و مبارزات علیه طاغوت، پیشگام و پیشتاز بود. وی در دوران زمامداری جمال عبدالناصر، در رأس هیئتی از علما و فضلای نجف برای افشای رژیم طاغوتی ایران به مصر سفر کرد. هنگامی که گفته شد آل سعود بر عربستان مسلط گردید، طلاب را جمع کرد و گفت باید از نجف حرکت کنیم و برویم با آل سعود مبارزه کنیم.

آیت الله مدنی در این فکر بود که در حجاز باید مبارزه چریکی انجام بگیرد، لکن به علت کار و فعالیت زیاد، به خونریزی گلو و سینه مبتلا گشت و در بستر بیماری افتاد. او در زمان عبدالکریم قاسم-حاکم وقت عراق- کفن پوشید و به میان مردم رفت، زیرا که معتقد بود اگر من نمی توانم کاظمین، بغداد و نجف را حرکت بدهم، پس با پوشیدن لباس مرگ می میرم تا باعث یک حرکت شوم. چون حکومت عراق با گسترش اندیشه مارکسیستی علیه اسلام تبلیغ می نمود.

در سال 1342 حرکت عظیم مردم مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خمینی در جهت سرنگونی رژیم طاغوت آغاز گردید. آیت الله مدنی نخستین کسی بود که در نجف به ندای ((هل من ناصر ینصزنی)) امام لبیک گفته، با تعطیل کردن کلاسهای خود در نجف و تشکیل مجالس سخنرانی، در جهت افشای چهره پلید رژیم مزدور پهلوی گام برداشت.

وی در این زمان، در نجف سردمدار جریان دفاع و پشتیبانی از نهضت امام به شمار می آمد و وقایع ایران را برای طلا ب بیان می کرد. از زمان تبعید حضرت امام به نجف، آیت الله مدنی همواره یار و یاور امام بود و در کنار مراد خود به مبارزه علیه ظلم و ستم ادامه داد. معروف است که هر موقع حضرت امام به علتی نمی توانستند برای اقامه نماز جماعت حاضر شوند، آیت الله مدنی به جای امام به اقامه نماز جماعت می پرداخت.

همدان در سال های 41تا 51

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۳
ع . شکیبا
امام‌جمعه موقت اهواز؛

تحریم قرارگاه خاتم الأنبیاء نقض استقلال کشور است

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین حسن‌زاده با بیان این‌که تحریم قرارگاه خاتم الأنبیاء(ص) نقض استقلال کشور است، گفت: این که طبق توافقی مجبور شویم، یکی از نهادهای داخلی را به خاطر اینکه از خارج به ما تحمیل شده، تحریم کنیم، قطعاً ناقض استقلال کشور است.
عقیق:حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید ابوالحسن حسن‌زاده، امام‌جمعه موقت اهواز، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در اهواز، با اشاره به تحریم قرارگاه خاتم الأنبیاء(ص) به بهانه قرارداد «FATF»، اظهار داشت: قرارگاه خاتم الأنبیاء(ص) یکی از ارزشمندترین و فعال‌ترین نهادهای سپاه در خدمت به مردم از دیرباز تاکنون بوده است و اینکه بانک‌های داخلی به بهانه قرارداد «FATF» بخواهند آن را تحریم کنند، نشانه‌ نقض آشکار استقلال کشور است.
وی با بیان این‌که اگر قرارگاه خاتم الأنبیاء(ص) نبود، هم‌اکنون شاهد این‌ همه آبادانی در برخی نقاط محروم کشور نبودیم، اذعان داشت:  قرارگاه خاتم الأنبیاء توانسته با چنین حجمی، کارهای عمرانی و سازندگی در مناطق محروم کشور انجام دهد و نباید بانک‌های داخلی به جای حمایت و پشتیبانی از این نهاد ارزشمند انقلابی و خدمتگزار، آن را تحریم  و از پرداخت تسهیلات و انجام معاملات بانکی سرباز زنند.

امام‌جمعه موقت اهواز، با تأکید بر این‌که «تحریم هر نهاد داخلی، از سوی بانک‌های ایرانی، نقض آشکار استقلال کشور است»، گفت: این مسأله مطرح‌ شده، به‌هیچ‌ وجه قابل‌ پذیرش نبوده و باید مسئولان، نسبت به این موضوع واکنش نشان دهند.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسن‌زاده در پایان گفت: این که طبق توافقی مجبور شویم، یکی از نهادهای داخلی، به خاطر این که از خارج به ما تحمیل شده را تحریم کنیم، قطعاً ناقض استقلال کشور بوده و هیچ‌کس این را نمی‌پذیرد.
منبع:حوزه
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۳۳
ع . شکیبا

http://seraj24.ir/images/news/69315/thumbs/69315.jpg

مکاشفه ای به روایت آیت الله بهجت
مرحوم آیت الله بهجت که خود یکی از شاگردان ایشان بود، در مورد استادش علامه کمپانی فرموده است: «او خیلی متعبد و اهل عبادت بود. من پیش از آن که سر درس ایشان بروم، در روضه ی منزل ایشان شرکت می کردم... خود ایشان روزی فرمودند: من در ایوان نجف به سجده رفته بودم، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را دیدم که به من فرمودند: جای این کارها در خلوت است. در این بین کسی از آقازاده ها که در مجلس بود از ایشان پرسید: شما در بیداری دیدید؟ ایشان فرمود: از بیداری هم بالاتر!»

مرحوم آیت الله بهجت در ادامه در باب ویژگی های استادش بیان می کند: ایشان همیشه زیارت عاشورا می خواند وی فرمود: دوست دارم قبل از مرگ زیارت عاشورا بخوانم و بعد بمیرم... ایشان موقع مرگ، قبل از اذان صبح بلند می شوند و به عبادت می پردازند و زیارت عاشورا می خوانند و بعد در عالم خواب از دنیا می روند!
 
منبع: قدس آنلاین

پنجم ذی‌الحجه سال 1361 هجری قمری مصادف است با سالروز درگذشت آیت‌الله محمدحسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی اصفهانی از عرفا و علمای معاصر شیعه است.

آنچه در ادامه می‌خوانید گذر کوتاهی است بر زندگی این عالم ربانی:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۴۶
ع . شکیبا

http://saten.ir/wp-content/uploads/2014/06/55381_363.jpg

هشت سنت غلط ازدواج از نگاه رهبر انقلاب اسلامی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی‌ها و مناسبت‌های مختلف به آسیب‌شناسی مشکلات فراروی جوانان برای ازدواج پرداخته‌اند. ایشان معتقدند موانع «فرهنگی»، بخش قابل توجهی از این مشکل اجتماعی را به خود اختصاص داده است و جوانان، خانواده‌ها و مسئولان مربوط باید در جهت رفع این موانع تلاش کنند. ایشان در آخرین اظهار نظر رسمی درباره‌ی این موضوع در دیدار دانشجویی ماه رمضان امسال فرمودند: «بعضى از تصورات و سنت‌هاى غلط در مورد ازدواج وجود دارد که اینها دست‌‌وپاگیر است، مانع از رواج ازدواج جوان‌ها است؛ این سنت‌ها را باید عملاً نقض کرد. شما که جوانید، مطالبه‌‌گرید، پرنشاطید، پیشنهادکننده‌‌ى نقض خیلى از عادت‌ها و سنت‌ها هستید، به نظر من این سنت‌هاى غلطى را هم که در زمینه‌‌ى ازدواج وجود دارد، بایستى شماها نقض کنید.»
جدول و متن زیر به هشت مورد از این سنت‌های غلط که مورد تصریح رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته، می‌پردازد:
 
۱. مهریه سنگین
کسانی که مهریه‌ی بالا برای خانمشان قرار می‌دهند، به جامعه ضرر می‌زنند. خیلی از دخترها توی خانه می‌مانند، خیلی از پسرها بی‌زن می‌مانند، به‌خاطر این‌که این چیزها وقتی در جامعه رسم شد، سنت و عادت شد، به جای «مَهرُ السّنّة»، به جای این‌که مهر پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سنت باشد، وقتی مهر جاهلی سنت شد، اوضاع، اوضاع جاهلی خواهد شد.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۷/۸/۱۱
 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۵۷
ع . شکیبا
پوشیدن طلا برای مردان چه حکمی دارد؟    

◀️ امام خمینی:
زینت کردن به طلای زرد (مثل آویختن زنجیر طلا به سینه، انگشتر طلا به دست کردن، بستن ساعت مچی طلا به دست) برای مرد حرام و نماز خواندن با آن باطل است
➖و احتیاط واجب آن است که از استعمال عینک طلا هم خودداری شود.
➖ اگر طلای سفید همان طلای زرد متعارف باشد که با مخلوط کردن، رنگ آن تغییر کرده است، جایز نیست و اگر پلاتین باشد، اشکال ندارد.

◀️ مقام معظم رهبری:
پوشیدن طلای زرد یا به گردن آویختن آن (خواه حلقه‌ باشد یا انگشتر یا گردنبند یا غیر آن) برای مردان مطلقاً حرام است، هر چند به قصد زینت نباشد و از دید دیگران مخفی باشد
➖ و فرقی در حرمت استفاده‌ی از آن، در مدت کم (مثل زمان عقد فقط) یا زیاد نیست. نماز خواندن با آن هم بنابراحتیاط واجب، باطل است.
➖ اگر چیزی که طلای سفید نامیده می‌شود، همان طلای زرد باشد که بر اثر مخلوط کردن ماده‌ای، رنگ آن سفید شده، حرام است، ولی اگر عنصر طلا در آن به قدری کم است که عرفاً به آن طلا نمی‌گویند، مانع ندارد.

◀️ آیت الله مکارم:
استفاده کردن از زینت آلات طلا (مانند انگشتر، گردن‌بند، ساعت مچی، حلقه و...) مطلقاً برای مردان حرام است (خواه طلای زرد باشد یا سرخ یا سفید) و نماز را باطل می‌کند،
➖ ولی برای امتحان یا به قصد نگهداری موقت اشکال ندارد.
➖ حلقه‌ی طلا برای مردان حرام است. احتیاط واجب آن است که از استعمال عینک طلا نیز خودداری شود.

◀️ آیت الله سیستانی:
پوشیدن طلا و زیورآلات آن (مثل آویختن زنجیر یا گردن‌بند طلا به سینه، انگشتر طلا به دست کردن، حلقه‌ی طلا در دست کردن، بستن ساعت مچی طلا به دست و مانند آن) چه در نماز یا غیر آن برای مردان حرام است و نماز خواندن با آن باطل است. در حرمت آن فرقی بین طلای سفید، سرخ و سفید نیست.

◀️ آیت الله بهجت:
زینت کردن به طلا (مثل آویختن زنجیر طلا به سینه، انگشتر طلا به دست کردن، بستن ساعت مچی طلا به دست) برای مردان حرام است و در باطل بودن نماز با آنها تأمل است، اگر چه مطابق احتیاط بلکه خالی از وجه نیست. همراه داشتن طلا و حمل آن بدون اینکه صدق پوشیدن بکند، برای مرد در نماز مانعی ندارد. اگر طلای سفید همان طلای زرد باشد که از جهت مخلوط شدن رنگش سفید شده باشد حکم طلای زرد را دارد و حرام است و نماز هم با آن باطل است.
➖➖➖➖➖
منابع:
◀️ توضیح المسائل، امام خمینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، سال 1392، ص 115، م 832؛ استفتائات، امام، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج 1، سال 1380، ص 141-144، س 50-58؛ همان، ج 2، ص 8، س 13-14.
◀️ استفتائات، رهبری، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، سال 1394، ص 95، س 442-446.
◀️ توضیح المسائل، مکارم، قم، انتشارات امام علی بن ابیطالب، سال 1391، ص 147، م 761؛ استفتائات، مکارم، قم، انتشارات امام علی بن ابیطالب، ج 1، سال 1390، ص 48-49، س 117 و 118 و 121؛ همان، ج 2، ص 72، س 164 و 165.
◀️ توضیح المسائل جامع، سیستانی، ج 1، ص 306، م 1002؛همان، ص 641، م 2281-2282.
◀️ توضیح المسائل، بهجت، قم، انتشارات دفتر آیت الله بهجت، سال 1378، ص 140، م 702؛ استفتائات، بهجت، قم، انتشارات دفتر آیت الله بهجت، سال 1386، ج 2، ص 44-46، س 1604 و 1612-1613.

اشتراک گذاری این مطلب!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۵۸
ع . شکیبا

در آستانه ایام حج، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به مسلمانان سراسر جهان و حجاج بیت‌الله الحرام، حج ابراهیمی را مظهر عزت و عظمت امت اسلامی در مقابل زورگویان بین‌المللی خواندند و با اشاره به حوادث تلخ فاجعه منا، خطاب به دولتها و ملتهای اسلامی تأکید کردند:

جهان اسلام، اعم از دولتها و ملّتهای مسلمان باید حاکمان سعودی را به درستی بشناسند و به‌خاطر جنایاتی که در گستره‌ی جهان اسلام به بار آورده‌اند، گریبان آنها را رها نکنند و فکری اساسی برای مدیریّت حرمین شریفین و مسئله‌ی حج بکنند.

پیام به مسلمانان سراسر جهان و حجاج بیت‌الله الحرام

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

وَ الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللّهُ عَلی سَیّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ وَ صَحبِهِ المُنتَجَبین وَ مَن تَبِعَهُم بِاِحسانٍ اِلی یَومِ الدّین.

برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان!

موسم حج برای مسلمانان، موسم افتخار و شُکوه در چشم خلایق، و موسم نورانیّت دل و خشوع و ابتهال (۱) در برابر خالق است. حج، فریضه‌ای قدسی و دنیوی و خدایی و مردمی است. از سویی فرمان «فَاذکُرُوا اللّهَ کَذِکرِکُم ءابآءَکُم اَو اَشَدَّ ذِکرًا» (۲) و «وَ اذکُرُوا اللّهَ فی اَیّامٍ مَعدوداتٍ» (۳) و از سویی خطابِ «اَلَّذی جَعَلناهُ لِلنّاسِ سَوآءَنِ العاکِفُ فیهِ وَالباد» (۴) ابعاد بی‌انتها و متفاوت آن را روشن می‌سازد.

در این فریضه‌ی بی‌نظیر، امنیّت زمان و مکان همچون نشانه‌ای آشکار و ستاره‌ای درخشان، دل انسانها را آرامش می‌بخشد و حج‌گزار را از محاصره‌ی عوامل ناامنی که از سوی ستمگران سلطه‌گر، همواره آحاد بشر را تهدید کرده است بیرون می‌کشد و لذّت ایمنی را در دوره‌ای معیّن به او می‌چشاند.

حجّ ابراهیمی که اسلام به مسلمانان هدیه کرده است، مظهر عزّت و معنویّت و وحدت و شُکوه است؛ عظمت امّت اسلامی و اتّکاء آنان به قدرت لایزال الهی را به رخ بدخواهان و دشمنان میکِشد و فاصله‌ی آنان را با منجلاب فساد و حقارت و استضعافی که زورگویان و قلدران بین‌المللی بر جوامع بشری تحمیل میکنند، برجسته میسازد. حجّ اسلامی و توحیدی، مظهر «اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم» (۵) است؛ جایگاه برائت از مشرکان و الفت و وحدت با مؤمنان است.

آنان که حج را به یک سفر زیارتی ـ سیاحتی فروکاسته و دشمنی و کینه‌ی خود با ملّت مؤمن و انقلابی ایران را در زیر عنوان «سیاسی کردن حج» پنهان ساخته‌اند، شیطانهایی خُرد و حقیرند که از به خطر افتادنِ مطامع شیطان بزرگ، آمریکا، به خود میلرزند. حکّام سعودی که امسال صدّ عن سبیل‌اللّه و المسجد الحرام کرده (۶) و راه حجّاج غیور و مؤمن ایرانی به خانه‌ِی محبوب را بسته‌اند، گمراهانی روسیاهند که بقای خود بر اریکه‌ی قدرت ظالمانه را در دفاع از مستکبران جهانی و هم‌پیمانی با صهیونیسم و آمریکا و تلاش برای برآوردن خواسته‌ی آنان میدانند و در این راه از هیچ خیانتی روی‌گردان نیستند.

اکنون قریب یک سال از حوادث مُدهش (۷) منا میگذرد که در آن، چند هزار نفر در روز عید و در لباس احرام، در زیر آفتاب و با لب تشنه، مظلومانه جان باختند؛ اندکی پیش از آن در مسجدالحرام نیز جمعی در حال عبادت و در طواف و نماز به خاک و خون کشیده شدند. حکّام سعودی در هر دو حادثه مقصّرند؛ این چیزی است که همه‌ی حاضران و ناظران و تحلیلگران فنّی بر آن اتّفاقِ‌نظر دارند؛ و گمانِ عمدی بودن حادثه نیز از سوی برخی صاحب‌نظران مطرح شد. تعلّل و کوتاهی در نجات مجروحان نیمه‌جانی که جان شیفته و دل مشتاق آنان در عید قربان با زبان ذاکر و ترنّم آیات الهی همراه بود، نیز قطعی و مسلّم است. مردان قسیّ‌القلب و جنایت‌کار سعودی آنان را با جان‌باختگان، در کانتینرهای دربسته محبوس ساختند و به جای درمان و کمک یا حتّی رساندن آب به لبان تشنه‌ی آنان، آنها را به شهادت رساندند. چند هزار خانواده از کشورهای گوناگون عزیزان خود را از دست دادند و ملّتهای آنان داغدار شدند. از جمهوری اسلامی نزدیک به پانصد نفر در میان شهدا بودند. دل خانواده‌ها همچنان مجروح و داغدار است و ملّت همچنان غمگین و خشمگین است.

حکّام سعودی به جای عذرخواهی و پشیمانی و تعقیب قضائیِ مقصّران مستقیمِ این حادثه‌ی هولناک، با نهایت بی‌شرمی و وقاحت، حتّی از تشکیل هیئت حقیقت‌یاب بین‌الملل اسلامی نیز سر باز زدند؛ به جای ایستادن در جایگاه متّهم، در جایگاه مدّعی ایستادند و دشمنیِ دیرین خود با جمهوری اسلامی و با هر پرچم برافراشته‌ی اسلام در مقابله با کفر و استکبار را با خباثت و سَبُک‌سریِ بیشتر آشکار ساختند.

بوقهای تبلیغاتی آنان اعم از سیاستمدارانی که رفتار آنان در برابر صهیونیست‌ها و آمریکا ننگ جهان اسلام است، تا مفتیان ناپرهیزکار و حرام‌خواری که آشکارا برخلافِ کتاب و سنّت فتوا میدهند، تا پادوهای مطبوعاتی که حتّی وجدان حرفه‌ای هم مانع دروغ‌سازی و دروغ‌گویی آنان نیست، تلاش بیهوده میکنند که جمهوری اسلامی را در محروم‌سازی حجّاج ایرانی از حجّ امسال، متّهم نشان دهند. حکّام فتنه‌انگیزی که با تشکیل و تجهیز گروه‌های تکفیری و شرور، دنیای اسلام را گرفتار جنگهای داخلی و قتل و جرح بی‌گناهان کرده‌اند و یمن و عراق و شام و لیبی و برخی دیگر از کشورها را به خون آغشته‌اند؛ سیاست‌بازانِ از خدا بی‌خبری که دست دوستی به رژیم اشغالگر صهیونیست داده و چشم بر رنج و مصیبت جانکاه فلسطینیان بسته‌اند و دامنه‌ی ظلم و خیانت خود را تا شهر و روستای بحرین گسترده‌اند؛ حاکمان بی‌دین و بی‌وجدانی که فاجعه‌ی بزرگ منا را پدید آورده و با نام خادمان حرمین، حریم حرم امن الهی را شکسته و میهمانان خدای رحمان را در روز عید در منا و پیش از آن در مسجدالحرام قربانی کرده‌اند، اکنون از سیاسی نشدن حج دَم میزنند و دیگران را به گناهان بزرگی که خود مرتکب شده یا تسبیب (۸) کرده‌اند، متّهم میکنند. آنان مصداق کامل بیان روشنگر قرآن کریمند که فرمود: وَ اِذا تَوَلّیٰ سَعیٰ فِی الاَرضِ لِیُفسِدَ فیها وَ یُهلِکَ الحَرثَ وَ النَّسلَ وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الفَساد * وَ اِذا قیلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ اَخَذَتهُ العِزَّةُ بِالاِثمِ فَحَسبُه‌و جَهَنَّمُ وَ لَبِئسَ المِهاد». (۹)

 امسال نیز بنا بر گزارشها، علاوه بر صدّ (۱۰) حجّاج ایرانی و برخی ملّتهای دیگر، حجّاج دیگر کشورها را در محدوده‌ی کنترل‌های نامعهود (۱۱) با کمک دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داده و خانه‌ی امن الهی را برای همه ناامن کرده‌اند. جهان اسلام، اعم از دولتها و ملّتهای مسلمان باید حاکمان سعودی را بشناسند و واقعیت هتّاک و بی‌ایمان و وابسته و مادّی آنان را بدرستی درک کنند؛ باید به‌خاطر جنایاتی که در گستره‌ی جهان اسلام به بار آورده‌اند، گریبان آنها را رها نکنند؛ باید به‌خاطر رفتار ظالمانه‌ی آنان با ضیوف (۱۲) الرّحمان، فکری اساسی برای مدیریّت حرمین شریفین و مسئله‌ی حج بکنند. کوتاهی در این وظیفه، آینده‌ی امّت اسلامی را با مشکلات بزرگ‌تری مواجه خواهد ساخت.

برادران و خواهران مسلمان! امسال جای حجّاج مشتاق و بااخلاص ایرانی در مراسم حج خالی است، ولی آنان با قلبهای خود حاضر و در کنار حاجیان از سراسر جهان و نگران حال آنان هستند، و دعا میکنند که شجره‌ی ملعونه‌ی طواغیت نتوانند گزندی به آنان برسانند. برادران و خواهران ایرانیِ خود را در دعاها و عبادتها و مناجاتهای خود یاد کنید و برای رفع گرفتاری‌ها از جوامع اسلامی و کوتاه شدن دست مستکبران و صهیونیست‌ها و سرسپردگان آنها از امّت اسلامی دعا کنید.

اینجانب یاد شهدای منا و مسجدالحرام در سال گذشته و شهدای مکّه در سال ۶۶ (۱۳) را گرامی میدارم و از خدای عزّوجلّ برای آنان طلب مغفرت و رحمت و علوّ درجات میکنم و با سلام به حضرت بقیّةالله اعظم (روحی له الفداء) دعای مستجاب آن بزرگوار را برای اعتلای امّت اسلامی و نجات مسلمانان از فتنه و شرّ دشمنان طلب مینمایم.

و باللّه التّوفیق و علیه التُّکلان
سیّدعلی خامنه‌ای
آخر ذی‌القعده ۱۴۳۷
۱۲/ شهریور ماه/۹۵

 زیرنویس ها:

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۱۷
ع . شکیبا

«منیره سیف» نو‌عروس ۱۷ ساله‌ای که به دست منافقین به شهادت رسید

به گزارش پایگاه اینترنتی بسیج به نقل از گرو، با گذشت ۳۲ سال از ترور منیره سیف یکی از شهدایی که توسط منافقین در سال ۱۳۶۰ در شهرستان نهاوند ترور شد، خانواده این شهید پرده از آن جنایت شوم برداشت و نحوه شهادت دخترشان را شرح دادند.

 

نوعروس شهید
شهید منیره سیف

حاج ابراهیم سیف که خود یکی از رزمندگان افتخار آفرین هشت سال دفاع مقدس است نحوه شهادت دخترش را اینگونه بیان می‌کند: منیره دختر نو عروسم که فقط ۱۷ سال سن داشت عاشق ولایت وحضرت امام خمینی (ره) بود وبرای پیروزی انقلاب و ورود حضرت امام به ایران قبل از انقلاب روزه و خیرات نذر کرده بود و با پیروزی انقلاب جذب کارهای فرهنگی، تربیتی و قرآنی در بسیج شد و در آن دوران حلقه‌ای از دختران انقلابی آن زمان را به دور خود جمع کرده بود و منافقین کوردل او را با چند نامه تهدید به ترور کرده بودند و به او گفته بودند دست از امام و انقلاب بردار وگرنه تو را ترور می‌کنیم که او توجه‌ای به نامه‌های تهدید آمیز آنها نکرد و در آخر نیز به خاطر عقیده‌اش و حمایت از امام و انقلاب توسط آنها با نارنجک ترور شد.

نوعروس شهید

این رزمنده می‌گوید :

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۲
ع . شکیبا

 گفتگو با سمیره فرهانیان (خواهر شهید)

درآمد

رابطه بسیار صمیمی مریم با خواهر بزرگش، حتی فراتر از رابطه مادر و فرزندی است، از همین رو سمیره، هنگامی که از او و برادر شهیدش سخن می‌گوید، آشکارا سوز دل یک مادر را در کلامش می‌توان احساس کرد، مادری قوی و از شیرزنان خطه جنوب.

از مریم و مهدی بگویید.

فاطمه و عقیله و مریم توی سپاه آبادان بودند و کارهای خیر زیاد می ‌کردند و حرفی هم در این باره به کسی نمی‌گفتند. مریم که شهید شد، تازه عده‌ای آمدند و این چیزها را گفتند. ما از کسانی که سراغ مریم را می‌گرفتند، این چیزها را فهمیدیم. مهدی و مریم هم خیلی با هم مأنوس بودند. موقعی که مهدی شهید شد، مریم خیلی ناراحت بود و بی‌قراری می‌کرد و می‌گفت، «من باید دنبال مهدی بروم.» پدرمان، مریم و بقیه خواهرها را از آبادان بیرون برده بود. مریم در آنجا آرام و قرار نداشت و همه را کلافه کرده بود و می‌گفت باید برگردم آبادان. او را برگرداندیم. توی آبادان هم در بیمارستان کار می‌‌کرد و همراه خواهرهایم فاطمه و عقیله به مجروحین می‌رسید. بعد که فشار جنگ کمتر شد و مجروحین را بیشتر به شهرهای دیگر می‌بردند، کارش در بیمارستان کم شد. دیگر این کار او را ارضا نمی‌کرد و به بنیاد شهید رفت تا به خانواده‌های شهدا، جانبازان و مجروحان رسیدگی کند. قبل از شهادتش هم خواب مهدی را دیده بود.

شهادت مهدی به چه شکلی بود؟

مهدی در مهرماه،‌یعنی یک ماه بعد از شروع جنگ شهید شد. در مارد در آبادان عملیات داشتند که در آنجا تیر می‌خورد و دوستانش عقب‌نشینی می‌کنند و نمی‌توانند فوری جنازه او را بیاورند.

نحوه شهادت مریم چگونه بود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۱۵
ع . شکیبا

گفتگو با رساله فرهانیان (خواهر کوچکتر شهید)

درآمد

خاطرات خواهر کوچک‌تر، به ویژه هنگامی که با یاد مهربانی‌ها و گذشت‌های بی حد و حصر او در هم می‌آمیزد، سخن گفتن از او را برای خواهران و برادرانش دشوار می‌سازد. فقط ادای دین نسبت به آن شهید بزرگوار بود که رساله فرهانیان را به رغم کسالت ناشی از بیماری، به این گفت‌وگو برانگیخت که از ایشان سپاسگزاریم.

خاطراتی را که از خواهر و برادر شهیدتان دارید، بیان کنید.

اول از مهدی می‌گویم که کمتر درباره‌اش صحبت کرده‌اند. مادرم می‌گفت مهدی از همان بچگی خیلی دلسوز بود. از همان بچگی وقتی غذایی را سر سفره می‌آوردند، بین همه به تساوی تقسیم می‌کرد و آخرش اگر چیزی می‌ماند، برای خودش بر می‌داشت. مثلاً هندوانه و خربزه را طوری تقسیم می‌کرد که انگار خط کش‌ گذاشته بودند. یا مثلاً وقتی مادرم نان محلی می‌پخت، می‌رفت بالای سر او چتر می‌گرفت. همیشه با مادرمان و خواهرها صحبت می‌کرد که آیا چیزی احتیاج داریم یا نه. زیاد توقع هم نداشت و هیچ چیز از کسی نمی‌گرفت. پدرم به همه ما مختصر پول توجیبی می‌داد. مهدی تا وقتی که خود پدرمان پول را نمی‌داد، یک کلمه هم حرف نمی‌زد. خیلی اهل مطالعه بود حدود کلاس اول دبستان بود که یک شب خواب می‌بیند که یک آقای سیدی از اسب سفیدی پایین آمده و گفته بود، «کف دستت را باز کن.» و یک، یک ریالی کف دست مهدی می‌گذارد. مهدی وقتی این را برای پدرمان تعریف می‌کند،‌ پدر خیلی تعجب می‌کند و او را در آغوش می‌گیرد و می‌بوسد و می‌گوید، «این آقا امام زمان(عج) بوده‌اند.» از آن موقع به بعد، پدرمان توجه خاصی به مهدی داشتند و به او گفته بودند، «هر وقت از این خواب‌ها دیدی به من بگو تا من یک چیزی به تو بدهم» کلاس دوم و سوم دبستان بود که معلم دیکته‌های بچه‌ها را می‌داد او تصحیح کند. خیلی سالم و فعال بود و همیشه ورزش می‌کرد. خیلی کوچک بود که خواندن کتاب‌های دکتر شریعتی و شهید مطهری را شروع کرد و به ماها هم می‌گفت که مطالعه کنیم. با مریم روی پشت بام یک کتابخانه درست کرده و کتاب‌ها را آنجا گذاشته بودند. مهدی به ما گفته بود که اگر شک کردید که مامور ساواک در اطراف خانه هست، کتاب‌ها را ببرید خانه همسایه‌مان، مادر احمد، بگذارید. یک شب مهدی رفته بود بیرون و من و خواهرم، جواهر، تا شک کردیم، دو تا کارتن کتاب‌های مهدی را بردیم خانه احمد. جواهر گفت، «هنوز که کسی نیامده»، گفتم، «تا شب است و کسی نمی‌بیند، بیا اینها را ببریم.» بعد از نیم ساعت مهدی که برگشت، ما خواستیم مثلاً‌ به او نشان بدهیم که سرمان توی حساب است و اهل فعالیت و این حرف‌ها هستیم. مهدی ناراحت شد که، «چرا هنوز چیزی نشده، خودتان را لو دادید و کتاب‌ها را بردید؟ من گفتم هر وقت اوضاع خیلی خطرناک شد، این کار را بکنید.» او نمی‌خواست که حتی مادر احمد هم بفهمد که او این کتاب‌ها را دارد. خلاصه فردای آن روز رفت و کتاب‌ها را آورد. مریم از نظر درسی مثل مهدی نبود، ولی درسش بد نبود. او دنباله فکر مهدی را گرفته بود و خواندن کتاب‌های غیردرسی را بیشتر دوست داشت. خیلی با گذشت بود و هیچ وقت یادم نمی‌آید که چیزی را برای خودش خواسته باشد. سمیره برای همه ما لباس می‌دوخت و مریم هیچ وقت اصرار نمی‌کرد که اول لباس مرا بدوز. خیلی موقر و متین بود. دختر یکی از همسایه‌های ما بود که زیاد می‌خندید و مریم از اینکه او توی کوچه و خیابان رعایت نمی‌کرد، ناراحت بود. من به او گفتم، «دو سه بار که آمد دنبالت، کاری را بهانه کن، خودش می‌رود.» مریم هم همین کار را کرد و نتیجه داد. خیلی مراقب حجابش بود.

در دوره جنگ چه فعالیت‌ هایی داشت؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۱۰
ع . شکیبا

شهیده مریم فرهانیان در قامت یک خواهر(3)

 
گفتگو با فرهاد فرهانیان (برادر شهید)

درآمد

با وجود اندوهی که هنوز پس از سالها از فراق خواهر و برادر بر دل دارد، معتقد است که نشناختن ارزش‌هائی که شهدا در راه آنها جان باختند، ده‌ها بار جانگدازتر از فقدان آنهاست. شهدا اجر خود را گرفته‌اند و این مائیم که با بهره نبردن از سیره آنان ضرر می‌کنیم.


به عنوان بزرگ‌ ترین برادر شهیده مریم فرهانیان، از رفتار و اخلاق او نکاتی را بیان کنید.
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید گمان مبرید که شهدا مرده‌اند، بلکه آنها زنده‌اند و نزد خدا روزی دارند. در دوران کودکی بسیار مؤدب و خوب بود. بسیار پایبند عقایدش بود. خیلی هم خدمت کرد. زمان جنگ هم که از آبادان رفتیم میانکوه، ذوق داشت که برگردد آبادان و اصلاً نمی‌توانست بایستد. بالاخره هم رفت آبادان و خیلی هم زحمت کشید و خدمت کرد. مثل یک دکتر کامل شده بود. حتی می‌خواستند او را استخدام کنند، ولی از آنجا بیرون آمد و به بنیاد شهید رفت و بیشتر وقتش را با خانواده‌های شهدا و خانواده‌های فقیر می‌گذراند. بسیار مؤمن و پایبند دین بود و با برادر شهیدمان، مهدی، خیلی انس داشت. کاملاً معلوم بود که مال این دنیا نیستند. ما نباید مقطعی به شهدا نگاه کنیم. نباید منتظر سالگردشان باشیم. مریم به نظر من پاک و منزه بود؛ یعنی دارای صفات و عاداتی که مورد رضایت خداوند است. ما یک خانواده مذهبی بودیم و زندگی ساده‌ای داشتیم. الان بعد از نزدیک به ربع قرن وقتی بخواهیم خاطرات و زندگی خانوادگی و کودکی آنها را رقم بزنیم، کار دشوار می‌شود. به قول امام جمعه محترم آبادان، آقای سید علی دهدشتی، نباید به این نحو با شهدا برخورد و فقط در زمان‌های خاصی از آنها یاد کرد. شهید نور است. هر قطره خون پاک شهید که روی زمین می‌ریزد، خداوند همه گناهان او را محو می‌کند. شهید می‌تواند برای هر که خدا بخواهد، شفاعت کند. شهید می‌تواند پدر و مادرش را زودتر از خودش وارد بهشت کند. این قدر پیش خدا مقام و منزلت دارد. راه شهید را باید حفظ کرد و ارزش‌های معنوی شهید را باید دائماً به صورت کتاب، فیلم یا هر رسانه مؤثر دیگری به جامعه گوشزد کرد.

این ارزش‌های معنوی کدامند؟
 

اگر در زندگی شهدا تحقیق کنید، متوجه می‌شوید که آنها از همان ابتدا راه خود را انتخاب کرده‌اند و هدفشان بهتر کردن زندگی همه مردم است. آنها می‌خواهند که مردم از آزادی کامل و زندگی آبرومندانه‌ای برخوردار باشند. اینها کسانی هستند که از عزیزترین سرمایه‌شان گذشتند تا مردم، معنوی‌تر زندگی کنند.

از ویژگی‌های مریم می‌گفتید؟
 

مریم همیشه در کارهای خیر پیشقدم بود. تقید بسیار زیادی به نماز اول وقت داشت و غالباً روزه می‌گرفت. زندگی مریم سراسر خاطره است. زندگی‌اش، درس خواندنش، عبادتش، خدماتش، حرف‌هایش همه شیرین و دوست‌داشتنی بودند. مرده کسی است که اسمش را نیاورند. ما از وقتی که از خواب بیدار می‌شویم تا وقتی که به خواب می‌رویم، اسمشان را صدا می‌زنیم، با یاد آنها زندگی می‌کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۰۱
ع . شکیبا