سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۲ آبان ۹۷، ۱۴:۳۶ - بنده خدا
    لایک

۱۰۳ مطلب با موضوع «مطالب عمومی و متفرقه» ثبت شده است

Image result for ‫خرید در گرانی‬‎

مصادیق اسراف در جامعه  براساس روایات و احادیث

خدای متعال انسان را آفرید و به او شرافت و کرامت بخشید و برای ادامه حیاتش نعمت‌های فراوانی را در دل طبیعت به ودیعه نهاد و از این مواهب طبیعی به عنوان خیر، فضل، رحمت و رزق یاد نمود و مؤمنان را به بهره‌وری و مصرف درست آن‌ها تشویق کرد. امّا از نظرگاه قرآن این بهره‌وری شرایطی دارد که دو شرط ذیل از مهمترین آنهاست:

۱ـ حلال بودن و پاکیزگی

مال حلال، مالی است که از راه مشروع به دست آمده؛ مثل آن‌که کالایی را بخرند، یا صیدی را شکار کنند، و مال پاکیزه، مالی است که از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی به دور باشد. خدای متعال در این‌باره می‌فرماید:«فَکُلوا ممّا رَزَقَکُمُ الله حلالاً طیّباً واشکروا نِعمة الله»؛ «پس از آنچه خدای متعال روزی شما کرده در صورت حلال و پاکیزه بودن، بخورید و شکر نعمت او را به جای آورید.» ه

۲ـ اعتدال و میانه‌روی

قرآن کریم، پیروانش را به قناعت و اعتدال (میانه‌روی) در مصرف دعوت نموده و از هر گونه زیاده‌روی، مصرف‌زدگی، تجمّل‌پرستی و تجاوز از حدّ در استفاده از مواهب طبیعی بر حذر داشته و می‌فرماید:

«کُلوا واشرَبوا و لا تسرفوا اِنّهُ لا یحبُّ‌ المسرفین»؛ «بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید. همانا خدا اسراف‌کاران را دوست ندارد.» و در برخی آیات، اسراف‌کنندگان را تهدید به عذاب و هلاکت نموده می‌فرماید:

«اِنّ المُسرفین هم اَصحابُ‌ النّارِ»؛ «همانا اسراف‌کنندگان از اصحاب و یاران آتش هستند.»

در سنّت نیز روایات فراوانی به اعتدال در مصرف و پرهیز از اسراف سفارش نموده‌ است. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:«اِیّاکُم وَالسَّرفِ فی المالِ وَالنّفقة وَ عَلَیکم بِالإقتصاد»؛ «از اسراف در مال و خرج زندگی بپرهیزید و هرگز جانب اعتدال را رها نکنید.»

امام صادق علیه‌السّلام می‌فرماید:

«اِنَّ القَصدَ اَمر یحبّهُ اللّه وانَّ السّرَفَ اَمر یبغضُهُ الله»؛ «همانا خداوند اسراف را دشمن و میانه‌روی و اعتدال را دوست دارد.» و در بعضی روایات، اسراف، جزو گناهان کبیره شمرده شده است.

حضرت صادق علیه‌السّلام ضمن بیانی طولانی در شمارش کبایر می‌فرماید:

«اَلکبائر مُحَرّمَة وَهِیَ الشِرکُ بالله عزّ وَ جَلَّ وَ قَتَلُ النُّفس التّی حَرَّمَ اللهُ وَالإسراف والتَبذیر»؛ «گناهان کبیره عبارتند از:شرک به خدا، کشتن انسانه بی‌گناه... و اسراف و تبذیر»

شایان ذکر است، اسرافی که در آیات و روایات از آن مذّمت شده شامل هر گونه تضییع اموال، استفاده دور از شأن، و مصرف نابجا می‌شود.

علی رغم اهمیّت ویژه‌ای که در آیات و روایات به پرهیز از اسراف داده شده باز ما مسلمانان سخت گرفتار این بیماری مهلک هستیم. شاید یکی از عوامل ریشه دواندن اسراف در جامعه اسلامی ما، عدم شناخت این بیماری در جلوه‌های گوناگون آن باشد. بدین خاطر، بر آنیم تا در این سلسله مقالات، به تبیین مصادیق گوناگون اسراف، عوامل و ریشه‌های آن، زیانها و پیامد‌های وخیم آن، شیوه‌های مبارزه با آن بنشینیم و نخستین بخش را به معرّفی مصادیق و نمونه‌های اسراف اختصاص می‌دهیم.

مصادیق گوناگون اسراف

برخی گمان کرده‌اند که اسراف تنها در مصارف روزمرّه زندگی مذموم و حرام است، در حالی که‌ایات و روایات به طور کلی از هر گونه زیاده‌روی در مصرف و نابودی بی‌رویّه مواهب طبیعی نهی کرده‌اند؛ حال چه‌این زیاده‌روی‌ها در مصارف روزمرّه باشد و یا در اموال عمومی و منابع طبیعی.

ما در این نوشتار، نمونه‌های اسراف را در دو بخش به خوانندگان عزیز تقدیم می‌داریم:

الف) ـ اسراف در منابع طبیعی و اموال عمومی.

ب) ـ اسراف در مصارف روزمرّه زندگی.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۵:۵۵
ع . شکیبا

ترامپ و 10 دروغ بزرگ

توسط نویسنده نیوزیلندی؛

9 دروغ ترامپ علیه ایران فاش شد

نویسنده نیوزیلندی معتقد است ترامپ 9 دروغ را در اظهارات مختلفش در خصومت با ایران مطرح کرده است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری برنا، «گوردون کمپل»، نویسنده نیوزیلندی، معتقد است «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا، 9 دروغ را در اظهارات مختلفش در خصومت با ایران مطرح کرده تا جهان را فریب دهد.

دروغ اول: ایران از تروریسم حمایت می‌کند

دروغ دوم: ایران از تروریست ها حمایت می‌کند

دروغ سوم: ایران در یمن و سوریه ایجاد آشوب می‌کند

دروغ چهارم: اسرائیل مدارکی مبنی بر ساخت پنهانی سلاح هسته‌ای توسط ایران ارائه کرده است

دروغ پنجم: ایران به دنبال از سرگیری برنامه ساخت سلاح هسته‌ای است

دروغ ششم: پاره کردن تواق هسته‌ای ایران باعث امن شدن منطقه می‌شود

دروغ هفتم: تندروی در ایران تحت فشار آمریکاست

دروغ هشتم: مردم آمریکا علیه توافق هسته‌ای در کنار یکدیگر ایستاده‌اند

دروغ نهم: آمریکا با نمایش قدرت، کره شمالی را تحت تأثیر قرار خواهد داد

#ترامپ #دروغ  #دروغگو

بنده از طرف ملت ایران می‌گویم: آقای ترامپ! شما غلط می‌کنید!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۷ ، ۱۸:۲۶
ع . شکیبا

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTodsMnaCQ2av9nj72kaQHFWuSBWZBhMp4qSZELF2uRLR8Wca3e

مرحوم آقا شیخ عباس قمى در همین کتاب مفاتیح الجنان مى گوید: هر کس بخواهد مرده خود را خواب ببینید، این دعا را بخواند و این کار را بکند، بعد مرده خود را در خواب ببیند.

 یک کسى تمام این کارهایى را که شیخ عباس قمى گفته بود، انجام داد، ولى مرده خود را درخواب ندید. براى همین، از دست شیخ عباس خیلى ناراحت شد و پیش خود گفت: آخر شیخ عباس این چه مطالبى بود که که در کتابت مفاتیح نوشتى. عمل این مطالب سودى نداد و نتیجه اى در برنداشت. از این بابت خیلى عصبانى شده بود.

 شب شیخ عباس به خواب او آمد و گفت: من هم این مطالب را درست نوشتم. آن فرد گفت: پس من آن ها را غلط انجام دادم. شیخ عباس گفت: نه، تو اتفاقاً هم آن کارها را هم درست انجام دادى. آن فرد گفت: پس چرا مرده ام به خوابم نیامد؟

 

شیخ عباس گفت: حالا چرا معطل این هستى که او به خوابت بیاید. من با این که مرده ام، به این طرف آمده ام و آلان هم من در عالم بعد هستم. خداوند متعال نمى گذارد مرده هایى که به خاطر گناهان و اشتباهاتى داشتند، اکنون دچار رنج اند، به خواب بیداران در دنیا بیایند؛ مبادا که آبروى مرده بریزد. به این که آن مرده در خواب آن زندگان بیاید و بگوید، بله، ما را به زنجیر کشیدند و ما را داخل آتش بردند. براى همین خداوند متعال اصلًا نمى گذارد که آن مردگان به خواب زنده ها بیایند. با این پرده پوشى خداوند، زندگان مى گویند، این بند خدا که مرده، عجب آدم خوبى بوده است و خدا او را رحمت کند، و همان مرد گرفتار که خداوند نمى گذاشت به خواب کسى بیاید، اگر همین طور چهل نفر آدم خوب دربار او بگویند، خدایا او را بیامرز، خطاب مى رسد که عذاب او را بردارید؛ چون چهل نفر از بندگانم از من درخواست آمرزش او را کردند. این خداست.


منبع : پایگاه عرفان

پ.ن:دو نکته هست یا در خواب می بیند که جایشان خوب است یا بد:

اما وقتی آدم اموات خودش را در حالت خوبی و خوشی و سلامت ببیند دیگر خیالش راحت می شود و برای آنها خیرات نمی فرستد و تلاشی نمی کند.

اما در حالت دوم :  افراد تحمل دیدن عذاب عزیزان خود را ندارند و خداوند نمی خواهد با دیدن وضعیت آنها اینها را هم عذاب بدهد!

پس برای اموات بیشتر ثواب بفرستید: نماز، قرآن، فاتحه ،صلوات ،صدقه، انجام کار خیر و محبت به فامیل و بستگان ...

همین الآن سه تا صلوات برای اموات خودتان و ما بفرستید .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۹
ع . شکیبا

زن ها دو وقت آدم را خیلی دوست دارند:

یکی  در   بیمارستان

یکی هم در قبرستان !

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۲
ع . شکیبا

http://media.isna.ir/content/erfan-15-8.jpg/4

فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی از وجود مافیا در کنکور خبر داد و از چرایی حذف کنکور گفت.

به گزارش خبرگزاری آنا ؛ رئیس دانشگاه آزاد اسلامی دراین‌باره گفت: «یک لولا میان نظام پرورشی و آموزش عالی کشور وجود دارد که بر این اساس هشت هزار میلیارد تومان گردش مالی کنکور است، یعنی کلاس‌های کنکور و برگزاری آزمون و مسائل این چنینی دارای هشت هزار میلیارد تومان گردش مالی است که افرادی اجازه نمی‌دهند کنکور حذف شود.»

او از پیشنهاد دانشگاه آزاد اسلامی در بحث کنکور صحبت به میان آورد و تصریح کرد: «یکی از پیشنهادهای دانشگاه آزاد اسلامی این است که به‌جای برگزاری یک کنکور در سال و وارد کردن استرس به خانواده‌ها چندبار در سال امتحان بگیریم و بالاترین نمره فرد ملاک پذیرش باشد؛ اما چرا این اتفاق نمی‌افتد؟»

اصل خبر

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۷ ، ۰۱:۰۲
ع . شکیبا
https://www.chaabok.com/wp-content/uploads/2017/08/730237_338.jpg

انتقاد مخبر دزفولی از معضل کنکور/ شر کنکور باید کم شود

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا مخبر دزفولی به مناسبت سی و سومین سالگرد تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست خبری که صبح امروز برگزار شد، با اشاره به برگزاری کنکور گفت: کنکور در حال حاضر  یک معضل است و باعث می شود استعدادها و توانایی های دانش آموزان سرکوب شود.

** جوانان را از شر کنکور نجات دهید
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به خبرنگاری درباره مصوبات این شورا پیرامون موضوع کنکور گفت: عوامل گوناگونی در حذف کنکور مداخله می کنند، البته قوانینی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده ولی گاهی دستگاه‌های اجرایی توجه به قوانین نمی کنند ولی واقعیت این است که ما باید به سمت حذف کنکور برویم و راهی جز حذف نداریم.
وی دلایلی را برای حذف کنکور برشمرد و گفت: کنکور ذهن فرزندان ما را از اینکه خلاقیت ها و توانمندی های خود را بروز دهند جلوگیری می کند چون با این روند تست زنی و تفکر اینکه فقط برای کنکور برنامه ریزی کنیم یک آفت جدی در آموزش و پرورش است. 
مخبر افزود: از طرف دیگر معلوم نیست بهترین ها را با تست زدن چند ساعته بتوانیم برای دانشگاه انتخاب کنیم چون دانش آموزان با استرس در آزمون شرکت می کنند در حالی که دانش آموزان در دوره زمانی چند ساله می توانند ارزیابی شوند.
وی مشکلات کنکور را نه فقط مربوط به دانش آموزان که به چند میلیون خانواده دانست و گفت: مردم را نگران می کنیم و هزینه‌های بسیاری را به خانواده‌ها تحمیل می‌کنیم در حالی که بسیاری از خانواده ها توان پرداخت پول های گزاف برای آموزش های گوناگون کنکور را ندارند. 
مخبر دزفولی همچنین گفت: ما باید روش های گوناگون دیگر را جایگزین سنجش دانش دانش‌آموزان و استعدادهای آنها کنیم که از سال 92 قرار بوده به تدریج و سال به سال سهم معدل و ظرفیت های دوره تحصیلی از 15 درصد به 80 یا 85 درصد برسد در حالی که الان این گونه نیست و بیش از 90 درصد از ارزیابی با همان تست چند ساعته کنکور است.
وی افزود: بنابراین به دنبال آن هستیم که رویکرد خود را درباره کنکور عوض کنیم و من چند سال است که مطرح می کنم افرادی وارد این قضیه شوند و جوانان ما را از این آفتی که گریبانگیر نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی شده نجات دهند.
قانون حذف کنکور در آبان ماه 1386 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و قرار شد سوابق تحصیلی دانش آموزان، جایگزین آن شود ولی تاکنون این اقدام عملیاتی نشده و در سالهای 91 و 95 نیز اصلاحیه هایی از طرف مجلس برای این قانون درنظر گرفته شد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۷ ، ۱۵:۲۹
ع . شکیبا

http://media.jamejamonline.ir/Media/Image/1393/04/01/635390576092865799.jpg

گزارشی از ماجرای ترور 6 تیر 1360

مصطفی غفاری

   

چهار پنج روز از عزل بنی‌صدر می‌گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه‌ی شنبه‌ها، عازم یکی از مساجد جنوب‌شهر برای سخنرانی بودند.

خودرو حامل آیت‌الله خامنه‌ای که از جماران حرکت می‌‌کرد، آن روز مهمان ویژه‌ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می‌خواست درد دل‌هایش را با نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن‌ها نیم‌ ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت‌وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.‌

نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همان‌طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسش‌های نوشته‌ی مردم را به سخنران می‌دادند، اگرچه بعضی از پرسش‌ها تند و حتی گاهی بی‌ربط بود.

آقا در سخنرانی مقدمه‌ای ‌چیدند تا به این‌جا ‌رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می‌خواهم به بخشی از آن‌ها پاسخ بدهم.»

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته‌ریش مختصر که آن روزها کلیشه‌ی چهره‌ و تیپ خیلی از جوان‌ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ی Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه‌ی جوامع بشری -نه فقط در میان عرب‌ها- مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان‌های... انفجار!

آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه‌ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالایسر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.

امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت ‌افتاد که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود. روی جداره‌ی داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی».

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ‌ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می‌راندند.

در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می‌آمدند، زیر لب زمزمه‌ای می‌کردند؛ شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها تکان می‌خوردند؛ خیلی کم البته.

در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه‌ی خون‌آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و  آقا را روی دست این طرف و آن طرف ‌بردند.

با آن صورت خون‌آلود، کسی امام جمعه‌ی شهر را نشناخت. دکتری با گوشی، دکتری ضربان قلب را گرفت: «نمی‌شود کاری کرد.» محافظ‌ها با سرعت به سمت در خروجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید: «ایشان کی هستند‌؟ دارند تمام می‌کنند» اسم آقای خامنه‌ای را که شنید، گفت: «ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول اکسیژن هم با خودتان ببرید.»

انگار کسی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. «آقا این کپسول لازمتان است.» کپسول اکسیژن و  پایه‌ی آهنی چرخدار را نمی‌شد برد توی ماشین. پایه‌های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک اکسیژن را روی صورت آقا نگه داشت و به همه دلداری ‌داد.

یکی از محافظ‌ها پرسید: «حالا کجا برویم!؟» پرستار گفت: «بیمارستان بهارلو، پل جوادیه». ماشین انگار ترمز نداشت.

محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز 50- 50»؛ این رمزِ آماده‌باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.

محافظ یک‌دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم دکتر فیاض‌بخش و چند نفر دیگر از پزشک‌های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، ... بگو بیایند بیمارستان بهارلو.»

ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه‌. برانکارد آورند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. دکتر محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش‌ را تمام کرده بود. داشت دستش را می‌شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند.

سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از سینه کاملاً سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه به راحتی دیده می‌شد. 37 واحد خون و فراورده‌های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش‌های انعقادی را مختل ‌کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ‌ها را مسدود کنند. کیسه‌ها‌ی خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق ‌می‌کردند، اما باز هم خون‌ریزی ادامه داشت.

یک‌دفعه یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی‌راه نمی‌گفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟

فشار کم‌کم بالا آمد و دوباره شروع کردند.

دکتر منافی، همان‌ طور که می‌آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که دکتر سهراب شیبانی، جراح عروق و دکتر ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم دکتر زرگر را خبر کرده بود.

دکتر محجوبی که حال و روز دکتر زرگر را دید، گفت: «نگران نباش، من خون‌ریزی را بند آورده‌ام.»

عمل تا آخر شب طول کشید، اما دیگر نمی‌شد درمان را آن‌جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود. تنها بیمارستانی هم که می‌شد بعد از عمل مراقبت‌های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رئیس بیمارستان قلب دکتر میلانی‌نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند «بیمارستان قلب شهید رجایی».

هلی‌کوپتر خبر کردند. نمی‌توانستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی‌سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که نکند قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می‌گفتند «قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید.»

با هزار ترفند، هلی‌کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند. تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.

دکترها می‌گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته‌ و برگشته. یک‌بار همان انفجار بمب بود، یک‌بار خون‌ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یک‌بار هم جمع شدن پروتئین‌ها در ریه و حالت خفگی. همه‌ی این‌ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می‌‌انداختند روی‌ آقا. گاهی حتی دکترها بغلشان می‌کردند تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشأ این تب‌ها کجاست؟ ضایعه‌ی کوچکی هم در ریه دیده بودند.

آقا لوله‌ی تنفس داشتند و نمی‌توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی‌کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سؤال بود؛ «همراهان من چطورند؟» «مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟»

دکتر باقی روی سطحی از پوست بدن کار می‌کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت‌های آسیب‌دیده برداشته بودند. زخم‌ها زیاد بودند. درد زخم‌ها خیلی زیاد بود، اما دکترها می‌گفتند تحمل‌ آقا زیادتر است. می‌گفتند «اصلاً مسکّن‌ها به حساب نمی‌آیند.»

بحث دکترها این بود که بالاخره تکلیف این دست چه می‌شود؟ شکستگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ‌ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می‌کردند که دست قطع شود یا بماند.

***

امام مرتب پیغام می‌دادند و از اطرافیان می‌پرسیدند که: «آقاسیدعلی چطورند؟» پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش ‌شد. دکتر میلانی‌نیا رادیورا گذاشت بیخ گوش آقا. آن‌ موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه‌ای انگار در وجودشان دمید، جان گرفتند.

حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه‌ی هفتاد و دو تن را نمی‌دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند حالتان چطور است؟ گفتند: «من بحمدالله حالم خیلی خوب است» و شعر رضوانی شیرازی را خطاب به امام خواندند:

«بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت

سر خُمِّ می سلامت شکند اگر سبویی»

آقای هاشمی می‌گفت «اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می‌کنم چیزی کم دارم.» برای همین مرتب از ایشان احوال‌پرسی می‌کرد. حاج احمدآقا هم همین‌طور؛ مرتب احوال می‌پرسیدند و روزانه به حضرت امام خبر می‌دادند.

کم‌کم به اطرافیان فشار می‌آوردند که: «آقاجان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته‌اید، هم تلویزیون را.» دکترها بهانه می‌آوردند که امواج رادیویی، دستگاه‌های درمانی ما را به‌هم می‌ریزد و عملکردشان را مختل می‌کند!

خیلی از چهره‌های انقلاب برای عیادت می‌آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می‌پرسیدند: «چرا همه می‌آیند، اما ایشان نمی‌آید؟» شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور و بری‌ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. دکتر منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم‌کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند، اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی‌ دو نفر شهید شده‌اند.

آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ دکتر بهشتی و محمد منتظری. اولین کسی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک‌ مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو کردند به دکتر میلانی‌نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ دکتر گفت: «بله، از وضعشان باخبرم.» پرسیدند: «مراقبت جدی از حال ایشان می‌شود؟ آن‌جا هم سر می‌زنید؟» بعد هم دکتر را سؤال‌پیچ کردند. دکتر میلانی‌نیا با بغض از اتاق زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که‌ بچه‌های همراه را جمع کرده‌اند و ازشان بازجویی می‌کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه‌ی شهدای حزب را به آقا گفت.

***

شیرینی عیدی گروهک فرقان، به کام مردم نشست. هر وقت که در حزب جلسه بود، آقا آخرین نفری بود که از حزب می‌آمد بیرون.

منبع : پایگاه رهبری

لعنت بر منافین مزدور

ماجرای ترور آیت الله خامنه ای از زبان همسرش +پیام امام خمینی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۵:۴۴
ع . شکیبا
Related image
به مناسبت سالگرد روزهای پایانی خرداد و هفته اول تیر 60

14 دلیل عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در بیان آیت‌الله خامنه‌ای

روزهای پایانی خرداد و هفته اول تیر هر سال یادآور رویدادی مهم در تاریخ انقلاب اسلامی است، در چنین روزهایی بود که عدم کفایت سیاسی اولین رئیس جمهور ایران اسلامی توسط مجلس شورای اسلامی تصویب و امام خمینی بنی‌صدر را از این مقام برکنار کردند.
بی شک برکناری بنی‌صدر از ریاست جمهوری و حوادث خونبار بعدی از شورش مسلحانه منافقین گرفته تا به شهادت رسیدن آیت‌الله بهشتی و نیز ترور نافرجام حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای امام جمعه تهران و نماینده وقت مجلس شورای اسلامی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ انقلاب در طول نزدیک به چهار دهه گذشته است.
رهبر معظم انقلاب که در آن برهه نماینده مجلس شورای اسلامی بودند یک هفته قبل از ترور در مسجد ابوذر تهران، سخنانی تاریخی در اثبات عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر ایراد کردند که بازخوانی این سخنان امروز و با گذشت 35 سال خالی از لطف نیست.
آیت الله خامنه‌ای در جلسه 30 خرداد 1360 مجلس و در یک سخنرانی تاریخی 14 دلیل عدم کفایت سیاسی ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت را بر می‌شمرند که بازخوانی این 14 دلیل تاریخ گویای سال‌های اول پس از انقلاب می‌تواند محسوب شود.
دلایل عدم صلاحیت بنی‌صدر برای ریاست جمهوری
آیت الله خامنه‌ای در ابتدای سخنان خود خطاب به نمایندگان و در یک کلام به کل ملت ایران اظهار داشتند: در حضور شما و همه کسانی که این سخن را خواهند شنید اعلام می‌کنم که این جانب آقای بنی صدر رئیس جمهور را دارای کفایت سیاسی برای اشغال پست خطیر ریاست جمهوری نمی‌دانم.


کفایت سیاسی یعنی…
آیت الله خامنه‌ای تاکید کردند: کفایت سیاسی یعنی اینکه شخص برای اداره مسئولیتی که به عهده او واگذار شده کافی و صالح باشد. فقدان کفایت سیاسی در هنگامی است که وی آن شرایطی را که برای انجام این مسئولیت در قانون اساسی معین شده فاقد باشد و کمبود یا عیبی داشته باشد که با آن صفات مقرره منافی است. اصل ۱۱۵ قانون اساسی صفات لازم برای ریاست جمهوری را از جمله امانت و تقوی، اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی ایران، مدیر و مدبر بودن می‌داند هر کدام از صفات بالا که در شخصی نباشد وی برای احراز این مقام فاقد کفایت و صلاحیت است با این زمینه اکنون می‌توان به بررسی وضع آقای بنی‌صدر در رابطه با مقام ریاست جمهوری پرداخت.
ایشان ادامه دادند: این یک خصومت شخصی یا جریان حزبی نیست یک تکلیف شرعی و مسئولیت الهی و پاسخ به یک خواست مردمی وعمومی است. اگر نگرانی حفظ انقلاب و اسلام و لزوم ادای مسئولیت در قبال مردم نبود و ما حاضر می‌شدیم آقای بنی صدر را با همه عیوب و اشکالات تحمل کنیم و از مسئولیت الهی نمی‌اندیشیدیم یقینا نه آقای بنی صدر و شاید نه همین برادران ما را به انحصارطلبی و قدرت‌گرایی و امثال این تهمت‌های مبتذل و تکراری متهم نمی‌کردند.


دلیل حضور مردم در خیابان ها
آیت الله خامنه‌ای به سخنان چند نماینده مخالف در جلسه 29 خرداد 1360 اشاره کرده و اظهار داشتند: برادران مخالف با اشاره به حضور مردم در خیابان‌ها و تشویق آقای رجائی که از آنان به نام حزب الله نام می‌برد  این کار را خلاف مصلحت و روشی غیرمنطقی دانسته اظهار داشته‌اند که با تهییج مردم هیچ مسئله‌ای حل نمی‌شود. این برادران گویا فراموش کرده‌اند که مردم را آقای رجائی به خیابان‌ها نکشانید این حضور کوبنده و قاطع مردم فقط و فقط هنر شور و انگیزه ایمانی خود آنان و صدای رسا و همیشه نافذ امام امت بود و همیشه چنین بوده است در گذشته هم هیچ عامل دیگری نمی‌توانست مردم را به حضور در صحنه وادار کند نه فقط امروز در گذشته هم شما نه این حرکت را به درستی می‌شناختید و نه بر آن توانائی داشتید و فرق میان امام بر حق این امت با مدعیان مبارزه سیاسی از جمله در همین است او به مردم تکیه می‌کند از آنها مسئولیت می‌خواهد به آنها اعتماد می‌کند برای آنها ارزش قائل می‌شود و مدعیان سیاست از این همه غافل و از خیرات آن محرومند.
آیت الله خامنه‌ای به حمایت‌های خود از بنی صدر در طول ریاست جمهوری او اشاره و ادامه دادند: این جانب در نماز جمعه بارها و بارها از او حمایت کردم و مردم را به حمایت از او دعوت کردم و علی‌رغم آن همه فشار تبلیغاتی او نسبت به جریان خط امام عکس العمل نشان ندادم اما جان کلام این جا است که وقتی وجود او با استفاده از انواع روش‌های تخریبی برای همین جمهوری به صورت آفتی بی‌علاج درمی آید و او در مقام ریاست جمهوری بزرگ‌ترین مدعی جمهوری اسلامی و تحقیرکننده آن به بلندگوی مخالفان آن می‌شود آیا باز هم حمایت از او به معنای حمایت از جمهوری اسلامی است؟
ایشان افزودند:  نه برادر منصفانه قضاوت کنید هیچ حمایتی از بنی صدر ارزش واقعی و عملی حمایت امام را از او نداشت. اما  دیدید که امام هنگامی که پس از یک سال صبر و سکوت دردآلود مشاهده کردند که همچنان خط نفاق و ارتداد و کفر و استکبار سنگر مستحکمی در وجود آقای بنی‌صدر یافته است حمایت خود را از او سلب کردند واین را برای خود تکلیف دانستند شما به حمایت امام تا اسفند ۵۹ تکیه می‌کنید چرا به سلب حمایت امام در خرداد ۶۰ تکیه نمی‌کنید؟


دلایل بی‌کفایتی بنی صدر؛

۱– عدم احترام به نهادهای قانونی
آیت الله خامنه‌ای در ادامه دلایل بی‌کفایتی بنی صدر را در موارد زیر خلاصه کردند ؛
رئیس جمهور صلاحیت وکفایت خود را بایددر احترام به نهادهای قانونی ثابت کند چرا که مشروعیت او مبتنی بر حرمت قانون اساسی است که آن نهادها بخشی از تحقق خارجی آن را تشکیل می‌دهند. آقای بنی‌صدر بارها به نهادهای قانونی بی‌حرمتی روا داشته و به این طریق پایه مشروعیت خود را سست کرده است.
۲- رعایت نکردن حرمت جمهوری و رئیس جمهور
رئیس جمهور بالاترین مقامی است که حفظ حرمت نظام جمهوری از او انتظار می‌رود تحقیر جمهوری تحقیر رئیس جمهوری است. آقای بنی صدر در یک جمله کوتاه جمهوری اسلامی و نهاد ریاست جمهوری را تحقیر میکند «این جمهوری، جمهوری‌ای نیست که من فخر کنم رئیس آن باشم.»
۳- استفاده از هر ابزاری در مقابله با مخالفان
آقای بنی صدر در مقابله با کسانی که وی آنها را دشمن خود فرض می‌کرد از هیچ اقدامی اباء نکرد و حتی از اینکه رویه‌های تخریبش اساس جمهوری اسلامی واستقلال کشور را خدشه‌دار کند پروائی نورزید. شاید امروز بالاخره وقت آن رسیده باشد که بپرسیم ماجرای بحران عمومی که یکی از نزدیکان و مشاوران وی درمناظره کذایی تلویزیونی مطرح کرد واقعا چه بود؟ سندهای افشاگرانه‌ای در این زمینه در دست است براساس صورت یکی از جلسات جمع مشاوران وهمکاران نزدیک ایشان یکی از نقشه‌های آنان این بوده است که پس از روی کار آمدن دولتی که مجلس به آن متمایل است اما آقای بنی صدر اورا نمی‌پسندد و با کارشکنی‌ها و مخالف‌خوانی‌ها جلو موفقیت او را بگیرند تا بی‌آبرو و ساکت شود و با یک جدال سیاسی کارها را خود قبضه کنند. رفتار شخص آقای بنی صدر و دوستانش در مقابله با دولت آقای رجایی قدم به قدم نشان‌دهنده همین طرح است تقوای سیاسی و تعهد اسلامی که شرط اصلی ریاست جمهوری است چنین روشی را  تقبیح می‌کند وهرگز با آن نمی‌سازد.
۴- سیاست گرایی به جای حقیقت گرایی
در انقلاب ما و نیز در جمهوری ما که ثمره آن بود ویژگی بارز و چشمگیری که می‌توانست آن را از همه تجربه‌های مشابه ممتاز کند حقیقت‌گرایی به جای سیاست‌گرایی بود. همه چیز در روش و رفتار امام وخطوط سیاست داخلی وخارجی ما از چنین روشی خبر می‌داد. آقای بنی صدر در مقام ریاست جمهوری این روش را نقض کرد و سیاست بازی را جانشین حقیقت گرائی کرد.
۵- صادق و راستگو نبودن
یکی از اصول اخلاقی اسلام ومصداق بارز تقوی وامانت که جزو صلاحیت‌ها وشرائط رئیس جمهور در قانون اساسی به شمار آمده صداقت و راست‌گویی است. آقای بنی صدر این شرایط را نقض کرده واساس کار خود را بر عدم صداقت در اظهار و در عمل نهاده است.
۶- بی‌قدر و منزلت کردن امام و امت
بی شک چهره منور و شخصیت والای معنوی و روحانی و هوشمندی و قاطعیت امام خمینی سنگین‌ترین وزنه انقلاب و جمهوری ما است. حضور مردم در صحنه وزنه عظیم دیگری است که دشمن را مایوس می‌کند و نظام جمهوری اسلامی صحنه اقدام و مجاهدت امام وامت است هم اکنون آیا کوشش عمدی یا سهوی در بی‌قدر و منزلت کردن این عظمت‌ها به چه تعبیر می‌شود؟ خیانت یا عدم کفایت؟
۷- رعایت نکردن حیثیت جمهوری در خارج از کشور
رئیس جمهور باید حیثیت جمهوری را در خارج از کشور حفظ کند. تخلف از این کار اگر خیانت نباشد قطعا بی‌کفایتی سیاسی واخلاقی و خیلی بی‌کفایتی‌های دیگر است در طول ۹ ماه گذشته یعنی از اوایل تشکیل دولت جدید و حتی پیش از آن بزرگترین بلندگوی تبلیغاتی علیه نظام جمهوری اسلامی آقای بنی‌صدر بود و شگفتا که با اصرار در مطبوعات خارج نیز درج و منتشر می‌گردید.
۸- مشاوران بدنام و مشکوک
کمترین حد کفایت سیاسی آن است که محدوده مشاوران نزدیک و همکاران و یاران رئیس جمهور از عناصر بدسابقه و بدنام ولااقل مشکوک ومورد سوء ظن پاک باشد.
۹- افشای اسرار اقتصادی کشور
افشای اسرار اقتصادی کشور نیز یکی دیگر از دلائل عدم کفایت آقای بنی صدر است. اظهار میزان نیاز ایران به صدور نفت و میزان موجودی ارزی کشور و اظهار فلج اقتصادی از آن جمله است.
۱۰- ایجاد تشنج در کشور پیش از جنگ
در ۳۰ شهریور ۵۹ حمله بزرگ متجاوزان عراقی به ما آغاز شد. ۱۳ روز قبل از آن آقای بنی‌صدر در یک سخنرانی با مشتعل کردن آتش اختلافات داخلی و با طرح مسائلی… منشاء یک سلسله خصومت‌های داخلی میان مردم و پیدایش جو اختلاف و کدورت شد آیا بنی‌صدر در آن هنگام از حدوث قریب‌الوقوع جنگ مطلع بود یا خیر؟ به هر تقدیر یکی از دو شق، بی‌هوشی و بی‌تقوائی یعنی به هر حال بی‌‌کفایتی بر آن منطبق است. به گمان زیاد بنی‌صدر انتظار چنین حمله‌ای را داشت خود ایشان در یک جا تصریح می‌کند که «من خبر داشتم» ولی قاعدتا او چنان کسی است که مناقشات و درگیری‌های سیاسی برای او بر هر چیزی مقدم است، حتی در حال جنگ، نمونه‌ای از این روحیه را که هرگز در طول جنگ نتوانست آن‌را پوشیده نگه دارد در شماره‌های متوالی کارنامه و در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های عاشورا و ۱۴ اسفند و قزوین واصفهان وغیره به وضوح می‌توان دید.
۱۱- بی‌توجهی به خط رهبری انقلاب
رئیس جمهور باید در جهت تحقق آرمان‌های اسلامی بکوشد ودر این زمینه توجه به خط اصلی انقلاب و رهبری آن که مورد پذیرش تمام توده‌های میلیونی کشور است حائز اهمیت فراوان است. کفایت سیاسی رئیس جمهور در درک صحیح پایه‌های رهبری و حرکت در جهت رهنمودهای آن تجلی می‌کند وآقای بنی‌صدر نه تنها در این جهت حرکت نکرد بلکه عملا در مقابل رهبری ایستاد و رهنمودهای امام امت مبنی بر خط آرامش و جلوگیری از تشنج‌آفرینی را آشکارا زیر پا نهاد.
۱2- حرکت به سمت قدرت مطلقه و استبداد
نفی قدرت مطلقه از ویژگی‌های انقلاب ما بود طبعا جمهوری ما پذیرش هر قدرت دیگری ابا و امتناع داشت و قانون اساسی ما نیز بر همین پایه، پایه شکستن قدرت و تقسیم آن میان نهادهای مختلف قانونی شکل گرفته است. آقای بنی صدر درست به عکس همواره جویا و تلاش‌گر قدرت مطلقه بود. طبیعی بود که در برابر او مقاومت شود و او این مقاومت را کارشکنی می‌نمود و جای تاسف است که کسانی هنوز هم همان سخن را تکرار می‌کنند و قولا و عملا به قدرت‌طلبی و قدرت‌گرائی جنبه مشروعیت می‌بخشند.
۱۳– اخلال‌گری و  شورش
عجیب‌ترین پدیده‌ای که در رابطه با عدم کفایت ایشان قابل بررسی است اخلال و شورش‌گری ایشان است. این از هر کس در یک نظام اجتماعی قابل تصور باشد از رئیس یک دولت غیرمعقول است بارها ایشان مردم را کارگران را نظامیان را به مقاومت در برابر نظم موجود دعوت کرده است.
۱۴– خصلت‌های ناپسند فردی از جمله غرور
خصلتهای شخص ایشان نیز هر کدام در سلب صلاحیت‌های لازم برای یک رئیس جمهوری دولت اسلامی دارای نقش است غرور وی که خود را اندیشه بزرگ قرن و کتاب خود را بزرگترین اثر تاریخ اسلام می‌شناسد که نوار گفته ایشان که اتفاقا در همین جا در عمارت دبیرخانه کنونی مجلس گفته‌اند موجود است .(1)


یک هفته گذشت
در این مختصر در پی آن نیستیم که اثبات کنیم و یا نشان دهیم عامل ترور آیت‌الله خامنه‌ای یک هفته پس از آن سخنرانی تاریخی گروهک نفاق و هوداران رئیس جمهور معزول بودند و یا گروهک تروریستی فرقان که شواهد موجود ترور توسط فرقان را تقویت و اثبات می‌کند ولی روی سخن آن جا است که  در آن روزهای حساس تاریخ ایران منافع کلیه گروهک‌های ضد انقلاب از منافقین گرفته تا چپ نمایان و همچنین فرقان در یک راستا قرار گرفته بود و آنان می‌خواستند کار انقلاب اسلامی و امت به پا خاسته را یک جا خاتمه دهند که با کمک خداوند متعال در این توطئه ناکام ماندند.
با همه این اوصاف «سال ۶۰ با همه‌ فراز و نشیب‌ها، درگیری منافقین و بنی‌صدر با جمهوری اسلامی، موج ترورها، حادثه‌های هفتم تیر، هشتم شهریور و سختی‌های جبهه‌های جنگ رو به پایان است. ۲۸ اسفند امام‌جمعه‌ محبوب تهران که در نتیجه این ترور ناکام ۹ ماه از نمازجمعه دور مانده بود، به محراب نمازجمعه برمی‌گردد. آیت‌الله خامنه‌ای با برشمردن سختی‌هایی که مردم و انقلاب در این سال پشت سر گذاشته‌اند، سال ۶۰ را «سال ایثارها و شهادت‌ها» و «سال خرج‌کردن ارزنده‌ترین سرمایه‌ها» و کارنامه‌ این سال را «کارنامه‌ای خونین، سرخ‌رنگ، پردرد و پررنج؛ اما خوش‌عاقبت و نویدبخش و گرم‌کننده» معرفی می‌کنند.(2)

پی‌نوشت‌ها
1-مشروح مذاکرات مجلس، 30 خرداد 1360
2- بازخوانی اسناد ترور ناموفق رهبر انقلاب در تیرماه ۱۳۶۰ ؛ چه کسانی آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند؟، پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب، 6 تیر1394

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

پس از رأى اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى مبنى بر اینکه آقاى ابوالحسن بنى صدر براى ریاست جمهورى اسلامى ایران کفایت سیاسى ندارد، ایشان را از ریاست جمهورى اسلامى ایران عزل نمودم. 

اول تیر ماه 60

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏

(صحیفه امام، ج‏14، ص: 480)

حضرت امام در همین روز ضمن سخنانی به بنی‌صدر فرمودند:

«من بسیار متأسفم از اینکه کوشش کردم که در این دوره اول جمهورى اسلامى این طور مسائل پیش نیاید، و این طور عزل و نصبها نشود؛ لکن با کمال کوششى که کردم اینها نتوانستند بفهمند. من با زبان هاى مختلف آنها را دعوت کردم به اینکه رها کنند این راهى را که در پیش دارند و با ملت ایران این طور نکنند.» (صحیفه امام، ج14، ص 486)

امام همچنین از نصیحت و خیرخواهی برای بنی‌صدر فروگذار نکردند:

«من الآن هم نصیحت مى‏ کنم آقاى بنى صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ هایى که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید، و این آبرویى که از دست دادید بدتر بشود.» (صحیفه امام، ج14، ص 492) 

http://img.tebyan.net/big/1392/11/14450351542482061567114416211619817910310363.jpg

بعد از عزل بنی صدر توسط امام خمینی (ره) ،بنی صدر خائن با رجوی ملعون از کشور فرار کردند ؛ آن هم با لباس زنانه !

خبر مرتبط: ماجرای عزل و فرار بنی صدر در بریده جراید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۲
ع . شکیبا

http://s5.picofile.com/file/8132506642/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%81%D8%B7%D8%B1_Www_ax2shot_r98_ir_3_.jpeg

http://axgig.com/images/83021216634434529303.jpg

http://media.mehrnews.com/d/2015/07/18/3/1768721.jpg?ts=1486462047399

http://www.iribnews.ir/files/fa/news/1395/4/15/255197_425.jpg

از همه عزیزان التماس دعا Image result for ‫گل‬‎

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۳
ع . شکیبا

جمعه عید سعید فطر است

رئیس ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری گفت: جمعه ۲۵ خرداد ماه، عید فطر و اول ماه شوال است.

به گزارش فارس، حجت‌الاسلام احمد مروی رئیس ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری در نشست خبری که صبح امروز (چهارشنبه 23 خرداد ماه) برگزار شد، گفت: 120 گروه روز پنج‌شنبه مصادف با روز 29 ماه مبارک رمضان برای دیدن ماه هلال ماه شوال اقدام می‌کنند.

وی افزود: پیش‌بینی‌ها این است که اگر شرایط مساعد باشد و نتیجه‌ای به دست آید، طبیعتاً جمعه 25 خرداد ماه جاری اول ماه شوال خواهد بود و اگر نتیجه‌ای بر خلاف این به دست آید، توسط ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری اعلام خواهد شد.

معاون ارتباطات حوزوی دفتر مقام معظم رهبری ادامه داد: احتمال رویت در مناطق جنوبی بیشتر است و چون حساسیت رویت این ماه زیاد است، گروه‌های قوی و تخصصی به مناطق جنوبی اعزام می‌شوند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۸
ع . شکیبا

در صورتی که کبدتان سمی شده باشد علائمی، چون خستگی، آکنه و دردعضلانی سراغتان می‌آید، اما با یک رژیم غذایی می‌توان همه این‌ها را برطرف کرد.

به گزارش خبرنگار حوزه کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران؛ کبد یکی از اندام های حیاتی بدن است که تقش مهم ی در سلامت بدن دارد و وظیفه آن سم زدایی است، اگر شما هم در زمره آن دسته از افرادی هستید که کمتر به غذاهای مصرفی خود توجه می کنید و حتی رژیم غذایی سالمی ندارید حتما باید به فکر سم زدایی کبد خود باشید.

جوش می زنید،کبدتان سمی است

کبد  کار حذف و از بین بردن مواد مضر و اضافی از بدن شامل اکسیدان و هورمون های مازاد را به عهده دارد، از این رو در صورتی که اختلالی در عملکرد کبد رخ دهد احتمال بروز آکنه و سندرم پیش از قاعدگی دردناک وجود دارد.

افزایش وزن و دیابت در کمین است

سطح قند خون بدن را کبد تنظیم می کند،در صورتی که کبد به دلیل سمی شدن نتواند درست عمل کند قندخون به خوبی تنظیم نمی شود و فرد احساس خستگی پیدا می کند و وزنش زیاد می شود  و حتی احتمال ابتلا به دیابت وجود دارد.

کلسترول بالا و نفخ معده با سمی شدن کبد

افزون بر این ها کبد کار تولید صفرا را به عهده دارد در صورتی که صفرا به خوبی تولید نشود  کلسترول بالا می رود وفرد دچار اختلالات گوارشی، نفخ معده و آلرژی‌ غذایی می شود همچنین ممکن است  جذب ویتامین‌ها به‌خصوص  A، D، K و E با مشکل مواجه شود.

سمی که سلامتتان را تهدید می کند

بدن در طی فرآیند هضم و جذب موادغذایی به طور طبیعی سمومی را تولید می کند، در صورتی که کبد بیش از حد فعالیت کند سمومی در بدن تولید می شود که یکی از آنها ترکیبی شامل آمونیاک است، وقتی این ترکیب از کبد به خون تزریق شود و در بدن گردش پیدا می کند، خطرات بسیاری سلامت کبد، کلیه، مغز و سیستم اعصاب را تهدید می کند.

 خستگی را این سم به جانتان می اندازد

اسید لاکتیک ماده سمی دیگری است که در اثر فعالیت بیش از حد کبد ترشح می شود و به دنبال آن افراد احساس خستگی همیشگی یا مزمن می کنند و درد عضلانی دارند، تجمع زیاد  اسید لاکتیک در بدن خطر اضطراب، فشار خون بالا، سردرد و حملات هراس را به دنبال دارد.

موادسمی دیگری که مصرف بیش از اندازه انها به سلامت کبد و بدن آسیب می رساند کافئین، الکل و نمک است همچنین غذاهای فرآوری شده،‌ مواد مخدر،برخی داروها،سم های محیط مانند دود سیگار، آفت کش‌ها و محصولات شیمیایی برای سلامت کبد خطرناک هستند.

رژیمی معجزه آسا برای پاکسازی کبد

رژیم غذایی پاکسازی کبد را باید یک هفته رعایت کنید تا عوارض سمی شدن کبد از خستگی و استرس و اضطراب تا آسیب به مغز و کلیه ها را از بین ببرید، در رژیم پاکسازی کبد باید برخی موادغذایی را حتما در برنامه روزانه بگنجانید و برخی موادغذایی ممنوعه را حذف کنید.

میوه هایی که دوست کبد هستند

میوه‌ها یکی از مفیدترین موادغذایی در رژیم پاکسازی کبد محسوب می شوند، مصرف مرکبات شامل انبه، انگور قرمز، پاپایا، انواع توت‌، هلو و ملون به دلیل آنکه فیبر بالایی دارند در حذف سموم بدن کمک کننده هستند و  عملکرد دستگاه گوارش را بهبود می بخشند، البته باید توجه داشت که این میوه ها را بهتر است تازه مصرف کرد و آب آنها را جایگزین میوه نکرد.

این سبزیجات را بخورید تا سلامت باشید

سبزیجاتی چون کنگر فرنگی، انواع کلم مانند کلم بروکلی و گل کلم و کیل به پاکسازی کبد کمک می کنند همچنین مصرف شاهی و اسفناج برای سلامت کبد مفید است، افزون بر این ها برای پاکسازی کبد توصیه می کنیم که مصرف خیار و گوجه‌فرنگی، انواع فلفل‌ و هویچ را در برنامه غذایی خود بگنجانید، کدو تنبل، جوانه ها، سیب زمینی و انواع لوبیا نیز به دلیل  خنثی کردن فلزات سنگین، آفت‌کش‌ها و مواد شیمیایی مضر که به‌طور مداوم در محیط زندگی با آنها در ارتباط هستیم نیز به پاکسازی کبد کمک می کنند.

آجیل های سم زدای کبد را بشناسید

دانه‌های آجیلی و مغزهای خوراکی خام که شور نباشند به پاکسازی کبد کمک می کنند، در این بین دانه های آجیلی مانند به بادام و فندق وآجیل برزیلی وگردوی آمریکایی نیز توصیه می شود همچنین دانه‌های کدو تنبل،کنجد، آفتابگردان و کتان نیز پاک کننده کبد هستن ، افزون بر این‌ها روغن‌های این دانه ها نیز  می‌تواند سم بدن را جذب کنند، روغن زیتون فوق بکر را در پخت و پز استفاده کنید و در سالاد از روغن دانه‌ها استفاده کنید.

لازم به ذکر است، در رژیم پاکسازی کبد مصرف روزانه هشت لیوان آب تصفیه شده و سالم یا چای و قهوه بدون کافئین نیز توصیه می شود.

این موادغذایی را با احتیاط مصرف کنید

مصرف غلاتی چون برنج قهوه‌ای، جو دوسر،کینوآ و ذرت نباید بیش از 2 بار در روز باشد، همچنین توجه داشته باشید که تنها یک وعده از رژیم غذایی روزانه خود را می توانید به مصرف غذاهای دریایی شامل چون ماهی سالمون، ساردین و خالمخالی اختصاص دهید، به علاوه موز و سیب‌زمینی را هر 2 روز یک بار و تنها یک  وعده استفاده کنید.

دور این موادغذایی را یک هفته خط بکشید

گوشت قرمز و   تخم‌مرغ را در مدتی که رژیم پاکسازی کبد را رعایت می کنید مصرف نکنید همچنین از مصرف  لبنیات چون شیر، پنیر و ماست  پرهیز کنید، زیرا لبنیات مهمترین علت آلرژی‌های غذایی هستند.

غلات گلوتن دار مانند گندم، چاودار و جو را نیز در طول رژیم پاکسازی کبد استفاده نکنید زیرا این غلات تحریک کننده روده هستند،   افزون بر این مواد مضری چون نمک، نگهدارنده‌ها، شیرین‌کننده‌های مصنوعی، افزودنی‌ها، غذاهای سرخ شده، ادویه‌ها و میوه‌های خشک شده شیمیایی را مصرف نکنید، زیرا این موادغذایی می‌تواند بر عملکرد کبد تاثیر منفی بگذارند.

اگر همیشه خسته اید، کبدتان را پاکسازی کنید + اینفوگرافی

انتهای پیام/

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۵
ع . شکیبا
سوم خرداد سالروز آزادی خرم شهر گرامی باد
به مناسبت سالگرد آزادی خرمشهر؛
وقتی خون شهدا به ثمر نشست و خرمشهر از چنگال دشمنان رها شد، وزیدن پرچم سه رنگ ایران اوج اقتدار و نمایانگر رهایی بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج گلستان ،  آزادسازی خرمشهر یکی از مهم‌ترین اهداف عملیات بیت المقدس در دوره جنگ ایران و عراق بود که پس از 578 روز اشغال، در روز سوم خرداد 1361 در ساعت 2 بعد از ظهر پس از 34 روز نبرد بی‌امان به طور کامل از اشغال نظامیان عراق خارج شد.

این عملیات توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام گرفت. روز سوم خرداد به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن یاد می‌شود و این روز را به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی می‌دانیم.

بازهم سخن از حماسه آفرینی دلاور مردان سرزمینم شد. ای شهیدان پاک سرشت، ای دلاورمردان آسمانی هنوزهم رشادت و مردانگی شما برسر زبان‌هاست. چه روز باشکوهی است سوم خرداد...

لحظه به لحظه آن پراز خاطرات تلخ و حتی شیرین است. لحظه‌هایی توأم با ایثار و رشادت‌های دلاورمردان. می‌خواهم تاریخ را رقم بزنم و از حماسه سبز آزادی خرمشهر بگویم. می‌خواهم از ویران شدن کوچه‌ها و خانه‌هایش، از نگاه انتظار مادر و فرزندانت، از لاله‌های شکفته از خون پاک شهیدانت، نخل‌های برزمین افتاده، از دل خون کارون و از صدای خمپاره و چرخ‌های تانک‌ها که بی‌رحمانه بر خاکت پای کوبیدند سخن بگویم.

می‌خواهم از اسارت بی‌رحمانه 578 روزت که مظلومانه در چنگال بی‌رحم دشمن اسیر بودی بازگویم. چشم زمین از قدم‌های انسان‌های بی‌رحم به تنگ آمد و صبر طاقتش تمام شد و تحمل به سر آمد. قلمی زینت داده شده به عظمت و عطوفت پروردگار می‌خواهم تا دل انگیزترین و باشکوه ترین نثرها را برایت بنویسم تا مرهمی بر زخم هایت باشد.

زمانی که خاطرات اسارت و رها شدنت را مرور می‌کنم احساس مقدسی سراپای وجودم را فرا می‌گیرد و من به تو ،به کارون همیشه خروشانت، به غیرت مردان و زنانت می‌بالم و در پیشگاه پروردگار بی‌همتا سر تعظیم فرود می‌آورم و در دل زمزمه می‌کنم که خرمشهر را خدا آزاد کرد.

خرمشهر، ای شهرآزادگی و غیرت، حماسه گاه حسین فهمیده و لحظه‌های بی‌قراری محمد جهان آرا، مسجد جامع‌ات که در دل امید پیروزی را سر می‌داد تا اینکه در لحظه رهایی‌ات پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران را بر بام خود به اهتراز در آورد.

راز این پیروزی در این بود که خرمشهر، دشت نینوا شد و ماندن در خرمشهر و دفاع از آن معنای شهادت را برخود گرفت مانند شبی که حسین بن علی (ع) یارانش را دعوت به دفاع از دین کرد. من می‌دانم که ما نعمت داشتن آزادی و استقلال، امنیت را مدیون شهیدان، اسراء و جانبازانی هستیم که دلاورمردانه جنگیدند و برای رویارویی با دشمن و جلوگیری از غارت سرزمین‌شان خود رابه آب و آتش زدند و از جان شیرین گذشته و شهادت را نصیب خود کردند. آنها عاشقانه به دیدار پروردگارشان شتافتند و نشان شهادت‌شان را تقدیم سرور و سالار شهیدان حسین کردند.

فتح خرمشهر یک حماسه تاریخی و باشکوه است. شایسته است این روز بزرگ را ارج نهیم و بر روح پاک شهیدان به ویژه شهدای خرمشهر درود فرستیم و تلاش کنیم تا این حماسه باشکوه را هم چنان زنده نگه داریم.

انتهای پیام/

http://abashahid.ir/wp-content/uploads/2014/05/jahan-ara-iman.jpg

طراحی چهره را در نمای بزرگتر با دقت ببینید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۱
ع . شکیبا

https://cdn.isna.ir/d/2018/05/19/3/57681929.jpg

۱۲۰ هزار فلسطینی اولین نماز جمعه ماه مبارک رمضان را در میان تدابیر امنیتی شدید رژیم صهیونیستی در صحن‌ها و محوطه‌های مسجد مبارک الاقصی اقامه کردند.

به گزارش ایسنا، مرکز اطلاع رسانی فلسطین به نقل از منابع محلی اعلام کرد، هزاران فلسطینی با عبور از ایست‌های بازرسی و موانع نصب شده در مبادی ورودی شهر قدس و کوچه‌های قدس قدیمی توانستند خود را به مسجد الاقصی برسانند و در شکوهی تمام‌تر نماز جمعه را در این مکان مقدس به جای آورند.
نمازگزاران فلسطینی از جای جای کرانه باختری و بیت المقدس و سرزمین‌های اشغالی ۱۹۴۸ به مسجدالاقصی آمده بودند.
این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که نزدیک به ۱۵۰۰ تن از نیروهای پلیس و یگان مرزبانی رژیم صهیونیستی در بخش‌های مختلف شهر قدس مستقر شده بودند و تدابیر امنیتی شدیدی در آنها به اجرا گذاشته بودند.
نیروهای ارتش و پلیس و یگان مرزی رژیم صهیونیستی با ایجاد ایست‌های بازرسی سیار و موانع بتنی در خیابان‌های قدس مانع از تردد خودروهای فلسطینی می‌شدند. 
مسئولان رژیم صهیونیستی اعلام کرده بودند که فقط به فلسطینیان بالای ۴۰ سال ساکن کرانه باختری اجازه ورود به قدس را خواهند داد. 
شیخ محمد حسین، خطیب مسجد مبارک الاقصی در جریان ایراد خطبه‌های نماز جمعه به فلسطینیان ساکن کرانه باختری و سرزمین‌های اشغالی ۱۹۴۸ که توانسته بودند با عبور از ایست‌های بازرسی خود را به قبله نخست برسانند، سلام و درود نثار کرد.
وی با بیان اینکه فلسطین به ملت فلسطین و امت اسلام تعلق دارد، به روان پاک شهدای فلسطین؛ به ویژه شهدای تظاهرات بازگشت سلام و درود فرستاد.
وی در بخش دیگر خطبه‌های نماز جمعه ضمن اشاره به انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس، گفت که این اقدام با تمامی قوانین بین المللی تضاد دارد. 
وی یادآور شد: قدس با تمامی مقدساتش و در راس آنها مسجد مبارک الاقصی شهر اسلام و قرآن و پایتخت ابدی و معنوی فلسطین و تمامی مسلمانان باقی خواهد ماند.
خطیب مسجد مبارک الاقصی خواستار یکپارچگی مسلمانان در مصاف با طرح های استعمارگرانه دشمنان علیه آرمان فلسطین شد. 

انتهای پیام

اگر خود کاخ سفید را هم به فلسطین منتقل کنید ما آن را خراب می کنیم و قدس را آزاد خواهیم کرد ان شاءالله.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۲۹
ع . شکیبا
http://www.sobheirani.ir/wp-content/uploads/2014/11/mkgmg.jpg

۱- در سایت فارسی گو  با انتخاب کشور و سپس انتخاب شهر جدول اوقات شرعی همان روز و همچنین درجه قبله را برای شما می نویسد که در شکلی مثل شکل زیر ان را نمایش می دهد و شما می توانید با یک قطب نما جهت شمال و جنوب شهر و محل خود را یافته و به نسبت آن درجه داده شده در سایت از محور شمال و جنوب  جهت قبله را در خانه خودتان پیدا کنید.

در ایران عدد داده شده را منهای ۱۸۰درجه کنید و باقیمانده آن را بدست بیاورید.

مثلا در تهران ۳۷= ۱۸۰-۲۱۷  

اگر رو به جنوب بایستید و به همان اندازه ی باقیمانده به سمت راست برگردید دقیقاً رو به سمت قبله ایستاده اید.

ضمنا قبله نمای ساده هم در واقع یک قطب نماست . منتهی فقط باید عقربه شمال- جنوب آن را در نظر گرفت . عقربه قرمز آن جهت عمومی قبله ایران را نشان میدهد نه قبله دقیق همه شهر ها را .

( مهندسین عزیز ناراحت نشوند! این توضیحات برای کسانی است که با درجه و قطب نما آشنایی کمتری دارند.)

انتخاب کشور و شهر 

(کدها به جهت وجود اسکریپت خاص در قسمت تنظیمات یا قالب وبلاگهای بلاگفا درج نمی شود.)

منبع : سایت فارسی گو


۲- این هم سایت دیگری جهت محاسبه اوقات شرعی در شهر و محل شما

 

مراکز استانها قابل انتخاب هستند و بقیه نقاط نیاز به دانستن طول و عرض جغرافیایی آنجا است.          

بعثه مقام معظم رهبری - حج و زیارت


۳- این هم یک سایت خوب دیگه جهت نمایش جدول اوقات شرعی شهرها :

 

 راهنمای اوقات شرعی شهر های ایران


۴- لینک اوقات شرعی از سایت پارسی بلاگ

 

در این سایت پس از انتخاب شهر ، اوقات شرعی را به صورت کامل نوشته و در انتها می نویسد:

 ---    خورشید در قبله : ۱۴:۱۸     -----

با استفاده از آن در ساعت مذکور با استفاده از خورشید و سایه یک میله یا دیوار صاف می توان جهت قبله را در محل زندگی خود مشخص نمایید .( جهت برعکس سایه، قبله را نشان میدهد.)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۵۷
ع . شکیبا