

19 اسفند 1399
آیت الله العظمی مکارم شیرازی از مراجع تقلید شیعیان، در پیام تصویری به مراسم افتتاحیه همایش «حضرت ابوطالب (علیه السلام) حامی پیامبر اعظم (صلیالله علیه و آله و سلم)» نسبت به فعالیتها و اقدامات انجام شده به منظور تبیین شخصیت حضرت ابوطالب، ابراز خرسندی نموده و تصریح کرد: از توضیحاتی که شما دادید معلوم شد که بحمدالله کار گستردهای در مورد حضرت ابوطالب (علیه السلام) انجام شده است؛ ایشان شخصیتی است که با سه مرتبه تاکید، در مورد او کلمه «مؤمن» به کار برده شده و این کار شما خدمت بزرگی به عالم اسلام و شیعه است.

کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکم تر از ایمان من ایمان نبود
در دهر یکی چو من و آن هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود
بر اساس مطالعات متعدد و تفکر و تدبر در آنها به این یقین قلبی و اطمینان رسیده ام که حضرت ابوطالب (ع) معتقد و مقرّ به اسلام و توحید و نبوت برادرزاده اش حضرت محمد (ص) بوده است و این نسبت کفر دادن به ایشان ، کار دشمنان حضرت علی (ع) بوده که به قصد تضعیف جایگاه بلند ولایت آن حضرت بیان شده است.
این شعر هم قطعا شاعرش شیعه مذهب بوده و آن را به جهت دفاع از مظلومیت حضرت ابوطالب (ع) سروده است و به هیچ وجه در مورد ابوعلی سینا یا شخص دیگری نیست و شاعران سنی مذهب مثل ابوسعید ابالخیر یا دیگران هم چنین عقیده و قصدی نمی توانسته اند داشته باشند به جهت اعتقادات سنی آنها.

حرکت به سوى خیبر
با صلح حدیبیه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب نیرومندترین و سرسخت ترین دشمنان خود یعنی قریش آسوده خاطر گشت. از این رو فرصتی به دست آمد تا کار دیگر دشمنان یعنی یهودیان و قبایل نجد را یکسره سازند تا امینت و آرامش را بیش از پیش در جامعه اسلامی بگسترانند. در این میان خیبر مرکز آشوب های نظامی و تحریکات و جنگ افروزی ها علیه مسلمانان بود.

شهادت محمد بن ابی بکر،کارگزار حضرت امام علی (علیه السلام) در مصر در سال 38 ق
محمد بن ابی بکر بن ابی قحافه در 25 ذی القعده سال 10 قمری به دنیا آمد. وی از نزدیک ترین یاران امام علی (علیه السلام) بود که از طرف وی، به فرمانداری مصر منصوب شد. او فرزند خلیفه اول و اسماء بنت عمیس بود که بعد از درگذشت ابوبکر و ازدواج مادرش با امام علی (علیه السلام)، در خانه وی پرورش یافت. بین او و امام (علیه السلام) محبت دوجانبه وجود داشت و امام (علیه السلام) او را فرزند خویش میخواند. جایگاه او در نزد امام علی (علیه السلام) را با جایگاه ابوذر در نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقایسه کردهاند. او از مخالفان برجسته عملکرد خلیفه سوم به شمار میآمد. در دوره امام علی (علیه السلام) جزو شرطة الخمیس بود و در جنگهای جمل و صفین، فرماندهی بخشی از سپاه امام (علیه السلام) را به عهده داشت. منابع حدیثی و تاریخی شخصیت او را ستودهاند. او در جریان حمله سپاه شام به مصر به شهادت رسید.
تقویم شمیم یار

ابوطالب(ع) عموى بزرگوار رسول اکرم(ص)، پدر امیرالمؤمنین، على (ع)، است. وى وصى «عبدالمطلب» و بزرگترین حامى پیامبر اسلام(ص) بود. تاریخ زندگى او سراسر پر از افتخارات بى نظیر است. مردى که به حق، پناهگاه دردمندان و محرومان بود. ایثار و اخلاص در وجود او تجسم پیدا کرده بود. ابرمردى که «تاریخ»، فداکارى و استقامت هاى وى را در کسى جز در فرزندش «امیرالمؤمنین» سراغ ندارد!! چنان که دانشمند «اهل سنت»، ابن ابى الحدید، مىگوید:(1) ابوطالب و پدرش «عبدالمطلب» بزرگ «قریش» و امیر و سرور «مکه معظمه» بودند و مردم آن سامان و مهاجرین و مسافرین این شهر تاریخى و زائران بیت خدا را پذیرایى و رهبرى مىکردند.
او یک لحظه از خدا غافل نبود؛ بلکه او از جانشینان حضرت ابراهیم(ع)، قهرمان توحید، بود، و طبق پیشگویى هاى انبیاى الهى منتظر نبوت خاتم پیامبران «محمد بن عبدالله(ص)» بوده است؛ از این جهت رسول خدا پیش از آن که از مادرش متولد گردد، حضرت ابوطالب(ع) به رسالت وى ایمان داشت و هنگام تولد رسول خدا، وقتى که «فاطمه بنت اسد»، همسر ابوطالب، تولد پیامبر اسلام را به اطلاع وى رسانید، و از غرایب امرش در هنگام زایمان او سخن گفت، «ابوطالب» فرمود: از این کارها و چنین نوزادى تعجب مىکنى؟ صبر کن، سى سال دیگر تو نیز همانند وى را که وزیر و وصیش خواهد بود، به دنیا مى آورى!!!(2) ابوطالب، مردى با ایمان و مقتدرى بود که پیامبر اسلام را از شر کفار قریش تا واپسین لحظات عمر حفظ و از این رهگذر، سهم بسزایى در پیشرفت اسلام داشته است؛ اما، على رغم آن همه فداکارى ها و ایثارگرى هایش . بعضى از مبغضین و متعصبین، نسبت به آن حضرت اسائه ادب نموده و در ایمان و اعتقادش دچار شک و تردید گردیدند.
در این نوشتار، برآنیم: به گوشه هایى از فضائل، ایثار و فداکارى، و دلائل ایمان آن بزرگ مرد اسلام که به حق، مظلوم تاریخ است، اشاره نماییم.


امام علی علیه السلام
الْمَیِّتُ مِنْ شِیعَتِنَا صِدِّیقٌ شَهِیدٌ صَدَّقَ بِأَمْرِنَا وَ أَحَبَّ فِینَا وَ أَبْغَضَ فِینَا.
شیعه ما اگر به مرگ طبیعى هم بمیرد ، صدّیق و شهید است ؛ زیرا امر ما (ولایت و امامت) را تصدیق کرده و در راه ما دوستى و دشمنى ورزیده است.
تحف العقول: 124؛ عنه البحار: 10 / 114
![]()
دعای صباح
در بیان آثار و خواص عجیبه ی دعای صباح مولا علی(ع) از امام رضا(ع) نقلی به این شکل است که در بیان آثار دعای صباح جدّشان فرمودند:
آیا شما را راهنمایی نکنم بر بزرگترین ذخیره دنیا و آخرت و جامع ترین گنج در عالم غیب و شهادت که حصار و قلعه ی محکمی است برای شما ؟
از مولا علی (ع) نقل شده است :
که کسی که مداومت بر خواندن دعای صباح کند (در روایت دیگر تاکید خواندن آن بعد از نماز نافله صبح گفته شده است) اگر عالم پر از بلا شود به او هیچ آسیبی نمی رسد و همیشه در نظر مردم و انسانها عزیز و محترم باشد و هیچگاه دشمن نمی تواند به او ضرری برساند و هرکسی که با او دشمنی کند به خودش بر می گردد و به لطف الهی از مرگ ناگهانی و سختی ها در امان می باشد و به برکت این دعا رزق و روزی او هر روز وسیع تر و گسترده تر می شود، انشاالله
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداى بخشاینده مهربان
اَللّهُمَّ یا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ وَ سَرَّحَ قِطَعَ الّلَیْلِ
خدایا اى کسى که بیرون کشید زبان صبحدم را به بیان تابناک آن و پراکنده ساخت پاره هاى شب
الْمُظْلِمِ بِغَیاهِبِ تَلَجْلُجِهِ وَ اَتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَکِ الدَّوّارِ فى مَقادیرِ
تاریک را با آن توده هاى سیاه سرگردانى که داشت و محکم ساخت ساختمان این چرخ گردون را در اندازه ها
تَبَرُّجِهِ وَ شَعْشَعَ ضِیآءَ الشَّمْسِ بِنُورِ تَاَجُّجِهِ یا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ
و گردشهاى زیبایش و پرتو افکن ساخت تابش خورشید را با نور فروزان و گرم آن اى که راهنمایى کرد بر خودش


امام علی (ع) با سه گروه ناکثین ، قاسطین و مارقین جنگیدند ویژگی های این سه گروه چیست ؟ تاکتیک و شیوه امام علی (ع) برای مقابله و مبارزه با هر یک از این سه دسته چه بوده است ؟ چگونه در درون خود و در صحنه اجتماع کنونی می توان با این سه گروه مبارزه کرد؟

نقل است که حضرت أمیر علیه السّلام عبد اللَّه بن عبّاس را نزد خوارج فرستاد بنوعی که خود آن مناظره را ببیند و بشنود، و آنان در جواب ابن عبّاس گفتند:
ما در باره رفیقت اعتراضاتی داریم که تمامی آنها موجب کفر و هلاکت و عذاب او می باشد.
أوّل اینکه: او هنگام کتابت صلحنامه عنوان أمیر المؤمنین را از مقابل اسم خود محو کرد، و چون ما مؤمن می باشیم و او این عنوان را از روی خود برداشته، پس او أمیر ما؛ که مؤمنیم نخواهد بود.
دوم اینکه: وقتی او به حکمین گفت: «شما در این مدّت خوب دقّت کرده و ببینید که هر کدام از معاویه و من سزاوار خلافت هستیم همو را انتخاب و دیگری را عزل کنید» در حقیقت در حقّ خود دچار تردید شده است، در این صورت ما به شک کردن در حقّ او اولی و احقّ هستیم.
و سوم: ما فکر می کردیم او در مقام رأی و حکم از همه مقدّم است، و خود او دیگری را انتخاب کرد.
چهارم: او در دین خدا دیگری را حکم قرار داد و چنین حقّی نداشته است.
پنجم: او در جنگ جمل اموال مخالفین و اهل جمل را برای ما اباحه نمود ولی از اسارت زنان و اطفال ممانعت کرد.
ششم: او وصی پیامبر بود، و وصایت خود را ضایع و تباه ساخت.
ابن عبّاس به آن حضرت عرض کرد: شما حرفهای این مردم را شنیدید، و خود شما به پاسخ آنها سزاوارترید.
سپس حضرت أمیر علیه السّلام به ابن عبّاس فرمود: به ایشان بگو آیا به حکم خدا و به حکم پیامبر در این مورد راضی هستید؟ خوارج گفتند: آری راضی هستیم.
فرمود: به همان ترتیب که سؤال کردند جواب می گویم.
سپس فرمود:

پرسش: نحوه به خلافت رسیدن ابوبکر، عمر و عثمان چگونه بوده ، از طرف چه کسی انتخاب شدهاند و آیا در قرآن و حدیث دلیلی که به خلافت ایشان اشاره بکند وجود دارد یا نه؟
پاسخ:
نحوه به خلافت رسیدن سه خلیفه اول
← الف. خلافت ابوبکر
بعد از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درحالیکه حضرت علی علیهالسلام هنوز از غسل و تکفین جسد مطهر پیغمبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ فارغ نشده بود، عدهای از مسلمانان در سقیفه بنیساعده جمع شده و مشغول انتخاب خلیفه شدند.
پس از نزاع و درگیری شدید بین مهاجر و انصار سرانجام امر خلافت خاتمه یافت و کار خلافت بر ابوبکر قرار گرفت.
← ب. خلافت عمر
ابوبکر پس از دوسال و چند ماه خلافت، رنجور و بیمار شد و به پاس زحماتی که عمر در مورد تثبیت خلافت او متحمل شده بود، او نیز زمینه را برای خلافت عمر بعد از خود آماده کرد و مخالفان را نیز قانع نمود؛ جمعی از صحابه را به حضور طلبید و عمر را در حضور آنها به جانشینی خود منصوب نمود و در روز وفات ابوبکر عمر به مسند خلافت نشست یعنی در سال ۱۳ هجری قمری و پس از دفن ابوبکر عمر به مسجد رفت و مردم را از خلافت خود آگاه ساخته و از آنها بیعت گرفت.
خلافت عمر ده سال و شش ماه طول کشید و در این مدت دائماً با دو کشور بزرگ ایران و روم در حال جنگ بود.
← ج. خلافت عثمان
عمر پس از زخمی شدن و در لحظات آخر زندگی خود، برای انتخاب خلیفه بعد از خود شش نفر را به حضور طلبید و موضوع خلافت را بهصورت شورا میان آنها محدود نمود.
← اعضای شورا
این شش نفر عبارت بودند از: علی علیهالسلام، طلحه، زبیر،