سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها
امکانات

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام حسین (ع)» ثبت شده است

محسن حججی
به زودی انتقام خونت را از داعشی های ملعون می گیریم.

گفت: مؤمن باید زرنگ باشد. از همه‌ی اعضای بدنش به‌درستی استفاده کند. وقت و پول بیت‌المال هدر نرود؛ و جسم ما هم آماده برای روزهای سخت باشد؛ و وقتی خوب توجه کردم دیدم به کوشی که سخنرانی حاج‌آقا عالی را پ

سرویس جهاد و مقاومت مشرق - این روزها کمتر کسی هست که محسن را نشناسد. حتی آنهایی که زیاد با دنیای مجازی سر و کاری ندارند محسن را می شناشند. وقتی خدا بخواهد به بنده ای عزت بدهد و او را بزرگ کند؛ می شود همین محسن حججی. با رفتن محسن خیلی ها از خواب غفلت بیدار شدند و برعکس تصور دشمن اتحادی عجیب در بین آحاد مردم به وجود آمد. که حقیقت زنده بودن شهید را می توان به خوبی درک کرد. امروز با دوستان و همرزمان محسن هم صحبت شده ایم تا چندخاطره‌ هرچندکوتاه برای مخاطبان مشرق بیان کنند.

همرزم و فرمانده محسن حججی : از زمان حضور محسن در سپاه مدت زیادی نمی‌گذرد. بعد از دوره‌ی آموزشی به‌عنوان نیروی جدید پیش من آمد. یک روز برای اینکه ایشان را نسبت به زرهی توجیه کنم به همراه هم در آشیانه تانک‌ها رفتیم. قرار بود از دریچه‌های زیر تانک بازدید کنیم و برای سرویس تعدادی از آن‌ها را بازکنیم. به همراه هم داخل پاچال رفتیم بعد از اینکه کارمان تمام شد برای بستن دریچه‌های زیر تانک نیاز بود باهم همکاری کنیم. چون هم بد جا قرار داشتند و هم سنگین بودند. زمانی که ایشان دریچه‌ها را نگه داشتند و من می‌بستم با یکدست دیگر پیچ‌های قسمت دیگر را محکم می‌کرد. به او گفتم: آن‌ها را بعد محکم می‌کنم. گفت: مؤمن باید زرنگ باشد. از همه‌ی اعضای بدنش به‌درستی استفاده کند. وقت و پول بیت‌المال هدر نرود؛ و جسم ما هم آماده برای روزهای سخت باشد؛ و وقتی خوب توجه کردم دیدم به گوشی که سخنرانی حاج‌آقا عالی را پخش می‌کند گوش می‌دهد. زیر لب هم ذکر یا ستارالعیوب می‌گوید. گفتم: ما کجا و روح بلند شما کجا. تا اینکه بعد از شهادت با خودم فکر می‌کردم پی بردم که آن آمادگی و رشادت در زمان دستگیر شدن حاصل زحمت‌های فروان بود که متحمل می‌شد. تا توانست این‌گونه سربلند باشد.

در مرحله آخر که ما باهم به سوریه رفته بودیم یک روز روی یک‌تکه سنگ روی تپه‌ای نشسته بود، رفتم کنارش و گفتم: چرا غمگینی؟ اینجا برای چی نشستی؟ گفت: دنبال یک ترکش سر گردونم یا یک تیر که بیاید به سینه من بخورد. آمادگی اعتقادی بسیار خوبی داشت با توجه به اینکه نیروی جدید بود و اولین بار بود در سوریه حاضرشده بود واقعاً شجاع بود و هر کس ایشان را می‌دید فکر می‌کرد چند سال هست در سوریه می‌جنگد به لحاظ تخصص زرهی هم خیلی زود خودش را رسانیده بود به خیلی از بچه‌های زرهی که سابقه‌های زیادی داشتند. ازلحاظ دینی هم شد سالار شهدای مدافع حرم در تمام زمینه‌ها واقعاً مجاهدانِ تلاش کرد و درنهایت به آرزویش رسید.

همرزم محسن : مهر و آبان سال ۹۴ همان روزهایی که بچه‌های لشگر زرهی هشت نجف یکی‌یکی پرپر می‌شدند. (موسی جمشیدیان و حسن احمدی و کمیل قربانی و محمدجواد قربانی و حمیدرضا دائی تقی و پویا ایزدی.) محسن هم همراهشان در سوریه بود. یک دریچه زیر تانکشان باز شد با یکی بچه‌ها زیر تانک رفتند. باید بسته می‌شد. همین‌طور درازکش زیر تانک شروع کردند به درست کردنش. خاک آنجا خیلی ناجور بود ما به او میگیم خاکِ مرده که در اثر تردد زیاد ادوات زرهی شنی دار به این شکل درمی‌آید.

درست یادم نیست ولی فکر کنم یکی دوساعتی طول کشید تا به‌سختی و با زحمت درستش کردند. بااینکه تازه از یک شهر دیگر در فاصله خیلی دور تانک را آورده بودند. وقتی کارشان تمام شد و بلند شدند تمام بدن و لباس‌هایش و حتی ریش و موی سرشان با خاک یکی بود جوری که انگار مجسمه گلی‌اند. سردار امینی هم آنجا بود آن‌قدر از این خلوص در کارشان خوشحال و بی‌قرار بود که تا مدت‌ها هر جا می‌رفت از حججی و دوستش می‌گفت. جاهای مختلف. انگار ایشان هم یک‌چیزی در وجود محسن دیده بود. بعد هم تانک را که مدل نسبتاً جدیدی بود بردند بالای تپه و ده‌ها گلوله با دقت بالا نصیب دشمن کردند و تلفات زیادی هم دادند. آن روزها سردار دل‌ها خودش مستقیماً عملیات را زیر نظر داشت و خیلی از این عملیات راضی بود و کلی برای بچه‌ها پیام تشکر فرستاد؛ و البته محسن ماقبل از شهادتش ضربه سنگینی به تروریست‌ها وارد کرده و خدا فقط می‌داند که چندتایی را آن روز هلاک کرد. این جمله‌اش هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که به فرمانده می‌گفت حاجی هر کاری که دستور بدید من انجام می‌دهم فقط شما به من بگو کجا را باید بزنم.

البته این جمله را در خط مقدم و در برابر موشک‌های تاو آمریکایی گفتن کار هرکسی نبود. چند روز بعد هم دشمن تانکش را با موشک هدف قرارداد که به اذن خدا آسیب جدی ندید و مثل‌اینکه خدادوست داشت محسن را حسین وار ملاقات کند.     /۲۵ مرداد ۱۳۹۶

شادی روح شهید محسن حججی و نابودی دشمنانش صلوات بفرستید

موضوعات: شهیدان مدافعین حرم
۰ نظر موافقین ۰ ۲۶ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۱
ع . شکیبا---۷۲۳

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/5/21/6612811_186.png

 کورش شجاعی در خراسان نوشت:

جنایت و آدم کشی، کریه ترین و زشت ترین جلوه قساوت و بی رحمی و خون خواری است و کشتن اسیر،قهقرای پستی و رذالت و بی وجدانی خون خواران داعشی که این روزها و در پی شکست‌های متوالی در عراق و سوریه به هر وسیله‌ای چنگ می‌زنند تا شاید چند گاهی بیشتر بمانند و خون بریزند.


حالا حتی از سربریدن اسیران هم ابا نمی‌کنند، این ره گم کرده‌های مزدور و جاده صاف کن‌های صهیونیسم و حامیان غربی عربی تروریسم که اکنون به واپسین روزهای سیطره و حضور خود در بسیاری از مناطق عراق و سوریه رسیده اند، هر جنایتی که بتوانند انجام می‌دهند تا شاید خللی در اراده محور مقاومت و جبهه حق ایجاد کنند و حالا برای رسیدن به این دلخواسته و آرزوی دست نیافتنی، پیشانی و چشم مقاومت را نشانه گرفته اند.


و کیست که نداند و تشخیص ندهد که چشم بصیر و بینای جبهه حق و مقاومت،  ایران اسلامی و فرزندان دلیر و دل سپرده به قرآن و عترت این سرزمین است. پس داعشیان این «ابرخونخواران» تاریخ و روسفیدکنندگان چنگیزیان و مغولان و صلیبیون در نهایت بی وجدانی و قساوت به بی رحمانه ترین شکل از «محسن» عزیز ایران، جان ستاندند تا شاید رعب و ترس و وحشتی در دل هزاران هزار جوان در آرزوی پوشیدن لباس پرافتخار «مدافعان حرم» ایجاد کنند و خللی در اراده مجموعه جبهه حق و مقاومت.


اما چقدر جاهل و نادان و کوته بینند این دست پروردگان فرقه وهابیت و تکفیر و بازیچه‌های صهیونیسم و استکبار که اولا نه تنها عبرت آموز سرنوشت دیگر خون ریزان و آدم کش‌های قرون و اعصار گذشته نیستند بلکه حتی از سرنوشت و سرانجام جنایتکاران سده‌ها  و دهه‌های اخیر هم نمی‌خواهند درس عبرت بگیرند و ثانیا به خاطر کوته بینی و جمود و دگماتیسم و گوش بستن بر صدا و سخن حق و چشم بستن بر حقایق جهان هستی خود را از درک و فهم این حقیقت آشکار محروم کرده اند که اگر چه شاید بتوان با دروغ و شست‌وشوی مغزی و طرح ادعاها و وعده‌های خلاف عقل و سنت و دین حقیقی و با زور و تحمیل جنگ و خون ریزی مدتی بر چهره خورشید حق و حقیقت خاک پاشید اما نمی‌توان جوشش و زایش و روشنی بخشی ذاتی خورشید حقیقت را تعطیل و خاموش کرد.


داعشیان مزدور خون ریز و حامیان غربی و عربی شان گرچه نمی‌فهمند و عده‌ای از اینان خود را به نفهمی و خواب زده اند اما بدانند که نه فروغ جاودان آیین اسلام ناب محمدی خاموش شدنی است و نه جوشش عشق و غیرت و ایمان مردان و زنان حق باور و حق یاور و آزاده و با وجدان جهان باز ایستادنی است و تا ظلمت جهل و نادانی و عصبیت و وهابیت تکفیری و تروریسم و ظلم و آدم کشی و خاک پاشی بر چهره حقیقت جاهلانه و ناجوانمردانه جولان می‌دهد، در جای جای دنیا هستند انسان‌های حق مدار آزاده‌ای که به اشکال گوناگون به یاری حقیقت بشتابند هرچند در راه بر گرفتن غبار از جلوه زیبای حق و حقیقت و وجدان و انسانیت،جان‌ها  داده شود و سرهای جوانمردان سرافراز ایثارگر حق یاوری امثال محسن حججی از تن‌های مطهرشان جدا شود.


و مگر یزیدیان توانستند با جدا کردن سر از پیکر مطهر فرزند پیامبر (ص) و یاران بزرگوارش نور حق را خاموش کنند که داعشیان بتوانند با جنایت‌ها  و سربریدن از یاوران حق نور حق را خاموش کنند؟!

نماهنگ/ «مرد می‌خواهد» با صدای عصار

عکس: محسن حججی در سوریه | عکس های شهید حججی که تا کنون ندیده اید! +گزارش تصویری

موضوعات: شهیدان مدافعین حرم
۴ نظر موافقین ۲ ۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۳۸
ع . شکیبا---۱۲۱۲

http://bayanbox.ir/view/9203362023761821886/360963-dTxlDNKg.jpg

اگر امروز ما در صحنه‌های پیکار می‌رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است.

شهید مهدی زین الدین

-------------------


27 آبان1363

سالروز شهادت سرلشکر پاسدار مهدی زین الدین فرمانده لشکر 17علی بن ابیطالب (ع) قم

-

-

-

خاطراتی از شهید مهدی زین الدین

ماجرای زخمی شدن شهید زین الدین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

عراق پاتک سنگینی کرده بود. آقا مهدی، طبق معمول، سوار موتورش توی خط این طرف و آن طرف می رفت و به بچه ها سر می زد.

 یک مرتبه دیدم پیدایش نیست. از بچه ها پرسیدم، گفتند«رفته عقب.»

یک ساعت نشد که برگشت و دوباره با موتور، از این طرف به آن طرف.

 بعد از عملیات، بچه ها توی سنگرش یک شلوار خونی پیدا کردند.

مجروح شده بود، رفته بود عقب، زخمش را بسته بود، شلوارش را عوض کرده بود، انگار نه انگار و دوباره برگشته بود خط...

فرمانده خاکی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 چند تا سرباز، از قرارگاه ارتش مهمات آورده بودند.

 دو ساعت گذشته و هنوز یک سوم تریلی هم خالی نشده بود و عرق از سر و صورتشان می ریزد.

یک بسیجی لاغر و کم سن و سال می آید طرفشان و خسته نباشیدی می گوید و مشغول به خالی کردن بارها می شود.

هنگام ظهر کار تمام می شود.سربازها پی فرمانده می گردند تا رسید را امضا کند.

همان بنده ی خدا، عرق دستش را با شلوار پاک می کند، رسید را می گیرد و امضا می کند...

.....

وقتی رسیدم دستشویی، دیدم آفتابه ها خالی اند. باید تا هور می رفتم.زورم آمد.

یک بسیجی آن اطراف بود. گفتم «دستت درد نکنه. این آفتابه رو آب می کنی؟» رفت و آمد.

آبش کثیف بود. گفتم «برادر جان! اگه از صدمتر بالاتر آب می کردی، تمیز تر بود.» دوباره آفتابه را برداشت و رفت. بعد ها فهمیدم آن جوان بسیجی فرمانده ما شهید مهدی زین الدین بوده...

عکس ها و خاطرات بیشتر در ادامه مطلب...
موضوعات: شهیدان خاطرات و یادداشت ها جبهه و جنگ و رزمندگان
۰ نظر موافقین ۰ ۲۶ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۶
ع . شکیبا---۲۱۶۸

پرچم یا مهدی در پیاده روی اربعین - 1397

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت‌الاسلام غلامرضا شاهینی یکی از شرایط ظهور را رویکرد عمومی در جهان نسبت به امام زمان (علیه السلام) عنوان کرد و گفت: روایات زیادی در خصوص علائم ظهور وجود دارد که یکی از آن روایات آمادگی و زمینه‌ای است که باید در مردم شکل بگیرد، و در هر شرایطی نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بیشتر بر سر زبان و در اذعان و یاد مردم باشد. این اقبال و رویکرد مردم یکی از زمینه‌های ظهور است.
وی محرم و عزاداری‌ برای امام حسین (علیه‌السلام) را یکی از این زمینه‌ها خواند و بیان کرد: مردم با اظهار علاقه‌ای که به اباعبدالله (علیه‌السلام) نشان می‌دهند، و از طرفی اظهار تأسف که چرا قیام حضرت ناتمام ماند و خون ایشان ریخته شد و به شهادت رسیدند، به دنبال قیام کننده و منتقیم خون ایشان هستند.
محقق و پژوهشگر حوزوی نقش موکب جمکران در مسیر پیاده روی اربعین را در این فرهنگ سازی را بسیار موثر خواند و بیان کرد: با توجه به اینکه در چند سال اخیر خیل عظیم جمعیت عاشق و عزادار به سوی کربلا می‌روند، می‌توان گفت بینش، آگاهی و هدفی که مردم از برگزاری این راهپیمایی‌ها دارند کاملاً روشن است.
شاهینی فرصت اربعین را برای ارائه بحث‌های فرهنگی جهت آگاهی و شناخت مردم نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بسیار مناسب دانست و اظهار کرد: مردم با عشق به امام حسین (علیه‌السلام) خود را از کار، زندگی و مشغله‌های روزانه‌‌ رها کرده‌ و از دنیا فارغ می‌شوند و پا در این مسیر می‌گذارند. بنابراین فرصت بسیار خوبی است که در راستای اهداف اباعبدالله (علیه-اسلام) و ظهور ولی عصر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و ایجاد آگاهی و شناخت مردم نسبت به آن حضرت، فعالیت‌های در موکب جمکران در اولویت قرار گیرد.

برگرفته از سایت جمکران

مطالب مرتبط: اربعین ، نوحه و زیارت ، عکس و تصویر

موضوعات: مذهبی اهل بیت (ع) امام زمان (عج) و انتظار ظهور کربلا ، عاشورا ، امام حسین (ع)
۳ نظر موافقین ۰ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۰۹:۴۵
ع . شکیبا---۷۴۶

http://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/01/hadadeeyan-moharam921.jpg

گفتگو با حاج سعید حدادیان؛

خاطراتی از مداحی زیبای یاد امام و شهدا ...


مداح و ذاکر اهل بیت(علیهم‌السلام) حاج سعید حدادیان را همه می شناسیم،او ضمن این که مداح است و در میان عامه مردم در خط مقدم مقابله با جنگ نرم دشمن است ، در سطوح نخبگی نیز در دانشگاهها فعالیتهای قابل توجهی دارد .حاج سعید در مداحی سعی می کند خود را با انتظارات و رهنمودهای امام خامنه ای تراز کند ، حاج سعید دغدغه های زیادی دارد دغدغه اش این است که مخاطب جلسات هیئت نیازمند مفاهیم رهنمودها و بیانات آقا است و وظیفه خود می داند هیاتی ها می داند که این فرمایشات را تنظیم، تدوین و توزیع کنند. در همین زمینه با وی به گفت و گو نشسته ایم تا بیشتر از دغدغه ها و خاطراتش از مداحی اهل بیت بگوید:

*برای مقدمه بحث بفرمایید چطور می‌توانیم رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را در فضای هیئات مذهبی کشور نهادینه کنیم؟

اول اینکه این رهنمودها باید مرتب، دسته‌بندی و تنظیم شده و هر ساله ارائه شود. یکی از کارهای خوبی که در هیئت‌ رزمندگان اسلام و مهدیه امام حسن مجتبی(ع) از همان آغاز انجام دادیم، تبیین بیانات و راهبردهای حضرت امام(ره) بود، به‌گونه‌ای‌که کلیه فرموده‌های حضرت امام(ره) درباره دستگاه سیدالشهداء(ع) و عزاداری‌های حسینی را در زیارت عاشوراهایی که صبح می‌خواندم به سمع و نظر مستمعان می‌رساندم که جلسه، فضای معرفتی هم به خود بگیرد. خوشبختانه این بیانات هنوز هم تازگی دارند و ما این راه را ادامه می‌دهیم.

همه تلاش ما این بود که مفاهیم ارزشمند امام راحل(ره) را که در سال ۵۸ طی یک سخنرانی با استفاده از جملات قصار، بیان کرده بودند، تبیین کنیم و مخاطب از این گنجینه محروم نشود. رهبر معظم انقلاب هم از دوران ریاست جمهوری و حتی پیش از آن درباره مقوله عزاداری حسینی رهنمودهای زیادی را ارائه کرده‌اند. اصللاً یکی از ویژگی‌های خاص حضرت آقا که پیش از انقلاب معروف بودند به حاج‌آقای خامنه‌ای! این بود که جزء اولین کسانی بودند که در مشهد درباره تاریخ اسلام مباحثی داشتند.

رهبر معظم انقلاب در بحث تاریخ اسلام یکی از استوانه‌های عظیم به‌شمار می‌آیند و مخاطب جلسات هیئت نیازمند مفاهیم این بیانات است که ما وظیفه داریم تنظیم، تدوین و توزیع مناسب آنها را انجام دهیم.

خوشبختانه این رهنمودها، تهیه و توزیع شده، اما ظرفیت بیش از این حرکت‌های مقطعی و اندک است. در سطح کشور باید نهادهایی باشند که این فعالیت‌ها را گسترش دهند.

یکی از نکاتی که در ذهن بنده مبهم بود به عملیات بیت‌المقدس۴ و نبردهای آغازین عملیات والفجر۱۰ برمی‌گردد که پنجم فروردین سال ۶۷ در مقابله با رژیم بعث عراق تعدادی از فرماندهان و نیروهای گردان‌ها و گروهان‌ها را طی بمباران دشمن در شاخ شمیران از دست دادیم. در واقع، گردان ما نابوده شده بود و هرچه نیروی کارآمد در عرصه شناسایی عملیات داشتیم یا شهید شده بودند، یا مجروح! آنچه ذهن و فکر ما را مشغول کرده بود، اینکه ما جا ماندیم.

همواره این موضوع در ذهن من بود تا اینکه سال ۷۰ حضرت آقا در وصف امام سجاد(ع) نکاتی بیان داشتند که ابهام مرا برطرف کرد. معظم‌له فرمودند: «گاهی ماندن و شهیدنشدن اجر و اثر به مراتب بالاتری دارد»؛ چرا که امام سجاد(ع) هم باید برای امامت خودشان را حفظ می‌کردند، از این‌رو در صحنه نبرد کربلا شرایط حضور نداشتند. البته اگر به قرآن هم مراجعه کنیم به این حقیقت دست پیدا می‌کنیم: «وَ لَئِن مُّتُّم اَو قُتِلتُم لَالَی اللهِ تُحشَرُونَ»؛ اگر بمیرید یا کشته شوید به سوی خدا محشور می‌شوید و در واقع فانی نمی‌شوید.) (آل عمران/ ۱۵۸)

   دریافت فایل صوتی  1.23 مگابایت

موضوعات: مذهبی مقام معظم رهبری خاطرات و یادداشت ها علما و بزرگان شعر و شاعری صدا و آهنگ، مداحی، سخنرانی
۰ نظر موافقین ۰ ۱۱ مهر ۹۵ ، ۰۹:۳۳
ع . شکیبا---۱۱۴۶

http://img1.tebyan.net/Medium/1392/06/8d899ca0c3e4483a95ce2cb16b5a2ca5.jpg

عزیزانم راه را غلط نروید ؛ راه همان است که رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ما را بر آن هدایت می کند ؛ هوشیار باشید که دشمن ریشه مارا هدف گرفته، چشم دشمن را هدف بگیرید.

وصیت نامه شهید مدافع حرم علی عسگری

خاطراتی خواندنی از شهید علی عسکری :

به نقل از هم رزم شهید:

بعد از شهادت شهید عسگری یکی از مجاهدان لبنانی  که آرزوی شهادت داشت و اعتقادش بر این بود که مهر شهادت بر لباس رزم شهید عسگری خورده است با اصرار فراوان لباس رزم شهید عسگری را به تن کرد و بعد از سه روز با همان لباس رزم شهید عسگری به شهید عسگری پیوست.

همرزمش نقل می کند :

شهید عسگری اعجوبه ای بود که من با سابقه های زیاد که در جبهه های مختلف دارم مانند او شجاع و نترس و با صداقت کم دیده بودم. در تمام عملیات ها ذکر او یا حسین بود و چنان با تجربه بالای چریکی می جنگید که در هر عملیاتی که شهید عسگری شرکت می کرد همه همرزمان به او می بالیدند و اطمینان به پیروزی داشتند.

امام جماعت حرم حضرت رقیه (س) نقل می کند:

سه روز قبل از شهادت شهید عسگری با چند تن از مجاهدین لبنانی پیش ما آمدند به او گفتم آقای عسگری چند ماه است که سوریه هستی یک سفر به ایران برو سری به خانواده و پدر و مادرت بزن . شهید عسگری با نگاه معنادار و لبخند ملایمی که بر چهره اش جاری بود جواب داد: آیا فکر می کنید من به اراده خودم به اینجا آمده ام؟من مولایم امام حسین (ع) را در خواب دیدم حکم جهاد در سوریه به من داده و نتیجه آن را هم که شهادت است به من وعده داده و بازگشتی در کار من نیست.

یکی از دوستان شهید می گوید:

دو روز قبل از آخرین سفر شهید به سوریه،با هم بر سر یک کوهی رفتیم ویک رقعه حاجت نوشتیم و آن را بر داخل گلوله ای از گل گذاشتیم وآن را به داخل قنات انداختیم وآمدیم مشغول دعای کمیل روی کوه بودیم که یکباره شهابی بزرگ از آسمان به سوی ما آمد وتمام کوه را روشن کرد ،من هراسان شده بودم شهید عسگری گفت:این نشانه قبولی حاجات ما بوده،به او گفتم مگر حاجت تو چه بود؟ گفت: من به جز شهادت حاجتی ندارم.

به نقل از دوست شهید:

در پتروشیمی اراک کار می کردیم ماه رمضان بود وهوا بسیار گرم ومحل کار ما مخازن کروی بود که باید در داخل آن کار می کردیم.بدنه مخزن باید تا 100درجه سانتیگراد حرارت می دید تا گرم شود و بعدا شروع به کار کنیم .شهید عسگری همپای ما در آن شرایط که  برای کسی هم که روزه نبود تحملش سخت بود روزه می گرفت و کار می کرد. یک شب به اتفاق هم به منزل دوستان در خوابگاه دیگر رفتیم و دیدیم که هندوانه ای گذاشتند وسط و به ما هم تعارف کردند اما شهید قبل از آنکه از هندوانه بخورد از دوستان پرسید که از کجا آورده اید در اینجا که دسترسی به مغازه ندارید گفتند: از باغ کنار پتروشیمی کندیم شهید گفت:آیا صاحبش می داند؟ گفتند : نه، اوچنگال را به زمین گذاشت و گفت: با مال شبهه ناک جسم و روحم را آلوده نمی کنم انشالله که خداوند از میوه های بهشتی نصیبمان کند.

به نقل از برادر شهید:

در سال 85 در سیرجان کار می کردیم روز عاشورا شهید گفت: حاجتی دارم و می خواهم برای حاجتم گوسفند قربانی کنم در منزل یکی از دوستان گوسفندی تهیه و ذبح شد وقتی داشتیم گوشت را تقسیم می کردیم که بین مردم توزیع کنیم شهید گفت:دیشب خواب دیدم سوره صف را از اول تا آخر با صوت زیبایی می خواندم تعبیرش چیست؟ وقتی به کتاب مراجعه کردیم دیدیم که امام صادق (ع) فرمودند:هر کس سوره صف را در خواب قرائت کند سرنوشت او ختم به شهادت می شود.

وصیت نامه شهید علی عسگری :

موضوعات: مقام معظم رهبری شهیدان مدافعین حرم
۱ نظر موافقین ۰ ۱۵ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۳۱
ع . شکیبا---۱۱۶۸