
نماینده تهران در صحن علنی مجلس گفت:
*تذکر من خطاب به یکی از کاندیداهای محترم است. بزرگوار! شما که ستادهای خودتان را به وزرای دولت حسن روحانی کنترات دادید مراقب باشید.
*یکی از وزرای آقای روحانی که در ستاد شماست کاندیداهای دیگر را طالبان خطاب میکند این یعنی به ۱۰ میلیون نفر از ایرانیها چنین نسبتی را میدهد.
*وزیر دیگر آقای روحانی آقای ظریف که در ستاد شماست به کاندیداهای دیگر میگوید خشک مغز و چماقدار؛ بعد شما آیه میخوانی و از نهج البلاغه حرف میزنی؟!
*حرف از آشتی ملی میزنی میگویی ما با کسی دعوا نداریم، عزیز من! این دعوا نیست این اعلام جنگ است. چرا توجه ندارید؟
*ظاهر ستادهای شما باطن دولت شماست اینکه «من مانع کسی نمیشوم، چون میخواهم رای بیاورم و هر کس بیاید داخل ستاد او راه راه میدهم» فردا در دولت هم که رفتی مسئولیت کارهای خودت را قبولی نمیکنی، مراقبت بکنید.
رای ما دکتر سعید جلیلی
دوباره با انتخاب غلط پزشکیان ، اشرار دولت روحانی و خاتمی را بر این کشور و ملت حاکم نکنید و دل رهبری را خون نکنید.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی وارد سومین جبهه حق و باطل شده است، گفت: آمریکاییها در مقابله با ایران کم آوردند و دست به دامان سه کشور اروپایی شدهاند.
وی در خصوص تاکید رهبر انقلاب بر قدرتمند شدن اقتصاد ایران افزود: من ۲۲ سال است که در مجمع مشاور رهبری هستم. این دغدغه رهبری را تبدیل به سیاست کرده ایم و از قوای سه گانه خواسته شده که برنامه ریزی بر اساس سیاست های اقتصادی شکل بگیرد و در ابعاد مختلف زیر نظر رهبر معظم انقلاب سیاستگذاری کرده ایم وبه قوای سه گانه ابلاغ شده است . اما تلاش لازم در زمینه اقتصاد رخ نداده است.
رضایی گفت: اندیشه وابستگی و لیبرالی تردید ایجاد می کند و تردیدها کارها را متوقف می کند. ۷۰-۸۰ سال است که لیبرالها کشور را معطل کرده اند. ما در دفاع و امنیت تردید نداریم و هر روز هم یک فناوری جدید در دفاع به دست می آوریم. اما در اقتصاد و کشاورزی و صنعت همچنان با اندیشه های مردد و سنتی پیش می رویم. بزرگترین افتخار اندیشه وابستگی، همین برجام بود که معامله ای صورت گرفت اما آمریکا و اروپا به تعهدات خود عمل نکردند. طرفداران این اندیشه باید به مردم ایران بگویند که اشتباه کردیم و با صداقت با مردم گفتگو کنند. همانطور که سپاه اشتباه خود را به مردم گفت.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: باید جبهه کفار و دشمنان مشخص شود و آنگاه حرف اصلی را در اقتصاد بزنیم. روزی که با کشورهای منطقه بازار مشترکی شکل بدهیم و با اروپا و ژاپن و چین رقابت کنیم و آن روز که دیر هم نیست در اقتصاد هم با افتخار سرمان را مانند دفاع مقدس بالا خواهیم گرفت.
متن کامل در اینجا

در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پیروزی باید عرض کنم که انقلاب اسلامی ایران در اکثر اهداف و زمینهها موفق بوده است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینهای مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتی در جنگ پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات چیزی به دست نیاوردند. البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری مینگریستیم و میرسیدیم ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده ایم.هر روز ما در جنگ برکتی داشتهایم که در همه صحنهها از آن بهره جستهایم.
ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختهایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیدهایم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشههای انقلاب پر بار اسلامیمان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطندوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم،

این فایلها، اسلایدهای پاورپوینت هستند که نبدیل به pdf شده و علاوه بر مطالعه برای تدریس در ادارات و دانشگاهها یا نمایش در مساجد و مراکز فرهنگی بسیار مفید هستند.

فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در حاشیه تشییع پیکر مادر شهید بروجردی در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شهدای ایران؛ با اشاره به جایگاه والای این مادر بزرگوار گفت: والده مکرمه شهید بروجردی از مصادیق بارز این فرمایش حضرت امام(ره) هستند که فرمودند از دامن زن مرد به معراج می رود.
وی با بیان اینکه در حقیقت این مادر با تربیت چنین فرزند شجاع، رشید و متعهدی دِین خودش را به اسلام و مسلمین ادا کرد، اظهار داشت: اگرچه این مادر از لحاظ وضعیت مالی و اقتصادی در شرایط خوبی نبود و جزو افراد مرفه بحساب نمی آمد اما به لحاظ فکری و عقیدتی یک انسان بسیار غنی بود بنحوی که خودش با حرف های کاملا روشنگرانه و هدایت هایی که داشت برای گره گشایی از امور اسلام و مسلمین نقش حائز اهمتی داشت.
رئیس سابق بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در ادامه افزود: ایشان با وجود اینکه از نظر سواد عمومی سواد بالایی نداشت اما از نظر بصیرت و آگاهی جز خواص طرفدار حق در جامعه بود بنحوی که در کوران ها و حوادث مختلف با موضع گیری های اصولی و درست خودش در تهران، لرستان و کردستان روشنگری و هدایت می کرد و در جاهایی که نفوذ کلام داشت برای تبیین مواضع امام و رهبری دریغ نمی کرد.
باقرزاده با بیان اینکه ایشان با وجود کهولت سن، نیازهایی هم داشت اما مناعت طبع و روح بلند این مادر مانع از این بود که خواسته های خودش را بخواهد مطرح کند، به خاطره ای از این مادر شهید اشاره کرد و افزود: این خاطره مربوط به حدود 15 سال قبل می شود و من به نقل از شخص مادر شهید می گویم. ایشان حتی برای کوبیدن میله پرده به تنهایی اقدام می کند و در خلال این نصب میله پرده که روی یک چهارپایه ای رفته بود بالای آن به زمین می خورند و سرش به جسم سختی می خورد و بی هوش می شود. اینطور که ایشان نقل کردند لحظاتی بعد می بینند که فرزند عزیز و شهیدش محمد بروجردی که سالها قبل به شهادت رسیده بود، سر مادر را بر روی دامن گرفته و او را نوازش می کند که این الطفات و توجه شهید به خانواده است.
فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در صحبت های خود را با خبرنگار شهدای ایران با نقل خاطره ای از شهید محمد بروجردی به پایان رساند و گفت:شهید بروجردی خاطره ای را تقریبا ده روز قبل از شهادتش نقل کرده که من با یک واسطه و از طریق یکی از سرداران برای شما نقل می کنم.
شهید عزیز می فرمودند "در دوران کودکی و در ایام عید نوروز که وضع مالی مان خوب نبود، می دیدم که بچه های کوچک همه وضع ظاهری شان از نظر لباس و پوشش مرتب و نو شده و من هم دوست داشتم اما این اتفاق به دلیل مشکلات مالی امکان پذیر نبود. به مادر اصرار کردم. مادر چندبار به من گفت که امکان تهیه لباس نو ندارم اما اصرار زیاد از حد من باعث شد مادر کمی ناراحت شود و تشری به من بزند و من با حالت گریه به خواب رفتم.
در عالم خواب امیرالمومنین علی علیه السلام ابوالایتام را در خواب دیدم. آقا به من گفتند چرا مادر را ناراحت کردی. از این به بعد هر چه خواستی از خودم بخواه.
و ایشان می فرمود از آن لحظه که از خواب بیدار شدم و تا این لحظه (ده روز قبل شهادت) تا کنون هیچ رغبتی به مسایل دنیایی پیدا نکردم. "
خب کسی که مورد عنایت امیرالمؤمنین علیه السلام قرار می گیرد و چنین مادری نیز او را تربیت کند طبعا باید چنین شگفتی هایی را هم در روابط انسانی، اخلاقی و اجتماعی و در صحنه جهاد و شهادت بیافریند و چنین نقشی را ایفا کند و افتخاری باشد برای جامعه انقلابی و اسلامی کشورمان و خدا رحمت کند این مادر و فرزند شهیدش را.

خالد غسان الخطیب یکی از جوانان استان حماه و سلمیه بود که پله های ترقی را به سرعت طی کرد و در مدت کوتاهی تبدیل به یکی از بهترین خبرنگارهای میدانی در سوریه و شبکه RT روسیه شد .
وی خبرنگاری را بصورت حرفه ای با تحصیل در آکادمی بین مللی سوریه در دمشق آغاز کرد و موفق به دریافت مدرک خود از این مرکز شد.
اولین گام حرفه ای او در عرصه خبرنگاری بعنوان خبرنگار در سایت شرق الاوسط در دمشق بود( که هم اکنون این بخش غیرفعال است) . سپس خالد بعنوان ویرایشگر در سایت عربی Sputnik مشغول به کار شد . پس از مدتی کوتاه و با توانایی هایی که از خود نشان داد به شبکه RT روسیه (بخش عربی) منتقل شد و بعنوان خبرنگار میدانی برای این این شبکه معتبر و معروف مشغول به کار شد .
خالد تنها یک برادر دارد .
شغل اصلی پدر او خیاطی میباشد.
نحوه شهادت:
خودروی وی و یکی از فرماندهان میدانی زمانی که در حال انتقال بین خطوط اصلی نبرد بود، توسط موشک ضد زره داعش مورد اصابت قرار گرفت و در پی این حادثه خالد الخطیب زمین را به مقصد آسمان ترک کرد .
لروحک سلام …
یاد و خاطره ی خالد و تمام شهدای خبرنگار گرامی باد و تا ابد در قلب های ما زنده خواهند ماند …
خالد خبرنگاری شجاع و میهن دوست از سلمیة بود که در سالهای اخیر در پوشش اخبار جنگی در سوریه همکاری نزدیکی با گروه تحولات جهان اسلام داشت و در عملیات ارتش سوریه در شرق حمص به شهادت رسید. مرداد 96
*تصاویری از شهید خالد الخطیب*
به نقل از : تحولات جهان اسلام


فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لا یُوقِنُونَ ﴿٦٠﴾ سوره روم
پس تو صبر پیشه کن، که وعدهی خدا البته حق و حتمی است و مراقب باش که مردم بی علم و یقین و ایمان (مقام حلم و وقار) تو را به خفت و سبکی نکشانند. (۶۰)
تفسیر المیزان- علامه طباطبایی(ره):
یعنى به هر عکس العملى که با تو روبرو مى شوند بساز، و در برابر اینکه مى گویند: (ان انتم الا مبطلون ) و سایر زورگوییهایشان صبر کن، که وعده خدا حق است و اگر او وعده داده که یاریت کند، قطعا خواهد کرد، همچنان که در آیات قبل نیز فرموده : (و کان حقا علینا نصر المومنین )، پس کسانى که یقین به وعده خداى سبحان ندارند، تو را سست نسازند.
و اینکه بعضى گفته اند مراد از ( لا یوقنون )، این است که به آنچه از آیات بینات که برایشان مى خوانى یقین ندارند، و آن را تکذیب نموده تو را با اباطیل خود اذیت مى کنند، صحیح نیست، چون همان طور که گفتیم وعده آخر آیه و اول آن یکى است، و آن وعده به نصرت است.
6- کسانی به فکر تضعیف و تحقیر رهبر هستند که به راه حقّ یقین ندارند. «الّذین لایوقنون» تفسیر نور -حاج آقای قرائتی

شهادت محسن حججی | سخنگوی الحشد الشعبی درباره نحوه اسارت شهید محسن حججی توضیحاتی داد. وی به نقش آمریکا در اسارت اسیر ایرانی داعش اشاره کرد. به گفته وی، اسارت شهید محسن حججی در حمله داعش، بلافاصله پس از حمله هوایی آمریکا به مواضع الحشد الشعبی اتفاق افتاده است...

اَیُّهَا النّاسُ لَوْ لَمْ تَـتَخاذَلوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ وَ لَمْ تَهِنوا عَنْ تَوْهینِ الْباطِلِ، لَمْ یَطْمَعْ فیکُمْ مَنْ لَیْسَ مِثْلَکُمْ وَ لَمْ یَقْوَ مَنْ قَوىَ عَلَیْکُمْ... ؛
اى مردم! اگر در یارى حق کوتاهى نمى کردید و در خوار ساختن باطل سستى نمى نمودید، کسانى که هم پایه شما نیستند، در مورد شما طمع نمى کردند و هیچ قدرتى بر شما مسلط نمى شد.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص241

پیکار دائمی حق و باطل
تاریخ بشریت با حوادث گوناگون و کش و قوسهای بسیار خود، همواره صحنه ی نبرد دائمی نیروهای حق و باطل بوده است. نبرد بی امانی که از ریارویی حق و باطل و خیر و شر و درست و نادرست منشاء گرفته و اینک نیز ادامه دارد.
درست است که حق و باطل دو مفهوم انتزاعی و قرار دادی است و معیارهای آن در بیشنهای مختلف و مکتب های فکری گوناگون تفاوت می کند اما به هر حال با توجه به مستقلات عقلی و معیارها و ضابطه های مشترکی که نوع انسانها به سائقه ی عقل و فطرت آنها را می پذیرند می توان در مفهوم حق و باطل به نحوی به توافق رسید، و اگر چنین توافقی دست نداد واضح است که منظور ما از حق و باطل در این بحث مفهومهای تعریف شده در مکتب انبیای الهی است که معیارهای خاص خود را دارد.
در هر حال حق و باطل یا خیر و شر در طول تاریخ همواره روی در روی هم بوده و هر کدام طرفداران و مبلغانی داشته اند و بسیاری از درگیری ها و جنگها در اثر تضاد میان حق و باطل رخ داده که گاهی به پیروزی آن و گاهی به پیروزی این انجامیده است.
امیرالمومنین (ع) این حقیقت را با ظرافت خاصی بیان می کند و حاکمیت متناوب حق
[صفحه 56]
و باطل را در قرون و اعصار خاطرنشان می سازد و بخصوص این مطلب امیدوار کننده را متذکر می شود که هرچند طرفداران حق اندک باشند بازهم احتمال پیروزی آنان بر اهل باطل بعید نیست.
حق و باطل و لکل اهل فلئن امر الباطل لقدیما فعل و لئن قل الحق فلربها و لعل و لقلما ادبر شئی فاقبل.[1] .
حقی است و باطلی و برای هر کدام اهلی است پس هرگاه باطل حکومت کند از دیرباز این اتفاق افتاده است و اگر حق کاستی گیرد احتمال آن می رود. بسیار کم اتفاق می افتد که چیزی که رفته است بازگردد.
در بیان دیگری طرفداران حق را مخاطب قرار می دهد و از آنها می خواهد که هرگز از این جهت که احیانا در اقلیت قرار دارند و از امکانات کمتری برخوردارند، وحشت نکنند و دچار یاس و دلتنگی نشوند. این مساله وحشت آور است که انسان در راه باطل گام بردارد:
ایهاالناس لاتستوحشوا فی طریق الحق لقله اهله[2] .
ای مردم در طریق حق به دلیل کمی طرفداران آن وحشت نکنید.
لایونسنک الا الحق و لا یوحشنک الا الباطل.[3] .
جز حق چیزی مایه ی انس تو نباشد و جز باطل چیزی تو را به وحشت نیندازد.
از این سخنان امام چنین برمی آید که کثرت یا قلت طرفداران و هواخواهان یک فکر و مکتب نمی تواند ضابطه ای برای درستی و نادرستی آن باشد و چنان نیست که اگر اکثریتی خواستار چیزی شدند و به دنبال هدفی رفتند، الزاما حق با آنها است و اقلیت به راه خطا می روند. بلکه برعکس ممکن است اقلیتی با آگاهی خاصی هدفی را دنبال کنند
[صفحه 57]
که حق است و خیر و صلاح با آن مطابقت می کند. بنابراین نه انبوهی جمعیت نشانه حقانیت است و نه کم بودن طرفدار دلیل تباهی و فساد است. اریک فروم درباره سلامت جامعه به درستی گفته است:
«آنچه طرز تفکر یک جامعه را به بیراهه می کشاند تایید عمومی افکار و تصورهای آنان است. مردم ساده لوح تصور می کنند که شرکت اکثریت مردم در یک فکر یا احساس، دلیل ارزشمند بودن آن است و جز آن حقیقت دیگری در میان نیست. این تایید هیچ گونه مبنای منطقی ای برای سلامت روان ندارد. همان طور که ممکن است دو فنر دارای یک فکر نادرست مشترک باشند، امکان دارد که میلیونها نفر نیز در داشتن یک فکر نادرست شریک باشند.»[4] .
واقعیت این است که در تمام زمانها طرفداران حق در اقلیت بوده اند ولی هواخواهان باطل جمعیت بیشتری داشته ان و این در حالی است که انسان بر اساس فطرت پاک خود حق را دوست می دارد و باطل را طرد می کند پس چگونه انسان برخلاف میل فطری و ذاتی خود گام برمی دارد و بیشتر به سوی شر و فساد کشیده می شود و باطل را انتخاب می کند؟
با استفاده از بیانات امام در نهج البلاغه، به این سوال می توان به دو گونه پاسخ داد:
الف - باطل هرگز خود را بی پرده و عریان نشان نمی دهد بلکه همیشه در پوششی از حق و با چهره ای موجه و معصوم جلوه می کند و آنچه از باطل عرضه می شود در واقع باطل صرف نیست بلکه آمیزه ای از حق و باطل است که فریبکارانه ارائه شده و رونق بازار یافته است.
امام این حقیقت بلند را با بیانی که خاص خود اوست چنین فرموده است: فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم یخف علی المرتادین و لو ان الحق خلص من لبس البال انقطعت عنه السن المعاندین و لکن یوخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنا لک یستولی الشیطان علی اولیائه و ینجو الذین سبقت لهم من الله الحسنی.[5] .
[صفحه 58]
اگر باطل به طور کامل از حق جداگردد برای آنها که در جستجوی حق هستند پوشیده نمی ماند و اگر حق از پوشش باطل خلاص شود، زبان معاندان از آن قطع می گردد ولی قسمتی از این و قسمتی از آن را می گیرند و به هم می آمیزند. اینجاست که شیطان بر دوستان خود غلبه می کند و تنها کسانی که مورد رحمت خداوند قرار گرفته اند نجات پیدا می کنند.
بدین سان آمیختگی حق با باطل و خدعه و نیرنگ به کار گرفته شده در این شگرد ماهرانه، باطل را قابل عرضه می کند و سبب می شود که جمعیت به سوی آن جلب شوند. در چنین شرایطی وظیفه حق پرستان این است که با موشکای حق را از باطل جداسازند تا مردم چهره ی کریه باطل را بی نقاب و عریان تماشا کنند و از آن دوری جویند. این کاری است که امیرالمومنین (ع) آن را انجام می دهد:
و ایم الله لابقرن الباطل حتی اخرج الحق من خاصرته.[6] .
به خدا سوگند شکم باطل را می شکافتم تا حق را از درون آن خارج سازم.
فلا نقبن الباطل حتی یخرج الحق من جنبه.[7] .
باطل را می شکافیم تا حق از درون آن خارج شود.
به عقیده ی امام یکی از هدفهای بعثت و رسالت انبیاء نیز همین است. آنها با تلاشهای پیگیر و رهنمودهای روشنگرانه ی خود حق را بوضوح نشان دادند و در نتیجه نیروهای باطل سرکوب شدند و هیبت گمراهان از بین رفت. امام در توصیف پیامبر گرامی اسلام (ص) و در مقام بیان ماموریتهای آن بزرگوار می فرماید:
و المعلن الحق بالحق و الدافع جیشات الاباطیل و الدامغ صولات الاضالیل.[8] .
[صفحه 59]
او کسی است که حق را به حق آشکار کرد و لشکرهای باطل را دفع نمود و صولت گمراهان را درهم شکست.
ب - طرفداری از حق و التزام به آن دشوار است زیرا این کار برای انسان تعهدهایی به وجود می آورد که با نفس راحت طلب انسان سازگاری ندارد. اما باطل چنان نیست. اهل باطل هیچ گونه تعهد و مسئولیتی برای خود نمی بینند، آنان عنان نفس را رها کرده اند و در اعمال شهوتها و جاه طلبی ها برای خود محدودیتی قایل نیستند. اگر آدمیزاد، ارزشها و اصالتهای انسانی را کنار بگذارد و زندگی حیوانی را برگزیند، طرفداری از حق برای او دشوار خواهد بود. بنابراین یکی دیگر از علل کثرت پیروان باطل و قلت پیروان حق، دشواری طرفداری از حق و آسانی طرفداری از باطل است. امام ضمن بیان این حقیقت، تحمل آن دشواری را شیرین و گوارا و برخورداری از این آسانی را دردآور و مشکل آفرین می داند:
ان الحق ثقیل مریئی و الباطل خفیف و بیئی.[9] .
همانا حق، سنگین اما گواراست و باطل سبک اما بلاخیز و مرگ آور است.
طبق این بیان، باطل هرچند هم آسان و فریبنده باشد عاقبت خوشی ندارد و سرانجام از بین خواهد رفت و همانند باتلاقی متعفن و بیماری زا و آلوده است ولی حق با همه دشواریها چون مطابق با اساس خلقت است گوارا و پابرجاست. به تعبیر قرآن، باطل مانند کف روی آب است که بالاخره هیچ و پوچ خواهد شد و حق مانند باران رحمتی است که در زمین فرومی رود و مردم از آن برخوردار می شوند.[10] .
همانا حق، سنگین اما گواراست و باطل سبک اما بلاخیز و مرگ آور است.
طبق این بیان، باطل هرچند هم آسان و فریبنده باشد عاقبت خوشی ندارد و سرانجام از بین خواهد رفت و همانند باتلاقی متعفن و بیماری زا و آلوده است ولی حق با همه دشواریها چون مطابق با اساس خلقت است گوارا و پابرجاست. به تعبیر قرآن، باطل مانند کف روی آب است که بالاخره هیچ و پوچ خواهد شد و حق مانند باران رحمتی استکه در زمین فرومی رود و مرحوم از آن برخوردار می شوند.[11] .
و سخن آخر:
من صارع الحق صرعه.[12] .
آن کس که با حق دربیفتد، زمین می خورد.
[صفحه 60]
صفحه 56، 57، 58، 59، 60.