سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها
امکانات

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدینه» ثبت شده است

https://www.alef.ir/files/post/lg/2019/24/125351.jpg

 1. بیت الاحزان
2. قبر مطهر چهار امام معصوم (ع)

3. قبر حضرت خدیجه کبری (س)

4. قبر عباس عموی پیامبر (ص)
5. دختران پیامبر (ص)
6. همسران پیامبر (ص)
7. فاطمه بنت اسد- مادر حضرت علی (ع)

 

تصاویر قبرستان بقیع در آن مقطع، از آن رو دارای اهمیت است که چند سال بعد، با روی کار آمدن آل سعود و وهابیون در عربستان و پایان قدرت عثمانی‌ها در این دیار، گنبد و بارگاه موجود توسط فرقه ضاله وهابیت تخریب شد.

این اقدام در آن زمان، مورد اعتراض دولت ایران قرار گرفت .
گفتنی است، سعودی‌ها سال 1340 قمری (1301 شمسی)، قدرت را در عربستان به دست گرفتند و سال 1343 قمری (1304 شمسی) ‌ساختمان‌های موجود در بقیع را تخریب کردند.

تصویر بقیع قبل از تخریب

 اللهم العن آل سعود

هشتم شوال سالروز تخریب بقیع توسط وهابی‌های خبیث تسلیت باد
تصویر فوق مربط به قبل از تخریب قبر چهار امام معصوم در قبرستان بقیع است .(1342هجری قمری)

یک روضه امام زمانی و مطالب کامل تر در ادامه ....

۳ نظر موافقین ۱ ۲۸ فروردين ۰۳ ، ۱۳:۲۱
ع . شکیبا---۹۵۷

هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

امروز یکم ربیع الاول هجری قمری مصادف با سالروز هجرت پیامبر گرامی اسلام از مکه به مدینه است که به دلیل اهمیت در اسلام به عنوان مبدأ تاریخ مسلمانان در دو تقویم هجری شمسی و هجری قمری منظور شده است.

هجرت حضرت محمد (ص) که گاهی به خلاصه هجرت نیز خوانده می‌شود، واقعهٔ هجرت حضرت محمد (ص)، پیامبر اسلام و همراهانش از شهر مکه به یثرب است که در سال ۶۲۲ میلادی صورت گرفت و منجر به ایجاد اولین حکومت اسلامی در یثرب که بعدها مدینة النبی یا مدینه نامیده شد، گردید.

هجرت پیامبر اسلام، درسها و اندرزها

۰ نظر موافقین ۱ ۲۶ شهریور ۰۲ ، ۰۰:۲۹
ع . شکیبا---۳۴۰

http://www.amazing.ir/wp-content/uploads/2013/10/hou11631.jpg

عید سعید قربان بر شما و همه مسلمانان جهان مبارک باد

مخصوصا ملت های مظلوم  تحت ستم به رفع ظلم و فرج امام زمان (عج)

۵ نظر موافقین ۲ ۰۸ تیر ۰۲ ، ۰۰:۲۹
ع . شکیبا---۹۰۲

https://ffll.ut.ac.ir/documents/54448535/0/96-05-09-2.jpg?t=1501665523055

ولادت با سعادت حضرت امام رضا (ع) بر همه شما عزیزان مبارک باد

سخن امام رضا (ع)

مطالب مرتبط با «امام رضا (ع) و مشهد مقدس»

۱۰ نظر موافقین ۰ ۰۶ خرداد ۰۲ ، ۰۰:۳۳
ع . شکیبا---۱۶۴۲

https://didifilm.com/wp-content/uploads/2018/09/28-safar-14.jpg

هفتم صفر ، سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) به روایتی


۱۳۹۳ سال پیش در چنین روزی، هفتم صفر سال ۵۰ هجری قمری و به روایتی ضعیف‌تر در ۲۸ صفر امام حسن مجتبی (ع)، نوه پاک رسول گرامی اسلام (ص)، به شهادت رسید.

امام حسن (ع) فرزند حضرت فاطمه (س)، دختر گرامی حضرت محمد (ص)، در سومین سال هجرت پیامبر اسلام به مدینه، در این شهر متولد شد. امام حسن (ع) این افتخار را داشت که هفت سال اول عمر خود را در پرتو تربیت الهی جدش پیامبر اسلام (ص) با تعالیم و معارف اسلامی آشنا شود. ۳۷ سال از عمر مبارک امام حسن (ع) گذشته بود که پدر بزرگوارش حضرت علی (ع) به شهادت رسید و وظیفه خطیر هدایت جامعه اسلامی و نشر و گسترش قوانین قرآن و سنت پیامبر (ص) بر عهده امام حسن (ع) قرار گرفت. مسلمانان پس از شهادت حضرت علی (ع) با امام حسن (ع) بیعت کردند. امام حسن (ع) پس از رسیدن به خلافت، با کارشکنی معاویه بن ابوسفیان مواجه شد و در نتیجه، سپاهی را که پدرش برای جنگ با معاویه تدارک دیده بود، آماده کرد، اما امویان با حیله و نیرنگ، یاران امام حسن (ع) را از اطرافش پراکنده کردند. به تدریج آن بزرگوار متوجه شکاف عمیق بین سپاهیان خود شد که احتمال پیروزی در جنگ را بشدت کاهش می‌داد. در این زمان امام حسن (ع) که اساس دین اسلام را در خطر می‌دید، به خاطر حفظ مصالح مسلمانان، صلح با معاویه حاکم اموی را پذیرفت. اما نفوذ معنوی و محبوبیت امام حسن (ع) در بین مردم چنان بود که حاکم اموی از آن حضرت سخت در هراس بود. وی می‌دانست که روشنگری‌های امام حسن (ع) در مورد ماهیت امویان، پایه‌های حکومت آنان را تهدید می‌کند. به همین دلیل معاویه در توطئه ای، امام حسن (ع) را مسموم کرد و به شهادت رساند.

مطالب مرتبط : امام حسن مجتبی (ع) ، اهل بیت (ع) ، شهادت

۰ نظر موافقین ۱ ۱۲ شهریور ۰۱ ، ۱۰:۰۵
ع . شکیبا---۸۳

سیره حضرت زینب سلام الله علیها

ولادت

حضرت زینب کبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده، و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام، لقب و کنیه آن حضرت: نام مبارک آن بزرگوار زینب، و کنیه گرامیشان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الکبرى، شریکة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، کامله و ...

پدر بزرگوار آن حضرت، حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

همسر گرامى آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود. براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نامهاى على، عون، و جعفر و یک دختر به نام ام کلثوم ذکر شده است.

پرستارى مادر

روزهایى بر حضرت فاطمه زهرا (س ) گذشت که بر اساس دردهاى فراوان حدود90 روز بسترى بود. ناگفته پیداست که چنین بیمارى نیاز به پرستار دارد، لذا حضرت زینب در سن 5 سالگى از مادر پذیرایى و پرستارى مى کرد و متاءسفانه طولى نکشید که به فراق مادر مبتلا گردید.

القاب حضرت زینب (س )

عالمه غیر معلمه : داناى نیاموخته فهمة غیر مفهمه : فهمیده بى آموزگار کعبة الرزایا: قبله رنجها.

نائبة الزهراء: جانشین و نماینده حضرت زهرا (س ) نائبة الحسین : جانشین و نماینده حضرت حسین (ع ) ملیکة الدنیا: ملکه جان ، شهبانوى گیتى

عقیلة النساء: خردمند بانوان .

عدیلة الخامس من اهل الکساء: همتاى پنجمین نفر از اهل کساء.

شریکة الشهید: انباز شهید.

کفیلة السجاد: سرپرست حضرت سجاد.

ناموس رواق العظمه : ناموس حریم عظمت و کبریایى .

سیة العقائل : بانوى بانوان خردمند.

سر ابیها: راز پدرش على (ع )

۰ نظر موافقین ۳ ۲۹ آذر ۹۹ ، ۱۴:۰۶
ع . شکیبا---۵۹۷

http://www.hajij.com/fa/images/stories/pics/1390/11/mad4.jpg

مسجد النبی در غم و اندوه

۲۸صفر رحلت پیغام دار آخرین، خاتم نبوت را نگین، حضرت رسول واپسین، عینیت قرآن کریم، حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله بر مسلمانان جهان تسلیت باد.

پیامبر اکرم (ص) پس از بیست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب­ های فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش، سرانجام در روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه صفر یازدهم هجرت پس از چهارده روز بیماری و کسالت، رحلت فرمودند و در هجرۀ مسکونی خویش در جوار مسجدی که تأسیس کرده بود، به خاک سپرده شد.

 لقد کان لکم فى رسول اللَّه اسوة حسنة لمن کان یرجوا اللَّه و الیوم الآخر و ذکر اللَّه کثیرا» (احزاب /۲۱)

 «مسلماً رسول خدا براى شما سرمشق نیکویى است، براى آن‏ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند.»

۷ نظر موافقین ۱ ۱۲ مهر ۹۸ ، ۱۵:۲۳
ع . شکیبا---۴۳۳

http://www.dana.ir/File/ImageThumb_0_608_458/1230932

امام محمد باقر (ع) در روز جمعه یا دوشنبه یا سه شنبه غره ماه رجب یا سوم ماه صفر سال 57 هجری یا به روایتی دیگر سال 56 هجری، در مدینه به دنیا آمد و در روز دوشنبه هفتم ذی حجه یا ربیع الاول و یا ربیع الاخر سال 114 هجری، در همان شهر بدرود حیات گفت. بنابراین، آن حضرت 57 سال در این جهان زیست. از این مدت چهار سال با جدش امام حسین (ع) و پس از وی 35 سال با پدرش زندگی کرد و هیجده سال بقیه عمرش را به تنهایی به سر برد. بنابر روایتی که در کافی از قول امام صادق (ع) نقل شده است، وی 19 سال و دو ماه بیش از پدرش زیسته است و در همین دوران، امامت شیعیان را عهده دار بوده است.

امام باقر (ع) در مدت امامت خود چند صباحی از خلافت ولید بن عبد الملک و نیز خلافت سلیمان بن عبد الملک و عمر بن عبد العزیز و یزید بن عبد الملک را درک کرد و سرانجام در روزگار خلافت هشام بن عبد الملک وفات یافت. در کتاب اعلام الوری نیز همین قول آمده که با آنچه بعدا خواهیم گفت، صحیح می نماید. ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است:

۲ نظر موافقین ۱ ۱۶ اسفند ۹۷ ، ۱۹:۵۰
ع . شکیبا---۸۵۱

 
آیا امکان دارد که آمنه مادر پیامبر اسلام(ص) را معرفی نمایید؟

آمنه دختر‏ وهب‏ و مادرش برّه (به معنای زن نیکوکار) نام داشت.(1)
آمنه از عبدالله به پیامبر اسلام حامله شد و بر اساس نقل هایی که از او وجود دارد، مصائب و دردهای این دوران را به جهت حامله بودن به پیامبر احساس نکرد: «زمانی که به او (پیامبر اسلام) حامله شدم اصلاً احساس نکردم و در دوران حاملگی اثر سنگینى حمل که بر حسب عادت به زنان دست می دهد به من دست نداد، در این میان خواب دیدم که گویا کسى نزد من آمد و گفت تو به خیر الأنام حامله ای؛ زمانی که هنگام زائیدن رسید، بسیار به من آسان گذشت.(2)

خاطره ای از زیارت قبر مادر توسط پیامبر (ص)

زمانی که پیامبر اسلام، حجة الوداع خود را تمام می کرد و در حال برگشت به مدینه بود، به قبرى رسید که درحال خراب شدن بود. ایشان پیش آن قبر مدت طولانی نشست، سپس به گریه افتاد و در بالای آن قبر گریه کرد. اصحاب به ایشان گفتند: یا رسول اللَّه این قبر کیست؟

فرمود: «قبر مادرم آمنه بنت وهب است. از خدای تعالى درخواست کردم اذن در زیارت وى به من بدهد، پس إذن داد و من به زیارت آمدم». (3)
زمانی که پیامبر خدا (ص) شش ساله بود، آمنه به همراه پیامبر خدا جهت دیدار اقوم خود در مدینه و زیارت قبر عبدالله شوهرش، به مدینه سفر کرد. این سفر به همراه عبدالمطلب جد پیامبر و ام ایمن انجام شد و در برگشت از آن سفر آمنه فوت کرد.(4)

او در سی سالگی درگذشت.(5)

منابع:
(1). شیخ مفید، محمّد بن محمد بن نعمان، المقنعة، ص 456، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.
(2). شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 196، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1395ق.
(3). شیخ مفید، الفصول المختارة، محقق، مصحح، میر شریفی، علی، ج 2، ص 64، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.
(4). طبری آملی، محمد بن جریر، دلائل الامامة، ج 1، ص 188، قم، بعثت، چاپ اول، 1413ق.
(5) یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۰.

http://fa.wikishia.net/images/b/ba/%D9%82%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D9%86%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%28%D8%B5%29_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D8%A1.jpg

قبر آمنه مادر حضرت محمد (ص) در ابواء

نکات مهم تاریخی درباره ابواء

ابواء، نام روستای بزرگی در نزدیک ودان میان راه مکه و مدینه که امروز به نام «مستوره» معروف است، در 19میلی سقیا و 23 تا 27میلی جحفه قرار دارد و یک شبانه روز از دریا فاصله دارد و آب مشروبش از چاههاست. همچنین ابواء نام کوهی در همان نواحی هم هست.

منطقه ابواء تقریباً در میانه راه مکه و مدینه قرار دارد؛ قریه‌ای است آباد و زراعی، در نزدیکی وادی ودان که میان آن وادی و شهر ابواء، 10 کیلومتر راه است.

1. آرامگاه آمنه بنت وهب، مادر حضرت محمد(ص)، که در برگشت از مدینه به مکه در سال 46 قبل از هجرت در ابواء درگذشت. زمانی که قریش برای خونخواهی شهدای خود در بدر، به سمت مدینه می رفتند و به ابواء رسیدند، گروهی خواستند قبر آمنه را نبش کنند، اما ابوسفیان پس از مشورت با صاحبنظران قریش از این کار خودداری کرد. همچنین در واقعه حدیبیه، پیامبر(ص) بر سر قبر مادرش رفت و بر آن گریست و به مرمت و بازسازی آن پرداخت. پس از حجه الوداع هم حضرت به زیارت قبر مادرش رفت و بر آن گریه کرد.

به نقل از تبیان زنجان

ابواء.jpg

برای مادر پیامبر (ص) صلواتی بفرستید.

۰ نظر موافقین ۰ ۲۳ آذر ۹۵ ، ۰۸:۳۲
ع . شکیبا---۱۱۸۳

https://www.ziaossalehin.ir/sites/default/files/styles/medium/public/field/image/ghazveh-bani-mostalag.jpg?itok=VPDhf07C

بنی المصطلق، تیره ای از قبیله خزاعه هستند که با قریش همجوار بودند. گزارش هائی به مدینه رسید که: «حارث بن ابی ضرار» ، رئیس قبیله، در صدد جمع سلاح و سرباز است و می خواهد مدینه را محاصره کند. پیامبر گرامی (ص)، بسان مواقع دیگر تصمیم گرفت فتنه را در نطفه خفه کند. از این جهت، یکی از یاران خود به نام «بریده» را، برای تحقیق رهسپار سرزمین قبیله یاد شده کرد. وی به صورت ناشناس با رئیس قبیله تماس گرفت و از جریان آگاه شد. سپس به مدینه برگشت و گزارش را تأیید کرد. در این موقع، پیامبر با یاران خود، به سوی قبیله «بنی المصطلق» حرکت کرد، و در کنار چاه «مریسیع» با آنها روبرو گردید.جنگ میان دو دسته آغاز شد.جانبازی مسلمانان، و رعبی که در دل قبائل عرب از ناحیه مسلمانان افتاده بود، سبب شد که پس از زد و خورد کوتاهی با کشته شدن ده نفر از دشمن و یک نفر از مسلمانان، آنهم به طور اشتباهی سپاه دشمن متفرق گردند.سرانجام، اموال زیادی نصیب ارتش اسلام شد، و زنان آنها به اسارت درآمدند. (1)

نکات آموزنده این جنگ سیاستهائی است که پیامبر اکرم در حوادث پس از این جنگ اعمال نمود .

برای نخستین بار، آتش اختلاف میان مهاجر و انصار در این سرزمین روشن گشت.اگر تدابیر پیامبر نبود، نزدیک بود که اتحاد و اتفاق آنها، دستخوش هوی و هوس چند نفر کوته فکر شود .

ریشه جریان این بود که پس از خاموش شدن جنگ، دو مسلمان یکی به نام «جهجاه مسعود» از مهاجران، و دیگری به نام «سنان جهنی» از انصار، بر سر آب با یکدیگر اختلاف پیدا کردند. هر کدام طائفه خود را به کمک خویش طلبید. نتیجه این کمک طلبی این شد که مسلمانان، در این نقطه دور از مرکز نزدیک بود به جان یکدیگر بیفتند، و به هستی خویش خاتمه دهند. پیامبر از جریان آگاه شد، و فرمود:

این دو نفر را به حال خود واگذارید، و این فریاد کمک، بسیار نفرت انگیز و بدبو است، (2) و بسان دعوت های دوران جاهلیت است و هنوز آثار شوم جاهلیت از دل اینها ریشه کن نشده است .

«این دو نفر از برنامه اسلام آگاهی ندارند، که اسلام همه مسلمانان را برادر یکدیگر خوانده و هر ندائی که باعث تفرقه گردد، از نظر آئین یکتاپرستی بی ارزش است» .(3)

منافقی آتش اختلاف را دامن می زند

۰ نظر موافقین ۱ ۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۳
ع . شکیبا---۸۳۸
جوان گناه کاری که حضرت زهرا (س) دستشو گرفت


 
حجت الاسلام دانشمند : 
چند وقت پیش توی تهران، توی حسینیه ای منبر میرفتم، یه جوونی اومد نزدیک سی سالش. گفت حاج آقا من با شما کار دارم. گفتم بنویس، گفت نوشتنی نیست. گفتم ببین منو قبول داری؟ گفت آره. گفتم من چند ساله با جوونا کار میکنم، کسی که نتونه حرفشو بنویسه بعدشم نمیتونه بگه. یک و دو و سه و چهار کن و بنویس. گفت باشه.
فرداشب که اومدیم، یه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه را که خوندم دیدم این همونیه که من در به در دنبالش میگشتم. 
فرداشب اومد گفت که: چی شد؟
گفتم: من نوکرتونم، من میخوام با شما یه چند دقیقه صحبت کنم.
وعده کردیم و گفت که: منو چجوری میبینید شما؟
گفتم من نه رمالم نه جادوگرم چی بگم؟
گفت: نه ظاهری، گفتم بچه هیئتی
زد زیر گریه گفت: خاک تو سر من کنند، تو اگر بدونی من چه جنایاتی کردم، چه گناهایی کردم. 
فقط خوب خوبه ای که میتونم بگم از گناهایی که کردم اینه که مادرمو چند بار کتک زدم، پدرمو زدم، دیگه عرق و شراب و کارای دیگه شو، دیگه...
گفتم پس الآن اینجوری!!!!!
گفت حضرت زهرا دستمو گرفت
گفت حاج آقا من سرطانی بودم، سرطانی میدونی یعنی چی؟
گفتم یعنی چی؟
گفت به کسی سرطانی میگن که نه زمان حالیشه، نه مکان، نه شب عاشورا حالیشه، نه تو حسینیه، نه مکان میفهمه
 من سرطانی بودم،یه خونه مجردی با رفیقامون درست کرده بودیم، هرکی هر کی رو جور میکرد تو این خونه مجردی اونجا رختخواب گناه و معصیت...
شب عاشورا هرچی زنگ زدم به رفیقام، هیچکدوم در دسترس نبودند،نه نمازی، نه حسینی، هیچی
 ماشینو برداشتم برم یه سرکی، چی بهش میگن؟ گشتی بزنم،تو راه که میرفتم یه خانمی را دیدم، دخترخانم چادری داشت میرفت حسینیه
خلاصه اومدم جلو و سوار ماشینش کردم با هر مکافاتی که بود، میرسونمت و ....ـ
خلاصه، بردمش توی اون خانه ی مجردی،اینم مثل بید میلرزید و گریه میکرد و میگفت بابا مگه تو غیرت نداری؟ 
آخه شب عاشوراست!!!! بیا به خاطر امام حسین حیا کن!
گفتم برو بابا امام حسین کیه؟ 
توی گریه یه وقت گفتش که: خجالت بکش من اولاد زهرام، به خاطر مادرم فاطمه حیا کن!!! من این کاره نیستم، من داشتم میرفتم حسینیه! 
گفتم من فاطمه زهرا هم نمیشناسم، من فقط یه چیز میشناسم: جوانی، جوانی کردن
جوانی، گناه
جوانی، شهوت
اینارو هم هیچ حالیم نیست
این خانمه گفت: تو اگر لات هم هستی، غیرت لاتی داری یا نه؟ گفت: چطور؟
خودت داری میگی من زمین تا آسمون پر گناهم ، این همه گناه کردی، بیا امشب رو مردونگی لوتی وار به حرمت مادرم زهرا گناه نکن، اگه دستتو مادرم زهرا نگرفت برو هرکاری دلت میخواد بکن
۰ نظر موافقین ۰ ۱۰ مرداد ۹۴ ، ۰۲:۵۰
ع . شکیبا---۶۹۸