سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان ---این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

سخن بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهادت امام صادق» ثبت شده است

https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/05/19/139405191608446955853034.jpg

نگاهی به نحوه شهادت امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر و ضعیف شده بود و به تعبیر یکی از افرادی که امام را درآن روزگار دیده بود از او چیزی نمانده بود جز سرش، کنایه ازاینکه بدن کاملاً فرسوده و نحیف شده بود. سراسر زندگیش به دشواری و سختی و رنج آفرینی گذشته بود. و درسالهای آخر عمر بر میزان محدودیت و احضار و تهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی و رنجش می افزود.

روزی منصور به وزیر دربارش « ربیع » گفت همین اکنون جعفر بن محمد (امام صادق (علیه السلام)) را در اینجا حاضر کن .

ربیع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق(علیه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندی به آن حضرت رو کرد و گفت:

« خدا مرا بکشد اگر تو را نکشم آیا در مورد سلطنت من اشکال تراشی می کنی ؟»

امام: آنکس که چنین خبری به تو داده دروغگو است ...

ربیع میگوید: امام صادق(علیه السلام) را دیدم هنگام ورود لبهایش حرکت می کند، وقتی که کنار منصور نشست، لبهایش حرکت می کرد و لحظه به لحظه از خشم منصور کمتر می شد .

وقتی که امام صادق(علیه السلام) از نزد منصور رفت، پشت سر امام رفتم و به او عرض کردم:

وقتی که شما وارد بر منصور شدید منصور نسبت به شما بسیار خشمگین بود ولی وقتی که نزد او آمدی و لبهای تو حرکت کرد خشم او کم شد . شما لبهایتان را به چه چیز حرکت می دادی ؟

امام صادق(علیه السلام) فرمود : لبهایم را به دعای جدم امام حسین (علیه السلام) حرکت می دادم و آن دعا این است :

یا عُدَّتی عِندَ شِدَّتی وَ یا غَوثِی عِندَ کُربَتی اَحرِسنِی بِعَینِکَ الَّتی لا تَنامُ وَ اکنِفنِی بِِرُکنِکَ الذَّی لایُرام

« ای نیرو بخش من در هنگام دشواری هایم و ای پناه من هنگام اندوهم، به چشمت که نخوابد مرا حفظ کن و مرا در سایه رکن استوار و خلل ناپذیرت قرار بده »

آتش کشیدن خانه امام صادق(علیه السلام)

مفضّل بن عمر می گوید: منصور دوانیقی برای فرماندار مکه ومدینه حسن بن زید پیام داد: خانه جعفر بن محمد (امام صادق (ع)) را بسوزان، اواین دستور را اجرا کرد و خانه امام صادق(علیه السلام) را سوزانید که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق (علیه السلام) آمد و میان آتش گام برمی داشت و می فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّری اَنا بنُ اِبراهِیمَ خَلیلِ اللهِ

« منم فرزند اسماعیل که فرزندانش مانند رگ و ریشه در اطراف زمین پراکنده اند ، منم فرزند ابراهیم خلیل خدا (که آتش نمرود بر او سرد و سلامت شد )»

برنامه قتل امام صادق (علیه السلام)

سرانجام منصور نتوانست پیشرفت امام را ببیند و عظمت او را تحمل نماید. طرح قتل او را از طریق مسموم کردن تهیه نمود.

این نکته را ناگفته نگذاریم که بنی عباس درس مسموم کردن امامان را از پیشوایان واقعی خود، یعنی بنی امیه آموختند. معاویه بارها گفته بود خداوند از عسل لشکریانی دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود میداد.

منصور توسط والی خود در مدینه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند و بعد حیله گرانه به گریه و زاری و عزاداری او پرداخت.  اینکه در امر شهادت امام، منصور دست داشته جای شکی نیست، زیرا که خود بارها گفته بود که او چون استخوانی در گلویم گیر کرده است.

شاید بعضی گفته اند منصور جداً و قلباً دوست نداشت امام را بکشد ولی چه می توان کرد که مقام است و سلطنت! پُست است و موقعیت! مگر هرکسی می تواند از آن بگذرد؟ امر شهادت او را توسط منصور، برخی چون ابوزهره انکار کرده اند، به دلیل ابراز تأسف منصور از مرگ او ؛ و هم گفته اند که این امر خلاف تحکیم پایه های حکومت او بود.  دیگران هم همین افکار را داشته اند  و یا برخی دیگر از آن به تردید یاد کرده اند.  ولی باتوجه به سابقه برخورد و احضار و تهدید منصور، و با توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم می شود بنی عباس چون بنی امیه در خط امام کشی بودند و آنها شش تن از امامان ما را مسموم کرده اند. آری او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد و آن مصلحتی و ظاهری بود.

 منبع: تبیان
لعنت خدا و رسولش بر منصور دوانقی و قاتلین اهل بیت (ع)

قبر متبرک امام حسن مجتبی(ع)امام سجاد(ع)امام محمد باقر(ع)امام جعفر صادق(ع)
شهادت امام جعفر صادق(ع) را به همه شیعیات و دوستداران اهل بیت (ع) تسلیت عرض می کنیم.
۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۸
ع . شکیبا

http://www.axgig.com/images/91655351815544742549.jpg

مداحی ائمه بقیع (ع) : سلام من به چهار امام بی حرم ...

پایگاه مداحی حاج میثم مطیعی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۶ ، ۱۸:۲۳
ع . شکیبا

احمد تقی نژاد کشاورز ساده ای که در حین خدمت سربازی خواب امام صادق را می بیند و تصمیم می گیرد کاروان صادقیه رفسنجان را راه اندازی کند.

احمد تقی نژاد کمال آباد در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار بقاع نیوز گفت: متولد ۱۳۵۱ رفسنجان (روستای حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق) در سال ۱۳۷۲ مشغول خدمت سربازی در پادگان شهید آبشناسان لشگر۲۳ نوهد در بخش عقیدتی سیاسی بودم در یکی از شبهای زمستان که با یکی از برادران اهل سنت از بندر ترکمن مباحثه ای داشتیم در آن مباحثه جواب سوالات او را دادم. شب دعای توسل را خواندم از معبودم خواستم که حق را برایم اثبات نماید . در عالم رویا خواب دیدم در جمکران هستم ودعای توسل خوانده میشد وقتی به اسم مقدس حضرت علی علی السلام رسید منبری از نور مشاهده نمودم که درقالب عبارت لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفغار مثل منظره غدیرساطع شد. از عظمت نور بی هوش شدم وقتی به هوش آمدم مولا امام صادق علیه السلام را دیدم که به من فرمودند: ابومحمد بدان گرچه شیعیان ما قلیل هستند مذهب شیعه تنها مذهبی که در زمان امام عصر (عج) باقی می ماند والعاقبه للمتقین. شخصی که همراهش به نا م هادی بود به من گفت آقا را شناختی ؟ گفتم نه گفت ایشان حضرت صادق الائمه علیه السلام میباشد. میخواستم به احترامشان بلند شوم که از خواب بیدار شدم.

خوابم را به حاج آقا گفتم و تعبیر خواستم. ایشان گفت خیر است اینکه فرمودند: ابومحمد خدا فرزند پسری به شما عطا میکند که نامش را محمد بگذار و دیگر اینکه برای امام صادق علیه السلام خدمتی کن که بی نظیرباشد. در یک شب جمعه من به حرم حضرت فاطمه معصومه (س) رفتم؛ بی بی را زیارت کردم و خدا را به فاطمه معصومه(س) قسم دادم که کمک کند و مرا یاری دهد تا بتوانم رفسنجان را سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیه السلام دارالصادقیون قرار دهم. و برای اربابم امام صادق (علیه السلام) غریب نوازی کنم. عهد بستم بعد از اتمام خدمت سربازی یک پنجم درآمد کارگریم را نذر مولا کنم تا زمانی که منبع درآمدی برایش تامین شود. اگر روزی ۱۰۰۰ تومان کار کنم ۲۰۰ تومن به حساب مولا واریز کنم. در ۱۸ اسفند ۱۳۷۲خدمت سربازی ام تمام شد. شغل من کارگر روزمزد کشاورزی بود . ما با یاری خدا و همت مردم در هیجدهم فروردین ماه سال ۱۳۷۳ هجری شمسی مطابق با ۲۵ شوال ۱۴۱۴ قمری مصادف با سالروز شهادت امام صادق (علیه السلام) در روستای حسن آباد نوق رفسنجان انجمن محبین صادق الائمه (علیه السلام) با هدف تکریم مقام عالی حضرت امام صادق (علیه السلام) و با شعار “جانم امام صادق (علیه السلام)” تشکیل دادیم. مردم روستا نام مقدس حضرت را مزین به روستای نمودند و اهالی روستا خادمین صادقیه در راه احیای فرهنگ صادقیه و برای اقامه عزای آن حضرت از جان و دل حمایت خود را اعلام کردند. تا اینکه در سال ۱۳۷۶ ازدواج کردم با فروش طلاها و وسایل اضافه جهیزیه همسرم و پس اندازهایی که از سالهای قبل جمع کرده بودم توانستم یک قطعه زمین را پسته کاری کنم و با هدف قراردادن رفسنجان به عنوان سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیه السلام (دارالصادقیون) وقف نمایم. با توجه به این که باغ پسته امام صادق علیه السلام ثمر داد....

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۱۷
ع . شکیبا